نتایج جستجو برای «مدارا کردن»: ۲۳ حدیث
عنه عليه السلام:ثَمَرَةُ العَقلِ مُداراةُ النّاسِ. ۱
امام على عليه السلام:مدارا كردن با مردم، نتيجه خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 4629، عيون الحكم والمواعظ: ص 209 ح 4200.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:عُنوانُ العَقلِ مُداراةُ النّاسِ. ۱
امام على عليه السلام:نشانه خردمندى، مدارا كردن با مردم است.
۱.غرر الحكم: ح 6321، عيون الحكم والمواعظ: ص 339 ح 5774.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام الحسين عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَنِ العَقلِ ـ: التَّجَرُّعُ لِلغُصَّةِ ومُداهَنَةُ الأَعداءِ. ۱
امام حسين عليه السلامـ هنگامى كه از ايشان درباره خردمندى پرسيده شد ـ: غم ها را جرعه جرعه نوشيدن و با دشمنان مدارا كردن.
۱.معاني الأخبار: ص 380 ح 7، الأمالي للصدوق: ص 770 ح 1042 عن أبي سعيد عقيصا، وذكره أيضًا في: ص 358 ح 441 عن الحسين بن خالد عن الإمام الرضا عليه السلام وزاد فيه «ومداراة الأصدقاء»، المحاسن: ج 1 ص 310 ح 616 عن الإمام الحسن عليه السلام، روضة الواعظين: ص 8 عن الإمام الرضا عليه السلام وأيضًا عن الإمام الحسن عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 130 ح 13.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:رَأسُ العَقلِ المُداراةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنياد خردمندى، مدارا كردن است.
۱.شُعب الإيمان: ج 6 ص 344 ح 8446 عن أبي هريرة.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِيمانِ بِاللّهِ مُداراةُ النّاسِ في غَيرِ تَركِ حَقٍّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اوج خردمندى، پس از ايمان به خداوند، مدارا كردن با مردم، جز در مورد مخالفت با حق است.
۱.تحف العقول: ص 42، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 387 ح 5834 عن الإمام عليّ عليه السلام في وصيّته لابنه محمّد بن الحنفيّة وليس فيه ذيله، بحار الأنوار: ج 77 ص 145 ح 49؛ قضاءالحوائج: ص 32 ح 17 عن سعيد بن المسيّب وليس فيه ذيله.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّا اُمِرنا مَعاشِرَ الأنبِياءِ بِمُداراةِ الناسِ كَما اُمِرنا بِإقامَةِ الفَرائضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت انبيا به مدارا كردن با مردم فرمان داريم، همچنان كه به بر پا داشتن فرايض مأموريم.
۱.الأمالي الطوسيّ: 521 / 1150.
عنه صلى الله عليه و آله:رَأسُ العَقلِ المُداراةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنياد خردمندى، مدارا كردن است.
۱.شُعب الإيمان: ج 6 ص 344 ح 8446 عن أبي هريرة.
عنه صلى الله عليه و آله:رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإِيمانِ بِاللّهِ مُداراةُ النّاسِ في غَيرِ تَركِ حَقٍّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اوج خردمندى، پس از ايمان به خداوند، مدارا كردن با مردم، جز در مورد مخالفت با حق است.
۱.تحف العقول: ص 42، بحار الأنوار: ج 77 ص 145 ح 49؛ قضاءالحوائج: ص 32 ح 17 عن سعيد بن المسيّب وليس فيه ذيله.
تاريخ اليعقوبيـ في ذِكرِ خِلافَةِ أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام ـ: ثُمَّ قامَ مالِكُ بنُ الحارِثِ الأَشتَرُ، فَقالَ: أيُّهَا النّاسُ! هذا وَصِيُّ الأَوصِياءِ، ووارِثُ عِلِم الأَنبِياءِ، العَظيمُ البَلاءِ، الحَسَنُ العِناءِ ۱. ۲
تاريخ اليعقوبىـ در يادكردِ به خلافت رسيدنِ امير مؤمنان، على بن ابى طالب عليه السلام ـ: سپس مالك اَشتر برخاست و گفت: اى مردم! اين، وصىّ اوصيا و وارث علم پيامبران است. عقوبت دادنش سخت و مدارا كردنش نيكوست. ۳
۱.في الطبعة المعتمدة: «الغناء» وما أثبتناه من طبعة النجف (ج 2 ص 155). والعناء هنا: المداراة أو حُسن السياسة (لسان العرب: ج 15 ص 106 «عنا»).
۲.تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 179. راجع: ج 9 ص 46 (مالك الأشتر).
۳.ر. ك: ج 9 ص 47 (مالك اشتر).
الإمام عليٌّ عليه السلام:ليسَ لكَ بأخٍ مَنِ احْتَجْتَ إلى مُداراتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه نيازمند مدارا كردن با او باشى، برادر تو نيست.
۱.غرر الحكم: 7503
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ الرِّفْقَ رأسُ الحِكمَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا مدارا كردن، سرآمد حكمت است.
۱.كنز العمّال: 5444.
کلیدواژه‌ها حکمتسرآمد حکمت
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ اللّهَ يُحِبُّ الرِّفْقَ ويُعينُ علَيهِ، فإذارَكِبْتُمُ الدَّوابَّ العُجْفَ فأنْزِلوها مَنازِلَها، فإنْ كانتِ الأرضُ مُجْدِبَةً فانْجوا عَنها، وإنْ كانتْ مُخْصِبةً فأنْزِلُوها مَنازِلَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ملايمت و مدارا كردن را دوست دارد و بر انجام آن كمك مى كند. پس، هرگاه چارپايان لاغر را سوار شديد، آنها را در منزلهايشان فرود آوريد. اگر زمين خشك و بى گياه بود با شتاب از آن بگذريد و اگر سرسبز و پر علف بود، آنها را در آن جا استراحت دهيد.
۱.الكافي: 2/120/12.
کلیدواژه‌ها حیواناتحقوق حیوانات
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أمَرَني رَبّي بِمُداراةِ النّاسِ كَماأمَرَني بِأداءِ الفَرائضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پروردگارم، همان گونه كه مرا به انجام واجبات فرمان داده، به مدارا كردن با مردم نيز فرمان داده است.
۱.الكافي: 2/117/4
عنه صلى الله عليه و آله:مُداراةُ النّاسِ نِصفُ الإيمانِ، والرِّفقُ بِهِم نِصفُ العَيشِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مدارا كردن با مردم نصف ايمان است ونرمى و مهربانى كردن با آنان نصف زندگى است.
۱.الكافي: 2/117/5
عنه صلى الله عليه و آله:ثَلاثٌ مَن لَم يَكُن فِيه لِمَ يَتِمَّ لَهُ عَمَلٌ: وَرَعٌ يَحجُزُهُ عَن مَعاصِي اللّهِ، وخُلُقٌ يُدارِي بِهِ النّاسَ، وحِلْمٌ يَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سه چيز است كه هر كس نداشته باشد هيچ عملى از او تمام وكامل نيست: پاكدامنى و ورعى كه او را از نافرمانى خدا بازدارد و خويى كه به سبب آن با مردم مدارا كند و بردبارى و حلمى كه به وسيله آن رفتار جاهلانه نادان را دفع كند.
۱.الكافي: 2/116/1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ثَمَرَةُ العَقلِ مُداراةُ النّاسِ. ۱
امام على عليه السلام:ميوه خرد، مدارا كردن با مردم است.
۱.غرر الحكم: 4629
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:سَلامَةُ الدِّينِ وَالدُّنيا في مُداراةِ النّاسِ. ۱
امام على عليه السلام:سلامت دين و دنيا، در مدارا كردن با مردم است.
۱.غرر الحكم: 5610
عنه عليه السلام:مَن دَارى أضدادَهُ أمِنَ المَحارِبَ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه با دشمنان خود مدارا كند، از جنگجو در امان ماند.
۱.غرر الحكم: 8539
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:مَن لَم يُصلِحْهُ حُسنُ المُداراهِ أصلَحَهُ سُوءُ المُكافاةِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه حُسن مدارا اصلاحش نكند، مكافات بد او را درست گرداند.
۱.غرر الحكم: 8202.
عنه عليه السلامـ مِن كَلامٍ لَهُ يُوَبِّخُ فِيهِ أصحابَهُ ـ: كَم اُداريكُم كَما تُدارَى البِكارُ العَمِدَةُ، وَالثِّيابُ المُتَداعِيَةُ، كُلَّما حِيصَت مِن جانِبٍ تَهَتَّكتْ مِن آخَرَ. و إنّي لَعالِمٌ بِما يُصلِحُكُم ويُقِيمُ أوَدَكُم، ولكِنّي لا أرى إصلاحَكُم بِإِفسادِ نَفْسي. ۱
امام على عليه السلامـ در سخنان خويش در سرزنش اصحابش ـفرمود: تا چند با شما مانند شتران جوان زخمين پشت و جامه هاى پوسيده مدارا كنم! جامه هايى كه چون از يك سو آنها را مى دوزند از سوى ديگر پاره مى شود. من مى دانم كه چه چيز شما را اصلاح مى كند و كجى و انحراف شما را راست مى گرداند، اما من اصلاح شما را با تباه كردن خودم روا نمى دانم.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 69.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۳