نتایج جستجو برای «توکل بر خدا»: ۲۳ حدیث
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، وحَشوُهَا الإِيمانَ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ، وقَيِّمُهَا العَقلَ، ودَليلُهَا العِلمَ، وسُكّانُهَا الصَّبرَ. ۱
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! لقمان به فرزندش فرمود: «فرزندم! دنيا دريايى ژرف است كه خَلقى بسيار در آن غرق شدند. پس تلاش كن تا در اين دريا كشتى ات تقواى خداوند، ساحلش ايمان، بادبانش توكّل [بر خدا]، ناخدايش خِرد، راه نمايش دانش و سُكّانش ۲ شكيبايى باشد».
۱.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 عن هشام بن الحكم، تحف العقول: ص 386، بحار الأنوار: ج 78 ص 299 ح 1.
۲.سكّان، وسيله اى چوبى يا فلزى است كه در يكى از دو انتهاى كشتى جاسازى مى شود و با حركت دادن آن، جهت حركت كشتى تعيين مى گردد (ر. ك: لغت نامه دهخدا: ج 8 ص 12069).
معاني الأخبارـ عن جَبرئيلَ عليه السلام لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ: العِلمُ بأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ ولا يَنفَعُ، ولا يُعطي ولا يَمنَعُ، واستِعمالُ اليَأسِ مِن الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كذلكَ لَم يَعمَلْ لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، ولَم يَرْجُ ولَم يَخَفْ سِوَى اللّهِ، ولَم يَطمَعْ في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُو التَّوكُّلُ. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از جبرئيل عليه السلام، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره توكّل بر خداوند پرسيد ـ: [توكّل، يعنى]دانستن اين مطلب كه مخلوق، نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و [نيز] بر كندنِ چشم اميد از خلق. هر گاه بنده چنين باشد، ديگر براى هيچ كس جز خداوند، كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است توكّل».
۱.معاني الأخبار: ص 261 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ لُقمانَ الحَكيمَ قالَ لاِبنِهِ وهُوَ يَعِظُهُ: يا بُنَيَّ، مَن ذَا الَّذِي ابتَغَى اللّهَ عَزَّ وجَلَّ فَلَم يَجِدهُ، ومَن ذَا الَّذي لَجَأَ إلَى اللّهِ فَلَم يُدافِع عَنهُ، أم مَن ذَا الَّذي تَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ فَلَم يَكفِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:لقمان حكيم، هنگامى كه پسرش را موعظه مى كرد، به او گفت: «اى پسرم! كيست كه از خداوند عز و جل سراغ گرفت، ولى او را نيافت؟ و كيست كه به خدا پناه بُرد، ولى خدا از او دفاع نكرد؟ يا كيست كه به خدا توكّل كرد، ولى خدا او را كفايت ننمود؟»
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 68، بحار الأنوار: ج 27 ص 112 ح 87.
كنز الفوائدـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، تَوَكَّل عَلَى اللّهِ ثُمَّ سَل فِي النّاسِ مَن ذَا الَّذي تَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ فَلَم يَكفِهِ. ۱
كنز الفوائدـ در آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! به خدا توكّل كن، آن گاه، از مردم بپرس: كيست كه به خدا توكّل كرده، ولى خدا او را كافى نبوده باشد؟
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 66، بحار الأنوار: ج 13 ص 432 ح 24.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، ومَن ذَا الَّذي ذَكَرَهُ فَلَم يَذكُرهُ، ومَن ذَا الَّذي تَوَكَّلَ عَلَى اللّهِ فَوَكَلَهُ إلى غَيرِهِ، ومَن ذَا الَّذي تَضَرَّعَ إلَيهِ جَلَّ ذِكرُهُ فَلَم يَرحَمهُ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! كيست كه خدا را ياد كرده باشد، ولى خدا او را ياد نكرده باشد؟ كيست كه به خدا توكّل كرده باشد، ولى خدا او را به ديگرى واگذاشته باشد؟ و كيست كه به سوى خداى گرامى ياد، تضرّع و زارى كرده باشد، ولى خدا به او رحم نكرده باشد؟
۱.الاختصاص: ص 337، بحار الأنوار: ج 13 ص 428 ح 23.
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ، قالَ:. وعَلَيكَ ـ يا بُنَيَّ ـ بِاليَأسِ عَمّا في أيدِي النّاسِ وَالوُثوقِ بِوَعدِ اللّهِ، وَاسعَ فيما فُرِضَ عَلَيكَ، ودَعِ السَّعيَ فيما ضُمِنَ لَكَ، وتَوَكَّل عَلَى اللّهِ في كُلِّ اُمورِكَ يَكفِكَ ۱. ۲
إرشاد القلوب:سفارش لقمان به پسرش است كه گفت:. «اى پسرم! بر تو لازم است كه از آنچه در دست مردم است، مأيوس باشى و به وعده خدا اعتماد كنى. درباره آنچه بر تو واجب گرديده، تلاش كن و تلاش درباره آنچه برايت ضمانت گرديده است را رها كن، و در همه كارهايت به خدا توكّل كن تا كفايتت كند».
۱.في المصدر: «يكفيك» والصواب ما أثبتناه.
۲.إرشاد القلوب: ص 73.
الإمام الصادق عليه السلامـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد هَلَكَ فيها عالَمٌ كَثيرٌ، فَاجعَل سَفينَتَكَ فيهَا الإِيمانَ، وَاجعَل شِراعَهَا التَّوَكُّلَ، وَاجعَل زادَكَ فيها تَقوَى اللّهِ، فَإِن نَجَوتَ فَبِرَحمَةِ اللّهِ، وإن هَلَكتَ فَبِذُنوبِكَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پندهاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! دنيا، درياى عميقى است كه بسيارى در آن هلاك گرديده اند. پس كشتى ات را در دنيا، ايمان به خدا قرار بده و بادبان آن را توكّل بر خدا، و توشه راهت را تقواى خداوند عز و جل قرار بده؛ اگر نجات يافتى، از رحمت خداست و اگر هلاك شدى، به سبب گناهانت خواهد بود.
۱.تفسير القمّي: ج 2 ص 164، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 282 ح 2457، بحار الأنوار: ج 13 ص 411 ح 2.
کلیدواژه‌ها دنیامثل دنیا
الدعاء عن الحسن:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إن كُنتَ تُريدُ البَقاءَ ـ ولا بَقاءَ ـ فَاجعَل خَشيَةَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ غِطاءَكَ فَوقَ رَأسِكَ، ووِطاءَكَ فَلَعَلَّكَ أن تَنجُوَ وما أراكَ بِناجٍ. يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيهِ ناسٌ كَثيرٌ، فَليَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، وحَشوُهَا الإِيمانَ بِاللّهِ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ عَلَى اللّهِ، ومَجاذيفُهَا التَّسبيحَ وَالتَّهليلَ، ولَعَلَّكَ أن تَنجُوَ وما أراكَ بِناجٍ. يا بُنَيَّ، إن كُنتَ لا توقِنُ بِالبَعثِ فَإِذا نِمتَ فَلا تَستَيقِظ؛ فَإِنَّكَ كَما تَستَيقِظُ فَكَذلِكَ تُبعَثُ. يا بُنَيَّ، اُذكُرِ اللّهَ عِندَ هَمِّكَ إذا هَمَمتَ، وعِندَ يَدِكَ إذا أقسَمتَ، وعِندَ لِسانِكَ إذا حَكَمتَ. ۱

الدعاء، طبرانىـ به نقل از حسن ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر ماندگارى را مى خواهى ـ هر چند ماندگارى اى وجود ندارد ـ ترس از خداوند عز و جل را سرپوش و زيرانداز خود قرار بده تا شايد نجات يابى؛ هر چند من تو را نجات يافته نمى بينم. پسرم! دنيا دريايى عميق است كه مردمان بسيارى در آن غرق شده اند. پس بايد كشتىِ تو در آن، تقواى الهى باشد و مسافران آن ايمان به خدا، بادبان آن توكّل بر خدا، و پاروهاى آن ذكر «سبحان اللّه» و «لا اله الاّ اللّه» باشد تا شايد نجات يابى؛ هر چند من تو را نجات يافته نمى بينم. پسرم! اگر رستاخيز را باور ندارى، هر گاه خوابيدى، بيدار نشو؛ پس همان طور كه بيدار مى شوى، همان گونه هم بر انگيخته خواهى شد. پسرم! هر گاه به انجام دادن كارى همّت مى گمارى، هنگام تصميم گرفتن، و هر

۱.الدعاء للطبراني: ص 493 ح 1737.
کلیدواژه‌ها حکمت های جامع
جَبرئيلُ عليه السلام ـ لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ:العِلمُ بِأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ وَلا يَنفَعُ، وَلا يُعطي وَلا يَمنَعُ، وَاستِعمالُ اليَأسِ مِنَ الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كَذلكَ لَم يَعمَل لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، وَلَم يَرجُ وَلَم يَخَف سِوَى اللّهِ، ولَم يَطمَع في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُوَ التَّوَكُّلُ. ۱
جبرئيل عليه السلام ـ در پاسخ به سؤال پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره تفسير توكّل بر خداوند ـ:دانستن اين مطلب است كه مخلوق، نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و نااميدى از خلق است. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى جز خداوند، كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست، و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است معناى توكّل.
۱.معاني الأخبار: 261 / 1.
عنه صلى الله عليه و آله:خَمسٌ مِنَ الإِيمانِ مَن لَم يَكُن فيهِ شَيءٌ مِنهُنَّ فَلا إيمانَ لَهُ: التَّسليمُ لِأَمرِ اللّهِ، وَالرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ، وَالتَّفويضُ إلَى اللّهِ، وَالتَّوَكُّلُ عَلَى اللّهِ، وَالصَّبرُ عِندَ الصَّدمَةِ الاُولى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پنج چيز از ايمان است و هر كس چيزى از اينها در او نباشد، ايمان ندارد: سرسپردن به فرمان خدا، خشنودى به قضاى خدا، سپردن [همه كارها] به خدا، توكّل بر خدا، و شكيبايى در هنگام ضربه ۲ نخستين.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 37 ح 68 عن البزّار عن ابن عمر.
۲.صَدمه: شوك، تكان روانى، صدمه روحى. مقصود از ضربه نخستين، هجوم و ضربه اوّليه مصيبت است كه ناگهان بر شخص وارد مى شود و شديد است.
معاني الأخبارـ عن جَبرئيلَ عليه السلام لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ: العِلمُ بأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ ولا يَنفَعُ، ولا يُعطي ولا يَمنَعُ، واستِعمالُ اليَأسِ مِن الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كذلكَ لَم يَعمَلْ لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، ولَم يَرْجُ ولَم يَخَفْ سِوَى اللّهِ، ولَم يَطمَعْ في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُو التَّوكُّلُ. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از جبرئيل عليه السلام، هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره توكّل بر خداوند پرسيد ـ: [توكّل، يعنى] دانستن اين مطلب كه مخلوق، نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و [نيز] بر كندنِ چشم اميد از خلق. هر گاه بنده چنين باشد، ديگر براى هيچ كس جز خداوند، كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است توكّل».
۱.معاني الأخبار: ص 261 ح 1، بحار الأنوار: ج 77 ص 20 ح 4.
معاني الأخبار عن احمد بن أبي عبداللّه عن أبيه في حديث مرفوع إلى النبيّ صلى الله عليه و آله:جاءَ جَبرئيلُ عليه السلام إلى النبيّ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، إنّ اللّهَ تباركَ وتعالى أرسَلَني إلَيكَ بهَدِيَّةٍ لَم يُعطِها أحَدا قَبلَكَ، قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قلتُ: وماهِي؟ قالَ: الصَّبرُ وأحسَنُ مِنهُ. قلتُ: وما هُو؟ قال: الرِّضا وأحسَنُ مِنهُ. قلتُ: وما هو؟ قال: الزُّهدُ وأحسَنُ مِنهُ. قلتُ: وما هو؟ قال: الإخلاصُ وأحسَنُ مِنهُ. قلتُ: وما هو؟ قال: اليَقينُ وأحسَنُ مِنهُ. قلتُ: وما هو يا جَبرئيلُ قال: إنّ مَدرَجَةَ ذلكَ التَّوكُّلُ علَى اللّهِ عز و جل، فقلتُ: وما التَّوكُّلُ علَى اللّهِ عز و جل؟ فقالَ: العِلمُ بأنَّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ ولايَنفَعُ ولا يُعطي ولا

معانى الأخبارـ به نقل از احمد بن ابى عبد اللّه برقى، از پدرش، در حديثى كه سندش را به پيامبر خدا رسانده است ـ: جبرئيل عليه السلام نزد [منِ] پيامبر آمد و گفت: «اى پيامبر خدا! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مرا با هديه اى به سوى تو فرستاده است كه قبل از تو، آن را به هيچ كس نداده است». گفتم: آن چيست؟ جبرئيل عليه السلام گفت: «شكيبايى و [چيزى] بهتر از آن». گفتم: آن ديگرى چيست؟ گفت: «خشنودى و [چيزى] بهتر از آن». گفتم: آن چيست؟ گفت: «زهد و بهتر از آن». گفتم: آن چيست؟ گفت: «اخلاص و بهتر از آن». گفتم: آن چيست؟ گفت: «يقين و بهتر از آن». گفتم: آن چيست؟ گفت: «پلكان آن، توكّل بر خداوند عز و جل است». گفتم: توكّل بر خداوند عز و جل چيست؟ گفت: «دانستن اين نكته كه مخلوق، نه زيانى مى زند

۱.معاني الأخبار: ص 260 ح 1، بحار الأنوار: ج 77 ص 20 ح 4.
عنه عليه السلام:التَّوكُّلُ علَى اللّهِ نَجاةٌ مِن كُلِّ سُوءٍ، وحِرزٌ مِن كُلِّ عَدُوٍّ. ۱
امام على عليه السلام:توكّل بر خداوند، مايه نجات از هر بدى و محفوظ ماندن از هر دشمنى است.
۱.بحار الأنوار: 78/79/56.
کلیدواژه‌ها توکلفضیلت توکل
جَبرئيلُ عليه السلامـ لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ: العِلمُ بأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّولا يَنفَعُ، ولا يُعطي ولا يَمنَعُ، واستِعمالُ اليَأسِ مِن الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كذلكَ لَم يَعمَلْ لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، ولَم يَرْجُ ولَم يَخَفْ سِوَى اللّهِ، ولَم يَطمَعْ في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُو التَّوكُّلُ. ۱
جبرئيل عليه السلامـ در پاسخ به سؤال پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره توكّل بر خداوند ـگفت: دانستن اين مطلب كه مخلوق نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و چشم اميد بركندن از خلق. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى جز خداوند كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است توكّل.
۱.معاني الأخبار: 261/1، انظر تمام الحديث في بحار الأنوار: 77/20/4.
کلیدواژه‌ها توکلتفسیر توکل
بحار الأنوار عن البرقيّ عن أبيه في حديث مرفوع عن النبيّ صلى الله عليه و آله:جاءَ جَبرئيلُ عليه السلام للنَّبيِّ صلى الله عليه و آله فقالَ: يا رسولَ اللّهِ، إنّ اللّهَ تباركَ و تعالى أرسَلَني إلَيكَ بهَدِيَّةٍ لَم يُعطِها أحَدا قَبلَكَ، قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: قلتُ: و ما هِي؟ قالَ: الصَّبرُ و أحسَنُ مِنهُ. قلتُ: و ما هُو؟ قال: الرِّضا و أحسَنُ مِنهُ. قلتُ: و ما هو؟ قال: الزُّهدُ و أحسَنُ مِنهُ. قلتُ: و ما هو؟ قال: الإخلاصُ و أحسَنُ مِنهُ. قلتُ: و ما هو؟ قال: اليَقينُ و أحسَنُ مِنهُ. قلتُ: و ما هو؟ قالَ جَبرئيلُ: إنّ مَدرَجَةَ ذلكَ التَّوكُّلُ علَى اللّهِ عَزَّ و جلَّ، فقلتُ: و ما التَّوكُّلُ علَى اللّهِ عَزَّ و جلَّ؟ فقالَ: العِلمُ بأنَّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ و لا يَنفَعُ و لا
بحار الأنوارـ به نقل از برقى از پدرش در حديثى مرفوع ـ: جبرئيل عليه السلام نزد پيامبر آمد و عرض كرد: اى رسول خدا! خداوند تبارك و تعالى مرا با هديّه اى سوى تو فرستاده است كه قبل از تو آن را به هيچ كس نداده است. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: گفتم: آن چيست؟ جبرئيل گفت: شكيبايى و بهتر از آن. گفتم: آن ديگر چيست؟ گفت: خشنودى و بهتر از آن. گفتم: آن چيست؟ گفت: زهد و بهتر از آن. گفتم: آن چيست؟ گفت: اخلاص و بهتر از آن. گفتم: آن چيست؟ گفت: يقين و بهتر از آن. گفتم: آن چيست؟ جبرئيل گفت: پلكان آن توكّل بر خداوند عزّ و جلّ است. گفتم: توكّل بر خداوند عزّ و جلّ چيست؟ گفت: دانستن اين نكته كه مخلوق نه زيانى مى زند نه سودى مى رساند نه چيزى مى دهد و نه جلو چيزى را مى گيرد و چشم اميد بر كندن از مردم است.
۱.بحار الأنوار: 77/20/4.
کلیدواژه‌ها هدیهبهترین هدیه
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الإيمانُ لَهُ أركانٌ أربعَةٌ: التَّوكُّلُ علَى اللّهِ، و تَفويضُ الأمرِ إلَى اللّهِ، و الرِّضا بِقَضاء اللّهِ، و التِّسليمُ لأمرِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ. ۱
امام على عليه السلام:ايمان چهار ركن دارد: توكّل بر خدا، وا گذارى كار به خدا، راضى بودن به قضاى خدا و تسليم بودن در برابر فرمان خداوند عزّ و جلّ.
۱.الكافي: 2/47/2.
عنه عليه السلام:التَّوكُّلُ علَى اللّهِ نَجاةٌ مِن كُلِّ سُوءٍ، و حِرزٌ مِن كُلِّ عَدُوٍّ. ۱
امام على عليه السلام:توكّل بر خداوند، مايه نجات از هر بدى و محفوظ ماندن از هر دشمنى است.
۱.بحار الأنوار: 78/79/56.
جَبرئيلُ عليه السلامـ لَمّا سألَهُ النّبيُّ صلى الله عليه و آله عنِ التَّوكُّلِ علَى اللّهِ ـ: العِلمُ بأنّ المَخلوقَ لا يَضُرُّ و لا يَنفَعُ، و لا يُعطي و لا يَمنَعُ، و استِعمالُ اليَأسِ مِن الخَلقِ، فإذا كانَ العَبدُ كذلكَ لَم يَعمَلْ لأحَدٍ سِوَى اللّهِ، و لَم يَرْجُ و لَم يَخَفْ سِوَى اللّهِ، و لَم يَطمَعْ في أحَدٍ سِوَى اللّهِ، فهذا هُو التَّوكُّلُ. ۱
جبرئيل عليه السلامـ در پاسخ به سؤال پيامبر صلى الله عليه و آله از او درباره توكّل بر خداوند متعال ـفرمود: دانستن اين مطلب كه مخلوق نه زيانى مى زند و نه سودى مى رساند، نه مى دهد و نه جلوگيرى مى كند، و چشم اميد بركندن از خلق. هرگاه بنده چنين باشد، ديگر براى احدى جز خداوند كار نمى كند و اميد و بيمش از كسى جز خداوند نيست و چشم طمع به هيچ كس جز خدا ندارد. اين است توكّل.
۱.معاني الأخبار: 261/1، انظر تمام الحديث في بحار الأنوار: 77/20/4.
عنه عليه السلام:التَّوَكُّلُ كِفايَةٌ. ۱
امام على عليه السلام:توكّل بر خدا، كارساز همه امور است.
۱.غرر الحكم: 72.
عنه عليه السلام:التَّوَكُّلُ كِفايَةٌ شَريفَةٌ لِمَنِ اعتَمَدَ علَيهِ. ۱
امام على عليه السلام:توكّل بر خدا، كارساز ارزنده اى است براى كسى كه به آن تكيه كند.
۱.غرر الحكم: 1559.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۳