نتایج جستجو برای «بخشش»: ۴۰۳ حدیث
الكافي عن أبي هاشم الجعفريّ:كُنّا عِندَ الرِّضا عليه السلام فَتَذاكَرنَا العَقلَ. قالَ: يا أبا هاشِمٍ، العَقلُ حِباءٌ مِنَ اللّهِ. مَن تَكَلَّفَ العَقلَ لَم يَزدَد بِذلِكَ إلاّ جَهلاً. ۱
الكافىـ به نقل از ابو هاشم جعفرى ـ: نزد امام رضا عليه السلام بوديم و از خِرد، سخن به ميان آورديم. فرمود: «اى ابو هاشم! خرد، بخشش خدايى است. هر كس كه بخواهد با تكلّف، خود را خردمند نمايد، چيزى جز نادانى بر او افزوده نمى گردد».
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 18، تحف العقول: ص 448، بحار الأنوار: ج 78 ص 355 نقلاً عن كتاب الدرّ.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما قَسَمَ اللّهُ لِلعِبادِ شَيئًا أفضَلَ مِنَ العَقلِ، فَنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ، وإفطارُ العاقِلِ أفضَلُ مِن صَومِ الجاهِلِ، وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ. ولا بَعَثَ اللّهُ رَسولاً ولا نَبِيًّا حَتّى يَستَكمِلَ العَقلَ، ويَكونَ عَقلُهُ أفضَلَ مِن عُقولِ جَميعِ اُمَّتِهِ. وما يُضمِرُ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله في نَفسِهِ أفضَلُ مِنِ اجتِهادِ جَميعِ المُجتَهِدينَ، وما أدَّى العاقِلُ فَرائِضَ اللّهِ حَتّى عَقَلَ مِنهُ، ولا بَلَغَ جَميعُ العابِدينَ في فَضلِ عِبادَتِهِم ما بَلَغَ العاقِلُ، إنّ العُقَلاءَ هُم اُولُو الأَلبابِ، الَّذينَ قالَ اللّهُ تَعالى: «إِنَّمَا يَتَذَكَّرُ أُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، چيزى با ارزش تر از خِرد در ميان بندگان، تقسيم نكرد. لذا خواب خردمند، از بيدارى نادان، برتر است و خوردن خردمند، از روزه نادان برتر است و بر جا بودن خردمند، از به حركت در آمدن نادان، برتر است. خداوند، هيچ پيامبر و فرستاده اى را برنينگيخت، مگر آن زمان كه خِردش كامل گشت و خِردش از خِردهاى همه امّتش بيشتر بود. آنچه پيامبر در خود نهان مى دارد [يعنى خرد]، از كوشش تمامِ كوشندگان، برتر است. هيچ بنده اى، نمى تواند واجبات الهى را به جاى آورد، مگر آن كه درباره آنها تعقّل كند. همه پرستشگران با زيادتى عبادت و پرستش، به پايه خردمندان نمى رسند به راستى كه خردمندان، همان «اولو الألباب (صاحبان خرد)» هستند كه خداوند، درباره آنان فرمود: «جز صاحبان خرد، پند نمى گيرند» .
۱.الرعد: 19.
۲.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 609، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 22 وراجع تحف العقول: ص 397.
عنه صلى الله عليه و آله:تَبارَكَ الَّذي قَسَّمَ العَقلَ بَينَ عِبادِهِ أشتاتًا، إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَستَوي عَمَلُهُما وبِرُّهُما وصَومُهُما وصَلاتُهُما، ولكِنَّهُما يَتَفاوَتانِ فِي العَقلِ كَالذَّرَّةِ في جَنبِ اُحُدٍ، وما قَسَمَ اللّهُ لِخَلقِهِ حَظًّا هُوَ أفضَلُ مِنَ العَقلِ وَاليَقينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خجسته است آن كه خرد را ميان بندگانش گوناگون قسمت كرد. گاه، دو انسان، كردار، نيكى ها، روزه و نمازشان برابر است؛ امّا در خرد، متفاوت اند، مانند ذره اى در كنار كوه اُحُد. خداوند، بهره اى برتر از خرد و يقين در ميان آفريدگانش قسمت نكرد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 382 ح 7053 نقلاً عن الحكيم عن طاووس.
تاريخ اليعقوبيّ ـ في ذِكرِ مَواعِظِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ـ:قيلَ لَهُ: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ العَبدُ؟ قالَ: نَحيزَةٌ ۱ مِن عَقلٍ يولَدُ مَعَهُ. قالوا: فَإِذا أخطَأَهُ ذلِكَ؟ قالَ: فَليَتَعَلَّم عَقلاً. ۲
تاريخ اليعقوبىـ در گزارش پندهاى پيامبر صلى الله عليه و آلهـ: از پيامبر خدا پرسيده شد: برترين چيزى كه به بندگان بخشيده شده، چيست؟ فرمود: «خردِ سرشتى، كه با آن زاده مى شود». گفتند: اگر از آن، بى بهره شد؟ فرمود: «خرد بياموزد».
۱.نحيزة الرجل: طبيعته (كتاب العين: ص 794).
۲.تاريخ اليعقوبي: ج 2 ص 98.
جامع الأحاديث للقمّي:سُئِلَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ الإِنسانُ؟ قالَ: غَريزَةُ عَقلٍ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَأَخٌ مُستَشيرٌ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَصَمتٌ فِي المَجالِسِ. قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟ قالَ: فَمَوتٌ عاجِلٌ. ۱
جامع الأحاديث:از امير مؤمنان سؤال شد: برترين چيزى كه به انسان ها بخشيده شده، چيست؟ فرمود: «خردِ سرشتى». گفته شد: اگر نباشد؟ فرمود: «برادرى كه با او مشورت شود». گفته شد: اگر نبود؟ فرمود: «خاموشى در مجلس ها». گفته شد: اگر اين هم نبود؟ فرمود: «مرگ زودرس».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 194.
الإمام عليّ عليه السلام:خَيرُ المَواهِبِ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:بهترينِ بخشش ها، خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 4947، عيون الحكم والمواعظ: ص 237 ح 4504.
عنه عليه السلام:مِن كَمالِ النِّعَمِ وُفورُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:نشانه نعمت كامل، زيادتى خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 9300، عيون الحكم والمواعظ: ص 472 ح 8643.
عنه عليه السلام:أفضَلُ النِّعَمِ العَقلُ. ۱
امام على عليه السلام:برترين نعمت، خرد است.
۱.غرر الحكم: ح 2881، عيون الحكم والمواعظ: ص 111 ح 2403.
عنه عليه السلام:أفضَلُ حَظِّ الرَّجُلِ عَقلُهُ؛ إن ذَلَّ أعَزَّهُ، وإن سَقَطَ رَفَعَهُ، وإن ضَلَّ أرشَدَهُ، وإن تَكَلَّمَ سَدَّدَهُ. ۱
امام على عليه السلام:برترين بهره آدمى، خرد اوست. اگر خوار شد، خرد، او را عزيز مى گرداند؛ اگر فرو افتاد، او را رفعت مى بخشد؛ اگر گم راه شد، او را راهنمايى مى كند؛ و اگر سخن گفت، او را [از خطا] نگه مى دارد.
۱.غرر الحكم: ح 3354.
عنه عليه السلام:لا نِعمَةَ أفضَلُ مِن عَقلٍ. ۱
امام على عليه السلام:نعمتى برتر از خرد نيست.
۱.غرر الحكم: ح 10672، عيون الحكم والمواعظ: ص 538 ح 9950.
الإمام الحسن عليه السلام:العَقلُ أفضَلُ ما وَهَبَهُ اللّهُ تَعالى لِلعَبدِ؛ إذ بِهِ نَجاتُهُ فِي الدُّنيا مِن آفاتِها وسَلامَتُهُ فِي الآخِرَةِ مِن عَذابِها. ۱
امام حسن عليه السلام:خرد، بهترين بخشش خداوند متعال به بنده است؛ زيرا بِدان از آفت هاى دنيا مى رَهد و از عذاب دوزخ در امان مى ماند.
۱.إرشاد القلوب: ص 199.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الدّيوانِ المَنسوبِ إلَيهِ ـ: وأفضَلُ قِسمِ اللّهِ لِلمَرءِ عَقلُهُ فَلَيسَ مِنَ الخَيراتِ شَيءٌ يُقارِبُه إذا أكمَلَ الرَّحمنُ لِلمَرءِ عَقلَهُ فَقَد كَمُلَت أخلاقُهُ ومَآرِبُه ۱
امام على عليه السلامـ در ديوان شعر منسوب به ايشان ـ: بهترين ارمغان خداوند براى انسان ها خرد است و هيچ يك از خوبى ها به پايه آن نرسد. اگر خداى رحمان، خرد انسانى را كامل كرد اخلاق و خواسته هايش نيز به كمال رسد.
۱.الديوان المنسوب إلى الإمام عليّ عليه السلام: ص 74 الرقم 31.
إرشاد القلوب:قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: إنَّ مِن دِعامَةِ البَيتِ أساسَهُ، ودِعامَةُ الدّينِ المَعرِفَةُ بِاللّهِ تَعالى وَاليَقينُ بِتَوحيدِهِ وَالعَقلُ القامِعُ. فَقالوا: ومَا القامِعُ يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: الكَفُّ عَنِ المَعاصي وَالحِرصُ عَلى طاعَةِ اللّهِ وَالشُّكرُ عَلى جَميعِ إحسانِهِ وإنعامِهِ وحُسنِ بَلائِهِ. ۱
ارشاد القلوب:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تكيه گاه خانه، پايه آن است و تكيه گاه دين، شناخت خداوند متعال، يقين به يگانگى او و خِرد سركوب كننده است». پرسيدند: اى پيامبر خدا! سركوب كننده چيست؟ فرمود: «بازدارى از گناهان، شوق داشتن به پيروى از خداوند و سپاس گزارى بر همه بخشش ها و نعمت ها و آزمايش هاى نيكوى خداوند».
۱.إرشاد القلوب: ص 169 وراجع: الفردوس: ج 2 ص 222 ح 3077.
عنه عليه السلام:أفضَلُ ما مَنَّ اللّهُ سُبحانَهُ بِهِ عَلى عِبادِهِ عِلمٌ وعَقلٌ، ومُلكٌ وعَدلٌ. ۱
امام على عليه السلام:برترين بخشش هاى خداوندِ سبحان بر بندگانش، دانش و خرد، و حكمرانى و عدالت پيشگى است.
۱.غرر الحكم: ح 3205، عيون الحكم والمواعظ: ص 122 ح 2771.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردارزش خرد +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَن بَذَلَ نَداهُ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه بخشش كند.
۱.غرر الحكم: ح 1262، عيون الحكم والمواعظ: ص 18 ح 28.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام ـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ : أرجَحُ النّاسِ عَقلاً وأكمَلُهُم فَضلاً: مَن صَحِبَ أيّامَهُ بِالمُوادَعَةِ، وإخوانَهُ بِالمُسالَمَةِ، وقَبِلَ مِنَ الزَّمانِ عَفوَهُ. ۱
امام على عليه‏السلام ـ در حكمت‏هاى منسوب به ايشان ـ : شايسته‏ترينِ مردم در خردمندى و كامل‏ترينِ آنان در فضايل، كسى است كه روزگار را با آشتى، همراهى كند و با دوستان، در صلح و صفا زندگى نمايد و بخشش زمان را بپذيرد.
۱.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 317 ح 648.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: اِتَّقُوا اللّه‏َ عِبادَ اللّه‏ِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ. وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في

امام على عليه‏السلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شب‏زنده‏دارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوت‏هايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديك‏ترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دام‏هاى فريب، او را گرفتار نساخته‏اند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوش‏ترين خواب و آسوده‏ترين روز، دست يافته است. [چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوش‏بختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر

۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في دُعاءِ يَومِ الأَحَدِ ـ: اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ سُؤالَ مُذنِبٍ أوبَقَتهُ ۱ مَعاصيهِ في ضيقِ المَسلَكِ، ولَيسَ لَهُ مُجيرٌ سِواكَ، ولا أمَلٌ غَيرَكَ، ولا مُغيثٌ أرأَفَ بِهِ مِنكَ، ولا مُعتَمَدٌ يَعتَمِدُ عَلَيهِ غَيرُ عَفوِكَ. ۲
امام على عليه السلامـ در دعاى روز يكشنبه ـ: بار خدايا! از تو درخواست مى كنم، به سان درخواست كردن گنهكارى كه نافرمانى هايش، راه را بر او تنگ كرده و به هلاكتش درافكنده است و پناه دهنده اى جز تو ندارد و اميدى غير از تو ندارد و فريادرسى مهربان تر از تو ندارد و تكيه گاهى كه بر او تكيه كند، جز عفو و بخشش تو ندارد.
۱.يقال: وَبَقَ يَبِقُ؛ إذا هلَكَ. وأوبقَهُ غيرُه فهو موبَق (النهاية: ج 5 ص 146 «وبق»).
۲.البلد الأمين: ص 105، العُدد القويّة: ص 346 نحوه، جمال الاُسبوع: ص 53 كلاهما من دون إسنادٍ إلى المعصوم.
الإمام علي عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ أنتَ أهلُ الوَصفِ الجَميلِ، وَالتَّعدادِ الكَثيرِ، إن تُؤَمَّل فَخَيرُ مَأمولٍ، وإن تُرجَ فَخَيرُ مَرجُوٍّ. اللّهُمَّ وقَد بَسَطتَ لي فيما لا أمدَحُ بِهِ غَيرَكَ، ولا اُثني بِهِ عَلى أحَدٍ سِواكَ، ولا اُوَجِّهُهُ إلى مَعادِنِ الخَيبَةِ ومَواضِعِ الرّيبَةِ، وعَدَلتَ بِلِساني عَن مَدائِحِ الآدَمِيّينَ، وَالثَّناءِ عَلَى المَربوبينَ المَخلوقينَ. اللّهُمَّ ولِكُلِّ مُثنٍ عَلى مَن أثنى عَلَيهِ مَثوبَةٌ مِن جَزاءٍ، أو عارِفَةٌ مِن عَطاءٍ، وقَد رَجَوتُكَ دَليلاً عَلى ذَخائِرِ الرَّحمَةِ وكُنوزِ المَغفِرَةِ. اللّهُمَّ وهذا مَقامُ مَن أفرَدَكَ بِالتَّوحيدِ الَّذي هُوَ لَكَ، ولَم يَرَ مُستَحِقّا لِهذِهِ المَحامِدِ وَالمَمادِحِ غَيرَكَ، وبي فاقَةٌ

امام على عليه السلامـ در دعا ـ: خدايا! تو سزاوار ستايشِ زيبا و شمارشِ نعمت هاى بى پايانى. اگر آرزو شوى، بهترينِ آرزو شده اى و اگر به تو اميد بسته شود، بهترين كسى هستى كه بدو اميد بسته مى شود. خدايا! تو به من توانِ بيان دادى و من با آن غير از تو را نمى ستايم و كسى جز تو را ثنا نمى گويم و آن را متوجّه كان هاى ناكامى و محروميت و جايگاه هاى شك و بى اعتمادى (مخلوقات) نمى سازم. تو زبانم را از ستودن آدميان و ثناگويى بر آنان، كه خود، دستْ پرورده و آفريده اند، باز داشتى. خدايا! براى هر ثناگويى، بر آن كه ثنايش گويد، پاداشى و دِهِشى است و من به تو اميد بسته ام كه راهنما بر اندوخته هاى رحمت و گنج هاى آمرزشى. خدايا! در پيشگاه تو كسى ايستاده است كه تنها تو را يگانه مى داند، و يكتايى، ويژه توست، و

۱.نَعَشَ الإنسان ينعَشُه: تدارَكَه من هَلَكةٍ، ونَعَشَه اللّه ُ وأنعَشَه: سَدَّ فقرَه (لسان العرب: ج 6 ص 356 «نعش»).
۲.الخَلّة: الحاجة والفقر (النهاية: ج 2 ص 72 «خلل»).
۳.نهج البلاغة: الخطبة 91 عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 57 ص 114 ح 90.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۰۳