فیلترها
نتایج جستجو برای «اوقات تسبیح گفتن»: ۳۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُـلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ» ـ: قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ: صَلاةُ الصُّبحِ، وقَبلَ الغُروبِ: صَلاةُ العَصرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداوند: «و پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فرو شدن آن، با ستايشِ پروردگارت، [او را] تسبيح گوى» ـ: «پيش از بر آمدن آفتاب» ، نماز صبح، و «پيش از فرو شدن آن» ، نماز عصر است.
۱.المعجم الأوسط: ج 7 ص 114 ح 7014 عن جرير بن عبد اللّه.
الخصال عن إسماعيل بن الفضل:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُـلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا» ، فَقالَ: فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أن يَقولَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ عَشرَ مَرّاتٍ وقَبلَ غُروبِها عَشرَ مَرّاتٍ: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ، وهُوَ حَيٌّ لا يَموتُ، بِيَدِهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.
قالَ: فَقُلتُ: لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ، ويُميتُ ويُحيي.
فَقالَ: يا هذا، لا شَكَّ في أنَّ اللّهَ يُحيي ويُميتُ، ويُميتُ ويُحيي، ولكِن قُل كَما أقولُ. ۱
الخصالـ به نقل از اسماعيل بن فضل ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جلپرسيدم: «و پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فرو شدن آن، با ستايشِ پروردگارت، [او را] تسبيح گوى» .
فرمود: «بر هر مسلمانى واجب است كه پيش از طلوع آفتاب و نيز پيش از غروب آن، ده مرتبه بگويد: معبودى جز خدا نيست. يگانه و بى انباز است. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميراند، و خود، زنده ناميراست. خوبى، همه در دست اوست و او بر هر چيز، چيره است».
من گفتم: معبودى جز خدا نيست. يگانه و بى انباز است. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميراند، و مى ميراند و زنده مى كند. ۲
فرمود: «اى مرد! شكّى نيست كه خدا، زنده مى كند و مى ميرانَد، و مى ميراند و زنده مى كند؛ امّا چنان بگو كه من مى گويم».
الإمام الصادق عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَن قَولِهِ تَعالى: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُـلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ الْغُرُوبِ» ـ: تَقولُ حينَ تُصبِحُ وحينَ تُمسي عَشرَ ۱ مَرّاتٍ: لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ، وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ. ۲
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ سؤال از اين سخن خداوند متعال: «و پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فرو شدن آن، با ستايشِ پروردگارت، [او را] تسبيح گوى» ـ: چون صبح كردى و نيز آن گاه كه وارد شب شدى، ده مرتبه بگو: معبودى جز خدا نيست. يگانه و بى انباز است. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميرانَد، و او بر هر چيز، چيره است.
عنه عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ مِنَ الَّيْلِ فَاسْجُدْ لَهُ وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً» ـ: أمَرَهُ أن يُصَلِّيَ في ساعاتٍ مِنَ اللَّيلِ، فَفَعَلَ صلى الله عليه و آله. ۱
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند عز و جل: «و لَختى از شب، او را سجده كن و شبى دراز، تسبيحش گوى» ـ: به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان داد كه در ساعاتى از شب، نماز بخواند و پيامبر صلى الله عليه و آله انجام داد.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 211، بحار الأنوار: ج 87 ص 159 ح 47.
مجمع البيانـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ سَبِّحْهُ لَيْلاً طَوِيلاً» ـ: رُوِيَ عَنِ الرِّضا عليه السلام أنَّهُ سَأَلَهُ أحمَدُ بنُ مُحَمَّدٍ عَن هذِهِ الآيَةِ وقالَ: ما ذلِكَ التَّسبيحُ؟ قالَ: صَلاةُ اللَّيلِ. ۱
مجمع البيانـ در باره سخن خداوند متعال: «و شبى دراز، تسبيحش گوى» ـ: روايت شده است كه احمد بن محمّد، از امام رضا عليه السلام در باره اين آيه پرسيد و گفت: مراد از اين تسبيح چيست؟
فرمود: «نماز شب».
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 626، بحار الأنوار: ج 82 ص 329 وج 87 ص 135.
بحار الأنوار:في صُحُفِ إِدريسَ عليه السلام: سَأَلتَ يا اُخنوخُ عَمّا يُقَرِّبُكَ مِنَ اللّهِ، ذلِكَ أن تُؤمِنَ بِرَبِّكَ مِن كُلِّ قَلبِكَ، وتَبوءَ ۱ بِذَنبِكَ، وبَعدَ ذلِكَ تَلزَمَ رحمَةَ الخَلقِ، وحُسنَ الخُلقِ، وإيثارَ الصِّدقِ، وأداءَ الحَقِّ، وَالجودَ مَعَ الرِّضا بِما يَأتيكَ مِنَ الرِّزقِ، وإكثارَ التَّسبيحِ بِالعَشايا وَالأَسحارِ وأَطرافِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ. ۲
بحارالأنوار:در صُحُف ادريس عليه السلام آمده است: «اى اُخنوخ! از آنچه تو را به خدا نزديك مى گرداند، پرسيد. پاسخ اين است كه: با تمام قلبت به پروردگارت ايمان آورده، به گناهات اعتراف كنى و پس از آن به اين صفات، آراسته باشى: مهربانى با خلق، نيك خويى، ترجيح دادن راستى و راستگويى، گزاردن حق، و بخشيدن رضايت مندانه از رزقى كه به تو مى رسد، و بسيار تسبيح گفتن در شامگاهان و سحرگاهان و كرانه هاى شب و روز (/ در طول شب و روز)».
الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَـرَ النُّجُومِ» ـ: هُوَ الوَترُ مِن آخِرِ اللَّيلِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى متعال: «و [نيز] پاره اى از شب و در پىِ فرو شدن ستارگان، تسبيحگوىِ او باش» ـ: مقصود، تك ركعتِ آخر شب است.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 204، بحار الأنوار: ج 83 ص 134 ح 105.
عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ مِنَ الَّيْلِ فَسَبِّحْهُ وَ إِدْبَـرَ النُّجُومِ» ـ: أَمَرَهُ أن يُصَلِّيَ مِنَ اللَّيلِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى متعال: «و [نيز] پاره اى از شب و در پىِ فرو شدن ستارگان، تسبيحگوىِ او باش» ـ: به پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود كه نماز شب بخواند.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 210، بحار الأنوار: ج 87 ص 159 ح 47.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إدبارُ النُّجومِ: الرَّكعَتانِ قَبلَ الفَجرِ، وإِدبارُ السُّجودِ: الرَّكعَتانِ بَعدَ المَغرِبِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[مقصود از] «در پىِ فرو شدن ستارگان» ، دو ركعت نمازِ پيش از سپيده دم است و [مقصود از] «و در پىِ سجود» ، دو ركعتِ پس از مغرب است.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 393 ح 3275، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 466 ح 1198 كلاهما عن ابن عبّاس، كنزالعمّال: ج 2 ص 11 ح 2929؛ الكافي: ج 3 ص 444 ح 11 عن زرارة عن الإمام الباقر عليه السلام، تفسير القمّي: ج 2 ص 333 عن أبي نصر عن الإمام الرضا عليه السلام وفيه «أربع ركعات بعد المغرب» بدل «الركعتان بعد المغرب»، بحار الأنوار: ج 87 ص 88 ح 5.
الإمام عليّ عليه السلام:أوتَرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أوَّلَ اللَّيلِ وأوسَطَ اللَّيلِ وآخِرَ اللَّيلِ، فَثَبَتَ الأَمرُ وَاستَقَرَّ عَلى إِدبارِ النُّجومِ. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر خدا، در آغاز شب و در ميان شب و در پايان شب، يك ركعت [نماز] خواند؛ امّا اين نماز، در نهايت، محدود به زمان فرو شدن ستارگان شد.
۱.كنزالعمّال: ج 8 ص 65 ح 21895 نقلاً عن المصنّف لابن أبي شيبة.
تهذيب الأحكام عن عقبة بن عامر الجهني:لَمّا نَزَلَت: «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ» قالَ لَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اِجعَلوها في رُكوعِكُم، فَلَمّا نَزَلَت «فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الأعلى» قالَ لَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: اِجعَلوها في سُجودِكُم. ۱
تهذيب الأحكامـ به نقل از عقبة بن عامر جُهَنى ـ: چون «نام پروردگار بزرگت را به پاكى بستاى» نازل شد، پيامبر خدا به ما فرمود: «آن را در ركوع خود قرار دهيد. و چون «نام پروردگار برترت را به پاكى بستاى» نازل شد، پيامبر خدا به ما فرمود: «اين را در سجود خود قرار دهيد».
۱.تهذيب الأحكام: ج 2 ص 313 ح 1273، علل الشرائع: ص 333 ح 6، بحار الأنوار: ج 85 ص 105 ح 12؛ سنن ابن ماجة: ج 1 ص 287 ح 887، سنن الدارمي: ج 1 ص 318 ح 1280، مسند ابن حنبل: ج 6 ص 141 ح 17419.
الدعاء للطبراني عن حذيفة:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ يَقولُ في سُجودِهِ: سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى. ۱
الدعاء، طبرانىـ به نقل از حذيفه ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله در سجده اش مى گفت: «پاكا پروردگار برتر من!».
۱.الدعاء للطبراني: ص 191 ح 589 وح 586 عن جبير بن مطعم، سنن أبي داوود: ج 1 ص 230 ح 871، سنن الترمذي: ج 2 ص 48 ح 262، سنن الدارمي: ج 1 ص 318 ح 1281، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 73 ح 23300.
صحيح مسلم عن عائشة:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَقول في رُكوعِهِ وسُجودِهِ: سُبّوحٌ قُدّوسٌ، رَبُّ المَلائِكَةِ وَالرّوحِ. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از عايشه ـ: پيامبر خدا، در ركوع و سجده اش مى گفت: «پاك و مقدّس است پروردگار فرشتگان و روح!».
۱.صحيح مسلم: ج 1 ص 353 ح 223، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 277 ح 24118، السنن الكبرى: ج 2 ص 158 ح 2683، كنزالعمّال: ج 8 ص 227 ح 22672 نقلاً عن المصنّف لعبد الرزّاق.
سنن أبي داوود عن عوف بن مالك الأشجعي:قُمتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لَيلَةً فَقامَ فَقَرَأَ سورَةَ البَقَرَةِ؛ لا يَمُرُّ بِآيَةِ رَحمَةٍ إلّا وَقَفَ فَسَأَلَ، ولا يَمُرُّ بِآيَةِ عَذابٍ إلّا وَقَفَ فَتَعَوَّذَ، قالَ: ثُمَّ رَكَعَ بِقَدرِ قِيامِهِ، يَقولُ فِي رُكوعِهِ: «سُبحانَ ذِي الجَبَروتِ وَالمَلَكوتِ وَالكِبرِياءِ وَالعَظَمَةِ»، ثُمَّ سَجَدَ بِقَدرِ قِيامِهِ، ثُمَّ قالَ في سُجودِهِ مِثلَ ذلِكَ، ثُمَّ قامَ فَقَرَأَ بِآلِ عِمرانَ، ثُمَّ قَرَأَ سورَةً سورَةً. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از عوف بن مالك اشجعى ـ: شبى با پيامبر خدا [براى نماز]برخاستم. ايشان، سوره بقره را خواند و به هر آيه رحمتى كه مى رسيد، درنگ مى كرد و از خداوند درخواست [رحمت]مى كرد، و بر هر آيه عذابى كه مى رسيد، درنگ مى كرد و [از آن به خدا] پناه مى برد. سپس به اندازه قيامش در ركوع مى ماند و مى گفت: «پاكا پروردگار جبروت و پادشاهى و بزرگى و عظمت!». سپس به سجده مى رفت و به اندازه قيامش در سجود مى ماند و در آن نيز همين را مى گفت. سپس بر مى خاست و [در قرائت ركعت دوم، سوره] آل عمران را و آن گاه، سوره اى را از پىِ سوره اى مى خواند.
۱.سنن أبي داوود: ج 1 ص 231 ح 873، سنن النسائي: ج 2 ص 223، مسند ابن حنبل: ج 9 ص 256 ح 24035، السنن الكبرى: ج 2 ص 439 ح 3689، كنزالعمّال: ج 8 ص 160 ح 22384.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أَمَرَني جَبرَئيلُ عليه السلام عَن رَبّي عز و جل أن أقرَأَ القُرآنَ قائِما، وأن أحمَدَهُ راكِعا، وأن اُسَبِّحَهُ ساجِدا، وأن أدعُوَهُ جالِسا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام از جانب پروردگارم به من دستور داد كه قرآن را ايستاده [در قيام نماز]بخوانم، و در ركوع، او را ستايش گويم، و در سجده، تسبيحش گويم، و نشسته [در قعود]، او را بخوانم.
۱.الدعوات: ص 47 ح 115، بحار الأنوار: ج 93 ص 313 ح 17.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ العَزيزَ الجَبّارَ عَرَجَ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله إلى سَمائِهِ. فَقالَ اللّهُ:. طَأطِئ يَدَيكَ وَاجعَلها عَلى رُكبَتَيكَ فَانظُر إلى عَرشي.
قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فَنَظَرتُ إلى عَظَمَةٍ ذَهَبَت لَها نَفسي وغُشِيَ عَلَيَّ، فَاُلهِمتُ أن قُلتُ: «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ» لِعِظَمِ ما رَأَيتُ، فَلَمّا قُلتُ ذلِكَ تَجَلَّى الغَشيُ عَنّي، حَتّى قُلتُها سَبعا اُلهَمُ ذلِكَ، فَرَجَعَت إليَّ نَفسي كَما كانَت، فَمِن أجلِ ذلِكَ صارَ فِي الرُّكوعِ: سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ.
فَقالَ: اِرفَع رَأسَكَ، فَرَفَعتُ رَأسي فَنَظَرتُ إلى شَيءٍ ذَهَبَ مِنهُ عَقلي، فَاستَقبَلتُ الأَرضَ بِوَجهي ويَدَيَّ، فَاُلهِمتُ أن قُلتُ:
امام صادق عليه السلام:خداوند عزيز جبّار، پيامبرش را به سوى آسمان خود، بالا برد. و خدا فرمود: «. دو دست خود را خَم نما و بر زانوانت بگذار و بر عرش من بنگر».
پيامبر خدا فرمود: «پس، چنان عظمتى ديدم كه جانم برفت و از هوش رفتم. پس، به من الهام شد و گفتم: پاكا پروردگار بزرگ من، و ستايش، او را!، از عظمتى كه ديدم. چون اين را گفتم، به هوش آمدم و باز به من الهام شد و اين جمله را هفت بار گفتم و جانم، چونان قبل، به من باز گشت. از همين رو، در ركوع گفته مى شود: پاكا پروردگار بزرگ من، و ستايش، او را!».
سپس خداوند فرمود: سَرت را بالا بگير. و من، سرم را بلند كردم و چيزى ديدم كه عقل از سرم برفت. پس با صورت و دستانم به زمين افتادم. به من الهام شد و گفتم: پاكا پروردگار برين من، و ستايش، او را!، از بلنداى
۱.علل الشرائع: ص 312 و 315 ح 1 عن الصباح المزني (السدي) وسدير الصيرفي ومحمّد بن النعمان الأحول وعمر بن اُذينة، بحار الأنوار: ج 82 ص 241 ح 1.
الكافي عن أبان بن تغلب:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلام وهُوَ يُصَلّي، فَعَدَدتُ لَهُ في الرُّكوعِ وَالسُّجودِ سِتّينَ تَسبيحَةً. ۱
الكافىـ به نقل از اَبان بن تَغلِب ـ: بر امام صادق عليه السلام در آمدم. به نماز ايستاده بود. شمردم. ديدم در ركوع و سجود، شصت تسبيح گفت.
۱.الكافي: ج 3 ص 329 ح 2، تهذيب الأحكام: ج 2 ص 299 ح 1205، عوالي اللآلي: ج 3 ص 93 ح 99، بحار الأنوار: ج 47 ص 50 ح 80.
الكافي عن أبي بكر الحضرمي:قالَ أبو جَعفَرٍ عليه السلام: تَدري أيُّ شَيءٍ حَدُّ الرُّكوعِ وَالسُّجودِ؟ قُلتُ: لا.
قالَ: تُسَبِّحُ فِي الرُّكوعِ ثَلاثَ مَرّاتٍ «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ»، وفِي السُّجودِ «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى وبِحَمدِهِ» ثَلاثَ مَرّاتٍ، فَمَن نَقَصَ واحِدَةً نَقَصَ ثُلثَ صَلاتِهِ، ومَن نَقَصَ ثِنتَينِ نَقَصَ ثُلثَي صَلاتِهِ، ومَن لَم يُسَبِّح فَلا صَلاةَ لَهُ. ۱
الكافىـ به نقل از ابو بكر حَضرَمى ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «مى دانى حدّ ركوع و سجود چيست؟».
گفتم: خير.
فرمود: «در ركوع، سه مرتبه مى گويى: پاكا پروردگار بزرگ من، و ستايش، او را! و در سجود نيز سه مرتبه مى گويى: پاكا پروردگار برين من، و ستايش، او را!. پس هر كه يكى كم بگويد، يك سومِ نمازش را كم كرده است، و هر كه دو تا را كم بگويد، دو سومِ نمازش را كم كرده است، و هر كه اصلاً تسبيح نگويد، او را نمازى نيست».
۱.الكافي: ج 3 ص 329 ح 1، تهذيب الأحكام: ج 2 ص 157 ح 615، الاستبصار: ج 1 ص 324 ح 1213.
الإمام عليّ عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ أَدْبَـرَ السُّجُودِ» ـ: هِيَ السُّنَّةُ بَعدَ صَلاةِ المَغرِبِ، ولا تَدَعها فِي سَفَرٍ ولا حَضَرٍ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ پرسش از اين سخن خداوند عز و جل: «و در پىِ سجود» ـ: اين [تسبيح گفتن پس از سجود]، بعد از نماز مغرب، سنّت است، و آن را در سفر و غير سفر، ترك مكن.
۱.دعائم الإسلام: ج 1 ص 209، بحار الأنوار: ج 87 ص 87 ح 1.
سنن أبى داوودـ به نقل از ابو برزه اَسلَمى ـ: پيامبر خدا، در پايان، ۳ هر گاه مى خواست از مجلس برخيزد، مى گفت: «پاكا تو ـ اى خداوند ـ و ستايش، تو را! گواهى مى دهم كه معبودى جز تو نيست. از تو آمرزش مى طلبم و به درگاهت توبه مى كنم».
۱.بأخَرَةٍ: أي في آخر جلوسهِ. ويجوز أن يكون في آخرِ عُمرهِ (النهاية: ج 1 ص 29 «أخر»).
۲.سنن أبي داوود: ج 4 ص 265 ح 4859، سنن الدارمي: ج 2 ص 736 ح 2559، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 190 ح 19833، مسند أبي يعلى: ج 6 ص 461 ح 7389، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 7 ص 49 ح 1، كنزالعمّال: ج 9 ص 225 ح 25760.
۳.«در پايان»، يعنى در پايان نشستنش. احتمال هم دارد كه به معناى «پايان عمرش» باشد.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۳