فیلترها
نتایج جستجو برای «عیب»: ۱۴۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:غِطاءُ العُيوبِ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، پوشاننده عيب هاست.
۱.غرر الحكم: ح 6434، عيون الحكم والمواعظ: ص 350 ح 5953.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سليمان الدّيلميّ:قُلتُ لِأَبي عَبدِاللّهِ عليه السلام: فُلانٌ مِن عِبادَتِهِ ودينِهِ وفَضلِهِ! ۱
فَقالَ: كَيفَ عَقلُهُ؟
قُلتُ: لا أدري.
فَقالَ: إنَّ الثَّوابَ عَلى_'feقَدرِ العَقلِ، إنَ رَجُلاً مِن بَنيإسرائيلَ كانَ يَعبُدُ اللّهَ فيجَزيرَةٍ مِن جَزائِرِ البَحرِ خَضراءَ نَضِرَةٍ كَثيرَةِ الشَّجَرِ ظاهِرَةِ الماءِ، وإنَّ مَلَكًا مِنَ المَلائِكَةِ مَرَّ بِهِ فَقالَ: يا رَبِّ، أرِني ثَوابَ عَبدِكَ هذا، فَأَراهُ اللّهُ تَعالى ذلِكَ، فَاستَقَلَّهُ المَلَكُ، فَأَوحَى اللّهُ تَعالى إلَيهِ: أنِ اصحَبهُ، فَأَتاهُ المَلَكُ في صورَةِ إنسِيٍّ، فَقالَ لَهُ: مَن أنتَ؟
قالَ: أنَا رَجُلٌ عابِدٌ، بَلَغَني مَكانُكَ وعِبادَتُكَ في هذَا المَكانِ فَأَتَيتُكَ لِأَعبُدَ اللّهَ مَعَكَ. فَكانَ
الكافىـ به نقل از سليمان ديلمى ـ: نزد امام صادق عليه السلام از عبادت و ديندارى و فضائل شخصى، سخن راندم.
فرمود: «خرد او چگونه است؟».
گفتم: نمى دانم.
فرمود: «پاداش، به اندازه خرد است. مردى از بنى اسرائيل در جزيره اى سرسبز، پُر درخت و پُر آب، خدا را بندگى مى كرد. فرشته اى از فرشتگان، از كنار او گذشت. پس گفت: پروردگارا! پاداش اين بنده را به من نشان بده».
خداوند، پاداش بنده را به فرشته نشان داد؛ امّا آن پاداش به نظر فرشته كم آمد. خداوند بر فرشته وحى فرستاد كه: «با او همنشين شو». فرشته به صورت انسانى نزد او آمد.
مرد عابد از فرشته پرسيد: كيستى؟
گفت: «مردى عبادت پيشه ام كه خبر جايگاه و عبادت تو در اين مكان، به من رسيد. آمده ام به همراه تو خدا را عبادت كنم».
[فرشته] آن روز را با مرد
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
بحار الأنوارـ در مناجاتى كه جبرئيل عليه السلام براى پيامبر خدا به ارمغان آورد ـ: بار خدايا! گناهان مرا با توبه پاك كن و با پذيرش توبه، عيب هايم را شستشو ده و آن را صيقل دهنده زنگارهاى دل، و تيزبينى خرد قرار ده.
عنه عليه السلام:اِحتَمِل ما يَمُرُّ عَلَيكَ، فَإِنَّ الاِحتِمالَ سِترُ العُيوبِ، وإنَّ العاقِلَ نِصفُهُ احتِمالٌ ونِصفُهُ تَغافُلٌ. ۱
امام على عليه السلام:در برابر آنچه بر تو مى گذرد، بردبار باش؛ زيرا بردبارى، عيب ها را مى پوشاند. به راستى كه نيمى از خردمندى، بردبارى است و نيمه ديگرش، خود را به غفلت زدن.
۱.غرر الحكم: ح 2378، عيون الحكم والمواعظ: ص 84 ح 2039.
عنه عليهالسلام: أعقَلُ النّاسِ مَن كانَ بِعَيبِهِ بَصيرًا، وعَن عَيبِ غَيرِهِ ضَريرًا. ۱
امام على عليهالسلام: خردمندترينِ مردم، كسى است كه به عيبهاى خويش، بينا و نسبت به عيوب ديگران، نابينا باشد.
۱.غرر الحكم: ح 3233.
الإمام الصادق عليه السلام:لا بَأسَ بِذِكرِ اللّهِ وأنتَ تَبولُ؛ فَإِنَّ ذِكرَ اللّهِ عز و جل حَسَنٌ عَلى كُلِّ حالٍ، فَلا تَسأَم مِن ذِكرِ اللّهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:در حال ادرار كردن هم ذكر خدا گفتن عيبى ندارد؛ چرا كه ياد خداوند عز و جل در هر حالى خوب است. بنا بر اين، از ذكر خدا خسته مشو.
۱.الكافي: ج 2 ص 497 ح 6، عدّة الداعي: ص 239 كلاهما عن الحلبي، بحار الأنوار: ج 80 ص 190 ح 47.
امام على عليه السلام:نيك بگوييد تا بدان شناخته شويد، و نيك انجام دهيد تا از اهل آن باشيد، و شتابكار و سخن پراكن مباشيد؛ زيرا بهترين شما، كسانى هستند كه ديدن آنها خدا را به ياد مى آورد، و بدترينتان، سخن چينان اند؛ آنان كه ميان دوستان، جدايى مى افكنند و براى بى گناهان، عيب مى تراشند.
الإمام الكاظم عليه السلام:اللّهُمَّ. صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأحيِ قُلوبَنا بِذِكرِكَ، وَاجعَل ذُنوبَنا مَغفورَةً، وعُيوبَنا مَستورَةً، وفَرائِضَنا مَشكورَةً، ونَوافِلَنا مَبرورَةً، وقُلوبَنا بِذِكرِكَ مَعمورَةً. ۱
امام كاظم عليه السلام:بار خدايا!. بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست، و دل هاى ما را با ياد خودت زنده بدار، و گناهانمان را آمرزيده دار، و عيب هايمان را بپوش، و واجباتى را كه به جا آورده ايم، پاداش ده و مستحبّاتمان را بپذير و دل هايمان را به ياد خودت آبادان ساز.
۱.مصباح المتهجّد: ص 59 ح 92، بحار الأنوار: ج 86 ص 53 ح 58 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي عن معاوية بن وهب البجلي.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في مَوعِظَتِهِ لِابنِ مَسعودٍ ـ: يَابنَ مَسعودٍ، قالَ تَعالى: «وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَـنِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَـنًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ * وَ إِنَّهُمْ لَيَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِيلِ وَيَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ * حَتَّى إِذَا جَاءَنَا قَالَ يَــلَيْتَ بَيْنِى وَ بَيْنَكَ بُعْدَ الْمَشْرِقَيْنِ فَبِئْسَ الْقَرِينُ» . ۱ يَابنَ مَسعودٍ، إنّهم لَيَعيبونَ عَلى مَن يَقتَدي بِسُنَّتي وفَرائِضِ اللّهِ، قالَ اللّهُ تَعالى: «فَاتَّخَذْتُمُوهُمْ سِخْرِيًّا حَتَّى أَنسَوْكُمْ ذِكْرِى وَ كُنتُم مِّنْهُمْ تَضْحَكُونَ* إِنِّى جَزَيْتُهُمُ الْيَوْمَ بِمَا صَبَرُواْ أَنَّهُمْ هُمُ الْفَائِزُونَ» ۲. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در اندرزش به ابن مسعود ـ: اى پسر مسعود! خداى متعال فرموده است: «و هر كه از ياد [خداى]مهربان، روى گردانَد، بر او شيطانى بر گمارم كه همنشين وى باشد. و آنان، ايشان را از راه، باز مى دارند و گمان مى برند كه ره يافته اند، تا آن كه چون نزد ما آيد، مى گويد: اى كاش ميان من و تو، دورىِ خاور و باختر بود. پس چه بد همنشينى است!» . اى پسر مسعود! آنان بر كسى كه از سنّت من و واجبات خدا پيروى كند، خُرده مى گيرند. خداوند متعال فرموده است: «پس ايشان را به ريشخند گرفتيد تا آن كه يادم را از خاطر شما بردند و شما بر آنان مى خنديديد. من امروز به سبب شكيبى كه كردند، به آنان پاداش دادم، و آنان رستگارند» .
عنه صلى الله عليه و آلهـ كانَ يَقولُ عِندَ مَنامِهِ ـ: بِاسمِ اللّهِ أموتُ وأحيا وإلَى اللّهِ المَصيرُ، اللّهُمَّ آمِن رَوعَتي، وَاستُر عَورَتي، وأدِّ عَنّي أمانَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در ذكر هنگام خوابيدن ـ: به نام خدا مى ميرم و زندگى مى كنم، و حركت به سوى خداست. بار خدايا! ترس مرا به آرامش تبديل فرما و عيبم را بپوشان و امانتم را از طرف من بپرداز.
۱.مكارم الأخلاق: ج 1 ص 93 ح 175، بحار الأنوار: ج 76 ص 202 ح 19.
المستدرك على الصحيحين عن طلحة بن عبيد اللّه:سَأَلتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن تَفسيرِ: «سُبحانَ اللّهِ»، قالَ: هُوَ تَنزيهُ اللّهِ عَن كُلِّ سوءٍ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از طلحة بن عبيد اللّه ـ: از پيامبر خدا، در باره معناى «سبحان اللّه» پرسيدم. فرمود: «يعنى وارسته دانستن خداوند از هر عيب [و بدى]».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 680 ح 1848، كنز العمّال: ج 1 ص 474 ح 2061 نقلاً عن الديلمي.
الأمالي للصدوق عن إبراهيم بن شعيب الميثمي عن الصّادق أبي عبد اللّه عليه السلام:إنَّ الحُسَينَ بنَ عَلِيٍّ عليه السلام لَمّا وُلِدَ، أمَرَ اللّهُ عَزَّوجَلَّ جَبرَئيلَ عليه السلام أن يَهبِطَ في ألفٍ مِنَ المَلائِكَةِ، فَيُهَنِّئَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِنَ اللّهِ عَزَّوجَلَّ ومِن جَبرَئيلَ عليه السلام. ۱
الأمالى، صدوقـ به نقل از ابراهيم بن شعيب ميثمى، از امام صادق عليه السلام ـ: هنگامى كه حسين بن على عليه السلام متولّد شد، خداى عز و جل به جبرئيل عليه السلام فرمان داد كه با هزار فرشته، فرود آيد و از طرف خداى عز و جل و خودش به او شاد باش بگويد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 200 ح 215، كامل الزيارات: ص 140 ح 165، روضة الواعظين: ص 172، بشارة المصطفى: ص 219 عن عبداللّه بن هشام عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله، الخرائج والجرائح: ج 1 ص 252 ح 6 كلاهما نحوه، بحارالأنوار: ج 43 ص 243 ح 18.
رجال ابن داوود:يَحيَى بنُ اُمِّ الطَّويلِ. اُمُّهُ وَشيكَةُ، ظِئرُ ۱ عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليه السلام، كانَ يَدعوها اُمّا، وهِيَ الَّتي زَوَّجَها فَعابَهُ عَبدُ المَلِكِ بنِ مَروانَ بِأَنَّهُ زَوَّجَ اُمَّهُ، تَوَهُّما أنَّها والِدَتُهُ، وكانَت والِدَتُهُ شَهرَبانَوَيهِ قَد تُوُفِّيَت وهُوَ طِفلٌ. ۲
رجال ابن داوود:يحيى پسر اُمّ طَويل مادرش وشيكه، دايه امام زين العابدين عليه السلام بود كه ايشان، او را مادر صدا مى زد. اين بانو، همان است كه امام زين العابدين عليه السلام او را شوهر داد و عبد الملك بن مروان، بر ايشان عيب گرفت كه مادرش را شوهر داده است، به اين توهّم كه او مادر ايشان است، در حالى كه مادرش شهربانو، در كودكىِ امام عليه السلام از دنيا رفته بود.
الإمام الصادق عليه السلام:إِنَّ طائِفَةً مِنَ المَلائِكَةِ عابُوا وُلدَ آدَمَ فِي اللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ، أَعنِي لَكُمُ الحَلالَ لَيسَ الحَرامَ، قالَ: فَأَنِفَ اللّهُ لِلمُؤمِنِينَ مِن وُلدِ آدَمَ مِن تَعيِيرِ المَلائِكَةِ لَهُم، قالَ: فَأَلقَى اللّهُ فِي هِمَمِ أُولَئِكَ المَلائِكَةِ اللَّذّاتِ وَالشَّهَواتِ كَي لا يَعِيبُوا المُؤمِنِينَ.
قالَ: فَلَمّا أَحَسُّوا ذَلِكَ مِن هِمَمِهِم عَجُّوا إِلَى اللّهِ مِن ذَلِكَ، فَقالُوا: رَبَّنا عَفوَكَ عَفوَكَ، رُدَّنا إِلى ما خَلَقتَنا لَهُ، وَأَجبَرتَنا عَلَيهِ، فَإِنّا نَخافُ أَن نَصِيرَ فِي أَمرٍ مَرِيجٍ. ۱
قالَ: فَنَزَعَ اللّهُ ذَلِكَ مِن هِمَمِهِم، قالَ: فَإِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ وَصارَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ، استَأذَنَ أُولَئِكَ
امام صادق عليه السلام:گروهى از فرشتگان بر فرزندان آدم به خاطر كامجويى ها و خواهش هاى نفسانى، خرده گرفتند. مقصودم حلال آنهاست، نه حرامشان. خداوند را از نكوهش فرشتگان نسبت به فرزندان مؤمن آدم، عار آمد. پس در دل هاى آن فرشتگان، كامجويى ها و خواهش هاى نفْسانى افكند تا ديگر بر مؤمنان، خرده نگيرند. فرشتگان، چون چنين چيزى را در وجود خود احساس كردند، از آن به درگاه خدا ناليدند و گفتند: خداوندا! ما را ببخش. ما را ببخش و ما را به همان چيزى كه براى آن آفريدى و بر آن مجبورمان ساختى، باز گردان؛ چرا كه مى ترسيم به كج راهه در اُفتيم.
پس خداوند، كامجويى و خواهش را از دل هايشان بر كند.
چون روز قيامت شود و بهشتيان به بهشت روند، آن فرشتگان از بهشتيان اجازه ورود مى خواهند و به آنها اجازه داده مى شود. پس بر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا يَرَى امرُؤٌ مِن أَخِيهِ عَورَةً فَيَستُرُها إِلّا سَتَرَهُ اللّهُ وَأَدخَلَهُ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از برادرش عيبى ببيند و آن را بپوشاند، بى گمان، خداوند نيز براى او پرده پوشى مى كند و او را به بهشت مى برد.
۱.المعجم الكبير: ج 17 ص 288 ح 795 عن عتبة بن عامر، المنتخب من مسند عبد بن حميد: ص 279 ح 885، المطالب العالية: ج 2 ص 396 ح 2563 كلاهما عن أبي سعيد الخدري وليس فيهما «ستره اللّه»، كنز العمّال: ج 3 ص 251 ح 6397.
تاريخ دمشق عن أبي هريرة:قالَ رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: مَن صامَ يوما مِن رَمَضانَ فَسَلِمَ مِن ثَلاثٍ ضَمِنتُ لَهُ الجَنَّةَ.
فَقالَ أَبُو عُبَيْدَةَ بنُ الجَرّاحِ: يا رَسُولَ اللّهِ، أَعَلى ما فِيهِ سِوَى الثَّلاثَةِ؟ قالَ: عَلى ما فِيهِ سِوَى الثَّلاثَةِ: لِسانِه، وَبَطنِهِ، وَفَرْجِهِ. ۱
تاريخ دمشقـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «هر كس يك روز از رمضان را روزه بگيرد و از سه چيز به سلامت ماند، بهشت را برايش ضمانت مى كنم».
ابو عبيده جرّاح گفت: اى پيامبر خدا! اگرچه هر عيب ديگرى داشته باشد؟
فرمود: «اگر چه هر عيب ديگرى داشته باشد. آن سه عبارت اند از: زبان و شكم و شهوت».
۱.تاريخ دمشق: ج 54 ص 166 ح 11423، كنز العمّال: ج 8 ص 585 ح 24279.
الخرائج والجرائح عن شعيب:دَخَلتُ عَلَيهِ [أَي عَلَى الصّادِقِ عليه السلام] فَقالَ لِي: مَن كانَ زَمِيلُكَ؟ قُلتُ: الخَيِّرُ الفاضِلُ أَبُو مُوسَى النَّبّالُ. قالَ: اِستَوصِ بِهِ خَيرا، فَإِنَّ لَهُ عَلَيكَ حُقُوقا كَثِيرَةً: فَأَمّا أَوَّلُهُنَّ فَما أَنتَ عَلَيهِ مِن دِينِ اللّهِ، وَحَقِّ الصُّحبَةِ. قُلتُ: لَو استَطَعتُ ما مَشى عَلَى الأَرضِ. قالَ: اِستَوصِ بِهِ خَيرا. قُلتُ: دُونَ هذا أَكتَفِي بِهِ مِنكَ.
قالَ: فَخَرَجنا حَتّى نَزَلنا مَنزِلاً فِي الطَّرِيقِ يُقالُ لَهُ: «ونقر» فَنَزَلناهُ، وَأَمَرتُ الغِلمانَ أَن تُلقِيَ لِلإِبِلِ العَلَفَ، وتَصنَع طَعاما، فَفَعَلُوا. وَنَظَرتُ إِلى أَبِي مُوسى وَمَعَهُ كُوزٌ مِن ماءٍ، وَأَخَذَ طَرِيقَهُ لِلوُضُوءِ وَأَنا أَنظُرُ إِلَيهِ، حَتّى هَبَطَ
الخرائج و الجرائح ـ به نقل از شعيب ـ:بر امام صادق عليه السلام وارد شدم. به من فرمود: «همسفرت كيست؟». گفتم: نيك مرد فاضل، ابو موسى نَبّال. فرمود: «هواى او را داشته باش؛ زيرا حقوق بسيارى بر تو دارد و نخستينِ آنها، اين است كه همكيش توست و حقّ همراهى دارد». گفتم: اگر توانستم، نخواهم گذاشت حتّى پياده راه برود. ۲
ايشان دوباره فرمود: «هواى او را داشته باش». من گفتم: همان يك بار سفارش، برايم كافى بود. ما راهى شديم تا آن كه در راه، در منزلگاهى به نام «ونقر» فرود آمديم. به غلامان، دستور دادم كه براى اُشتران، علوفه بريزند و غذايى آماده كنند و چنين كردند. ديدم ابو موسى، كوزه اى آب با خود بر داشت و براى وضو گرفتن، دور شد و من همچنان به او مى نگريستم تا آن كه به مكانى پست رفت. غذا آماده شد و غلامان به
الخصال بإسناده عن الحسين بن عليّ عليه السلام:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوصى إلى أميرِ المُؤمِنينَ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليه السلام، وكانَ فيما أوصى بِهِ أن قالَ لَهُ: يا عَلِيُّ، مَن حَفِظَ مِن اُمَّتي أربَعينَ حَديثا يَطلُبُ بِذلِكَ وَجهَ اللّهِ عز و جل وَالدّارَ الآخِرَةَ، حَشَرَهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ مَعَ النَّبِيّينَ وَالصِّدّيقينَ وَالشُّهَداءِ وَالصّالِحينَ وحَسُنَ اُولئِكَ رَفيقا.
فَقالَ عَلِيٌّ عليه السلام: يا رَسولَ اللّه، أخبِرني ما هذِهِ الأَحاديثُ؟
فَقالَ: أن تُؤمِنَ بِاللّهِ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وتَعبُدَهُ ولا تَعبُدَ غَيرَهُ، وتُقيمَ الصَّلاةَ بِوُضوءٍ سابِغٍ في مَواقيتِها ولا تُؤَخِّرَها؛ فَإِنَّ في تَأخيرِها مِن غَيرِ عِلَّةٍ غَضَبَ اللّهِ عز و جل،
الخصالـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا، به امير مؤمنان على عليه السلام سفارش كرد و از جمله فرمود: «اى على! هر كس از امّتم كه چهل حديث را براى خدا و سراى آخرت حفظ كند، خداوند، روز قيامت، او را با پيامبران، صدّيقان (راستان) و شهيدان و شايستگان ـ كه بهترين همراهان اند ـ، محشور مى كند».
على عليه السلام گفت: اى پيامبر خدا! به من بگو اين احاديث چه هستند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اين كه به خداى يگانه بى انباز، ايمان بياورى و تنها او، نه كس ديگرى را بپرستى و نماز را با وضويى كامل و در وقت خود و بدون تأخير، به جا آورى كه در تأخير آن و [بيرون وقت خواندن] بدون علّت، موجب خشم خداى عز و جلاست، زكات را بپردازى و ماه رمضان را روزه بگيرى و چون مالى داشتى و مستطيع بودى، حج
۱.النَّمِيمَةُ: هي نقل الحديث من قوم إلى قوم على جهة الإفساد والشرّ (النهاية: ج 5 ص 120 «نمم»).
۲.القُنوط: هو أشدّ اليأس من الشيء (النهاية: ج 4 ص 113 «قنط»).
۳.الخصال: ص 543 ح 19 عن إسماعيل بن الفضل الهاشمي، وإسماعيل بن أبي زياد جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 2 ص 154 ح 7.
مسند ابن حنبل عن شعيب بن خالد عن حسين بن عليّ عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنَّ مِن حُسنِ إسلامِ المَرءِ قِلَّةَ الكَلامِ فيما لا يَعنيهِ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از شعيب بن خالد، از امام حسين عليه السلام ـ: پيامبر خدا فرمود: «از نيكويى اسلامِ انسان، كم پرداختن به امور نامربوط است».
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 429 ح 1732.
كتاب من لا يحضره الفقيه:رُوِيَ عَن يَعقوبَ بنِ شُعَيبٍ قالَ: سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن صَومِ يَومِ عَرَفَةَ، قالَ:
إن شِئتَ صُمتَ وإن شِئتَ لَم تَصُم.
وذَكَرَ أنَّ رَجُلاً أتَى الحَسَنَ وَالحُسَينَ عليهماالسلام فَوَجَدَ أحَدَهُما صائِما وَالآخَرَ مُفطِرا، فَسَأَلَهُما فَقالا: إن صُمتَ فَحَسَنٌ، وإن لَم تَصُم فَجائِزٌ. ۱
كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از يعقوب بن شعيب ـ: از امام صادق عليه السلام درباره روزه روز عرفه پرسيدم. فرمود: «اگر مى خواهى، روزه بگير و اگر مى خواهى، روزه نگير».
سپس فرمود: «مردى نزد امام حسن و امام حسين عليهماالسلام آمد و يكى را روزه دار يافت و ديگرى را نه. علّت را از آن دو پرسيد. فرمودند: «اگر روزه بگيرى، خوب است و اگر نگيرى، جايز است».
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 87 ح 1809؛ المصنّف لعبد الرزّاق: ج 4 ص 285 ح 7830 عن ابن عيينة نحوه.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۴۲