نتایج جستجو برای «عبدالله بن عباس»: ۱۱ حدیث
تاريخ بغداد عن عبداللّه بن عبّاس:كُنتُ أنَا وأبِيَ العَبّاسُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ جالِسَينِ عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، إذ دَخَلَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، فَسَلَّمَ، فَرَدَّ عَلَيهِ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وبَشَّ بِهِ، وقامَ إلَيهِ وَاعتَنَقَهُ، وقَبَّلَ بَينَ عَينَيهِ، وأجلَسَهُ عَن يَمينِهِ. فَقالَ العَبّاسُ: يا رَسولَ اللّهِ أتُحِبُّ هذا؟ فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: يا عَمَّ رَسولِ اللّهِ، وَاللّهِ، لَلّهُ أشَدُّ حُبّا لَهُ مِنّي، إنَّ اللّهَ جَعَلَ ذُرِّيَّةَ كُلِّ نَبِيٍّ في صُلبِهِ، وجَعَلَ ذُرِّيَّتي في صُلبِ هذا. ۱
تاريخ بغدادـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: من و پدرم عبّاس بن عبد المطّلب، نزد پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نشسته بوديم كه على بن ابى طالب عليه السلام در آمد و سلام داد. پيامبر صلى الله عليه و آله پاسخ سلامش را داد و با او خوش رويى كرد و جلويش برخاست و دست در گردنش انداخت و ميان دو چشمش را بوسيد و او را در سمت راست خود نشاند. عبّاس گفت: اى پيامبر خدا! آيا اين مرد را دوست دارى؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى عموى پيامبر خدا! به خدا سوگند، خدا او را بيشتر از من دوست دارد. خداوند، ذريّه هر پيامبر را در پشتش قرار مى دهد و ذريّه مرا در پشت اين، قرار داده است».
۱.تاريخ بغداد: ج 1 ص 316، تاريخ دمشق: ج 42 ص 259 ح 8789، ذخائر العقبى: ص 124؛ كشف الغمّة: ج 1 ص 94، بحارالأنوار: ج 38 ص 307 ح 9.
ثواب الأعمال عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس:خَطَبَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ وَفاتِهِ ـ وهِيَ آخِرُ خُطبَةٍ خَطَبَها بِالمَدينَةِ. قالَ: يا أيُّهَا النّاسُ: اُدنوا ووَسِّعوا لِمَن خَلفَكُم. فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَن نُوَسِّعُ؟ قالَ: لِلمَلائِكَةِ. فَقالَ: إنَّهُم إذا كانوا مَعَكُم لَم يَكونوا مِن بَينِ أيديكُم ولا مِن خَلفِكُم، ولكِن يَكونونَ عَن أيمانِكُم وعَن شَمائِلِكُم. فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ لِمَ لا يَكونونَ مِن بَينِ أيدينا ولا مِن خَلفِنا؟ أمِن فَضلِنا عَلَيهِم أم فَضلِهِم عَلَينا؟ قالَ: أنتُم أفضَلُ مِنَ المَلائِكَةِ. ۱
ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هُرَيره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا، پيش از وفاتش براى ما سخنرانى كرد ـ و اين، آخرين سخنرانى اى بود كه در مدينه ايراد كرد ـ و فرمود: «اى مردم! پيش تر بياييد و جا را براى آنان كه پشت سر شما هستند، باز كنيد. مردى گفت: اى پيامبر خدا! براى چه كسانى جا باز كنيم؟ فرمود: «براى فرشتگان». سپس فرمود: «آنان، هرگاه با شما باشند، جلوتر از شما يا پشتِ سرتان نيستند؛ بلكه در سمت راست و چپ شما قرار مى گيرند». مردى گفت: اى پيامبر خدا! چرا جلوتر از ما يا پشت سرمان قرار نمى گيرند؟ آيا به خاطر برترى ما بر آنهاست يا به خاطر برترى آنها بر ماست؟ فرمود: «شما از فرشتگان، برتريد».
۱.ثواب الأعمال: ص 330 ح 1 عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس، أعلام الدين: ص 410 عن ابن عبّاس، بحارالأنوار: ج 76 ص 359 ح 30.
عَمرُو بنُ مَيمونٍ:إنّي لَجالِسٌ إلَى ابنِ عَبّاسٍ إذ أتاهُ تِسعَةُ رَهطٍ فَقالوا: يَا بنَ عَبّاسٍ، إمّا أن تَقومَ مَعَنا وإمّا أن تَخلُوَ بِنا مِن بَينِ هؤُلاءِ، فَقالَ ابنُ عَبّاسٍ: بَل أنَا أقومُ مَعَكُم، وهُوَ يَومَئِذٍ صَحيحٌ قَبلَ أن يَعمى. قالَ: فَابتَدَؤوا فَتَحَدَّثوا، فَلا نَدري ما قالوا، قالَ: فَجاءَ يَنفُضُ ثَوبَهُ ويَقولُ: اُفٍّ وتُفٍّ! وَقَعوا في رَجُلٍ لَهُ بِضعَ عَشرَةَ فَضائِلَ لَيسَت لِأَحَدٍ غَيرِهِ، وَقَعوا في رَجُلٍ قالَ لَهُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: لَأَبعَثَنَّ رَجُلاً لا يُخزيهِ اللّهُ أبَدًا، يُحِبُّ اللّهَ ورَسولَهُ ـ إلى أن قال: ـ وأخَذَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ثَوبَهُ فَوَضَعَهُ عَلى عَلِيٍّ وفاطِمَةَ وحَسَنٍ وحُسَينٍ وقالَ: «إنَّما يُريدُ

عمرو بن ميمون:من نزد ابن عبّاس نشسته بودم كه نُه گروه نزد او آمدند و گفتند: اى ابن عبّاس! يا با ما مى آيى يا از ميان اين جماعت با ما خلوت مى كنى. ابن عبّاس گفت: با شما مى آيم. او در آن روز سالم بود و هنوز كور نشده بود. او مى گويد: آنها سخن آغازيدند و ما نمى دانستيم چه مى گويند. ديديم كه او مى آيد در حالى كه لباسش را مى تكاند و مى گويد: واى و صد واى، از كسى بد گويى مى كنند كه بيش از ده فضيلت دارد كه هيچ كس جز او ندارد، آنها طعن كسى مى كنند كه پيامبر صلى الله عليه و آله درباره او گفته: مردى را خواهم فرستاد كه خداوند هرگز او را شرمنده نكند، خدا و رسولش را دوست دارد ـ تا آن كه گفت ـ و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله جامه خود را بر گرفت و بر على، فاطمه، حسن و حسين نهاد و فرمود: «اِنَّما يريد

۱.المستدرك على الصحيحين: 3 / 143 / 4652، مسند ابن حنبل: 1 / 708 / 3062، خصائص الإمام أمير المؤمنين للنسائيّ: 70 / 23، تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ عليه السلام»: 1 / 185 / 250.
عَمرُو بنُ مَيمونٍ عَنِ ابنِ عَبّاسٍ:دَعا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله الحَسَنَ والحُسَينَ، وعَلِيًّا وفاطِمَةَ، ومَدَّ عَلَيهِم ثَوبًا ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ هؤُلاءِ أهلُ بَيتي وحامَّتي، فَأَذِهِب عَنهُمُ الرِّجسَ وطَهِّرهُم تَطهيرًا ۱.
عمرو بن ميمون به نقل از ابن عبّاس:پيامبرخدا صلى الله عليه و آله حسن وحسين وعلى وفاطمه را فرا خواند و جامه اى بر آنها گستراند، سپس فرمود: خدايا اينان اهل بيت و كسان من هستند، پس هر گونه پليدى را از آنها دور كن و كاملاً پاكشان گردان.
۱.تاريخ دمشق «ترجمة الإمام عليّ عليه السلام»: 1 / 184 / 249، شواهد التنزيل: 2 / 50 / 670، وراجع إحقاق الحقّ: 15 / 628 ـ 631.
عَبدُ اللّهِ بنُ عَبّاسٍ:بِتُّ لَيلَةً عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله فَلَمَّا استَيقَظَ مِن مَنامِهِ أتى طَهورَهُ فَأَخَذَ سِواكَهُ فَاستاكَ، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآياتِ: «إنَّ في خَلقِ السَّماواتِ والأَرضِ واختِلافِ اللَّيلِ والنَّهارِ لاَياتٍ لاُِولِي الأَلبابِ ۱» حَتّى قارَبَ أن يَختِمَ السّورَةَ أو خَتَمَها، ثُمَّ تَوَضَّأَ فَأَتى مُصَلاّهُ فَصَلّى رَكعَتَينِ، ثُمَّ رَجَعَ إلى فِراشِهِ فَنامَ ما شاءَ اللّهُ، ثُمَّ استَيقَظَ فَفَعَلَ مِثلَ ذلِكَ، ثُمَّ رَجَعَ إلى فِراشِهِ فَنامَ، ثُمَّ استَيقَظَ فَفَعَلَ مِثلَ ذلِكَ، ثُمَّ رَجَعَ إلى فِراشِهِ فَنامَ، ثُمَّ استَيقَظَ فَفَعَلَ مِثلَ ذلِكَ، كُلُّ ذلِكَ يَستاكُ ويُصَلّي رَكعَتَينِ، ثُمَّ أوتَرَ ۲.
عبداللّه بن عبّاس:شبى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله ماندم، پس چون از خواب بيدار شد، ظرف آبش را آورده و مسواكش را برداشت و مسواك كرد و اين آيه را تلاوت فرمود: «همانا در آفرينش آسمانها و زمين و آمد و شد شب و روز، بى گمان نشانه هايى است براى خردمندان» تا تقريباً، يا كاملاً، سوره را به پايان بُرد، سپس وضو ساخت و به مصلاّى خود آمد و دو ركعت نماز گزارْد، آن گاه به بسترش بازگشت و آن قدر كه خدا خواست آرميد، سپس از خواب بيدار شد و همچون گذشته، همان كرد، آن گاه به بسترش بازگشت و خوابيد، سپس بيدار شد و باز همان كارها را كرد، آن گاه به بسترش بازگشت و خوابيد و در پى آن بيدار شد و همان كرد كه پيشتر. او هر بار مسواك مى كرد و دو ركعت نماز مى گزارْد و سپس [در پايان] وتر ۳ به جاى مى آورد.
۱.آل عمران: 190.
۲.سنن أبي داود: 1 / 15 / 58، وراجع مسند ابن حنبل: 1 / 798 / 3541.
۳.وِتر بر مجموع نماز شفع دو ركعتى و يك ركعت پايان نماز شب، نيز اطلاق مى شود.
صحيح مسلم عن عبداللّه بن عبّاس عن عمر:دَخَلتُ عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وهُوَ مُضطَجِعٌ عَلى حَصيرٍ، فَجَلَستُ، فَأَدنى عَلَيهِ إزارَهُ، ولَيس عَلَيهِ غَيرُهُ، وإذَا الحَصيرُ قَد أثَّرَ في جَنبِهِ، فَنَظَرتُ بِبَصَري في خِزانَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَإذا أنا بِقَبضَةٍ مِن شَعيرٍ نَحوِ الصَّاعِ، ومِثلَها قَرظاً ۱ في ناحِيَةِ الغُرفَةِ، وإذا أفيقٌ ۲ مُعَلَّقٌ، قالَ: فَابتَدَرَت عَينايَ، قالَ: ما يُبكيكَ يَابنَ الخَطَّابِ؟ قُلتُ: يا نَبيَّ اللّهِ، وما ليَ لا أبكي وهذا الحَصيرُ قَد أثَّرَ في جَنبِكَ وهذهِ خِزانَتُكَ لا أرى فيها إلاَّ ما أرى، وذاكَ قَيصرُ وكِسرى فِي الثِّمارِ وَالأَنهارِ، وأنتَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله وصَفوَتُهُ، وهذِهِ خِزانَتُكَ؟! فَقالَ:

صحيح مسلمـ به نقل از عمر ـ: خدمت پيامر خدا رسيدم. ايشان روى حصيرى دراز كشيده بود. من هم نشستم. جز يك ازار، چيز ديگرى بر تن نداشت و هنگامى كه آن را بالا زد، ديدم كه حصير بر پهلويش رد انداخته است. نگاهى به انبارى پيامبر خدا انداختم و با چشم خود ديدم كه در گوشه اى از اتاق، تنها مشتى جو به اندازه يك صاع بود و مقدارى برگ درخت سَلَم [براى دبّاغى كردن پوست]. يك پوست دبّاغى شده هم آويزان بود. اشك از چشمانم سرازير شد. پيامبر خدا فرمود: «چرا گريه مى كنى، پسر خَطّاب؟». عرض كردم: اى پيامبر خدا! چرا گريه نكنم، وقتى مى بينم كه اين حصير، بر پهلوى شما رد انداخته و اين هم خزانه شماست كه مى بينم، در حالى كه كسرا و قيصر، در باغ هاى پر از ميوه و جويبار زندگى مى كنند. شما كه پيامبر و برگزيده خدا هستى، وضع

۱.القَرَظ: ورق السَّلَم يُدبَغُ به (الصحاح: ج 3 ص 1177 «قرظ»).
۲.الأفيق: هو الجلد الذي لم يتمّ دباغه، وقيل: هو ما دُبِغَ بغير القَرَظ (النهاية: ج 1 ص 55 «أفق»).
۳.صحيح مسلم: ج 2 ص 1106 ح 30، السنن الكبرى: ج 7 ص 73 ح 13305، الترغيب والترهيب: ج 4 ص 199 ح 120.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنـه عليه السلام ـ لِعبدِاللّهِ بنِ عبّاسٍ، وَقَد أشارَ عَلَيهِ في شَيءٍ لَم يُوافِق رَأيَهُ ـ:لَكَ أن تُشيرَ عَلَيَّ وَأرى، فَإن عَصَيتُـكَ فَأطِعني. ۱
امام على عليه السلام ـ به عبد اللّه بن عبّاس، درباره نظرى كه داده بود و امام موافق آن نبود ـ:حقّ توست كه به من نظر دهى و من در آن مى انديشم؛ امّا اگر نپذيرفتم، تو بايد از من اطاعت كنى.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 321.
كمال الدين عن عبداللّه بن عباس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ خُلَفائي وأوصِيائي وحُجَجَ اللّهِ عَلَى الخَلقِ بَعدِي اثنا عَشَرَ، أوَّلُهُم أخي وآخِرُهُم وَلَدي، قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، ومَن أخوكَ؟ قالَ: عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ. قيلَ: فَمَن وَلَدُكَ؟ قالَ: المَهدِيُّ الَّذي يَملَؤُها قِسطًا وعَدلاً كَما مُلِئَت جَورًا وظُلمًا. ۱
كمال الدينـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: «جانشينان و اوصياى من و حجّت هاى خدا بر خلق، پس از من، دوازده تن هستند كه نخستينِ آنها برادر من است و آخرين ايشان، فرزند من». گفته شد: اى پيامبر خدا! برادر تو كيست؟ فرمود: «على بن ابى طالب». گفته شد: فرزندت كيست؟ فرمود: «مهدى كه زمين را همان گونه كه از ظلم و ستم پر شده است، از داد و عدل، پُر مى كند».
۱.كمال الدين: ص 280 ح 27، بحارالأنوار: ج 51 ص 71 ح 12؛ فرائد السمطين: ج 2 ص 312 ح 562.
شُعب الإيمان عن عبداللّه بن عبّاس عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا كانَت لَيلَةُ القَدرِ يَأمُرُ اللّهُ عز و جلجِبريلَ عليه السلام فَيَهبِطُ في كُبكُبَةٍ مِنَ المَلائِكَةِ. فَإذا طَلَعَ الفَجرُ يُنادي جَبريلُ: مَعاشِرَ المَلائِكَةِ الرَّحيلَ الرَّحيلَ. فَيَقولونَ: يا جِبريلُ فَما صَنَعَ اللّهُ في حَوائِجِ المُومِنينَ مِن اُمَّةِ أحمَدَ صلى الله عليه و آله؟ فَيَقولُ جِبريلُ: نَظَرَ اللّهُ إلَيهِم في هذِهِ اللَّيلَةِ فَعَفا عَنهُم وغَفَرَ لَهُم إلّا أربَعَةً. فَقُلنا: يا رَسول اللّهِ، مَن هُم؟ قالَ: رَجُلٌ مُدمِنُ خَمرٍ، وعاقٌّ لِوالِدَيهِ، وقاطِعُ رَحِمٍ، ومُشاحِنٌ. قُلنا: يا رَسول اللّهِ، مَا المُشاحِنُ؟ قالَ: هُوَ المُصارِمُ. ۱
شعب الإيمانـ به نقل از عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا فرمود: «چون شب قدر شود، خداوند عز و جلبه جبرئيل عليه السلام فرمان مى دهد و او همراه جمعى از فرشتگان به زمين فرو مى آيند. پس چون سپيده بدمد، جبرئيل عليه السلام ندا مى دهد: اى گروه فرشتگان! حركت، حركت!. آنان مى گويند: اى جبرئيل! خداوند با حاجت هاى مؤمنان امّت احمد، چه كرد؟ جبرئيل عليه السلام مى گويد: خداوند در اين شب، به آنان نظر كرد و از خطاهايشان درگذشت و آنان را بخشود، جز چهار تن را». گفتيم: اى پيامبر خدا! آنان كيان اند؟ فرمود: «شخص شرابخوار، آزارنده پدر و مادر خود، گُسلنده پيوند خويشاوندى، و مُشاحِن». گفتيم: اى پيامبر خدا! مُشاحِن كيست؟ فرمود: «آن كه از برادرش مى بُرد و با او دشمنى مى كند».
۱.شُعب الإيمان: ج 3 ص 336 ح 3695؛ روضة الواعظين: ص 380 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى عبدِاللّهِ بنِ العبّاسِ ـ: أمّا بَعدُ، فاطلُبْ ما يَعنيكَ واترُكْ ما لا يَعنيكَ؛ فإنّ في تَركِ ما لا يَعنيكَ دَركَ ما يَعنيكَ. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اى به عبداللّه بن عباس ـنوشت: اما بعد، چيزى را بجوى كه سودمند است و آنچه را كه بيهوده است فرو گذار؛ زيرا فرو گذاشتن چيزهاى بيهوده، باعت رسيدن به كارهاى سودمند است.
۱.تحف العقول: 218.
کلیدواژه‌ها گفتار و کردار بیهوده
شُعب الإيمان عن عبداللّه‏ بن عبّاس أنَّهُ سَمِعَ رَسولَ اللّه‏ِ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله يَقولُ: . إذا كانَت لَيلَةُ القَدرِ يَأمُرُ اللّه‏ُ عز و جل جِبريلَ عليه‏السلام فَيَهبِطُ في كُبكُبَةٍ مِنَ المَلائِكَةِ. فَإذا طَلَعَ الفَجرُ يُنادي جَبريلُ: مَعاشِرَ المَلائِكَةِ الرَّحيلَ الرَّحيلَ. فَيَقولونَ: يا جِبريلُ فَما صَنَعَ اللّه‏ُ في حَوائِجِ المُومِنينَ مِن اُمَّةِ أحمَدَ صلى‏الله‏عليه‏و‏آله؟ فَيَقولُ جِبريلُ: نَظَرَ اللّه‏ُ إلَيهِم في هذِهِ اللَّيلَةِ فَعَفا عَنهُم وغَفَرَ لَهُم إلاّ أربَعَةً. فَقُلنا: يا رَسولَ اللّه‏ِ، مَن هُم؟ قالَ: رَجُلٌ مُدمِنُ خَمرٍ، وعاقٌّ لِوالِدَيهِ، وقاطِعُ رَحِمٍ، ومُشاحِنٌ. قُلنا: يا رَسولَ اللّه‏ِ، مَا المُشاحِنُ؟ قالَ: هُوَ المُصارِمُ. ۱
شعب الإيمان ـ به نقل از عبداللّه‏ بن عباس ـ : از پيامبرخدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله شنيدم كه مى‏فرمود: «چون شب قدر شود، خداوند عز و جلبه جبرئيل عليه‏السلامفرمان مى‏دهد و او همراه جمعى از ملائكه به زمين فرو مى‏آيند. پس چون سپيده بدمد، جبرئيل ندا مى‏دهد: "اى گروه ملائكه! برويم، برويم". آنان مى‏گويند: "اى جبرئيل! خداوند با حاجت‏هاى مؤمنان امّت احمد صلى‏الله‏عليه‏و‏آلهچه كرد؟". جبرئيل مى‏گويد: "خداوند در اين شب به آنان نظر كرد و از خطاهايشان درگذشت و آنان را بخشود، جز چهار تن". گفتيم: اى پيامبر خدا! آنان كيان‏اند؟ فرمود: «شخص شرابخواره، آزارنده پدر و مادر خود، گسلنده پيوند خويشاوندى و مُشاحِن». گفتيم: اى پيامبر خدا! مشاحن كيست؟ فرمود: «آن كه از برادرش مى‏بُرد و با او دشمنى مى‏كند».
۱.شُعب الإيمان: 3/336/3695، كنز العمّال: 8 / 587 / 24281 نقلاً عن ابن عساكر؛ روضة الواعظين: 380 عن الإمام عليّ عليه‏السلامعنه صلى‏الله‏عليه‏و‏آله.