فیلترها
نتایج جستجو برای «عزتمندی»: ۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
شرح نهج البلاغة:مِن كَلامِ لُقمانَ الحَكيمِ عليه السلام: كَفى بِالقَناعَةِ عِزّا، وبِطيبِ النَّفسِ نَعيما. ۱
شرح نهج البلاغة:از سخنان لقمان حكيم است: «عزّتمندى، قناعت كافى است و براى نعمت، دل خوشىِ آدمى كافى است».
۱.شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ج 3 ص 155.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلّا ذَلَّ، ولا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلّا عَزَّ. ۱
امام عسكرى عليه السلام:هيچ عزّتمندى حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد.
۱.بحار الأنوار: 78/374/24.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ، و لا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ. ۱
امام عسكرى عليه السلام:هيچ عزّتمندى حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد.
۱.بحار الأنوار: 78/374/24.
تفسير القمّيـ في قَولِهِ تَعالى: «إِذَا جَآءَكَ الْمُنافِقُونَ قَالُواْ نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ» ـ: نزلَتْ في غَزوةِ المُرَيسِعِ، و هيَ غزوَةُ بني المُصطَلِقِ في سنَةِ خَمسٍ مِنَ الهِجرَةِ، و كان رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خرجَ إليها، فلمَّا رجع منها نزل على بئرٍ، و كان الماءُ قليلاً فيها، و كان أنسُ بنُ سيَّارٍ حليفَ الأنصارِ، و كان جَهجاهُ بنُ سعيدٍ الغِفارِيِّ أجيرا لِعُمَر بنِ الخَطَّابِ، فاجتَمعُوا عَلى البِئرِ فتعلَّقَ دَلوُ ابنِ سيَّارِ بِدَلوِ جَهجاهَ، فقالَ سيَّارُ: دَلوي، و قال جهجاه: دلوي، فضرَبَ جهجاهُ يدَهُ على وَجهِ ابنِ سيَّارٍ فسالَ منهُ الدَّمُ، فنادى سيَّارُ بالخَزرَجِ، و نادى جَهجاهُ بِقُريشٍ، و أخذ الناسُ السِلاحَ و كادت تقعُ الفِتنَةُ، فسَمِعَ عبدُ
تفسير القمّيـ درباره قول خداوند متعال «چون منافقان نزد تو آيند گويند: گواهى مى دهيم كه تو واقعا پيامبر خدايى» ـ: سوره منافقون در نبرد «مريسع» نازل شد. و اين نبرد همان غزوه بنى مصطلق است كه در سال پنجم هجرت رخ داد. و پيامبر صلى الله عليه و آله براى انجام اين غزوه [از مدينه] خارج شد. در راه بازگشت از نبرد در كنار چاهى توقف كردند، آب چاه اندك بود. در اين هنگام اَنس بن سيّار ـ از هم پيمانان انصار ـ و جهجاه بن سعيد غفارى ـ كارگر عمر بن خطاب ـ كنار چاه آمدند.
دلو ابن سيّار با دلو جهجاه گره خورد. پس ابن سيّار و جهجاه هر يك در [مالكيت]دلوها اختلاف پيدا كردند در اين هنگام جهجاه سيلى محكمى بر صورت ابن سيّار زد به گونه اى كه خون از صورت او جارى شد. ابن سيّار خزرج و جهجاه قريش را به يارى طلبيدند،
۱.تفسير القمّي: 2/368.
الإمام عليّ عليه السلام:مَن زَهِدَ فِي الدُّنيا ولَم يَجزَع مِن ذُلِّها ولَم يُنافِس في عِزِّها، هَداهُ اللّهُ بِغَيرِ هِدايَةٍ مِن مَخلوقٍ وعَلَّمَهُ بِغَيرِ تَعليمٍ، وأثبَتَ الحِكمَةَ في صَدرِهِ وأجراها عَلى لِسانِهِ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه به دنيا پشت كند و از خوارى در آن، بى تابى نكند و براى عزّتمندى در آن [با جاه و مقام،] به رقابت نپردازد، خداوند او را بى هدايت مخلوقى، هدايت مى كند و بى آموختن از كسى، دانشش مى آموزد و حكمت را در سينه اش ثابت مى دارد و آن را بر زبانش جارى مى گرداند.
۱.تحف العقول: ص 223، بحار الأنوار: ج 78 ص 63 ح 155.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن عَبدٍ يَدَعُ الدُّنيا إلاّ لَم يَزَل عَزيزا فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ، يَخافُهُ النّاسُ مادامَ في حالِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ بنده اى نيست كه دنيا را وا نهد، مگر آن كه پيوسته در دنيا و آخرت، عزّتمند است و تا زمانى كه بر آن حال است، هيبت او در دل مردم خواهد بود.
۱.الفردوس: ج 4 ص 8 ح 6020 عن أبي هريرة.
الإمام عليّ عليه السلام:مَن سَلا عَن مَواهِبِ الدُّنيا عَزَّ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه از مواهب دنيا چشم بپوشد، عزّت مى يابد.
۱.غرر الحكم: ح 9184.