فیلترها
نتایج جستجو برای «بردبار»: ۱۴۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العِلمُ خَليلُ المُؤمِنِ، وَالعَقلُ دَليلُهُ، وَالعَمَلُ قَيِّمُهُ، وَالحِلمُ وَزيرُهُ، وَالصَّبرُ أميرُ جُنودِهِ، وَالرِّفقُ والِدُهُ، وَاللّينُ أخوهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش، دوست مؤمن است و خرد، راهنماى او؛ كار، سرپرست او و بردبارى، وزيرش؛ شكيبايى، فرمانده سربازان اوست و مدارا، پدرش و نرم خويى، برادرش.
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 161 ح 4659 عن الحسن، نوادر الاُصول: ج 1 ص 130 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 10 ص 133 ح 28663 وص 144 ح 28732؛ تحف العقول: ص 55، بحار الأنوار: ج 69 ص 367 ح 3 نقلاً عن كتاب الشهاب.
عنه عليه السلام:لا شَيءَ أحسَنُ مِن عَقلٍ مَعَ عِلمٍ، وعِلمٍ مَعَ حِلمٍ، وحِلمٍ مَعَ قُدرَةٍ. ۱
امام على عليه السلام:هيچ چيزى زيباتر از خردِ همراه با دانش، دانشِ همراه با بردبارى و بردبارىِ همراه با توانمندى نيست.
۱.غرر الحكم: ح 10909.
الإمام الحسن عليه السلام:اِعلَموا أنَّ العَقلَ حِرزٌ وَالحِلمَ زينَةٌ. ۱
امام حسن عليه السلام:آگاه باشيد كه خرد، نگه دارنده است و بردبارى، زينت.
۱.إرشاد القلوب: ص 199.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
عنه عليه السلام:العَقلُ مَركَبُ العِلمِ، العِلمُ مَركَبُ الحِلمِ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، راهوار دانش، و دانش، راهوار بردبارى است.
۱.غرر الحكم: ح 816 و 817، عيون الحكم والمواعظ: ص 30 ح 478 و 479.
الإمام عليّ عليه السلام:ثَلاثٌ مَن كُنَّ فيهِ كَمُلَ إيمانُهُ: العَقلُ، وَالحِلمُ، وَالعِلمُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه سه خصلت در او باشد، ايمانش كامل است: خرد، بردبارى و دانش.
۱.غرر الحكم: ح 4658، عيون الحكم والموعظ: ص 211 ح 4218.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِمَن قالَ لَهُ: أخبِرني عَنِ العَقلِ ما هُوَ؟ وكَيفَ هُوَ؟ وما يَتَشَعَّبُ مِنهُ وما لا يَتَشَعَّبُ؟ وصِف لي طَوائِفَهُ كُلَّها ـ: إنَّ العَقلَ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ، وَالنَّفسُ مِثلُ أخبَثِ الدَّوابِّ، فَإِن لَم تُعقَل حارَت، فَالعَقلُ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ، وإنَّ اللّهَ خَلَقَ العَقلَ فَقالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ، وقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: وعِزَّتي وجَلالي، ما خَلَقتُ خَلقًا أعظَمَ مِنكَ ولا أطوَعَ مِنكَ، بِكَ اُبدِئُ وبِكَ اُعيدُ، لَكَ الثَّوابُ وعَلَيكَ العِقابُ. فَتَشَعَّبَ مِنَ العَقلِ الحِلمُ، ومِنَ الحِلمِ العِلمُ، ومِنَ العِلمِ الرُّشدُ، ومِنَ الرُّشدِ العَفافُ، ومِنَ العَفافِ الصِّيانَةُ، ومِنَ الصِّيانَةِ الحَياءُ،
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ كسى كه پرسيد: خرد چيست و چگونه است؟ چه چيزهايى از خرد، پيدا مى شود؟ و انواع خرد، كدام است؟ ـ: خرد، بازدارنده از نادانى است. نفْس، به سانِ پليدترينِ چارپايان است و اگر مهار نشود، حيران مى گردد. پس خرد، بازدارنده از نادانى است.
همانا خداوند، خرد را بيافريد و بدو فرمود: «روى آور». پس روى آورد، و بدو گفت: «باز گرد». پس باز گشت. آن گاه خداوند به عزّت و جلال خويش، سوگند ياد كرد كه: «آفريده اى بزرگ تر از تو و فرمانبرتر از تو نيافريدم. [نعمت هاى خود را]با تو آغاز مى كنم و با تو باز مى گردانم. پاداش و كيفر، از آنِ توست».
از خرد، بردبارى سرچشمه مى گيرد و از بردبارى دانش، و از دانش، رُشد، و از رشد، پاك دامنى، و از پاك دامنى، امنيّت، و از امنيّت، آزرم، و از
۱.تحف العقول: ص 15، بحار الأنوار: ج 1 ص 117 ح 11.
عنه عليه السلام:الاِحتِمالُ بُرهانُ العَقلِ وعُنوانُ الفَضلِ. ۱
امام على عليه السلام:بردبارى، دليل خردمندى و نشانه فضيلت است.
۱.غرر الحكم: ح 1602، عيون الحكم والمواعظ: ص 50 ح 1268.
عنه عليه السلام:ذُو العَقلِ لا يَنكَشِفُ إلاّ عَنِ احتِمالٍ وإجمالٍ وإفضالٍ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، شناخته نمى شود، جز با بردبارى، كوتاه كردن خواسته و نيكى كردن.
۱.غرر الحكم: ح 5179، عيون الحكم والمواعظ: ص 256 ح 4749.
عنه عليه السلام:الحِلمُ نورٌ جَوهَرُهُ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:بردبارى، نورى است كه اساس آن، خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 1185.
عنه عليه السلام:مَعَ العَقلِ يَتَوَفَّرُ الحِلمُ. ۱
امام على عليه السلام:با خردمندى، بردبارى افزايش مى يابد.
۱.غرر الحكم: ح 9741، عيون الحكم والمواعظ: ص 486 ح 8986.
عنه عليه السلام:بِوُفورِ العَقلِ يَتَوَفَّرُ الحِلمُ. ۱
امام على عليه السلام:با افزايش خردمندى، بردبارى افزايش مى يابد.
۱.غرر الحكم: ح 4274، عيون الحكم والمواعظ: ص 188 ح 3869.
عنه عليه السلام:العَقلُ أنَّكَ تَقتَصِدُ فَلا تُسرِفُ، وتَعِدُ فَلا تُخلِفُ، وإذا غَضِبتَ حَلُمتَ. ۱
امام على عليه السلام:خردمندى، اين است كه: ميانه روى كنى و اسراف نكنى؛ و وعده بدهى و خُلف وعده نكنى؛ و چون خشمگين شدى، بردبار باشى.
۱.غرر الحكم: ح 2130، عيون الحكم والمواعظ: ص 20 ح 99 وليس فيه ذيله.
عنه عليه السلام:لا يُعَدُّ العاقِلُ عاقِلاً حَتّى يَستَكمِلَ ثَلاثًا: إعطاءَ الحَقِّ مِن نَفسِهِ عَلى حالِ الرِّضا وَالغَضَبِ، وأن يَرضى لِلنّاسِ ما يَرضى لِنَفسِهِ، وَاستِعمالَ الحِلمِ عِندَ العَثرَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خردمند، خردمند نيست تا آن كه سه خصلت را در حدّ كمال، دارا شود: حق مدارى به گاه خشنودى و خشم، خواستن براى ديگران، آنچه را براى خود مى خواهد، و بردبارى به خرج دادن در هنگام لغزش [ديگران].
۱.تحف العقول: ص 318، بحار الأنوار: ج 78 ص 232 ح 29.
عنه عليه السلام:رَسولُكَ تَرجُمانُ عَقلِكَ، وَاحتِمالُكَ دَليلُ حِلمِكَ. ۱
امام على عليه السلام:فرستاده تو، ترجمه كننده خرد توست و ظرفيت تو، نشانه بردبارى ات.
۱.غرر الحكم: ح 5436، عيون الحكم والمواعظ: ص 269 ح 4947.
عنه عليه السلام:سِتَّةٌ تُختَبَرُ بِها عُقولُ النّاسِ: الحِلمُ عِندَ الغَضَبِ، وَالصَّبرُ عِندَ الرَّهَبِ، وَالقَصدُ عِندَ الرَّغبِ، وتَقوَى اللّهِ في كُلِّ حالٍ، وحُسنُ المُداراةِ، وقِلَّةُ المُماراةِ. ۱
امام على عليه السلام:با شش چيز، خرد آدميان، سنجيده مى شود: بردبارى به هنگام خشم، شكيبايى به هنگام ترس، ميانه روى به هنگام رغبت، پرواى خداوند در همه حالات، نرم خويى با مردم، و كم جدال كردن.
۱.غرر الحكم: ح 5608، عيون الحكم والمواعظ: ص 286 ح 5165.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:صِفَةُ العاقِلِ أن يَحلُمَ عَمَّن جَهِلَ عَلَيهِ، ويَتَجاوَزَ عَمَّن ظَلَمَهُ، ويَتَواضَعَ لِمَن هُوَ دونَهُ، ويُسابِقَ مَن فَوقَهُ في طَلَبِ البِرِّ، وإذا أرادَ أن يَتَكَلَّمَ تَدَبَّرَ فَإِن كانَ
خَيرًا تَكَلَّمَ فَغَنِمَ، وإن كانَ شَرًّا سَكَتَ فَسَلِمَ، وإذا عَرَضَت لَهُ فِتنَةٌ استَعصَمَ بِاللّهِ وأمسَكَ يَدَهُ ولِسانَهُ، وإذا رَأى فَضيلَةً انتَهَزَ بِها، لا يُفارِقُهُ الحَياءُ، ولا يَبدو مِنهُ الحِرصُ، فَتِلكَ عَشرُ خِصالٍ يُعرَفُ بِهَا العاقِلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ويژگى خردمند، آن است كه در برابر حماقت نادان، بردبارى مى كند؛ از آن كه بر او ستم كرده، مى گذرد؛ نسبت به زيردستان، فروتنى مى نمايد؛ با بالادستان، در جستجوى خوبى، رقابت مى ورزد؛ هر گاه خواست
سخن بگويد، مى انديشد: اگر خوب بود، بر زبان مى آورد و بهره مى جويد، و اگر بد بود، سكوت مى كند و سالم مى ماند؛ و اگر لغزشگاهى برايش پيش آمد، از خداوند، سلامت مى طلبد و دست و زبان خود را نگه مى دارد؛ و اگر فضيلتى ديد، به سرعت از آن بهره مى گيرد؛ آزرم، از او جدا نمى شود و آزمندى از او آشكار نمى گردد. اينها ويژگى هاى دهگانه اى است كه خردمند با آنها شناخته مى شود.
۱.تحف العقول: ص 28، معدن الجواهر: ص 70 نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 129 ح 12 وراجع تنبيه الخواطر: ج 2 ص 246.
عنه عليه السلام:لا يَحلُمُ عَنِ السَّفيهِ إلاَّ العاقِلُ. ۱
امام على عليه السلام:جز خردمند، كسى در برابر ابلهان، بردبارى نمى كند.
۱.غرر الحكم: ح 10734، عيون الحكم والمواعظ: ص 534 ح 9787.
عنه عليه السلام:نِصفُ العاقِلِ احتِمالٌ، ونِصفُهُ تَغافُلٌ. ۱
امام على عليه السلام:نيمى از خردمندى، بردبارى است و نيمه ديگرش، خود را به غفلت زدن [در مواردى كه اظهار آگاهى زيانبار است].
۱.غرر الحكم: ح 9968، عيون الحكم والمواعظ: ص 499 ح 9199.
عنه عليه السلام:اِحتَمِل ما يَمُرُّ عَلَيكَ، فَإِنَّ الاِحتِمالَ سِترُ العُيوبِ، وإنَّ العاقِلَ نِصفُهُ احتِمالٌ ونِصفُهُ تَغافُلٌ. ۱
امام على عليه السلام:در برابر آنچه بر تو مى گذرد، بردبار باش؛ زيرا بردبارى، عيب ها را مى پوشاند. به راستى كه نيمى از خردمندى، بردبارى است و نيمه ديگرش، خود را به غفلت زدن.
۱.غرر الحكم: ح 2378، عيون الحكم والمواعظ: ص 84 ح 2039.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۴۳