حدیث دربارهدر ركوع و سجود

الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ العَزيزَ الجَبّارَ عَرَجَ بِنَبِيِّهِ صلى الله عليه و آله إلى سَمائِهِ. فَقالَ اللّهُ:. طَأطِئ يَدَيكَ وَاجعَلها عَلى رُكبَتَيكَ فَانظُر إلى عَرشي. قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فَنَظَرتُ إلى عَظَمَةٍ ذَهَبَت لَها نَفسي وغُشِيَ عَلَيَّ، فَاُلهِمتُ أن قُلتُ: «سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ» لِعِظَمِ ما رَأَيتُ، فَلَمّا قُلتُ ذلِكَ تَجَلَّى الغَشيُ عَنّي، حَتّى قُلتُها سَبعا اُلهَمُ ذلِكَ، فَرَجَعَت إليَّ نَفسي كَما كانَت، فَمِن أجلِ ذلِكَ صارَ فِي الرُّكوعِ: سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ. فَقالَ: اِرفَع رَأسَكَ، فَرَفَعتُ رَأسي فَنَظَرتُ إلى شَيءٍ ذَهَبَ مِنهُ عَقلي، فَاستَقبَلتُ الأَرضَ بِوَجهي ويَدَيَّ، فَاُلهِمتُ أن قُلتُ: «سُبحانَ رَبِّيَ الأَعلى وبِحَمدِهِ» لِعُلُوِّ ما رَأَيتُ، فَقُلتُها سَبعا فَرَجَعَت إليَّ نَفسي، كُلَّما قُلتُ واحِدَةً مِنها تَجَلّى عَنِّي الغَشيُ فَقَعَدتُ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عزيز جبّار، پيامبرش را به سوى آسمان خود، بالا برد. و خدا فرمود: «. دو دست خود را خَم نما و بر زانوانت بگذار و بر عرش من بنگر». پيامبر خدا فرمود: «پس، چنان عظمتى ديدم كه جانم برفت و از هوش رفتم. پس، به من الهام شد و گفتم: پاكا پروردگار بزرگ من، و ستايش، او را!، از عظمتى كه ديدم. چون اين را گفتم، به هوش آمدم و باز به من الهام شد و اين جمله را هفت بار گفتم و جانم، چونان قبل، به من باز گشت. از همين رو، در ركوع گفته مى شود: پاكا پروردگار بزرگ من، و ستايش، او را!». سپس خداوند فرمود: سَرت را بالا بگير. و من، سرم را بلند كردم و چيزى ديدم كه عقل از سرم برفت. پس با صورت و دستانم به زمين افتادم. به من الهام شد و گفتم: پاكا پروردگار برين من، و ستايش، او را!، از بلنداى مرتبتى كه ديدم. اين جمله را هفت بار گفتم و جانم به من باز گشت. هر بار كه آن را مى گفتم، بيهوشى، بيشتر از من برطرف مى شد. پس نشستم».
۱.علل الشرائع: ص 312 و 315 ح 1 عن الصباح المزني (السدي) وسدير الصيرفي ومحمّد بن النعمان الأحول وعمر بن اُذينة، بحار الأنوار: ج 82 ص 241 ح 1.

احادیث دیگر این موضوع

۷