فیلترها
نتایج جستجو برای «نوح علیه السلام»: ۱۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ نَبِيَّ اللّهِ نوحا عليه السلام لَمّا حَضَرَتهُ الوَفاةُ قالَ لِابنِهِ: إنّي قاصٌّ عَلَيكَ الوَصِيَّةَ: آمُرُكَ بِاثنَتَينِ، وأنهاكَ عَنِ اثنَتَينِ:
آمُرُكَ بِ «لا إلهَ إلَا اللّهُ»؛ فَإِنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَالأَرضِينَ السَّبعَ لَو وُضِعَت في كَفَّةٍ، ووُضِعَت «لا إلهَ إلَا اللّهُ» في كَفَّةٍ، رَجَحَت بِهِنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ». ولَو أنَّ السَّماواتِ السَّبعَ وَالأَرَضِينَ السَّبعَ كُنَّ حَلقَةً مُبهَمَةً، قَصَمَتهُنَّ «لا إلهَ إلَا اللّهُ».
و «سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ»؛ فَإِنَّها صَلاةُ كُلِّ شَيءٍ، وبِها يُرزَقُ الخَلقُ. ۱
وأنهاكَ عَنِ الشِّركِ، وَالكِبرِ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون زمان رحلت پيامبر خدا نوح عليه السلام رسيد، به پسرش گفت: به تو وصيّت مى كنم. به دو چيز، فرمانت مى دهم و از دو چيز، بازَت مى دارم. فرمانت مى دهم به اين كه: «معبودى جز خداى يكتا نيست»؛ چرا كه اگر هفت آسمان و هفت زمين را در يك كفّه و «معبودى جز خداى يكتا نيست» را در كفّه ديگر بگذارند، كفّه «معبودى جز خداى يكتا نيست»، بر آنها مى چربد. و اگر هفت آسمان و هفت زمين، حلقه اى در هم پيچيده باشند، [عقيده] «معبودى جز خداى يكتا نيست»، آن را در هم مى شكند.
و [فرمانت مى دهم به] «پاكا خدا، و ستايش، او را!»؛ زيرا اين [جمله،] نماز هر موجودى است و خلق، به واسطه آن، روزى داده مى شوند. ۳
و آن دو چيز كه از آنها بازَت مى دارم: شرك و تكبّر است.
۱.قال العلّامة الطباطبائي قدس سره: قد ظهر ممّا قدّمناه في معنى تسبيح الأشياء الارتباط المشار إليه في الرواية بين تسبيح كلّ شيء وبين رزقه، فإنّ الرزق يقدّر بالحاجة والسؤال وكلّ شيء إنّما يسبّح اللّه تعالى بالإشارة بإظهار حاجته ونقصه إلى تنزّهه تعالى من ذلك (الميزان في تفسير القرآن: ج 13 ص 120).
۲.مسند ابن حنبل: ج 2 ص 575 ح 6594، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 113 ح 154 نحوه وكلاهما عن عبد اللّه بن عمرو، كنزالعمّال: ج 16 ص 107 ح 44078.
۳.علّامه طباطبايى قدس سره مى گويد: روزى، بر پايه نياز و درخواست، مقدّر مى شود و هر موجودى با اظهار نيازمندى و نقص خود، اشاره به اين دارد كه خداوند متعال، از اين دو، منزّه و مبرّاست و از اين طريق، حق تعالى را تسبيح مى گويد.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ألا اُخبِرُكُم عَن وَصِيَّةِ نوحٍ ابنَهُ حينَ حَضَرَهُ المَوتُ؟
قالَ: إنّي واهِبٌ لَكَ أربَعَ كَلِماتٍ، هُنَّ قِيامُ السَّماواتِ وَالأَرضِ، وهُنَّ أوَّلُ كَلِماتِ دُخولٍ عَلَى اللّهِ، وآخِرُ كَلِماتِ خُروجٍ ۱ مِن عِندِهِ، ولَو وُزِنَ بِهِنَّ أعمالُ بَني آدَمَ لَوَزَنَتهُنَّ، فَاعمَل بِهِنَّ، وَاستَمسِك بِهِنَّ حَتّى تَلقاني: سُبحانَ اللّهِ وبِحَمدِهِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ.
وَالَّذي يُقسِمُ بِهِ نوحٌ، لَو أنَّ السَّماواتِ وَالأَرضَ وما فيهِنَّ وما تَحتَهُنَّ يوزَنُ بِهِنَّ هؤُلاءِ الكَلِماتُ لَوَزَنَتهُنَّ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آيا شما را از وصيّت نوح عليه السلام به فرزندش در هنگام وفات، خبر ندهم؟ او گفت: «من، چهار كلمه به تو مى بخشم كه برپايىِ آسمان ها و زمين به آنهاست، و نخستين كلمات براى وارد شدن بر خداوند و آخرين كلماتِ خارج شدن از نزد او هستند، و اگر اعمال [همه] آدميان با آنها وزن شود، باز، اينها سنگين ترند. پس، اين كلمات را به كار ببند و به آنها چنگ دَر زَن تا آن گاه كه مرا ديدار كنى (يعنى تا پايان عمر): پاكا خدا، و ستايشْ او را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است».
سوگند به آن كسى كه نوح عليه السلام بدو سوگند مى خورد، اگر آسمان ها و زمين و هر آنچه در آنها و در زير آنهاست، با اين كلمات وزن شوند، اين كلمات از آنها سنگين تر (/ هموزن آنها) خواهند بود.
الكافي عن أبي الجارود عن أبي جعفر [الباقر] عليه السلام، قال:قالَ لي أبو جَعفَرٍ عليه السلام: يا أبَا الجارودِ! ما يَقولونَ لَكُم فِي الحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهماالسلام؟ قُلتُ: يُنكِرونَ عَلَينا أنَّهُمَا ابنا رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
قالَ: فَأَيَّ شَيءٍ احتَجَجتُم عَلَيهِم؟ قُلتُ: اِحتَجَجنا عَلَيهِم بِقَولِ اللّهِ عز و جل في عيسَى ابنِ مَريَمَ عليهماالسلام: «وَمِن ذُرِّيَّتِهِ دَاوُودَ وَسُلَيْمَـنَ وَأَيُّوبَ وَيُوسُفَ وَمُوسَى وَ هَـرُونَ وَكَذَ لِكَ نَجْزِى الْمُحْسِنِينَ * وَزَكَرِيَّا وَيَحْيَى وَعِيسَى» ۱، فَجَعَلَ عيسَى ابنَ مَريَمَ مِن ذُرِّيَّةِ نوحٍ عليه السلام.
قالَ: فَأَيَّ شَيءٍ قالوا لَكُم؟ قُلتُ: قالوا: قَد يَكونُ وَلَدُ الاِبنَةِ مِنَ الوَلَدِ، ولا يَكونُ مِنَ
الكافىـ به نقل از ابو جارود ـ: امام باقر عليه السلام به من فرمود: «اى ابو جارود! در باره حسن و حسين عليهماالسلام به شما چه مى گويند؟».
گفتم: سخن ما را در باره اين كه فرزندان پيامبر صلى الله عليه و آله هستند، انكار مى كنند.
فرمود: «شما چگونه بر آنان، احتجاج كرديد؟».
گفتم: به اين سخن خدا در قرآن در باره عيسى بن مريم عليه السلام: «و از ذريّه او، داوود و سليمان و ايّوب و يوسف و موسى و هارون هستند، و اين گونه، نيكوكاران را پاداش مى دهيم، و نيز زكريّا و يحيى و عيسى» كه عيسى بن مريم عليه السلام را از ذريّه نوح عليه السلام، قرار داده است. ۴
فرمود: «آنان به شما چه گفتند؟».
گفتم: گفتند: گاه، فرزندِ دختر، جزو فرزندان هست؛ امّا از پُشت پدر نيست.
فرمود: «شما به آنان چه گفتيد؟».
گفتم: به
۱.الأنعام: 84 و 85.
۲.النساء: 23.
۳.الكافي: ج 8 ص 317 ح 501، العدد القوّية: ص 40 ح 55، تفسير القمّي: ج 1 ص 209، الاحتجاج: ج 2 ص 175 ح 204 نحوه وفيهما «ذرّيّة إبراهيم عليه السلام» بدل «ذرّيّة نوح عليه السلام»، بحارالأنوار: ج 43 ص 232 ح 8.
۴.در تفسير القمى و الاحتجاج، به جاى «ذريّه نوح»، «ذريّه ابراهيم» آمده است.
عنه صلى الله عليه و آله:أَلا أُخبِرُكُم بِشَيءٍ أَمَرَ بِهِ نُوحٌ عليه السلام اِبنَهُ؟ إِنَّ نُوحا قالَ لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ وَأَنهاكَ عَن أَمرَينِ: لا تُشرِك بِاللّهِ! فَإِنَّهُ مَن أَشرَكَ بِاللّهِ فَقَد حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ الجَنَّةَ، وَأَنهاكَ عَنِ الكِبرِ! فَإِنَّ أَحَدا لا يَدخُلُ الجَنَّةَ وَفِي قَلبِهِ مِثقالُ حَبَّةٍ مِن خَردَلٍ مِن كِبرٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آيا شما را خبر ندهم از چيزى كه نوح، پسرش را بِدان فرمان داد؟ نوح به پسرش گفت: «. پسرم! تو را از دو كار، نهى مى كنم: به خدا شرك مَوَرز؛ زيرا كسى كه به خدا شرك ورزد، خداوند، بهشت را بر او حرام مى گرداند. و تو را از تكبّر، نهى مى كنم؛ زيرا كسى كه به اندازه يك دانه خردل، در دلش تكبّر باشد، وارد بهشت نمى شود».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 285 عن جابر بن عبد اللّه، مستدرك الوسائل: ج 12 ص 34 ح 13443؛ المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص 348 ح 1151، تاريخ دمشق: ج 62 ص 283 ح 12820 كلاهما عن جابر بن عبد اللّه، كنز العمّال: ج 16 ص 106 ح 44077.
الإمام الصادق عليه السلام:عاشَ نوحٌ عليه السلام بَعدَ الطّوفانِ خَمسَمِائَةِ سَنَةٍ، ثُمَّ أتاهُ جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: يا نوحُ، إنَّهُ قَدِ انقَضَت نُبُوَّتُكَ، وَاستَكمَلتَ أيّامَكَ، فَانظُر إلى الاِسمِ الأَكبَرِ وميراثِ العِلمِ وآثارِ عِلمِ النُّبُوَّةِ الَّتي مَعَكَ، فَادفَعها إلَى ابنِكَ سامٍ، فَإِنّي لاأترُكُ الأَرضَ إلّا وفيها عالِمٌ تُعرَفُ بِهِ طاعَتي، ويُعرَفُ بِهِ هُدايَ، ويَكونُ نجاةً فيما بَينَ مَقبَضِ النَّبِيِّ ومَبعَثِ النَّبِيِّ الآخَرِ، ولَم أكُن أترُكُ النّاسَ بِغَيرِ حُجَّةٍ لي، وداعٍ إلَيَّ، وهادٍ إلى سَبيلي، وعارِفٍ بِأَمري، فَإِنّي قَد قَضَيتُ أن أجعَلَ لِكُلٍّ قَومٍ هادِيا أهدي بِهِ السُّعَداءَ، ويَكونَ حُجَّةً لي عَلَى الأَشقِياءِ.
قالَ: فَدَفَعَ نوحٌ عليه
امام صادق عليه السلام:نوح، پانصد سال پس از توفان زيست. سپس جبرئيل [از جانب پروردگار] به نزدش آمد و گفت: «اى نوح! نبوّتت تمام شده و روزگارت به سر آمده است. حال، اسم اكبر، ميراث علمى و آثار علم نبوّتى را كه با خود دارى به پسرت سام بسپار؛ چرا كه من، زمين را وا نمى گذارم، جز اين كه در آن عالِمى باشد كه به وسيله او طاعت و هدايتم شناخته شود و در فاصله ميان وفات يك پيامبر تا بعثت پيامبر بعدى، نجات بخش باشد و مردم را جز با حجّتى براى خودم و دعوتگرى به سويم و هدايتگرى به راهم و دانايى به كارم، وا نمى گذارم؛ چرا كه من حكم كرده ام كه براى هر قوم، هدايتگرى قرار دهم كه با او سعادتمندان را هدايت كنم و او حجّتم بر شقاوتمندان باشد».
پس نوح، اسم اكبر و ميراث علمى و آثار علم نبوّت را به سام سپرد؛ امّا نزد
۱.الكافي: ج 8 ص 285 ح 430، كمال الدين: ص 134 ح 3 نحوه وكلاهما عن عبد الحميد بن أبي الديلم وراجع ص 215 ح 2 والكافي: ج 8 ص 115 ح 92.
عنه عليه السلام:إنّي فيكُم أيُّها النّاسُ كهارونَ في آلِ فِرعونَ، وكبابِ حِطّةٍ في بني إسرائيلَ، وكسفينةِ نوحٍ عليه السلام في قومِ نوحٍ، وإنّي النّبأُ الأعظمُ، والصِّدّيقُ الأكبرُ، وعن قليلٍ ستَعْلَمونَ ما تُوعَدونَ. ۱
امام على عليه السلام:اى مردم! همانا من در ميان شما مانند هارونم در ميان فرعونيان و همچون باب حطّه ام در ميان بنى اسرائيل و چونان كشتى نوح عليه السلام در ميان قوم نوح، منم آن «نبأ» اعظم و آن صدّيق اكبر. و بزودى آنچه را وعده داده شده ايد خواهيد دانست.
۱.تنبيه الخواطر: 2 / 41.
تنبيه الخواطر:رُوِيَ أنّ جَبرئيلَ عليه السلام قالَ لِنوحٍ عليه السلام: يا أطوَلَ الأنبياءِ عُمراً، كيفَ وَجَدتَ الدنيا؟ قال: كَدارٍ لَها بابانِ دَخَلتُ مِن أحَدِهما وخَرَجتُ مِنَ الآخَرِ. ۱
تنبيه الخواطر:روايت شده است كه جبرئيل عليه السلام به نوح عليه السلام گفت: اى كهن سال ترين پيامبران! دنيا را چگونه ديدى؟ نوح گفت: همچون خانه اى دو در كه از يك در وارد شدم و از درِ ديگر بيرون رفتم.
۱.تنبيه الخواطر: 1/131.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أوّلُ نَبيٍّ اُرسِلَ نُوحٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين پيامبرِ مرسَل نوح است.
۱.كنز العمّال: 32391.
عنه صلى الله عليه و آله:بَعَثَ اللّهُ نُوحا لأربَعينَ سَنةً، ولَبِثَ في قَومهِ ألفَ سَنةٍ إلّا خَمسينَ عاما يَدعُوهم، وعاشَ بعدَ الطُّوفانِ سِتّينَ سَنةً حتّى كَثُرَ النّاسُ وفَشَوا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند نوح را در چهل سالگى مبعوث كرد و او نهصد و پنجاه سال قوم خود را دعوت مى كرد و بعد از توفان شصت سال زنده ماند تا آنكه تعداد مردم زياد و فراوان شد.
۱.المستدرك على الصحيحين: 2/595/4005.
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه «و با او جز اندكى ايمان نياوردند» ۳ ـفرمود: آنها هشت نفر بودند.
عنه عليه السلام:إنّ نُوحا عليه السلام لَمّا غَرَسَ النَّوى مَرَّ علَيهِ قَومُهُ فجَعلوا يَضحَكونَ ويَسخَرونَ ويقولونَ: قد قَعَدَ غَرّاسا! حتّى إذا طالَ النَّخلُ وكانَ جَبّارا طُوالاً قَطَعَهُ ثُمّ نَحَتَهُ فقالوا: قد قَعَدَ نَجّارا! ثُمّ ألّفَهُ فجَعَلَهُ سَفينَةً فمَرُّوا علَيهِ فجَعلوا يَضحَكونَ ويسخَرونَ ويقولونَ: قد قَعَدَ مَلّاحا في فَلاةٍ من الأرضِ! حتّى فَرَغَ مِنها. ۱
امام باقر عليه السلام:هنگامى كه نوح عليه السلام هسته [خرما]را مى كاشت، قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند: كارش به درختكارى كشيده است! تا آنكه درخت بزرگ شد و به نخلى ستبر و بلند تبديل گشت و نوح آن را بريد و تراشيد. قومش گفتند: كارش به نجّارى كشيده است! نوح الوارهاى نخل را باهم تركيب كرد و كشتى اى ساخت. باز قومش بر او گذشتند و شروع به خنديدن و تمسخر او كردند و مى گفتند: كارش به كشتيرانى در يك دشت انجاميده است! تا آنكه نوح كار ساختن كشتى را به پايان برد.
۱.الكافي: 8/283/425.
عنه عليه السلام:كانَ بينَ آدَمَ وبينَ نُوحٍ عليهماالسلام عَشرَهُ آباءٍ كلُّهُم أنبياءُ اللّهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:ميان آدم و نوح عليهماالسلام ده پدر فاصله بود كه همگى پيامبر خدا بودند.
۱.كمال الدين: 214/2.
عنه عليه السلام:إنّي فيكُم أيُّها النّاسُ كهارونَ في آلِ فِرعونَ، و كبابِ حِطّةٍ في بني إسرائيلَ، و كسفينةِ نوحٍ عليه السلام في قومِ نوحٍ، و إنّي النّبأُ الأعظمُ، و الصِّدّيقُ الأكبرُ، و عن قليلٍ ستَعْلَمونَ ما تُوعَدونَ. ۱
امام على عليه السلام:اى مردم! همانا من در ميان شما مانند هارونم در ميان فرعونيان و همچون باب حطّه ام در ميان بنى اسرائيل و چونان كشتى نوح عليه السلام در ميان قوم نوح، منم آن «نبأ» اعظم و آن صدّيق اكبر. بزودى آنچه را وعده داده شده ايد خواهيد دانست.
۱.تنبيه الخواطر: 2 / 41.