فیلترها
نتایج جستجو برای «نیکی به پدر و مادر»: ۴۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
حلية الأولياء عن الأوزاعي:قَدِمتُ المَدينَةَ فَسَأَلتُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، عَن قَولِهِ عز و جل: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» .
فَقالَ: نَعَم، حَدَّثَنيهِ أبي عَن جَدِّهِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام قالَ: سَأَلتُ عَنها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: لَاُبَشِّرَنَّكَ بِها يا عَلِيُّ، فَبَشِّر بِها اُمَّتي مِن بَعدي، الصَّدَقَةُ عَلى وَجهِها، وَاصطِناعُ المَعروفِ، وبِرُّ الوالِدَينِ، وصِلَةُ الرَّحِمِ، تُحَوِّلُ الشَّقاءَ سَعادَةً، وتَزيدُ فِي العُمُرِ، وتَقي مَصارِعَ السَّوءِ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از اوزاعى ـ: به مدينه آمدم و از محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام درباره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «خدا هر چه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند؛ و اصل كتاب، نزد اوست» .
فرمود: «آرى. پدرم، از جدّش على بن ابى طالب عليه السلام برايم نقل كرد كه فرمود: درباره آيه، از پيامبر خدا پرسيدم. فرمود: به يقين، درباره آن به تو مژده مى دهم. تو هم درباره آن، پس از من به امّتم مژده بده كه: صدقه خالصانه، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر، و صله رحم، تيره بختى را به نيك بختى تبديل مى كنند و عمر را طولانى مى نمايند و از مرگ هاى بد، نگه مى دارند».
۱.حلية الأولياء: ج 6 ص 145.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیتقدیر خوش بختی و بدبختی +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:سِرْ سَنتَينِ بِرَّ والِدَيكَ، سِرْ سَنةً صِلْ رَحِمَكَ، سِرْ مِيلاً عُدْ مَريضا، سِرْ مِيلَينِ شَيِّعْ جَنازَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى نيكى به پدر و مادرت، مسافت دوساله بپيما. براى به جا آوردن صله رَحِم، مسافت يك ساله بپيما. براى عيادت بيمار، يك ميل راه بپيما و براى شركت در تشييع جنازه اى، دو ميل راه بپيما.
۱.النوادر للراوندي: ص 92 ح 29.
عنه صلى الله عليه و آلهـ حينَ سَأَلَهُ عَلِيٌّ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» ۱ ـ: لَاُقِرَّنَّ عَينَكَ بِتَفسيرِها، ولَاُقِرَّنَّ عَينَ اُمَّتي مِن بَعدي بِتَفسيرِها: الصَّدَقَةُ ۲ عَلى وَجهِها، وبِرُّ الوالِدَينِ، وَاصطِناعُ المَعروفِ؛ يُحَوِّلُ الشَّقاءَ سَعادَةً، ويَزيدُ فِي العُمُرِ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه على عليه السلام از ايشان، درباره اين آيه: «خداوند، آنچه را بخواهد، محو مى كند و ثابت مى دارد، و كتاب اصلى (لوح محفوظ) نزد اوست» پرسيد ـ: با تفسير آن، چشمانت را روشن مى كنم و با تفسير آن، چشم امّت خويش را پس از خودم، فروغ مى بخشم: صدقه دادن به نحو شايسته، نيكى به پدر و مادر، و انجام دادن كار نيك، [كه]شقاوت را به سعادت تبديل مى كنند و بر عمر مى افزايند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِثنَتانِ يُعَجِّلُهُما اللّهُ في الدُّنيا: البَغيُ وعُقوقُ الوالِدَينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو كار است كه خداوند، در همين دنيا كيفرش را مى دهد: دست درازى به حقوق ديگران، و نافرمانى از پدر و مادر.
۱.كنز العمال: ج 16 ص 464 ح 45458.
الأمالي للطوسي عن هشام عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:حُمِلَ الحُسَينُ عليه السلام سِتَّةَ أشهُرٍ، واُرضِعَ سَنَتَينِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «وَ وَصَّيْنَا الْاءِنسَـنَ بِوَ لِدَيْهِ إِحْسَـنًا حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهًا وَ وَضَعَتْهُ كُرْهًا وَ حَمْلُهُ وَ فِصَــلُهُ ثَلَـثُونَ شهْرًا» ۱. ۲
الأمالى، طوسىـ به نقل از هشام، از امام صادق عليه السلام ـ: باردارى فاطمه عليهاالسلام به امام حسين عليه السلام، شش ماه شد و دو سال شير خورد و اين، سخن خداى عز و جل است كه: «و انسان را به نيكى به پدر و مادرش سفارش كرده ايم. مادرش او را با سختى بار گرفته و به سختى زاده است و بار گرفتن و از شير گرفتن او سى ماه است» . ۳
۱.الأحقاف: 15.
۲.الأمالي للطوسي: ص 661 ح 1370، كمال الدين: ج 2 ص 461، الاحتجاج: ج 2 ص 530، دلائل الإمامة: ص 514 ح 492، تأويل الآيات الظاهرة: ج 1 ص 300 ح 1 كلّها عن سعد بن عبداللّه القمّي عن الإمام المهدي عليه السلام، المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 85 عن الإمام المهدي عليه السلام وفيها «حمل الحسين عليه السلام ستّة أشهر» فقط، بحار الأنوار: ج 43 ص 258 ح 45.
۳.در مناقب ابن شهرآشوب و بعضى مصادر ديگر، از امام مهدى عليه السلام روايت شده است: «باردارى به امام حسين عليه السلام شش ماه بود».
جابِرٌ، عَن أبي جَعفَرٍ عليه السلام:قالَ لي: يا جابِرُ، أيَكتَفي مَن يَنتَحِلُ ۱ التَّشَيُّعَ أن يَقولَ بِحُبِّنا أهلَ البَيتِ؟! فَوَاللّهِ ماشيعَتُنا إلاّ مَنِ اتَّقَى اللّهَ وأطاعَهُ، وما كانوا يُعرَفونَ، يا جابِرُ، إلاّ بِالتَّواضُعِ وَالتَّخَشُّعِ وَالأَمانَةِ وكَثرَةِ ذِكرِ اللّهِ وَالصَّومِ وَالصَّلاةِ وَالبِرِّ بِالوالِدَينِ وَالتَّعاهُدِ لِلجيرانِ مِنَ الفُقَراءِ وأهلِ المَسكَنَةِ وَالغارِمينَ وَالأَيتامِ وصِدقِ الحَديثِ وتِلاوَةِ القُرآنِ وكَفِّ الأَلسُنِ عَنِ النّاسِ إلاّ مِن خَيرٍ، وكانوا اُمناءَ عَشائِرِهِم فِي الأَشياءِ. قالَ جابِرٌ: فَقُلتُ: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، ما نَعرِفُ اليَومَ أحَدًا بِهذِهِ الصِّفَةِ، فَقالَ: يا جابِرُ، لاتَذهَبَنَّ بِكَ المَذاهِبُ، حَسبُ الرَّجُلِ أن
جابر از امام باقر عليه السلام:آن حضرت به من فرمود: اى جابر! آيا كسى را كه ادعاى تشيّع مى كند همين كافى است كه دم از محبّت ما خاندان زند؟! به خدا سوگند، شيعه ما نيست، مگر آن كسى كه از خدا پروا كند و او را فرمان برد. اى جابر! اينان شناخته نشوند، مگر با فروتنى و خشوع و امانت دارى و بسيار بودن به ياد خدا و روزه و نماز و نيكى به پدر و مادر و رسيدگى به همسايگان تهيدست و مستمند و بدهكاران و يتيمان و راستگويى و تلاوت قرآن و درباره مردم چيزى جز خير و خوبى نگفتن و اين كه در همه چيز، امين و امانتدار معاشران خود باشند. جابر مى گويد: عرض كردم: يابن رسول اللّه! امروزه ما احدى را با اين صفات سراغ نداريم. حضرت فرمود: اى جابر! زنهار كه عقايد [باطله] گوناگون تو را به بيراهه نكشاند. آيا همين بس است كه فردى
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لَن يَدخُلَ النّارَ البارُّ بِوالِدَيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: كسى كه به پدر و مادرش نيكى كند، هرگز به آتش نمىرود.
۱.. مستدرك الوسائل: ج 15 ص 175 ح 17908 نقلاً عن أبي القاسم الكوفي في الكتاب الأخلاق وراجع: كنزالعمّال: ج 15 ص 842 ح 43347.
كشف الأسرار للميبُديّ:في كَلامِ لُقمانَ لاِبنِهِ: إنَّ اللّهَ رَضِيَني لَكَ فَلَم يُوَصِّني بِكَ، ولَم يَرضَكَ لي فَوَصّاكَ بي. ۱
كشف الأسرار، ميبدىـ درباره سخنان لقمان عليه السلام به پسرش ـ: خداوند عز و جلمرا براى تو پسنديد. پس به من درباره تو سفارش نكرد؛ ولى تو را براى من نپسنديد، بنا بر اين، به تو درباره من سفارش كرد.
۱.تفسير كشف الأسرار وعدّة الأبرار: ج 7 ص 492.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره اين سخن خداى متعال: «خدا آنچه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند؛ و اصل كتاب، نزد اوست» ـ: صدقه و كار نيك و صله رحم و نيكى به پدر و مادر، بدبختى را به سعادتمندى تبديل مى كنند، عمر را افزايش مى دهند و از مرگ هاى بد، جلوگيرى مى كنند.
الأمالي للشجري عن الأوزاعي:دَخَلتُ المَدينَةَ مَدينَةَ رَسولِ اللّهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيهِ وآلِهِ وسَلَّمَ، قالَ: فَقُلتُ: مَن هاهُنا مِنَ الفُقَهاءِ؟ فَقالوا: مُحَمَّدُ بنُ المُنكَدِرِ، ومُحَمَّدُ بنُ المُبَشِّرِ، ومُحَمَّدُ بنُ عَلِيٍّ ـ يَعنِي ابنَ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليهم السلام ـ فَقُلتُ في نَفسي: لَيسَ مِن هؤُلاءِ أحَقُّ أن يُبدَأَ بِهِ مِنِ ابنِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَأَتَيتُهُ وقُلتُ: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، أخبِرني عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» ۱.
فَقالَ: أخبَرَني أبي عَن جَدّي عَن عَلِيٍّ عليه السلام، أنَّهُ سَأَلَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و
الأمالى، شجرىـ به نقل از اوزاعى ـ: وارد مدينه، شهر پيامبر خدا شدم و گفتم: فقيه اين جا چه كسى است؟
گفتند: محمّد بن مُنكَدِر، محمّد بن مبشّر، و محمّد بن على (يعنى على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام).
پيش خود گفتم: براى آغاز كردن، هيچ يك از اينها، از فرزند پيامبر خدا شايسته تر نيست. پس نزد او (امام باقر عليه السلام) آمدم و گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! مرا درباره اين سخن خداوند عز و جل آگاه ساز: «خدا آنچه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند، و اصل كتاب، نزد اوست» .
فرمود: «پدرم از جدّم على عليه السلام، به من خبر داد كه او از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيد و پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اى على! همانا تو را به اين [آيه] بشارت مى دهم كه تو امّت مرا پس از من، بشارت دهى، و آن:
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «خدا هر چه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند؛ و اصل كتاب، نزد اوست» . صدقه و نيكوكارى و صله رَحِم و نيكى به پدر و مادر، بدبختى را به نيك بختى تبديل مى كنند، عمر را طولانى مى نمايند، و از مرگ هاى بد، نگه مى دارند.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیتقدیر خوش بختی و بدبختی +1 مورد دیگر
حلية الأولياء عن الأوزاعي:قَدِمتُ المَدينَةَ فَسَأَلتُ مُحَمَّدَ بنَ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، عَن قَولِهِ عز و جل: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» .
فَقالَ: نَعَم، حَدَّثَنيهِ أبي عَن جَدِّهِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام قالَ: سَأَلتُ عَنها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: لَاُبَشِّرَنَّكَ بِها يا عَلِيُّ، فَبَشِّر بِها اُمَّتي مِن بَعدي، الصَّدَقَةُ عَلى وَجهِها، وَاصطِناعُ المَعروفِ، وبِرُّ الوالِدَينِ، وصِلَةُ الرَّحِمِ، تُحَوِّلُ الشَّقاءَ سَعادَةً، وتَزيدُ فِي العُمُرِ، وتَقي مَصارِعَ السَّوءِ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از اوزاعى ـ: به مدينه آمدم و از محمّد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام درباره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «خدا هر چه را بخواهد، محو يا اثبات مى كند؛ و اصل كتاب، نزد اوست» .
فرمود: «آرى. پدرم، از جدّش على بن ابى طالب عليه السلام برايم نقل كرد كه فرمود: درباره آيه، از پيامبر خدا پرسيدم. فرمود: به يقين، درباره آن به تو مژده مى دهم. تو هم درباره آن، پس از من به امّتم مژده بده كه: صدقه خالصانه، نيكوكارى، نيكى به پدر و مادر، و صله رحم، تيره بختى را به نيك بختى تبديل مى كنند و عمر را طولانى مى نمايند و از مرگ هاى بد، نگه مى دارند».
۱.حلية الأولياء: ج 6 ص 145.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیتقدیر خوش بختی و بدبختی +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:سِرْ سَنتَينِ بِرَّ والِدَيكَ، سِرْ سَنةً صِلْ رَحِمَكَ، سِرْ مِيلاً عُدْ مَريضا، سِرْ مِيلَينِ شَيِّعْ جَنازَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى نيكى به پدر و مادرت، مسافت دوساله بپيما. براى به جا آوردن صله رَحِم، مسافت يك ساله بپيما. براى عيادت بيمار، يك ميل راه بپيما و براى شركت در تشييع جنازه اى، دو ميل راه بپيما.
۱.النوادر للراوندي: ص 92 ح 29 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 69 ص 403 ح 105.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن بَرَّ والِدَيهِ طوبى لَهُ! زادَ اللّهُ في عُمُرِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس به پدر و مادرش نيكى كند، خوشا به حالش! خداوند، بر عمرش مى افزايد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 170 ح 7257 عن معاذ؛ روضة الواعظين: ص 403.
عنه صلى الله عليه و آله:يَابنَ آدَمَ، ابرَر والِدَيكَ وصِل رَحِمَكَ؛ يُيَسَّر لَكَ يُسرُكَ، ويُمَدَّ لَكَ في عُمُرِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى فرزند آدم! به پدر و مادرت نيكى كن و صِله رَحِم داشته باش تا كارَت آسان و عمرت طولانى گردد.
۱.الفردوس: ج 5 ص 282 ح 8190 عن أبي هريرة؛ عوالي اللآلي: ج 1 ص 270 ح 82 نحوه.
عنه صلى الله عليه و آله:كانَ في ما أعطَى اللّهُ تَعالى موسى فِي الأَلواحِ:. وَاشكُر لي ولِوالِدَيكَ؛ أقِكَ المَتالِفَ، واُنسِئ لَكَ في عُمُرِكَ، واُحيِكَ حَياةً طَيِّبَةً، وأقلِبكَ إلى خَيرٍ مِنها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در آنچه خداى متعال در الواح به موسى عليه السلام عطا كرد، [از جمله] چنين بود: «. مرا و پدر و مادرت را سپاس گزارى كن، تا از نابود شدن ها نگاهت دارم و عمرت را طولانى سازم و با حياتى پاك، تو را زنده بدارم و از اين زندگى به فرجامى بهتر ببرم».
۱.تاريخ دمشق: ج 61 ص 128؛ بحار الأنوار: ج 13 ص 358 ح 63 كلاهما عن جابر بن عبد اللّه.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ حينَ سَأَلَهُ عَلِيٌّ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ: «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَيُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ» ۱ ـ: لَاُقِرَّنَّ عَينَكَ بِتَفسيرِها، ولَاُقِرَّنَّ عَينَ اُمَّتي مِن بَعدي بِتَفسيرِها: الصَّدَقَةُ ۲ عَلى وَجهِها، وبِرُّ الوالِدَينِ، وَاصطِناعُ المَعروفِ؛ يُحَوِّلُ الشَّقاءَ سَعادَةً، ويَزيدُ فِي العُمُرِ. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه على عليه السلام از ايشان، درباره اين آيه: «خداوند، آنچه را بخواهد، محو مى كند و ثابت مى دارد، و كتاب اصلى (لوح محفوظ) نزد اوست» پرسيد ـ: با تفسير آن، چشمانت را روشن مى كنم و با تفسير آن، چشم امّت خويش را پس از خودم، فروغ مى بخشم: صدقه دادن به نحو شايسته، نيكى به پدر و مادر، و انجام دادن كار نيك، [كه] شقاوت را به سعادت تبديل مى كنند و بر عمر مى افزايند.
کلیدواژهها برکتحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسانعوامل برکت عمر +1 مورد دیگر
صحيح البخاري عن عبد اللّه:سَأَلتُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله: أيُّ العَمَلِ أحَبُّ إلَى اللّهِ؟
قالَ: الصَّلاةُ عَلى وَقتِها.
قالَ: ثُمَّ أيُّ؟
قالَ: ثُمَّ بِرُّ الوالِدَينِ. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: از پيامبر صلى الله عليه و آله پرسيدم كه: دوست داشتنى ترين عمل در نزد خداوند متعال چيست؟
فرمود: «نماز در وقت آن».
گفتم: و سپس؟
فرمود: «نيكى به پدر و مادر».
۱.صحيح البخاري: ج 1 ص 197 ح 504.
الترغيب والترهيب عن عبد اللّه بن مسعود:سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أيُّ العَمَلِ أحَبُّ إلَى اللّهِ؟ قال: الصَّلاةُ على وَقتِها. قلتُ: ثُمّ أيٌّ؟ قالَ: بِرُّ الوالِدَينِ. ۱
الترغيب و الترهيبـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـاز پيامبر خدا پرسيدم: محبوب ترين كارها نزد خداوند متعال چيست؟
فرمود: «نمازِ به وقت».
گفتم: سپس چه؟
فرمود: «نيكى به پدر و مادر».
۱.الترغيب والترهيب: ج 3 ص 314 ح 1.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۳