فیلترها
نتایج جستجو برای «اهل ذکر»: ۵۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:دِعامَةُ الإِنسانِ العَقلُ، وَالعَقلُ مِنهُ الفِطنَةُ وَالفَهمُ وَالحِفظُ وَالعِلمُ، وبِالعَقلِ يَكمُلُ، وهُوَ دَليلُهُ ومُبصِرُهُ ومِفتاحُ أمرِهِ، فَإِذا كانَ تَأييدُ عَقلِهِ مِنَ النّورِ كانَ عالِمًا حافِظًا ذاكِرًا فَطِنًا فَهِمًا، فَعَلِمَ بِذلِكَ كَيفَ ولِمَ وحَيثُ، وعَرَفَ مَن نَصَحَهُ ومَن غَشَّهُ، فَإِذا عَرَفَ ذلِكَ عَرَفَ مَجراهُ ومَوصولَهُ ومَفصولَهُ، وأخلَصَ الوَحدانِيَّةَ لِلّهِ وَالإِقرارَ بِالطّاعَةِ، فَإِذا فَعَلَ ذلِكَ كانَ مُستَدرِكًا لِما فاتَ، ووارِدًا عَلى ما هُوَ آتٍ، يَعرِفُ ما هُوَ فيهِ ولِأَيِّ شَيءٍ هُوَ هاهُنا، ومِن أينَ يَأتيهِ، وإلى ما هُوَ صائِرٌ، وذلِكَ كُلُّهُ مِن تَأييدِ العَقلِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خرد، پشتيبان آدمى است و از خرد، زيركى، فهم، حفظ و دانش، سرچشمه مى گيرد. با خرد، آدمى به كمال مى رسد و خرد، راهنماى انسان، بينا كننده و گشاينده كارهاى اوست.
اگر خرد با روشنى تقويت شود، آدمى، دانشمند، حافظ، اهل ذكر، زيرك و فهيم خواهد بود و پاسخِ چگونه، چرا و كجا را خواهد دانست و خيرخواهان را از دغلكاران، باز خواهد شناخت.
اگر اينها را دانست، مسير حركت را مى شناسد و مى داند كه با چه كسانى ارتباط برقرار كند و با چه كسانى قطع رابطه نمايد و به توحيدِ خالص مى رسد
و به طاعت [از خداوند] اقرار مى كند.
اگر چنين شد، از دست رفته ها را جبران مى كند، در آينده به كارهاى شايسته رو مى آورد، موقعيت خويش را درك مى نمايد و مى داند كه چرا در دنيا زندگى مى كند و از كجا آمده است و به
۱.الكافي: ج 1 ص 25 ح 23، علل الشرائع: ص 103 ح 2 عن الحسن بن محبوب عن بعض أصحابه، بحار الأنوار: ج 1 ص 90 ح 17.
عنه عليه السلام:أهلُ الذِّكرِ، أهلُ اللّهِ وخاصَّتُهُ. ۱
امام على عليه السلام:اهل ذكر، اهل خدا و خاصّگان اويند.
۱.غرر الحكم: ح 1467.
إرشاد القلوب:قالَ سُبحانَهُ في بَعضِ كُتُبِهِ: أهلُ ذِكري في ضِيافَتي. ۱
إرشاد القلوب:خداوند سبحان، در يكى از كتاب هايش فرموده است: «اهل ياد من، در ميهمانى من هستند».
۱.إرشاد القلوب: ص 82، أعلام الدين: ص 279، عدّة الداعي: ص 238 وفيهما «نعمتي» بدل «ضيافتي»، بحار الأنوار: ج 77 ص 42 ح 10.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ للّهِِ مَلائِكَةً يَطوفونَ فِي الطُّرُقِ يَلتَمِسونَ أهلَ الذِّكرِ، فَإِذا وَجَدوا قَوما يَذكُرونَ اللّهَ تَنادَوا: هَلُمُّوا إلى حاجَتِكُم. فَيَحُفُّونَهُم بِأَجنِحَتِهِم إلَى السَّماءِ الدُّنيا.
فَيَسأَ لُهُم رَبُّهُم ـ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم ـ: ما يَقولُ عِبادي؟ تَقولُ: يُسَبِّحونَكَ، ويُكَبِّرونَكَ، ويَحمَدونَكَ، ويُمَجِّدونَكَ. فَيَقولُ: هَل رَأَوني؟ فَيَقولونَ: وَاللّهِ ما رَأَوكَ! فَيَقولُ: وكَيفَ لَو رَأَوني؟ يَقولونَ: لَو رَأَوكَ كانوا أشَدَّ لَكَ عِبادَةً، وأشَدَّ لَكَ تَمجيدا، وأكثَرَ لَكَ تَسبيحا.
يَقولُ: فَما يَسأَلونَني؟ [يَقولونَ] ۱ يَسأَلونَكَ الجَنَّةَ. يَقولُ: وهَل رَأَوها؟ يَقولونَ: لا وَاللّهِ يا رَبِّ ما رَأَوها. يَقولُ: فَكَيفَ لَو
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، فرشتگانى دارد كه در گذرگاه ها در جستجوى اهل ذكر مى گردند و هر گاه گروهى را بينند كه ذكر خدا مى گويند، صدا مى زنند كه: بياييد حاجتتان را بگيريد، و با بال هاى خود، آنان را تا آسمانِ زيرين درميان مى گيرند.
پروردگارشان ـ با آن كه خود از فرشتگان بهتر مى داند ـ از آنان مى پرسد: «بندگانم چه مى گويند؟».
فرشتگان مى گويند: تو را به پاكى و بزرگى مى ستايند و سپاسَت مى گويند و تمجيدت مى كنند.
خداوند مى فرمايد: «آيا مرا ديده اند؟».
فرشتگان مى گويند: به خدا سوگند كه تو را نديده اند!
خداوند مى فرمايد: «اگر مرا ديده بودند، چه مى كردند؟».
فرشتگان مى گويند: اگر تو را ديده بودند، بيشتر بندگى ات مى كردند و بزرگت مى داشتند و تسبيحت مى گفتند.
خداوند مى فرمايد:
۱.سقط ما بين المعقوفين من المصدر، وأثبتناه من المصادر الاُخرى.
۲.صحيح البخاري: ج 5 ص 2353 ح 6045، صحيح مسلم: ج 4 ص 2069 ح 25، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 672 ح 1821، سنن الترمذي: ج 5 ص 579 ح 3600، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 56 ح 7428 كلاهماعن أبي هريرة أو عن أبي سعيد الخدري وكلّها نحوه، كنزالعمّال: ج 1 ص 413 ح 1747.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سزاوار نيست عالم با داشتن علم، خاموشى گزيند؛ و سزاوار نيست جاهل بر جهل خود، سكوت كند.خداوند ـ كه بزرگ است يادش ـ مى فرمايد: «پس اگر نمى دانيد، از اهل ذكر، جويا شويد» .
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه شایسته جاهل است +1 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: شُرَكائِيَ الَّذينَ قَرَنَهُمُ اللّهُ بِنَفسِهِ وبي وأنزَلَ فيهِم: «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أطيعُوا اللّهَ وأطيعُواالرَّسولَ» ، فَإِن خِفتُم تَنازُعًا في أمرٍ فَأَرجِعوهُ إلَى اللّهِ والرَّسولِ واُولِي الأَمرِ، قُلتُ: يا نَبِيَّ اللّهِ، مَن هُم؟ قالَ: أنتَ أوَّلُهُم. ۱
امام على عليه السلام:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «شريكان من، كسانى هستند كه خداوند، آنها را به خودش و به من، پيوند داد و اين آيه را درباره آنها نازل فرمود: «اى كسانى كه ايمان آورده ايد! خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز]اطاعت كنيد.» . پس اگر از اختلاف در امرى ترسيديد، آن را به خدا و فرستاده و اولو الأمر، ارجاع دهيد».
گفتم: اى پيامبر خدا! ايشان كيان اند؟
فرمود: «تو نخستينِ آنهايى».
۱.شواهد التنزيل: ج 1 ص 189 ح 202.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره سخن خداوند عز و جل: «اگر نمى دانيد، از اهل ذكر بپرسيد» ـ: همانا «ذكر» منم و «اهل ذكر» امامان هستند.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِلحَسَنِ بن أبي رَزينٍ ـ: ألا أدُلُّكُ عَلى مِلاكِ هذَا الأَمرِ الَّذي تُصيبُ بِهِ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؟ عَلَيكَ بِمَجالِسِ أهلِ الذِّكرِ، وإذا خَلَوتَ فَحَرِّك لِسانَكَ مَا استَطَعتَ بِذِكرِ اللّهِ، وأحِبَّ فِي اللّهِ وأبغِض فِي اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به حسن بن ابى رزين ـ: آيا تو را بر اساس اين امر كه با آن به خير دنيا و آخرت برسى، راه نمايى كنم؟ بر تو باد مجلس هاى اهل ذكر؛ و هرگاه خلوت كردى، تا مى توانى زبانت را به ذكر خدا حركت بده و براى خدا دوست بدار و براى خدا دشمنى بوَرز.
۱.حلية الأولياء: ج 1 ص 367.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سزاوار نيست عالم با داشتن علم، خاموشى گزيند و سزاوار نيست جاهل بر جهل خود، سكوت كند. خداوند متعال مى فرمايد: «پس اگر نمى دانيد، از اهل ذكر، جويا شويد» .
الكافي عن عبداللّه بن عجلان عن أبي جعفر [الباقر] عليه السلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «فَسْـئلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ» ـ: الذِّكرُ أنَا، وَالأَئِمَّةُ أهلُ الذِّكرِ. ۱
الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن عِجلان، از امام باقر عليه السلام، در باره اين سخن خداوند عز و جل: «اگر خود نمى دانيد، از اهل ذكر بپرسيد» ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «مقصود از ذكر، من هستم و مراد از اهل ذكر، امامان هستند».
۱.الكافي: ج 1 ص 210 ح 1، تأويل الآيات الظاهرة: ج 1 ص 255 ح 7، بحارالأنوار: ج 16 ص 359 ح 55.
المناقب لابن شهرآشوب عن أبي العبّاس الفلكي عن عليّ عليه السلام:ألا إنَّ الذِّكرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ونَحنُ أهلُهُ، ونَحنُ الرّسِخونَ فِي العِلمِ، ونَحنُ مَنارُ الهُدى، وأعلامُ التُّقى، ولَنا ضُرِبَتِ الأَمثالُ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوب ـ به نقل از ابو عبّاس فلكى، از امام على عليه السلام ـ:بدانيد كه مقصود از «ذكر»، پيامبر خدا صلى الله عليه و آله است و «اهل ذكر»، ما هستيم و ماييم «راسخان در دانش» و نشان هاى هدايت و سرانِ پرهيز، و براى ما [اين گونه] مَثَل ها زده مى شوند.
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 3 ص 98 نقلاً عن الإبانة، بحارالأنوار: ج 23 ص 184 ح 50.
الطرائف عن ابن عبّاس: «فَسْـئلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ» يَعني أهلَ بَيتِ مُحَمَّدٍ وعَلِيٍّ وفاطِمَةَ وَالحَسَنِ وَالحُسَينِ عليهم السلام، هُم أهلُ الذِّكرِ وَالعِلمِ وَالعَقلِ وَالبَيانِ، وهُم أهلُ بَيتِ النُّبَوَّةِ، ومَعدِنُ الرِّسالَةِ، وَمُختَلَفُ المَلائِكَةِ، وَاللّهِ ما سُمِّيَ المُؤمِنُ مُؤمِنا إلّا كَرامَةً لِأَميرِ المُؤمِنينَ. ۱
الطرائفـ به نقل از ابن عبّاس ـ: «از اهل ذكر بپرسيد» ، يعنى از اهل بيت محمّد؛ على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام. آنان، اهل ذكر و علم و عقل و بيان اند و هم ايشان، اهل بيت نبوّت، معدن رسالت، و جايگاه آمد و شدِ فرشتگان اند. به خدا سوگند، مؤمن، مؤمن ناميده نشد، مگر براى بزرگداشت امير مؤمنان!
۱.الطرائف: ص 94 الرقم 131، الصراط المستقيم: ج 1 ص 217 نحوه، بحارالأنوار: ج 23 ص 186 الرقم 55.
الإمام الصادق عليه السلامـ في هذه الآية: «يا أيُّهَا الَّذينَ آمَنوا أطِيعُوا اللّهَ وأطيعُوا الرَّسولَ واُولِي الأَمرِ مِنكُم» ـ: واُولُو الأمرِ هُمُ الأَئِمَّةُ مِن أهلِ البَيتِ عليهم السلام ۱.
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه شريفه «يا اَيُّهَا الّذينَ آمَنُوا اَطيعُوا اللّهَ وَاَطيعوا الرَّسُولَ وَاُولِى الاَْمْرِ مِنْكُمْ» ـ: اولو الامر، همان امامان از اهل بيت عليهم السلامهستند.
۱.ينابيع المودّة: 1 / 341 / 2، المناقب لابن شهرآشوب: 3 / 15.
اِبنُ أبي يَعفورٍ:دَخَلتُ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ عليه السلاموعِندَهُ نَفَرٌ مِن أصحابِهِ ـ في حديث طويل يرويه إلى أن قال: ـ فَقالَ لي: يَا بنَ أبي يَعفورٍ، إنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ هُوَ الآمِرُ بِطاعَتِهِ وطاعَةِ رَسولِهِ وطاعَةِ اُولِي الأَمرِ الَّذينَ هُم أوصِياءُ رَسولِهِ. يَا بنَ أبي يَعفورٍ، فَنَحنُ حُجَجُ اللّهِ في عِبادِهِ، وُشهداؤُهُ عَلى خَلقِهِ، واُمناؤُهُ في أرضِهِ، وخُزّانُهُ عَلى عِلمِهِ، والدّاعونَ إلى سَبيلِهِ، والعامِلونَ بِذلِكَ، فَمَن أطاعَنا أطاعَ اللّهَ، ومَن عَصانا فَقَد عَصَى اللّهَ ۱.
ابن ابى يعفور:بر امام صادق عليه السلام وارد شدم در حالى كه گروهى از اصحابش در خدمت حضرت عليه السلامبودند. ـ او حديثى طولانى را روايت مى كند تا بدين جا مى رسد كه گفت: ـ حضرت عليه السلام به من فرمود: اى پسر ابو يعفور! خداوند عز و جلكسى است كه دستور داده از او و پيامبر و اولى الامرى فرمان برند كه همان اوصياى پيامبر صلى الله عليه و آله هستند. اى پسر ابو يعفور! ما حجّتهاى الهى هستيم در ميان بندگان و گواهان او در ميان خلقش و امينان او در زمينش و خزانه داران دانش او و دعوتگران به سوى راهش كه بدان عمل هم مى كنيم. پس كسى كه از ما فرمان برد از خدا فرمان برده است و كسى كه از ما سر كشد از خدا سر كشيده است.
۱.الزهد للحسين بن سعيد: 104 / 286، وراجع الكافي: 1 / 185 باب فرض طاعة الأئمّة عليهم السلام، البحار: 23 / 283 باب وجوب طاعتهم وأنّهم اُولو الأمر، إحقاق الحقّ: 3 / 424، و: 14 / 348.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره اين سخن پروردگار «اگر خودنمى دانيد از اهل كتاب بپرسيد» ـ: مقصود از «ذكر» من هستم و مراد از «اهل ذكر» امامان هستند.
الإمام عليّ عليه السلام:نَحنُ أهلُ الذِّكرِ ۱.
امام على عليه السلام:اهل ذكر، ما هستيم.
۱.ينابيع المودّة: 1 / 357 / 12، المناقب لابن شهرآشوب: 3 / 98، العمدة: 288 / 468 كلّها عن تفسير الثعلبيّ.
الحارِثُ:سَأَلتُ عَلِيًّا عَن هذِهِ الآيَةِ: «فَاسأَلوا أهلَ الذِّكرِ» ، فَقالَ: واللّهِ إنّا لَنَحنُ أهلُ الذِّكرِ، نَحنُ أهلُ العِلمِ، ونَحنُ مَعدِنُ التَّأويلِ والتَّنزيلِ، ولَقَد سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: أنَا مَدينَةُ العِلمِ وعَلِيٌّ بابُها، فَمَن أرادَ العِلمَ فَليَأتِهِ مِن بابِهِ ۱.
حارث: از على درباره آيه «فَاسألوا اَهْلَ الذِّكْرِ» پرسش كردم، فرمود:به خدا سوگند همانا ماييم اهل ذكر، ماييم اهل علم و ماييم كان تأويل و تنزيل. از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: من شهر علمم و على دروازه آن، هر كه جوياى علم است بايد از درِ آن بيايد.
۱.شواهد التنزيل: 1 / 432 / 459، المناقب لابن شهرآشوب: 4 / 179 إلى قوله «والتنزيل».
الإمام عليّ عليه السلام:ألا إنَّ الذِّكرَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ونَحنُ أهلُهُ، ونَحنُ الرّاسِخونَ فِي العِلمِ، ونَحنُ مَنارُ الهُدى، وأعلامُ التُّقى، ولَنا ضُرِبَتِ الأَمثالُ ۱.
امام على عليه السلام:بدانيد كه مقصود از «ذِكر» پيامبر خداست و اهل ذكر، ما هستيم و ماييم راسخان در علم و نشان هدايت و سران پرهيز كه براى ما مَثَل زده مى شود.
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 3 / 98.
الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «فَاسأَلوا أهلَ الذِّكرِ إن كُنتُم لا تَعلَمونَ» ـ: نَحنُ أهلُ الذِّكرِ ۱.
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه شريفه «فَاسْأَلُوا اَهْلَ الذِّكْر اِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمونَ» ـ: اهل ذكر، ما هستيم.
۱.تفسير الطبريّ: 10 / الجزء 17 / 5، المناقب لابن شهرآشوب: 4 / 178 عن محمّد بن مسلم وجابر الجعفي، تفسير فرات الكوفيّ: 235 / 315 عن حسين بن سعيد، تأويل الآيات الظاهرة: 259 عن جابر بن يزيد ومحمّد بن مسلم، تفسير القمّيّ: 2 / 68 عن زرارة.
عنه عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «فَاسأَلوا أهلَ الذِّكرِ» ـ: هُمُ الأَئِمَّةُ مِن عِترَةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ۱.
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه شريفه «فَاسألوا اَهْلَ الذِّكْرِ» ـ: ايشان امامان از خاندان رسول خدا صلى الله عليه و آله هستند.
۱.شواهد التنزيل: 1 / 437 / 466 عن الفضيل بن يسار، وراجع: 434 ـ 437.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۱