نتایج جستجو برای «تقلید»: ۶ حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:طَلَبُ العِلمِ فَرِيضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ، فَاطلُبُوا العِلمَ في مَظَانِّهِ ۱، وَاقتَبِسُوهُ مِن أَهلِهِ، فَإِنَّ تَعَلَّمَهُ للّهِِ حَسَنَةٌ، وطَلَبَهُ عِبادَةٌ، والمُذاكَرَةَ فِيهِ تَسبيحٌ، وَالعَمَلَ بِهِ جِهادٌ، وتَعلِيمَهُ مَن لا يَعلَمُهُ صَدَقَةٌ، وبَذَلَهُ لِأَهلِهِ قُربَةٌ إلَى اللّهِ تَعالى، لِأَنَّهُ مَعالِمُ الحَلالِ وَالحَرامِ، وَمَنارُ سُبُلِ الجَنَّةِ، والمُؤنِسُ فِي الوَحشَةِ، وَالصَّاحِبُ فِي الغُربَةِ وَالوَحدَةِ، وَالمُحَدِّثُ فِي الخَلوَةِ، وَالدَّلِيلُ فِي السَّرّاءِ وَالضَّرّاءِ، والسِّلاحُ عَلَى الأَعدَاءِ، وَالزَّينُ عِندَ الأَخِلَاءِ. يَرفَعُ إلَيهِ أَقوَاما فَيَجعَلُهُم فِي الخَيرِ قادَةً، تُقتبَسُ آثارُهُم، ويُهتَدى بِفِعالِهِم،

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فراگيرى دانش، وظيفه هر مسلمانى است. پس دانش را در جايگاه هاى آن بجوييد و آن را از اهلش فرا گيريد؛ چرا كه آموختن دانش براى خدا، كار نيك است و كوشش [براى فراگيرىِ] آن، عبادت و گفتگو در باره آن، تسبيح و به كار بستنش، جهاد و آموختنش به كسى كه آن را نمى داند، صدقه و بخشيدن آن به اهلش، مايه نزديكى به خداى بزرگ؛ زيرا دانش، وسيله شناخت حلال و حرام است و مناره هاى راه هاى بهشت، و مونس در بى كسى، و يار در غربت و تنهايى، و هم سخن در خلوت، و راه نما در خوشى و ناخوشى، و سلاح در برابر دشمنان و مايه آراستگى در نزد دوستان. خداوند، مردمانى را به سبب دانش، بالا مى برد و آنان را در خوبى ها پيشوا قرار مى دهد، به طورى كه آثارشان اقتباس مى شود و از كردارشان تقليد مى گردد و به

۱.المَظانُّ: جمع مَظِنّة، وهي موضعُ الشيء ومَعدِنُه (النهاية: ج 3 ص 164 «ظنن»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 488 ح 1069، عدّة الداعي: ص 63 كلاهما عن محمّد بن عليّ بن الحسين بن زيد عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، منية المريد: ص 108 عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 171 ح 24.
الإرشاد:لَمّا أرادَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَقليدَهُ قَضاءَ اليَمَنِ، وإنفاذَهُ إلَيهِم لِيُعَلِّمَهُمُ الأَحكامَ ويُعَرِّفَهُمُ الحَلالَ مِنَ الحَرامِ، ويَحكُمَ فيهِم بِأَحكامِ القُرآنِ، قالَ لَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: «تُنفِذُني يا رَسولَ اللّهِ لِلقَضاءِ وأنَا شابٌّ ولا عِلمَ لي بِكُلِّ القَضاءِ» فَقالَ لَهُ: «اُدنُ مِنّي» فَدَنا مِنهُ فَضَرَبَ عَلى صَدرِهِ بِيَدِهِ، وقالَ: «اللّهُمَّ اهدِ قَلبَهُ وثَبِّت لِسانَهُ» قالَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام: «فَما شَكَكتُ في قَضاءٍ بَينَ اثنَينِ بَعدَ ذلِكَ المَقامِ». ۱
الارشاد:هنگامى كه پيامبر خدا، على عليه السلام را متولّى كار قضاوت در يمن كرد و او را به سوى مردم يمن فرستاد تا بديشان احكام و حلال و حرام را بياموزد و بر اساس دستورهاى قرآن، در ميان آنان داورى كند، امير مؤمنان به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! مرا به كار قضاوت وا مى دارى، در حالى كه من جوانم و اطّلاع كافى از كار قضا ندارم. پيامبر به او فرمود: «نزديكم بيا». على عليه السلام به نزديك پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و ايشان، دستش را بر سينه وى زد و چنين گفت: «بارخدايا! دلش را هدايت كن و زبانش را استوار بدار». امير مؤمنان فرمود: پس از اين ماجرا، هرگز در قضاوت ميان دو چيز، ترديد نكردم.
۱.الإرشاد: ج 1 ص 194، بحار الأنوار: ج 40 ص 244 ح 21.
دعائم الإسلام عن عليٍّ صلواتُ اللّهِ علَيهِأنّهُ كانَ إذا دَخَلَ الصَّلاةَ كانَ كَأنَّهُ بِناءٌ ثابِتٌ أو عَمودٌ قائمٌ لا يَتَحَرَّكُ، وكانَ ربّما رَكَعَ أو سَجَدَ فَيَقَعُ الطَّيرُ علَيهِ، ولَم يُطِقْ أحَدٌ أن يَحكِيَ صلاةَ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلّا عليُّ بنُ أبي طالبٍ وعليُّ بنُ الحسينِ عليهماالسلام. ۱
دعائم الإسلام:نقل شده است كه امام على عليه السلام هرگاه به نماز مى ايستاد، مانند بنايى استوار يا ستونى راست تكان نمى خورد. گاهى اوقات در حال ركوع يا سجده [از بس آرام بود و كوچكترين حركتى نمى كرد]پرنده بر پشت آن حضرت فرود مى آمد. و هيچ كس طاقت تقليد از نماز رسول خدا صلى الله عليه و آله را نداشت، جز على بن ابى طالب و على بن الحسين عليهماالسلام.
۱.دعائم الإسلام: 1/159.
کلیدواژه‌ها نماز 1خشوع در نماز
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «اتَّخَذُواأحْبارَهُم ورُهْبانَهُم أربابا مِن دُونِ اللّهِ» ـ: واللّهِ ما صَلَّوا لَهُم ولا صامُوا، ولكنَّهُم أحَلُّوا لَهُم حَراما، وحَرَّموا علَيهِم حَلالاً فاتَّبَعُوهُم. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه «احبار و راهبان خود را به جاى خدا خداوندان خويش قرار دادند» ـفرمود: به خدا قسم كه برايشان نماز نمى خواندند و روزه نمى گرفتند بلكه براى مردم حرامى را حلال و حلالى را حرام مى كردند و مردم هم از ايشان پيروى مى نمودند.
۱.المحاسن: 1/383/847.
کلیدواژه‌ها تقلیدتقلید نکوهیده
عنه عليه السلامـ لِرجُلٍ مِن أصحابِهِ ـ: لا تَكونَنَ إمَّعةً، تقولُ: أنا مَع الناسِ وأنا كَواحِدٍ مِن الناسِ! ۱
امام صادق عليه السلامـ خطاب به يكى از اصحاب خود ـفرمود: هرگز همرنگ جماعت نباش كه بگويى: من تابع مردم هستم و من هم مثل بقيه مردم.
۱.معاني الأخبار: 266/1.
کلیدواژه‌ها تقلیدتقلید نکوهیده
الإمامُ العسكريُّ عليه السلامـ بَعدَ تَقبِيحِ تَقلِيدِ عَوامِ اليَهودِ لِعُلَماءِ الفَسَقَةِ ـ: فَمَن قَلَّدَ مِن عَوامِّنا مِثلَ هؤلاءِ الفُقَهاءِ فَهُم مِثلُ اليَهودِ الذينَ ذَمَّهُمُ اللّهُ بالتَّقليدِ لِفَسَقَةِ فُقَهائهِم. فَأمّا مَن كانَ مِن الفُقَهاءِ صائنا لنفسِهِ حافِظا لِدينِهِ مُخالِفا على هَواهُ مُطِيعا لأمرِ مَولاهُ فلِلعَوامِّ أن يُقَلِّدُوهُ، وذلكَ لا يكونُ إلّا بَعضَ فُقَهاءِ الشِّيعَةِ لا جَميعَهُم. ۱
امام عسكرى عليه السلامـ بعد از تقبيح تقليدِ عوامِ يهود از علماى فاسقشان ـ: اگر (مسلمانان) از چنين فقهايى تقليد كنند، مانند همان يهوديانى هستند كه خداوند آنان را به سبب تقليد و پيروى از فقهاى فاسق و بدكارشان نكوهش كرده است. اما هر فقيهى كه خويشتندار و نگاهبان دين خود باشد و با هواى نفْسش بستيزد و مطيع فرمان مولايش باشد، بر عوام است كه از او تقليد كنند و البته اين ويژگيها را تنها برخى فقهاى شيعه دارا هستند، نه همه آنها.
۱.الاحتجاج: 2/510/337.