نتایج جستجو برای «بهشتیان»: ۲۸۴ حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:سَيِّدُ أهلِ الجَنَّةِ بَعدَ المُرسَلينَ أفضَلُهُم عَقلاً، وأفضَلُ النّاسِ أعقَلُ النّاسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سَرور بهشتيان پس از پيامبران، خردمندترينِ آنهاست و برترينِ مردم، خردمندترينِ آنهاست.
۱.الفردوس: ج 2 ص 325 ح 3476 عن ابن عمر.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي خُطبَةٍ لَهُ ـ: جَعَلَ اللّهُ العاقِبَةَ لِلتَّقوى، وَالجَنَّةَ لِأَهلِها مَأوىً، دُعاؤُهُم فيها أحسَنُ الدُّعاءِ «سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ» ، دُعاؤُهُمُ المَولى عَلى ما آتاهُم «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام على عليه السلامـ در يكى از خطبه هايش ـ: خداوند، فرجام را براى پرهيزگارى قرار داده است و بهشت را براى پرهيزگاران. نيايش آنان در بهشت، بهترين نيايش است: «پاكى تو، اى خداوند!». نيايششان به درگاه سَروَرشان براى آنچه به ايشان داده نيز اين است: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.الكافي: ج 8 ص 173 ح 193 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 77 ص 350 ح 30.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ المُؤمِنَ لَيَكونُ لَهُ مِنَ الجِنانِ ما أحَبَّ وَاشتَهى، يَتَنَعَّمُ فيهِنَّ كَيفَ يَشاءُ، وإِذا أرادَ المُؤمِنُ شَيئا أَوِ اشتَهى إنَّما دَعواهُ فِيها إذا أرادَ أن يَقولَ: «سُبحانَكَ اللّهُمَّ»، فَإِذا قالَها تَبادَرَت إلَيهِ الخَدَمُ بِمَا اشتَهى مِن غَيرِ أن يَكونَ طَلَبَهُ مِنهُم أو أمَرَ بِهِ، وذلِكَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «دَعْوَاهُمْ فِيهَا سُبْحَـنَكَ اللَّهُمَّ وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَـمٌ» يَعني الخُدّامَ، قالَ: «وَ ءَاخِرُ دَعْوَاهُمْ أَنِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَــلَمِينَ» . ۱
امام باقر عليه السلام:براى مؤمن از باغ هاى بهشت، هر آنچه دوست بدارد و دلش بخواهد، خواهد بود و از آنها هر گونه كه بخواهد، بهره مند خواهد شد. هر گاه مؤمن، چيزى را اراده كند يا دلش بخواهد، سخنش در آن جا، در وقت خواستن آن چيز، اين است كه بگويد: «پاكى تو، اى خداوند!»، و چون اين جمله را بگويد، خدمتكاران، آنچه را كه هوس كرده است، برايش مى آورند، بدون اين كه آن چيز را از آنان طلبيده يا دستورش را داده باشد. خداوند عز و جل مى فرمايد: «نيايش آنان در آن جا پاكى تو، اى خداوند! است و درودشان در آن جا سلام است» ؛ يعنى [درود]خدمتكاران. مى فرمايد: «و واپسين نيايش آنان، اين است: ستايش، خداى را كه پروردگار جهانيان است» .
۱.الكافي: ج 8 ص 100 ح 69 عن محمّد بن إسحاق المدني، بحار الأنوار: ج 8 ص 161 ح 98.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أهلُ الجَنَّةِ. يُلهَمونَ التَّسبيحَ وَالتَّحميدَ كَما يُلهَمونَ النَّفَسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان،. همان گونه كه نَفَس كشيدن به آنان الهام مى شود، «سبحان اللّه» و «الحمد للّه» به ايشان الهام مى شود.
۱.سنن الدارمي: ج 2 ص 792 ح 2723، مسند ابن حنبل: ج 5 ص 121 ح 14775 نحوه وكلاهما عن جابر، كنزالعمّال: ج 14 ص 469 ح 39294.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ المُؤمِنَ لَيَتَنَعَّمُ بِتَسبيحِ الحَليِ عَلَيهِ فِي الجَنَّةِ، في كُلِّ مَفصَلٍ مِنَ المُؤمِنِ فِي الجَنَّةِ ثَلاثَةُ أساوِرَ مِن ذَهَبٍ وفِضَّةٍ ولُؤلُؤٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:مؤمن در بهشت، از زيور تسبيح، برخوردار است. در بند بندِ مؤمن در بهشت، سه دستبند زرّين و سيمين و مرواريد است.
۱.ربيع الأبرار: ج 4 ص 26.
عنه صلى الله عليه و آله:أشَدُّ مِن يُتْمِ اليَتيمِ الّذي انقَطَعَ عَن اُمِه وأبيهِ، يُتْمُ يَتيمٍ انقَطَعَ عَن إمامِهِ ولا يَقدِرُ علَى الوُصولِ إلَيهِ، ولايَدري كَيفَ حُكمُهُ فيما يُبتَلى بهِ مِن شَرائعِ دِينِهِ. ألَا فمَن كانَ مِن شِيعَتِنا عالِما بِعُلومِنا وهذا الجاهِلُ بِشَريعَتِنا المُنقَطِعُ عَن مُشاهَدَتِنا يَتيمٌ في حِجرِهِ، ألَا فَمَن هَداهُ وأرشَدَهُ وعَلَّمَهُ شَريعَتَنا كانَ مَعَنا في الرَّفيقِ الأعلى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سخت تر از يتيمىِ كسى كه پدرش را از دست داده، يتيمىِ كسى است كه از امام خود، بريده شده و توان دستيابى به او را ندارد و حكم مسائل دينىِ مورد ابتلايش را نمى داند. بدانيد كه هر كس از شيعيان ما كه به علوم ما آگاه باشد، اين شخصى كه به شريعت ما آگاه نيست و به ما دسترس ندارد، [همچون]يتيمى است در دامان او. بدانيد كه هر كس او را هدايت و ارشاد كند و شريعت و احكام ما را به او بياموزد، در جمع بهشتيان برين، با ما خواهد بود.
۱.الإحتجاج: ج 1 ص 9 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في ذِكرِ أَحوالِ أَهلِ الجَنَّةِ ـ: قالوا: رَبَّنا أَنتَ السَّلامُ ومِنكَ السَّلامُ، ولَكَ يَحِقُّ الجَلالُ وَالإِكرامُ. فَقالَ: أَنَا السَّلامُ ومَعَي السَّلامُ، ولي يَحِقُّ الجَلالُ وَالإِكرامُ. فَمَرحَباً بِعِبادي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در يادكردِ احوال بهشتيان ـ: مى گويند: اى پروردگار ما! تويى سلام، و از توست سلام، و شكوه و ارجمندى، تنها سزاوار توست. پس [خدا] مى فرمايد: «منم سلام و با من است سلام. شكوه و ارجمندى، تنها سزاوارِ من است. پس به بندگانم خوشامد مى گويم.».
۱.سعد السعود: ص 110.
عنه صلى الله عليه و آله:حَمَلةُ القرآنِ عُرَفاءُ أهلِ الجَنّةِ، والمُجاهِدونَ في سَبيلِ اللّهِ قُوّادُها، والرُّسُلُ سادَةُ أهلِ الجَنّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قرآن دانان، رؤساى [قبيله]بهشتيان، و مجاهدانِ در راه خدا، سردارانِ بهشت، و پيامبران، سَروَران اهل بهشت هستند.
۱.الجعفريّات: ص 76.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أهلُ الجنّةِ جُرْدٌ مُرْدٌ كُحْلٌ، لا يَفنى شَبابُهُم، ولا تَبلى ثِيابُهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، بدنى كم مو ۲ و چهره اى بى مو ۳ و چشمانى سرمه كشيده دارند. جوانى شان از بين نمى رود و جامه هايشان فرسوده نمى شود.
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 471 ح 39301.
۲.جُرْد: در متن عربى حديث، جمع «أجْرَد» است؛ يعنى كسى كه فقط قسمت هايى از بدنش (مانند خطّ سينه تا ناف، و ساق هاى دست و پايش) مو داشته باشد؛ مرد كم مو. م.
۳.مُرْد: در متن عربى حديث، جمع «اَمْرَد» به معناى جوانى است كه تازه سبيلش روييده و صورتش هنوز مو در نياورده است. م.
عنه صلى الله عليه و آله:يَدخُلُ أهلُ الجنّةِ جُرْدا مُرْدا مُكَحَّلِينَ، أبناءَ ثلاثينَ أو ثلاثٍ وثلاثينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشتيان، در حالى وارد بهشت مى شوند كه بدن هايى كم مو وچهره اى بى مو و چشمانى سرمه كشيده دارند و سنّشان سى يا سى و سه سال است.
۱.كنز العمّال: ج 14 ص 477 ح 39329.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أهلُ الجَنَّةِ عِشرونَ وَمِئَةُ صَفٍّ، ثَمانونَ مِنها مِن هذِهِ الاُمَّةِ، وأربَعونَ مِن سائِرِ الاُمَمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اهل بهشت، يكصد و بيست صف هستند كه هشتاد صف آنها از اين امّت است و چهل [صف]ديگر، از ساير امّت ها.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 683 ح 2546.
عنه صلى الله عليه و آله:أنَا أكثَرُ النَّبِيّينَ تَبَعا يَومَ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:من پر پيروترين پيامبران در روز قيامتم.
۱.الأمالي للصدوق: ص 374 ح 471.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِكُلِّ نَبِيٍّ حَوضا يَومَ القِيامَةِ، وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ إنَّهُم لَيَتَباهَونَ يَومَ القِيامَةِ أيُّهُم أكثَرُ وارِدا، فَيَدعو كُلُّ نَبِيٍّ إلَيهِ مَن يَعرِفُ مِن اُمَّتِهِ، وَالَّذي نَفسي بِيَدِهِ، إنّي لَأَرجو أن أكونَ أكثَرَهُم وارِدا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر پيامبرى را در روز قيامت، حوضى است. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، در روز قيامت، آنان بر سر اين كه كدامينِ آنها نوشندگان ۲ بيشترى دارند، به يكديگر مى نازند. پس، هر پيامبرى، كسانى را كه از امّت خويش مى شناسد، به سوى خود مى خوانَد. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، من اميدوارم كه بيشتر از همه آنان، نوشنده (پيرو) داشته باشم.
۱.الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 121 ح 404.
۲.واژه «وارِد» كه در متن عربى حديث آمده، يعنى تشنه يا كسى كه براى نوشيدن يا برداشتن آب، بر حوض يا آبشخورى وارد مى شود.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جُمِعَ أهلُ الجَنَّةِ صُفوفا وأهلُ النّارِ صُفوفا، فَيَنظُرُ الرَّجُلُ مِن صُفوفِ أهلِ النّارِ إلَى الرَّجُلِ مِن صُفوفِ أهلِ الجَنَّةِ، فَيَقولُ: يا فُلانُ، أما تَذكُرُ يَومَ اصطَنَعتُ إلَيكَ فِي الدُّنيا مَعروفا؟ فَيَأخُذُ بِيَدِهِ فَيَقولُ: اللّهُمَّ إنَّ هذَا اصطَنَعَ إلَيَّ فِي الدُّنيا مَعروفا، فَيُقالُ لَهُ: خُذ بِيَدِهِ أدخِلهُ الجَنَّةَ بِرَحمَةِ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، بهشتيان در صف هايى، و دوزخيان نيز در صف هايى فراهم مى آيند. فردى از صف هاى دوزخيان، به شخصى از صف هاى بهشتيان مى نگرد و مى گويد: فلانى! آيا آن روز را كه در دنيا به تو نيكى كردم، به ياد نمى آورى؟ پس آن بهشتى، دست او را مى گيرد و مى گويد: خداوندا! اين شخص، در دنيا به من نيكى كرده است. پس به او گفته مى شود: «دست او را بگير و به سبب رحمت الهى، او را وارد بهشت كن».
۱.تاريخ بغداد: ج 4 ص 332 الرقم 2152.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، يَطَّلِعُ قَومٌ مِن أهلِ الجَنَّةِ إلى قَومٍ مِن أهلِ النّارِ، فَيَقولونَ: ما أدخَلَكُمُ النّارَ، وإنَّما دَخَلنَا الجَنَّةَ بِفَضلِ تَأديبِكُم وتَعليمِكُم؟! فَيَقولونَ: إنّا كُنّا نَأمُرُكُم بِالخَيرِ ولا نَفعَلُهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! گروهى از بهشتيان، گروهى از جهنّميان را مى بينند. به آنان مى گويند: چه چيزى شما را در آتش افكنده است، در حالى كه ما به يُمن ادب و علم آموزى از شما به بهشت وارد شده ايم؟ در پاسخ مى گويند: ما شما را به نيكى فرمان مى داديم؛ امّا خود به آن، عمل نمى كرديم.
۱.الأمالي للطوسي: ص 527 ح 1162.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن قَبَّلَ وَلَدَهُ كَتَبَ اللّهُ عز و جل لَهُ حَسَنَةً، ومَن فَرَّحَهُ فَرَّحَهُ اللّهُ يَومَ القِيامَةِ، ومَن عَلَّمَهُ القُرآنَ دُعِيَ بِالأبَوَينِ فَيُكسَيانِ حُلَّتَينِ يُضيءُ مِن نورِهِما وُجوهُ أهلِ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس فرزندش را ببوسد، خداوند عز و جل براى او حسنه اى مى نويسد و كسى كه او را شاد كند، خداوند در روز قيامت، او را شاد مى سازد و كسى كه قرآن به او بياموزد، پدر و مادرش فرا خوانده مى شوند و دو لباس بر آنان پوشيده مى شود كه از نور آن، چهره هاى بهشتيان، نورانى مى گردد.
۱.الكافي: ج 6 ص 49 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النَّومُ أخُو المَوتِ، ولا يَموتُ أهلُ الجَنَّةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خواب، برادر مرگ است و بهشتيان، نمى ميرند (بهشتيان، در بهشتْ نمى خوابند).
۱.كنز العمال: ج 14 ص 475 ح 39321.
عنه صلى الله عليه و آله:يا فاطِمَةُ، ونَحنُ أهلُ بَيتٍ قَد أعطانَا اللّهُ سَبعَ خِصالٍ لَم يُعطَ أحَدٌ قَبلَنا ولا يُعطى أحَدٌ بَعدَنا: أنَا خاتِمَةُ النَّبِيّينَ وأكرَمُ النَّبِيّينَ عَلَى اللّهِ وأحَبُّ المَخلوقينَ إلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ، وأنَا أبُوكِ ووَصِيّي خَيرُ الأَوصِياءِ وأحَبُّهُم إلَى اللّهِ وهُوَ بَعلُكِ، وشَهيدُنا خَيرُ الشُّهَداءِ وأحَبُّهُم إلَى اللّهِ، وهُوَ عَمُّكِ حَمزَةُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ وهُوَ عَمُّ أبيكِ وعَمُّ بَعلِكِ، ومِنّا مَن لَهُ جَناحانِ أخضَرانِ يَطيرُ فِي الجَنَّةِ مَعَ المَلائِكَةِ حَيثُ يَشاءُ وهُوَ ابنُ عَمِّ أبيكِ وأخو بَعلِكِ، ومِنّا سِبطا هذِهِ الاُمَّةِ وهُمَا ابناكِ الحَسَنُ والحُسَينُ وهُما سَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ، وأبوهُما ـ والَّذي

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى فاطمه! ما خاندانى هستيم كه خداوند به ما هفت خصلت بخشيده كه به هيچ كس، خواه پيش يا پس از ما عطا نفرموده است: من خاتم پيامبران وگرامى ترين ايشان نزد خدا و محبوبترين خلق نزد خداوند عزّوجل هستم، من پدر تو هستم و وصىّ من بهترين اوصياء و محبوبترين ايشان نزد پروردگار است كه همان شوى توست، شهيد ما بهترين شهداء و محبوبترين آنها نزد خداست كه همان عموى تو حمزة بن عبدالمطّلب است و عموى پدر تو و عموى شوى تو نيز هست، از ماست كسى كه با دو بال سبز در بهشت به همراه فرشتگان به هر سو كه بخواهد پرواز مى كند كه همان پسر عموى پدر تو و برادر شوى توست، از ماست دو نوه اين امّت كه دو فرزند تو حسن و حسين هستند كه سرور جوانان بهشتيان مى باشند و پدر آن دو ـ سوگند به آن كه مرا به حقّ

۱.المعجم الكبير: 3 / 57 / 2675 عن عليّ المكّي الهلاليّ، وراجع أمالي الطوسيّ: 154 / 256، الخصال: 412 / 16 كلاهما عن أبي أيّوب الأنصاري، الغيبة للطوسيّ: 191 / 154، كشف الغمّة: 1 / 154 كلاهما عن أبي سعيد الخدريّ، كفاية الأثر: 63 عن جابر بن عبداللّه الأنصاريّ.
کلیدواژه‌ها فضیلتبرترین مردم
يَزيدُ بنُ عَبدِ اللّهِ عَمَّن حَدَّثَهُ:كَتَبَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام إلى سَعدِ الخَيرِ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، أمّا بَعدُ، فَإِنّي اُوصيكَ بِتَقوَى اللّهِ فَإِنَّ فيهَا السَّلامَةَ مِنَ التَّلَفِ وَالغَنيمَةَ فِي المُنقَلَبِ، إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ يَقي بِالتَّقوى عَنِ العَبدِ ما عَزُبَ عَنهُ عَقلُهُ ۱، ويَجلي بِالتَّقوى عَنهُ عَماهُ وجَهلَهُ، وبِالتَّقوى نَجا نوحٌ ومَن مَعَهُ فِي السَّفينَةِ وصالِحٌ ومَن مَعَهُ مِنَ الصّاعِقَةِ، وبِالتَّقوى فازَ الصّابِرونَ ونَجَت تِلكَ العُصَبُ ۲ مِنَ المَهالِكِ، ولَهُم إخوانٌ عَلى تِلكَ الطَريقَةِ يَلتَمِسونَ تِلكَ الفَضيلَةَ، نَبَذوا طُغيانَهُم مِنَ الإِيرادِ بِالشَّهَواتِ لِما بَلَغَهُم فِي الكِتابِ مِنَ المَثُلاتِ، حَمِدوا رَبَّهُم

يزيدبن عبداللّه از شخصى كه برايش حديث كرد:امام باقر عليه السلام به سعدالخير نوشت: به نام خداوند بخشاينده مهربان؛ پس آن گاه، من تو را به تقوا داشتن از خدا سفارش مى كنم، زيرا كه تقوا، سبب ايمن ماندن از تباهى و سود بردن در آخرت است. خداوند عز و جل به واسطه تقوا، بنده را از چيزها [خطرات و مهلكه ها]يى حفظ مى كند كه از دسترس انديشه و خرد او به دورند و به واسطه تقوا، كورى و نادانى او را مى زدايد، به واسطه تقوا بود كه نوح و آنها كه در كشتى با او بودند [از مهلكه طوفان]رستند و صالح و پيروانش از [بلاى]صاعقه. به واسطه تقوا بود كه شكيبايان به رستگارى رسيدند و آن جماعت برگزيده و شريف [نوح و صالح و پيروان آنها و شكيبايان امتهاى پيشين] از مهلكه ها نجات يافتند. اينان را [هم اينك] برادرانى است كه همان راه را

۱.عزب: أي بعُد، وفي بعض النسخ «نفى بالتقوى عن العبد ماعزب عنه عقله». (كما في هامش الكافي).
۲.العصب: جمع العصبة، و هي من الرجال والخيل والطير مابين العشرة إلى الأربعين. (كما في هامش الكافي).
۳.أي جعلوا وليّ الكتاب والقيّم عليه والحاكم به الذين لايعلمونه، وجعلوهم رؤساء على أنفسهم يتّبعونهم في الفتاوى وغيرها. (كما في هامش الكافي نقلاً عن مرآة العقول).
۴.أي جعلوه ميراثًا يرثه كلّ سفيه جاهل أو صبيّ غير عاقل. وقوله الآتي: «بعد أمراللّه» أي صدوره أو الاطّلاع عليه أو تركه، والورود والصدور كنايتان عن الإتيان للسؤال والأخذ والرجوع بالقبول. (كما في هامش الكافي نقلاً عن مرآة العقول).
۵.«ولاية الناس» هو المخصوص بالذمّ. (كما في هامش الكافي).
۶.أشار به إلى آدم عليه السلام، والمراد بالعصيان هنا ترك الأولى.
۷.الواو هنا بمعنى «أو»، أشار به إلى يونس عليه السلام.
۸.إنّما شبّه هؤلاء العباد وعلماء العوام المفتونين بالحُطام بالأحبار والرهبان لشرائهم الدنيا بالآخرة بكتمانهم العلم، وتحريفهم الكلم عن مواضعه وأكلهم أموال الناس بالباطل، وصدّهم عن سبيل اللّه، كما أنّهم كانوا كذلك على ما وصفهم اللّه في القرآن في عدّة مواضع، والمراد بالسادة والكبرة: السلاطين والحكّام وأعوانهم الظلمة. (كما في هامش الكافي نقلاً عن الوافي).
۹.إشارة إلى الآية 31 من سورة النجم. والطبع ـ بالتحريك ـ: الرين، و ـ بالسكون ـ: الختم (كما في هامش الكافي).
۱۰.«منهم» أي من أشباه الأحبار والرهبان «العلماء» يعني العلماء باللّه الربّانيّين. «بالتكليف» يعني تكليفهم بالحقّ. (كما في هامش الكافي نقلاً عن الوافي).
۱۱.يعني الشريعة، الواضح مجهولها عن معلومها، وعالمها عن جاهلها. (كما في هامش الكافي).
۱۲.الخيل: جماعة الفرسان، والرَجِل: جماعة المشاة؛ أي أعوانه الأقوياء والضعفاء. (كما في هامش الكافي نقلاً عن مرآة العقول).
۱۳.أي تركوا نصرة الحقّ. وفي بعض النسخ «تخادن» من الخِدْن وهو الصديق. وتهادن من المهادنة بمعنى المصالحة، وفي بعض النسخ «تهاون» أي عن نصرة الحقّ، وهذا أنسب للتخاذل، كما أنّ التهادن أنسب للتخادن. (كما في هامش الكافي نقلاً مرآة العقول).
۱۴.بالنون والجيم والباء الموحّدة، وفي بعض النسخ «تحيا» من الحياة. (كما في هامش الكافي نقلاً عن الوافي).
۱۵.الزمر: 15.
۱۶.الكافي: 8 / 52 / 16.
إسماعيلُ بنُ جابِرٍ عَن أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلامأنَّهُ كَتَبَ بِهذِهِ الرِّسالَةِ إلى أصحابِهِ وأمَرَهُم بِمُدارَسَتِها وَالنَّظَرِ فيها وتَعاهُدِها وَالعَمَلِ بِها، فَكانوا يَضَعونَها في مَساجِدِ بُيوتِهِم، فَإِذا فَرَغوا مِنَ الصَّلاةِ نَظَروا فيها: أمّا بَعدُ، فَاسأَلوا رَبَّكُمُ العافِيَةَ، وعَلَيكُم بِالدَّعَةِ وَالوَقارِ وَالسَّكينَةِ، وعَلَيكُم بِالحَياءِ وَالتَّنَزُّهِ عَمّا تَنَزَّهَ عَنهُ الصّالِحونَ قَبلَكُم. وإيّاكُم أن تَزلِقوا ألسِنَتَكُم بِقَولِ الزّورِ وَالبُهتانِ وَالإِثمِ وَالعُدوانِ، فَإِنَّكُم إن كَفَفتُم ألسِنَتَكُم عَمّا يَكرَهُهُ اللّهُ مِمّا نَهاكُم عَنهُ كانَ خَيرًا لَكُم عِندَ رَبِّكُم مِن أن تَزلِقوا ألسِنَتَكُم بِهِ، فَإِنَّ زَلقَ اللِّسانِ فيما يَكرَهُ

اسماعيل بن جابر مى گويد:امام صادق عليه السلام اين نامه را به ياران خود نوشت و به آنان دستور داد كه پيوسته آن را مطالعه كنند و در آن بينديشند و از آن مراقبت به عمل آورند و به كارش بندند. از اين رو، آنها اين نامه را در نمازخانه منازل خود مى گذاشتند و بعد از نماز، در آن تدبّر مى كردند: به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد، از پروردگارتان عافيت بطلبيد و آرام و با وقار و سنگين باشيد، حيا را از دست ندهيد و از آن چه صُلحاى پيش از شما دورى كرده اند دورى كنيد. مبادا زبانهاى خود را به دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بيالاييد؛ زيرا اگر زبانهاى خود را از آن چه خداوند ناخوش دارد و شما را از آن نهى كرده است، نگهداريد، براى شما نزد پروردگارتان، بهتر است از اين كه زبانهايتان را به آنها بيالاييد. چه، آلودن

۱.البقرة: 18.
۲.المرسلات: 36.
۳.الأنعام: 120.
۴.الإسراء: 7.
۵.الأنبياء: 73.
۶.آل عمران: 31.
۷.الكافي: 8 / 2.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸۴