فیلترها
نتایج جستجو برای «شک»: ۱۳۵۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ الَّذي كَتَبَهُ إلَى المُفَضَّلِ يَذكُرُ فيهِ مُناظَرَةً لَهُ مَعَ طَبيبٍ هِندِيٍّ ـ: ثُمَّ قالَ [الطَّبيبُ]: أخبِرني بِمَ تَحتَجُّ في مَعرِفَةِ رَبِّكَ الَّذي تَصِفُ قُدرَتَهُ ورُبوبِيَّتَهُ، وإنَّما يَعرِفُ القَلبُ الأَشياءَ كُلَّها بِالدَّلالاتِ الخَمسِ الَّتي وَصَفتُ لَكَ؟
قُلتُ: بِالعَقلِ الَّذي في قَلبي، وَالدَّليلِ الَّذي أحتَجُّ بِهِ في مَعرِفَتِهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در نامه اى كه براى مفضّل نوشت و در آن از گفتگويش با پزشك هندى ياد كرد ـ: آن گاه پزشك گفت: به من بگو چگونه بر شناخت پروردگارى كه او را به توانايى و ربوبيّت وصف مى كنى، استدلال مى كنى، حال آن كه قلب، همه چيز را با حواس پنجگانه كه شرح دادم، باز مى شناسد؟
گفتم: [شناخت خداوند،] با خردى است كه در قلب من جاى دارد و با برهانى كه در شناخت خداوند، بدان استدلال مى كنم.
۱.بحار الأنوار: ج 3 ص 153 عن المفضّل بن عمر.
عنه عليه السلام:عَقلُ المَرءِ نِظامُهُ، وأدَ بُهُ قِوامُهُ، وصِدقُهُ إمامُهُ، وشُكرُهُ تَمامُهُ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، نظام نامه آدمى، و ادب، مايه استوارى او، و راستى، پيشواى او، و سپاس گزارى، مايه كمال اوست.
۱.غرر الحكم: ح 6335.
الإمام عليّ عليه السلام:قَواعِدُ الإِسلامِ سَبعَةٌ: فَأَوَّلُهَا العَقلُ وعَلَيهِ بُنِيَ الصَّبرُ، وَالثّاني صَونُ العِرضِ وصِدقُ اللَّهجَةِ، وَالثّالِثَةُ تِلاوَةُ القُرآنِ عَلى جِهَتِهِ، وَالرّابِعَةُ الحُبُّ فِي اللّهِ وَالبُغضُ فِي اللّهِ، وَالخامِسَةُ حَقُّ آلِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله ومَعرِفَةُ وَلايَتِهِم، وَالسّادِسَةُ حَقُّ الإِخوانِ وَالمُحاماةُ عَلَيهِم، وَالسّابِعَةُ مُجاوَرَةُ النّاسِ بِالحُسنى. ۱
امام على عليه السلام:پايه هاى اسلام، هفت تاست: خرد، نخستين پايه است و بر آن، شكيبايى استوار است. دومين پايه، راستگويى و آبرودارى است. پايه سوم، تلاوت قرآن است، آن گونه كه هست. چهارمين پايه، دوستى و دشمنى براى خداست. پايه پنجم، شناخت ولايت خاندان پيامبر و رعايت حقوق آنان است. ششمين پايه، حمايت از دوستان و برادران و اداى حقوق آنان است. پايه هفتم، به نيكى رفتار كردن با مردم است.
۱.تحف العقول: ص 196 عن كميل، بحار الأنوار: ج 68 ص 381 ح 31.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العِلمُ خَليلُ المُؤمِنِ، وَالعَقلُ دَليلُهُ، وَالعَمَلُ قَيِّمُهُ، وَالحِلمُ وَزيرُهُ، وَالصَّبرُ أميرُ جُنودِهِ، وَالرِّفقُ والِدُهُ، وَاللّينُ أخوهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش، دوست مؤمن است و خرد، راهنماى او؛ كار، سرپرست او و بردبارى، وزيرش؛ شكيبايى، فرمانده سربازان اوست و مدارا، پدرش و نرم خويى، برادرش.
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 161 ح 4659 عن الحسن، نوادر الاُصول: ج 1 ص 130 عن ابن عبّاس، كنز العمّال: ج 10 ص 133 ح 28663 وص 144 ح 28732؛ تحف العقول: ص 55، بحار الأنوار: ج 69 ص 367 ح 3 نقلاً عن كتاب الشهاب.
إرشاد القلوب:قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: إنَّ مِن دِعامَةِ البَيتِ أساسَهُ، ودِعامَةُ الدّينِ المَعرِفَةُ بِاللّهِ تَعالى وَاليَقينُ بِتَوحيدِهِ وَالعَقلُ القامِعُ.
فَقالوا: ومَا القامِعُ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: الكَفُّ عَنِ المَعاصي وَالحِرصُ عَلى طاعَةِ اللّهِ وَالشُّكرُ عَلى جَميعِ إحسانِهِ وإنعامِهِ وحُسنِ بَلائِهِ. ۱
ارشاد القلوب:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تكيه گاه خانه، پايه آن است و تكيه گاه دين، شناخت خداوند متعال، يقين به يگانگى او و خِرد سركوب كننده است».
پرسيدند: اى پيامبر خدا! سركوب كننده چيست؟
فرمود: «بازدارى از گناهان، شوق داشتن به پيروى از خداوند و سپاس گزارى بر همه بخشش ها و نعمت ها و آزمايش هاى نيكوى خداوند».
۱.إرشاد القلوب: ص 169 وراجع: الفردوس: ج 2 ص 222 ح 3077.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، وحَشوُهَا الإِيمانَ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ، وقَيِّمُهَا العَقلَ، ودَليلُهَا العِلمَ، وسُكّانُهَا الصَّبرَ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! لقمان به فرزندش فرمود: «فرزندم! دنيا دريايى ژرف است كه خَلقى بسيار در آن غرق شدند. پس تلاش كن تا در اين دريا كشتى ات تقواى خداوند، ساحلش ايمان، بادبانش توكّل [بر خدا]، ناخدايش خِرد، راه نمايش دانش و سُكّانش ۲ شكيبايى باشد».
امام على عليه السلام:با انديشه، زواياى پنهان كارها آشكار گردد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
امام حسن عليه السلام:شگفت است از كسى كه در خوراكى اش مى انديشد، كه چگونه در غذاى عقلانى اش نمى انديشد! و شكمش را از آنچه وى را آزار مى دهد، دور مى دارد، ولى در سينه اش چيزى را جاى مى دهد كه او را به پستى مى كشد!
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ. ثُمَّ وَعَظَ أهلَ العَقلِ ورَغَّبَهُم فِي الآخِرَةِ فَقالَ: «وَمَا الْحَيَوةُ الدُّنْيَا إلاَّ لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الاْخِرَةُ خَيْرٌ لِّلَّذِينَ يَتَّقُونَ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۱ يا هِشامُ، ثُمَّ خَوَّفَ الَّذينَ لا يَعقِلونَ عِقابَهُ فَقالَ تَعالى: «ثُمَّ دَمَّرْنَا الاْخَرِينَ * وَ إنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ * وَ بِالَّيْلِ أفَلاَ تَعْقِلُونَ». ۲ وقالَ: «إنَّا مُنزِلُونَ عَلَى أهْلِ هَـذِهِ الْقَرْيَةِ رِجْزًا مِّنَ السَّمَاءِ بِمَا كَانُواْ يَفْسُقُونَ * وَ لَقَد تَّرَكْنَا مِنْهَا ءَايَةَ بَيِّنَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ». ۳
يا
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال به وسيله خرد، حجّت ها را بر انسان ها تمام كرد. آن گاه، خردمندان را پند داد و آنان را به سوى آخرت ترغيب كرد و فرمود: «و زندگى دنيا جز بازى و سرگرمى نيست، و قطعا سراى بازپسين براى كسانى كه پرهيزگارى مى كنند، بهتر است. آيا نمى انديشيد؟» . اى هشام! آن گاه [خداوند] كسانى را كه خردپيشه نيستند، از عذاب خود ترسانيد و فرمود: «سپس ديگران را هلاك كرديم و در حقيقت، شما بر آنان، صبحگاهان و شامگاهان، مى گذريد. آيا به فكر فرو نمى رويد؟» .
و فرمود: «ما بر مردم اين شهر، به [سزاى]گناهى كه مى كردند، عذابى از آسمان فرو خواهيم فرستاد، و از آن [شهر سوخته]براى مردمى كه مى انديشند، نشانه اى روشن باقى گذاشتيم» . اى هشام! خرد، با دانش همراه
۱.الأنعام: 32.
۲.الصافّات: 136 ـ 138.
۳.العنكبوت: 34 و 35.
۴.العنكبوت: 43.
۵.البقرة: 170.
۶.البقرة: 171.
۷.في المصدر «يستمع» وهو تصحيف.
۸.يونس: 42.
۹.الفرقان: 44.
۱۰.الحشر: 14.
۱۱.البقرة: 44.
۱۲.الأنعام: 116.
۱۳.لقمان: 25.
۱۴.العنكبوت: 63.
۱۵.سبأ: 13.
۱۶.ص: 24.
۱۷.غافر: 28.
۱۸.هود: 40.
۱۹.الأنعام: 37.
۲۰.المائدة: 103.
۲۱.الكافي: ج 1 ص 13 و ص 14 ح 12 عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 135 ح 30.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ لِلّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَينِ:
حُجَّةً ظاهِرَةً وحُجَّةً باطِنَةً، فَأَمَّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ وَالأَنبِياءُ وَالأَئِمَّةُ عليهم السلام، وأمَّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند، دو حجّت بر
مردم دارد: حجّت آشكار و حجّت پنهان. حجّت آشكار، رسولان، پيامبران و امامان اند، و حجّت پنهان، خردهايند.
۱.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص 386، بحار الأنوار: ج 1 ص 137.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّما يُداقُّ اللّهُ العِبادَ فِي الحِسابِ يَومَ القِيامَةِ عَلى قَدرِ ما آتاهُم مِنَ العُقولِ فِي الدُّنيا. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند در روز رستاخيز، به اندازه خردى كه به بندگان بخشيده، در حسابرسى آنان موشكافى مى كند.
۱.الكافي: ج 1 ص 11 ح 7، المحاسن: ج 1 ص 310 ح 614 كلاهما عن أبي الجارود، بحار الأنوار: ج 7 ص 267 ح 32.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الدرّ المنثور عن ابن دينار:أوحَى اللّهُ إلى موسى عليه السلام: أنِ اتَّخِذ نَعلَينِ مِن حَديدٍ وعَصًا، ثُمَّ سِح فِي الأَرضِ، فَاطلُبِ الآثارَ وَالعِبَرَ، حَتّى تَحفُوَ النَّعلانِ وتَنكَسِرَ العَصا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن دينار ـ: خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: «كفش هايى آهنى و عصايى بردار، آن گاه در زمين گردش كن و از عبرت ها و نشانه ها [ى گذشتگان]جستجو كن تا كفش هايت ساييده شود و عصايت بشكند».
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 61 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب التفكّر.
داوود عليه السلام:قُل لِصاحِبِ العِلمِ يَتَّخِذ عَصًا مِن حَديدٍ ونَعلَينِ مِن حَديدٍ، ويَطلُبُ العِلمَ حَتّى تَنكَسِرَ العَصا وتَنخَرِقَ النَّعلانِ. ۱
داوود عليه السلام:به دانشمند بگو كه عصا و كفشى آهنين بر گزيند و در جستجوى دانش حركت كند تا عصايش بشكند و كفش هايش پاره شود.
۱.سنن الدارمي: ج 1 ص 147 ح 571 عن عبداللّه بن عبدالرحمن التستري، الفردوس: ج 1 ص 140 ح 497 عن أبيبكرة نحوه.
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». شكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام الكاظم عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ في كِتابِهِ: «إنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» يَعني: عَقلٌ: وقالَ: «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ». ۱ قالَ: الفَهمَ وَالعَقلَ.
يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ ۲، فَأَحسَنُهُمُ
استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ.
يا هِشامُ، كَيفَ يَزكو ۳ عِندَ اللّهِ عَمَلُكَ، وأنتَ قَد شَغَلتَ قَلبَكَ عَن أمرِ رَبِّكَ وأطَعتَ هَواكَ عَلى غَلَبَةِ عَقلِكَ؟!.
يا هِشامُ، نُصِبَ الحَقُّ لِطاعَةِ اللّهِ، ولا
امام كاظم عليه السلامـ در سفارش به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش فرموده است: «قطعا در اين [عقوبت ها] براى هر صاحب دل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است» ؛ يعنى [براى كسى كه] خرد [دارد]. وفرموده است: «وبه راستى، لقمان را حكمت داديم» ، [يعنى]فهم وخرد [داديم].
اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولانش را مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه از خداوند خِرد دريافت ۵ كنند [و از بصيرت الهى برخوردار گردند]. بهترين كسانى كه دعوت پيامبران را پاسخ گفتند، آنانى هستند كه از شناختِ نيكو برخوردارند؛ و كسانى داناتر به دستورات و شئون الهى اند كه از خردى نيكوتر بهره مندند؛ و آنانى كه از خردى كامل تر برخوردار باشند، به جايگاهى برجسته تر در دنيا و آخرت دست خواهند يافت.
اى هشام! چگونه كارهايت در
۱.لقمان: 37.
۲.قال العلاّمة المجلسي: عقل عن اللّه، أي حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهي إلى اللّه بأن أخذه عن أنبيائه وحججه عليهم السلام، إمّا بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر (مرآة العقول: ج 1 ص 58).
وقال الطريحي: عقل عن اللّه: أي عرف عنه، كأن أخذ العلم من كتاب اللّه وسنّة نبيّه صلى الله عليه و آله (مجمع البحرين: ج 2 ص 1250).
۳.الزكاة تكون بمعنى النموّ وبمعنى الطهارة، وهنا يحتملهما (هامش المصدر).
۴.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12، تحف العقول: ص 388، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
۵.ر. ك: ص 426 پ 1.
۶.ر. ك: ص 426 پ 1.
۷.ر. ك: ص 426 پ 1.
عنه عليه السلام:الحَمدُ لِلّهِ. الَّذي بَطَنَ مِن خَفِيّاتِ الاُمورِ، وظَهَرَ فِي العُقولِ بِما يُرى في خَلقِهِ مِن عَلاماتِ التَّدبيرِ، الَّذي سُئِلَتِ الأَنبِياءُ عَنهُ فَلَم تَصِفهُ بِحَدٍّ ولا بِبَعضٍ، بَل وَصَفَتهُ بِفِعالِهِ ودَلَّت عَلَيهِ بِآياتِهِ، لا تَستَطيعُ عُقولُ المُتَفَكِّرينَ جَحدَهُ؛ لِأَنَّ مَن كانَتِ السَّماواتُ وَالأَرضُ فِطرَتَهُ وما فيهِنَّ وما بَينَهُنَّ وهُوَ الصّانِعُ لَهُنَّ، فَلا مَدفَعَ لِقُدرَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:ستايش، خداى را سزاست. كه از امور نهانى، پنهان است و بر اثر نشانه هاى تدبير ـ كه در آفريدگان او عيان شده ـ نزد خردها آشكار است؛ آن خدايى كه درباره اش از پيغمبرانش پرسيدند و آنان او را به حد و جزء داشتن نستودند؛ بلكه وى را به افعالش ستودند و به آياتش بدو راهنمايى نمودند. خردِ انديشمندان، او را انكار نمى كند؛ زيرا كسى كه آسمان و زمين و آنچه در ميان آنهاست، آفريده اوست و او سازنده همه آنهاست، قدرتش را بازدارنده اى نيست.
۱.الكافي: ج 1 ص 141 ح 7، التوحيد: ص 31 ح 1 وفيه «بنقص» بدل «ببعض» و «بأفعاله» بدل «بفعاله» وكلاهما عن الحارث الأعور، بحار الأنوار: ج 4 ص 265 ح 14.
عنه عليه السلام:. ومِن عَقلِهِ [أيِ المُؤمِنِ] إنصافُهُ مِن نَفسِهِ، وتَركُهُ الغَضَبَ عِندَ مُخالَفَتِهِ، وقَبولُهُ الحَقَّ إذا بانَ لَهُ. ۱
امام على عليه السلام:انصاف مؤمن نسبت به خويشتن، كنار نهادن خشم به هنگام مخالفت با او، و پذيرش حق، آن گاه كه بر او آشكار مى شود، از نشانه هاى خردمندى مؤمن است.
۱.أعلام الدين: ص 127.
عنه عليه السلام:لَم يُقَسَّم بَينَ العِبادِ أقَلُّ مِن خَمسٍ: اليَقينِ، وَالقُنوعِ، وَالصَّبرِ، وَالشُّكرِ، وَالَّذي يُكَمِّلُ لَهُ هذا كُلَّهُ العَقلُ. ۱
امام صادق عليه السلام:كمترين خصلت هايى كه ميان بندگان تقسيم شده اند، عبارت اند از: يقين، قناعت، شكيبايى و سپاس گزارى، و آنچه همه اينها را براى آدمى كامل مى كند، خرد است.
۱.الخصال: ص 285 ح 36، المحاسن: ج 1 ص 306 ح 601 وفيه «لم يقسّم اللّه بين الناس شيئًا» بدل «لم يقسّم بين العباد» وكلاهما عن عبداللّه بن مسكان، روضة الواعظين: ص 7، بحار الأنوار: ج 1 ص 87 ح 9.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱٬۳۵۰