فیلترها
نتایج جستجو برای «راسخان در علم»: ۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلام:ألا إنَّ الذِّكرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ونَحنُ أهلُهُ، ونَحنُ الرّاسِخونَ فِي العِلمِ، ونَحنُ مَنارُ الهُدى، وأعلامُ التُّقى، ولَنا ضُرِبَتِ الأَمثالُ ۱.
امام على عليه السلام:بدانيد كه مقصود از «ذِكر» پيامبر خداست و اهل ذكر، ما هستيم و ماييم راسخان در علم و نشان هدايت و سران پرهيز كه براى ما مَثَل زده مى شود.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 3 / 98.
الإمام عليّ عليه السلام:أينَ الَّذينَ زَعَموا أنَّهُمُ الرّاسِخونَ فِي العِلمِ دونَنا، كَذِبًا وبَغيًا عَلَينا أن رَفَعَنَا اللّهُ ووَضَعَهُم، وأعطانا وحَرَمَهُم، وأدخَلَنا وأَخرَجَهُم؟! بِنا يُستَعطَى الهُدى، ويُستَجلَى العَمى ۱.
امام على عليه السلام:كجايند كسانى كه گمان كرده اند راسخان در علم آنهايند نه ما. آنان دروغ مى گويند و به حقّ ما تجاوز مى كنند. خداوند، ما را بالا برده و آنها را پست كرده است و به ما بخشيده و آنها را محروم ساخته است و ما را داخل كرده و آنها را بيرون برده است. در پرتو وجود ماست كه هدايت ارمغان مى شود و پرده از نابينايى برگرفته مى شود.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 144، المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 285، غررالحكم: 2826 وفيهما «العَمى لا بهم».
عنه عليه السلام:فُرِضَ عَلَى الاُمَّةِ طاعَةُ وُلاةِ أمرِهِ القُوّامِ بِدينِهِ، كَما فُرِضَ عَلَيهِم طاعَةُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: «أطيعُوا اللّهَ وأطيعُوا الرَّسولَ واُولِي الأَمرِ مِنكُم» . ۱ ثُمَّ بَيَّنَ مَحَلَّ وُلاةِ أمرِهِ مِن أهلِ العِلمِ بِتَأويلِ كِتابِهِ فَقالَ عَزَّوجَلَّ: «ولَو رَدّوهُ إلَى الرَّسولِ وإلى اُولِي الأَمرِ مِنهُم لَعَلِمَهُ الَّذينَ يَستَنبِطونَهُ مِنهُم ۲» . وعَجَزَ كُلُّ أحَدٍ مِنَ النّاسِ عَن مَعرِفَةِ تَأويلِ كِتابِهِ غَيرَهُم، لِأَنَّهُم هُمُ الرّاسِخونَ فِي العِلمِ، المَأمونونَ عَلى تَأويلِ التَّنزيلِ، قالَ اللّهُ تَعالى: «وما يَعلَمُ تَأويلَهُ إلاَّ اللّهُ والرّاسِخونَ فِي العِلمِ ۳» ۴.
امام على عليه السلام:خداوند فرمانبرى از واليان امر خود را كه به دين او مى پردازند واجب ساخته است، چنان كه فرمانبرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله را بر آنها واجب كرده است. خداوند مى فرمايد: «از خدا و رسول و اولوالامرتان فرمان بريد» . خداوند سپس جايگاه واليان امرش را كه به تأويل كتابش علم و آگاهى دارند روشن كرده مى فرمايد: «و اگر آن را به پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان ارجاع مى كردند از حقيقت امر آگاه مى شدند» .
همه مردم جز ايشان از شناخت كتاب او ناتوانند، زيرا آنان راسخان در علم هستند و در تأويل قرآن (از خطا) ايمن قرار داده شده اند. خداوند مى فرمايد: «و تأويل آن را هيچ كس نمى داند مگر خدا و راسخان در علم».
بُرَيدُ بنُ مُعاوِيَةَ:قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلامقَولُ اللّهِ: «وما يَعلَمُ تَأويلَهُ إلاَّ اللّهُ والرّاسِخونَ فِي العِلمِ» قالَ: يَعني [لا يَعلَمُ]تَأويلَ القُرآنِ كُلَّهُ إلاَّ اللّهُ والرّاسِخونَ فِي العِلمِ، فَرَسولُ اللّهِ أفضَلُ الرّاسِخينَ، قَد عَلَّمَهُ اللّهُ جَميعَ ما أنزَلَ عَلَيهِ مِنَ التَّنزيلِ والتَّأويلِ، وما كانَ اللّهُ مُنزِلاً عَلَيهِ شَيئًا لَم يُعَلِّمهُ تَأويلَهُ، وأوصِياؤُهُ مِن بَعدِهِ يَعلَمونَهُ كُلَّهُ، فَقالَ الَّذينَ لا يَعلَمونَ: ما نَقولُ إذا لَم نَعلَم تَأويلَهُ؟ فَأَجابَهُمُ اللّهُ: «يَقولونَ آمَنّا بِهِ كُلٌّ مِن عِندِ رَبِّنا» . والقُرآنُ لَهُ خاصٌّ وعامٌّ، وناسِخٌ ومَنسوخٌ، ومُحكَمٌ ومُتَشابِهٌ، فَالرّاسِخونَ فِي العِلمِ يَعلَمونَهُ ۱.
بريد بن معاويه:از امام باقر عليه السلام مفهوم اين فرموده الهى «و تأويل آن را هيچ كس نمى داند مگر خدا و راسخان در دانش» را جويا شدم. حضرت عليه السلامفرمود: يعنى (نمى داند) تأويل همه قرآن را مگر خدا و راسخان در دانش. پس رسول خدا بالاترين راسخان است كه خداوند متعال هر تنزيل و تأويلى را كه بر او نازل كرده بديشان آموخته است و خداوند چيزى بر او نازل نفرموده كه تأويل آن را بديشان نياموخته باشد و جانشينان پس از ايشان همه آن را مى دانند. آنهايى كه نمى دانند گفتند: اينك كه تأويل آن را نمى دانيم چه بگوييم؟ خداوند به آنها پاسخ داد: «راسخان در علم مى گويند كه ما به آن ايمان آورديم، همه آن از جانب پروردگار ماست» . قرآن، خاصّى دارد و عامىّ وناسخ و منسوخى و محكم و متشابهى و راسخان در دانش، آن را مى دانند.
۱.تفسير العيّاشيّ: 1 / 164 / 6، وراجع الكافي: 1 / 213 / 2، تأويل الآيات الظاهرة: 107، بصائر الدرجات: 204 / 8، و: 203 / 4، تفسير القمّيّ: 1 / 96، مجمع البيان: 2 / 701.
الإمام الصادق عليه السلام:نَحنُ الرّاسِخونَ فِي العِلمِ، ونَحنُ نَعلَمُ تَأويلَهُ ۱.
امام صادق عليه السلام:ما، راسخان در دانش هستيم و ما تأويل قرآن را مى دانيم.
۱.الكافي: 1 / 213 / 1، بصائر الدرجات: 204 / 5، وذكره أيضًا في: 204 / 7 عن الإمام الباقر عليه السلام، تفسير العيّاشيّ: 1 / 164 / 8، تأويل الآيات الظاهرة: 106 كلّها عن أبي بصير.
عنه عليه السلام:الرّاسِخونَ فِي العِلمِ: أميرُ المُؤمِنينَ والأَئِمَّةُ عليهم السلام مِن بَعدِهِ ۱.
امام صادق عليه السلام:راسخان در دانش، اميرالمؤمنين و امامان پس از او هستند.
۱.الكافي: 1 / 213 / 3 عن عبد الرحمن بن كثير.
عنه عليه السلام:أيْنَ الّذينَ زَعَموا أنَّهُمُ الرّاسِخونَ في العِلْمِ دُونَنا، كِذْبا و بَغْيا عَلَيْنا؟!. بِنا يُسْتَعْطى الهُدى و يُسْتَجْلى العَمى. ۱
امام على عليه السلام:كجايند كسانى كه از سر دروغ و ستم بر ما، ادّعا كردند آنان راسخان در علم [قرآن]اند و نه ما؟. هدايت با راهنمايى ما به دست مى آيد و دل هاى كور با ما تابان مى شود.
۱.. نهج البلاغة: الخطبة 144.
عنه عليه السلام:اعلَمْ أنَّ الراسِخِينَ في العِلمِ هُمُ الذينَ أغناهُم عَنِ اقتِحامِ السُدَدِ المَضروبَةِ دونَ الغُيوبِ الإقرارُ بجُملَةِ ما جَهِلُوا تَفسيرَهُ مِن الغَيبِ المَحجوبِ، فَمَدَحَ اللّهُ تعالى اعتِرافَهُم بالعَجزِ عَن تَناوُلِ ما لم يُحيطُوا بهِ عِلما، و سَمَّى تَركَهُمُ التَّعَمُّقَ فيما لم يُكَلِّفْهُم البَحثَ عن كُنهِهِ رُسوخا. ۱
امام على عليه السلام:بدان كه راسخان در علم كسانى هستند كه اعتراف به آنچه در پس پرده غيب است و تفسيرش را نمى دانند، آنها را از نسنجيده در آمدن بر پرده هاى غيب بى نياز كرده است. پس، خداوند متعال اعتراف آنان را به ناتوانى در رسيدن به آنچه بدان احاطه علمى ندارند، ستوده است و فرو گذاشتن سختگيرى و باريك بينى را در آنچه مكلّف به جستجو از كُنه و حقيقت آن نيستند، رسوخ [در علم]ناميده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 91.