فیلترها
نتایج جستجو برای «معنای سجود»: ۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلامـ بَعدَ أن بَيَّنَ مَعنَى السُّجودِ ـ: ومَعنى قَولِهِ: «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى»؛ فَ «سُبحانَ»: أنَفَةٌ للّهِِ، و «رَبِّي»: خالِقي، وَ«الأَعلى»: أي عَلا وَارتَفَعَ في سَماواتِهِ حَتّى صارَ العِبادُ كُلُّهُم دونَهُ، وقَهَرَهُم بِعِزَّتِهِ، ومِن عِندِهِ التَّدبيرُ، وإلَيهِ تَعرُجُ المَعارِجُ. ۱
امام على عليه السلامـ پس از بيان معناى سجود ـ: معناى جمله «پاكا پروردگار برتر من!»، اين است: «پاكا»، وارسته دانستن خداست. «پروردگار من»، يعنى آفريدگار من. «برتر»، يعنى در آسمان هايش بلندمرتبه و رفيع است و همه بندگان، فرودست او و مقهور عزّت اويند، و تدبير [عالم] از جانب اوست، و همه صعودها به سوى اوست.
۱.بحار الأنوار: ج 85 ص 139 ح 24 نقلاً عن العلل لمحمّد بن عليّ بن إبراهيم.
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:أقرَبُ ما يَكونُ العَبدُ مِنَ اللّهِ عزّ و جلّ و هُو ساجِدٌ، و ذلكَ قولُهُ تباركَ و تعالى: «و اسْجُدْ وَ اقْتَرِب» . ۱
امام رضا عليه السلام:نزديكترين حال بنده به خداوند عزّ و جلّ زمانى است كه در سجود است. و اين سخن خداوند تبارك و تعالى است، آن جا كه مى فرمايد: «سجده كن و [به خدا]نزديك شو».
۱.عيون أخبار الرِّضا: 2/7/15.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:السُّجودُ الجِسمانِيُّ هُو وَضعُ عَتائقِ الوُجُوهِ على التُّرابِ، و استِقبالُ الأرضِ بِالرّاحَتَينِ و الكَفَّينِ و أطرافِ القَدَمَينِ مَع خُشوعِ القَلبِ و إخلاصِ النِّيَّةِ. و السُّجودُ النَّفسانيُّ فَراغُ القَلبِ مِن الفانِياتِ، و الإقبالُ بكُنْهِ الهِمَّةِ على الباقِياتِ و خَلعُ الكِبْرِ و الحَمِيَّةِ، و قَطعُ العَلائقِ الدُّنيويَّةِ، و التَّحَلِّي بالخلائقِ النَّبَوِيَّةِ. ۱
امام على عليه السلام:سجود جسمانى، عبارت است از گذاشتن قسمتهاى شريف صورت بر خاك و نهادن كف دستها و نوك پاها به زمين، با خشوعِ قلب و نيّتِ خالص. و سجود روحانى، خالى كردن دل است از امور فانى و روى آوردن با تمام وجود به آنچه ماندنى و جاويدان است و بركندن لباس كبر و غرور و بريدن علايق و
تعلّقات دنيوى و آراسته شدن به خُلق و خويهاى نبوى.
۱.غرر الحكم: 2210 ـ 2211.
عنه عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عن معنى السُّجودِ ـ: مَعناهُ: مِنها خَلَقتَني؛ يَعنِي مِن التُّرابِ، و رَفْعُ رَأسِكَ مِنَ السُّجودِ مَعناهُ: مِنها أخرَجتَني، و السَّجدَةُ الثانيَةُ: و إلَيها تُعِيدُني، و رَفْعُ رَأسِكَ مِن السَّجدَةِ الثانيَةِ: و مِنها تُخرِجُني تارَةً اُخرى. و معنى قَولِهِ «سُبحانَ رَبِّيَ الأعلى»، فَسُبحانَ: أنَفَةٌ للّهِ، و رَبِّي: خالِقِي، و الأعلى: أي عَلا و ارتَفَعَ في سَماواتِهِ حتّى صارَ العِبادُ كُلُّهُم دُونَهُ، و قَهَرَهُم بِعِزَّتِهِ، و مِن عِندِهِ التَّدبيرُ، و إلَيهِ تَعرُجُ المَعارِجُ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از معناى سجود [در حال نماز] ـفرمود: معنايش اين است كه مرا از خاك آفريدى و برداشتن سر از سجود معنايش اين است كه مرا از خاك بيرون آوردى و سجده دوم، يعنى مرا به خاك بر مى گردانى و سر برداشتن از سجده دوم، يعنى بار ديگر مرا از خاك بيرون مى آورى [اما] و جمله سبحان ربّى
الأعلى؛ «سبحان» يعنى پاك و منزّه دانستن خدا [از مرتبه مخلوقان] و «ربّى» يعنى آفريدگار من و «اعلى» يعنى بر فراز آسمان هاى خود جاى دارد به طورى كه بندگان همگى زير دست او و مقهور عزّت و شكوه اويند و اوست كه همگان را تدبير مى كند و هر عروجى به سوى اوست.
۱.بحار الأنوار: 85/139/24.
بحار الأنوار عن مصباح الشريعة قال الصّادقُ عليه السلام:ما خَسِرَ و اللّهِ مَن أتى بحَقيقَةِ السُّجودِ و لَو كانَ في العُمُرِ مَرَّةً واحِدَةً، و ما أفلَحَ مَن خَلا بِرَبِّهِ في مِثلِ ذلكَ الحالِ شَبِيها بِمُخادِعٍ لِنَفسِهِ، غافِلٍ لاهٍ عمّا أعَدَّ اللّهُ للسّاجِدينَ، مِنَ اُنسِ العاجِلِ، و راحَةِ الآجِلِ.
و لا بَعُدَ أبدا عنِ اللّهِ مَن أحسَنَ تَقَرُّبَهُ في السُّجودِ، و لا قَرُبَ إلَيهِ أبدا مَن أساءَ أدَبَهُ، و ضَيَّعَ حُرمَتَهُ، و يَتَعَلَّقُ قَلبَهُ بِسِواهُ في حالِ سُجُودِهِ، فَاسجُدْ سُجودَ مُتَواضِعٍ ذَليلٍ عَلِمَ أنّهُ خُلِقَ مِن تُرابٍ يَطؤهُ الخَلقُ، و أنّهُ رُكِّبَ مِن نُطفَةٍ يَستَقذِرُها كُلُّ أحَدٍ، و كُوِّنَ و لَم يَكُنْ. و قد جَعَلَ اللّهُ مَعنَى السُّجودِ سَبَبَ
بحارالأنوار به نقل از مصباح الشريعة امام صادق عليه السلام فرمود:به خدا قسم زيانكار نباشد هركه حتى در تمام عمر يك بار حقيقت سجده را به جاى آورد، و رستگار نباشد هركه در چنين حالتى (سجده) با پروردگارش خلوت كند، اما چونان كسى باشد كه خود را مى فريبد و از خوشى دنيا و آسايش آخرت كه خداوند براى سجده كنندگان آماده كرده غافل و بى خبر است. كسى كه در سجود، به خدا خوب تقرّب جست، هرگز از او دور نشد و هركه به ساحت خدا بى ادبى كرد و حرمت او را نگه نداشت و و در حال سجودش به جز او دل بست، هرگز به خدا نزديك نشد. پس، چونان كسى سجده كن كه در برابر خدا خاكسار و ذليل است و مى داند كه از خاكى آفريده شده، كه مردمان آن را پايمال مى كنند و تو را از نطفه اى بر آورده، كه همگان آن را نجس مى دانند و از نيستى، هست شده
۱.بحار الأنوار: 85/136/16.