فیلترها
نتایج جستجو برای «آمرزش خواهی»: ۱۵۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلامـ مِنِ استِغفارِهِ بَعدَ رَكعَتَيِ الفَجرِ ـ: اللّهُمَّ وأستَغفِرُكَ لِكُلِّ ذَنبٍ يُدِني الآجالَ ويَقطَعُ الآمالَ ويَبتُرُ الأَعمارَ. ۱
امام على عليه السلامـ در آمرزش خواهى بعد از نماز صبح ـ: بار خدايا! براى هر گناهى كه اَجَل ها را نزديك، اميدها را قطع و عمرها را كوتاه مى كند، از تو آمرزش مى طلبم.
۱.البلد الأمين: ص 44، بحار الأنوار: ج 87 ص 334 ح 58.
عنه عليه السلام:طوبى لِنَفسٍ أدَّت إلى رَبِّها فَرضَها، وعَرَكَت بِجَنبِها بُؤسَها ۱، وهَجَرَت فِي اللَّيلِ غُمضَها ۲. في مَعشَرٍ أسهَرَ عُيونَهُم خَوفُ مَعادِهِم، وتَجافَت عَن مَضاجِعِهِم جُنوبُهُم، وهَمهَمَت بِذِكرِ رَبِّهِم شِفاهُهُم، وتَقَشَّعَت ۳ بِطُولِ استِغفارِهِم ذُنوبُهُم، «أُوْلَئِكَ حِزْبُ اللَّهِ أَلَا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ» ۴. ۵
امام على عليه السلام:خوشا به حال آن كس كه وظيفه خويش را نسبت به پروردگارش به جاى آورد و در برابر سختى ها، شكيبايى ورزيد و شب هنگام، از خوابْ دورى كرد. در ميان گروهى كه ترس از معاد، خواب را از چشمان آنان رُبوده است و از بسترهايشان، پهلو تهى دارند، و لب هايشان به ياد پروردگارشان زمزمه مى كند و با آمرزش خواهى هاى طولانى، گناهانشان زدوده شده است. «اينان، حزب خدا هستند، و راستى كه حزب خدا رستگارند» .
۱.«وعَرَكَتْ بجنبِها بؤسَها»: أي صبرت على بؤسِها والمشقّة التي تنالها. يقال: قد عَرَك فلانٌ بجنبِه الأذى: أي أغضى عنه وصبر عليه (شرح نهج البلاغة: ج 16 ص 295).
۲.الغُمْض: النوم (لسان العرب: ج 7 ص 199 «غمض»).
۳.انقشع السحاب: إذا انكشف. وتقشَّع مثله (المصباح المنير: ص 503 «انقشع»). أي تفرّقت عنهم ذنوبهم وزالت وانكشفت كما يتقشّع السحاب.
۴.المجادلة: 22.
۵.نهج البلاغة: الكتاب 45، بحار الأنوار: ج 33 ص 476 ح 686.
الخصال عن عبد اللّه بن حامد رفعه إلى بعض الصالحين عليهم السلام:الذِّكرُ مَقسومٌ عَلى سَبعَةِ أعضاءَ: اللِّسانِ، وَالرُّوحِ، وَالنَّفسِ، وَالعَقلِ، وَالمَعرِفَةِ، وَالسِّرِّ، وَالقَلبِ. وكُلُّ واحِدٍ مِنها يَحتاجُ إلَى الاِستِقامَةِ.
فَأَمَّا استِقامَةُ اللِّسانِ فَصِدقُ الإِقرارِ، وَاستِقامَةُ الرّوحِ صِدقُ الاِستِغفارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ الاِعتِذارِ، وَاستِقامَةُ العَقلِ صِدقُ الاِعتِبارِ، وَاستِقامَةُ المَعرِفَةِ صِدقُ الاِفتِخارِ، وَاستِقامَةُ السِّرِّ السُّرورُ بِعالَمِ الأَسرارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ اليَقينِ ومَعرِفَةُ الجَبّارِ.
فَذِكرُ اللِّسانِ الحَمدُ وَالثَّناءُ، وذِكرُ النَّفسِ الجَهدُ وَالعَناءُ، وذِكرُ الرُّوحِ الخَوفُ وَالرَّجاءُ، وذِكرُ القَلبِ الصِّدقُ
الخصالـ به نقل از عبد اللّه بن حامد، از يكى از اهل بيت عليهم السلام ـ: ياد [خدا] ميان هفت عضو، تقسيم شده است: زبان، روان، نفْس (/ تن)، خِرد، شناخت، درون، و دل. و هر يك از اينها را درستى بايد.
درستى زبان، به اقرار راستين است. درستى روان، به آمرزش خواهى راستين است. درستى نفْس، ۳ به پوزش خواهى راستين است. درستى خِرد، به پند آموختن راستين است. درستى شناخت، به افتخار راستين است. درستى درون، به شاد بودن به جهان نهان هاست، و درستى دل، به يقين راستين و شناخت [خداى] جبّار است.
پس، ياد كردن به زبان، ستايش و تمجيد [خدا] است و ياد كردن به نفْس (/ تن)، كوشش و رنج بردن است و ياد كردن به روان، بيم و اميد است و ياد كردن به دل، راستى و يك دلى است و ياد كردن به خِرد، بزرگداشت و شرم [از خدا] است و ياد
۱.في مشكاة الأنوار: «وذِكرُ السِّرِّ الرُّؤيَةُ وَاللِّقاءُ».
۲.الخصال: ص 404، مشكاة الأنوار: ص 113 ح 261، روضة الواعظين: ص 427، بحار الأنوار: ج 93 ص 153 ح 14.
۳.به قرينه ذكر «استقامة القلب» در ادامه متن حديث، يا بايد اين جا «النفس» باشد و در استنساخ، خطايى رخ داده باشد و يا مراد از «القلب»، همان نفْس و جان باشد.
الإمام الحسين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ في يَومِ عَرَفَةَ ـ: يا مَن ألبَسَ أولِياءَهُ مَلابِسَ هَيبَتِهِ فَقاموا بَينَ يَدَيهِ مُستَغفِرينَ، أنتَ الذّاكِرُ قَبلَ الذّاكِرينَ. ۱
امام حسين عليه السلامـ از دعاى ايشان در روز عرفه ـ: اى آن كه جامه هاى هيبتش را بر قامت دوستانش پوشانده است و از اين رو، در پيشگاه او به آمرزش خواهى ايستاده اند! تو پيش از آن كه ياد كنندگانْ از تو ياد كنند، از آنان ياد مى كنى.
۱.الإقبال (طبعة دار الكتب الإسلاميّة): ص 350، بحار الأنوار: ج 98 ص 226 ح 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى يُنَزِّلُ مَلَكا إلَى السَّماءِ الدُّنيا كُلَّ لَيلَةٍ فِي الثُّلُثِ الأَخيرِ، ولَيلَةَ الجُمُعَةِ في أوَّلِ اللَّيلِ، فَيَأمُرُهُ فَيُنادي: هَل مِن سائِلٍ فَاُعطِيَهُ؟ هَل مِن تائِبٍ فَأَتوبَ عَلَيهِ؟ هَل مِن مُستَغفِرٍ فَأَغفِرَ لَهُ؟ يا طالِبَ الخَيرِ أقبِل، ويا طالِبَ الشَّرِّ أقصِر. فَلا يَزالُ يُنادي بِهذا حَتّى يَطلُعَ الفَجرُ، فَإِذا طَلَعَ الفَجرُ عادَ إلى مَحَلِّهِ مِن مَلَكوتِ السَّماءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ هر شب در ثلثِ آخر آن، و شب جمعه در همان آغازِ شب، فرشته اى را به آسمانِ پايين مى فرستد و به او دستور مى دهد تا ندا دهد كه: «آيا درخواست كننده اى هست كه عطايش كنم؟ آيا توبه كننده اى هست تا توبه اش را بپذيرم؟ آيا آمرزش خواهى هست تا او را بيامرزم؟ اى طالب خوبى ها! بيا. اى طالب بدى ها! [از بدى]دست بدار» و آن فرشته، تا سپيده دَم، پيوسته چنين ندا مى دهد و چون سپيده دميد، به جايگاه خود در ملكوت آسمان، باز مى گردد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 421 ح 1240.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عبادیدعا و ذکربهترین اوقات برای دعا +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى في كُلِّ لَيلَةٍ مِن شَهرِ رَمَضانَ ثَلاثَ مَرّاتٍ: هَل مِن سائِلٍ فَاُعطِيَهُ سُؤلَهُ! هَل مِن تائِبٍ فَأَتوبَ عَلَيهِ! هَل مِن مُستَغفِرٍ فَأَغفِرَ لَهُ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند ـ تبارك و تعالى ـ در هر شب ماه رمضان، سه بار مى فرمايد: «آيا درخواست كننده اى هست تا درخواستش را برآورم؟ آيا توبه كننده اى هست تا توبه اش را بپذيرم؟ آيا آمرزش خواهى هست تا او را بيامرزَم؟».
۱.الأمالي للمفيد: ص 230 ح 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:ما مِن صائِمٍ يَحضُرُ قَوما يَطعَمونَ إلّا سَبَّحَت لَهُ أعضاؤُهُ، وكانَت صَلاةُ المَلائِكَةِ عَلَيهِ، وكانَت صَلاتُهُم استِغفارا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ روزه دارى در ميان گروهى كه غذا مى خورند، حاضر نمى شود، مگر آن كه اعضايش تسبيح مى گويند و درود فرشتگان بر او خواهد بود. درود فرشتگان، همان استغفار (آمرزش خواهى) است.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 87 ح 1805.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا تَلاقَيْتُم فَتلاقوا بالتَّسليمِ والتَّصافُحِ، وإذا تَفَرّقْتُم فتَفَرَّقوا بالاسْتِغْفارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه به هم رسيديد، سلام كنيد و دست بدهيد، و چون از هم جدا شديد، با آمرزش خواهى، يكديگر را ترك كنيد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 215 ح 374.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا تَلاقَيتُم فَتَلاقَوا بِالتَّسليمِ والتّصافُحِ، وإذا تَفَرَّقتُم فَتَفَرَّقُوا بِالاستِغفارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه به هم بر خورديد، با سلام كردن و دست دادن برخورد كنيد و چون جدا شديد، با آمرزش خواهى [براى يكديگر]، از هم جدا شويد.
۱.الأمالي للطوسي: ص 215 ح 374.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا التَقَيتُمْ فَتَلاقَوا بِالتَّسليمِ والتَّصافُحِ، وإذا تَفَرَّقتُم فَتَفَرَّقُوا بالاستِغفارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه با هم رو به رو شديد، با سلام گفتن و دست دادن، رو به رو شويد و چون از يكديگر جدا شديد، با آمرزش خواهى [براى يكديگر]جدا شويد.
۱.الكافي: ج 2 ص 181 ح 11.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: توبوا إلَى اللّهِ مِن فُضولِ الدُّنيا وسَيِّئاتِ أعمالِكُم؛ تَنجوا مِن شِدَّةِ العَذابِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: از زوايدِ دنيا و كردارهاى بد خويش، به درگاه خدا توبه كنيد تا از سختى عذاب [دوزخ]، نجات يابيد.
۱.مستدرك الوسائل: ج 12 ص 54 ح 13496 نقلاً عن القطب الراوندي في لبّ اللباب.
عنه صلى الله عليه و آله: لا يَزالُ العَبدُ آمِنا مِن عَذابِ اللّهِ مَا استَغفَرَ اللّهَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بنده، تا زمانى كه از خدا طلبِ آمرزش كند، از عذاب خدا، در امان است.
۱.تاريخ دمشق: ج 55 ص 86 عن فضالة بن عُبيد، كنز العمّال: ج 1 ص 479 ح 2094.
عنه صلى الله عليه و آله: قالَ موسى:. إلهي! أُريدُ النَّجاةَ مِنَ النّارِ. قالَ: ذلِكَ لِمَن اِستَغفَرَ في لَيلَةِ القَدرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: موسى عليه السلام گفت:. معبودا! من، خواهان نجات از آتش هستم.
خداوند فرمود: «اين (رهايى از آتش)، براى كسى است كه در شب قدر، آمرزش بخواهد».
۱.الإقبال: ج 1 ص 345، بحارالأنوار: ج 98 ص 145.
الإمام الباقر عليه السلام: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: «مُقامي فيكُم وَالاستِغفارُ لَكُم حِصنٌ حَصينٌ مِنَ العَذابِ»، فَمَضى أكبَرُ الحِصنَينِ وبَقِيَ الاستِغفارُ، فَاكثِروا مِنهُ؛ فَإِنَّهُ مَمحاةٌ لِلذُّنوبِ، قالَ اللّهُ عز و جل: «وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ»۱.
امام باقر عليه السلام: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مىفرمود: «وجود من در ميان شما و آمرزشخواهى [شما] براى خودتان، دژى استوار در برابر عذاب است». دژ بزرگتر، رفت و آمرزشخواهى، مانده است. پس تا مىتوانيد، طلب آمرزش كنيد كه اين كار، گناهان را پاك مىكند. خداوند عز و جل فرموده است: «تا تو در ميان آنان هستى، خداوند، عذابشان نمىكند، و تا زمانى كه طلب آمرزش مىكنند، خداوند، آنان را عذاب نمىكند» .
۱.ثواب الأعمال: ص 197 ح 3، تفسير العياشي: ج 2 ص 54 ح 44 نحوه وكلاهما عن عبداللّه بن محمد الجعفي، جامع الأخبار: ص 146 ح 319، بحارالأنوار: ج 93 ص 279 ح 13.
الإمام عليّ عليه السلام: لَو أنَّ النّاسَ حينَ عَصَوا تابوا وَاستَغفَروا؛ لَم يُعَذَّبوا ولَم يَهلِكوا. ۱
امام على عليه السلام: اگر مردم، زمانى كه [خدا را] نافرمانى مىكنند توبه بنمايند و آمرزش بطلبند، عذاب نمىشوند و نابود نمىگردند.
۱.غرر الحكم: ح 7583، عيون الحكم والمواعظ: ص 417 ح 7077.
عنه عليه السلام: اللّهُمَّ! وأستَغفِرُكَ لِكُلِّ ذَنبٍ أدناني مِن عَذابِكَ. ۱
امام على عليه السلام: بار خدايا! براى هر گناهى كه مرا به عذابت نزديك مىكند، از تو آمرزش مىطلبم.
۱.البلد الأمين: ص 43، بحارالأنوار: ج 87 ص 332 ح 37.
الإمام زين العابدين عليه السلام: مَن أشفَقَ مِنَ النّارِ بادَرَ بِالتَّوبَةِ إلَى اللّهِ مِن ذُنوبِهِ، وراجَعَ عَنِ المَحارِمِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام: هر كه از آتش [دوزخ] بترسد، از گناهان خود به درگاه خدا، توبه مىكند و از حرامها دست بر مىدارد.
۱.تحف العقول: ص 281، بحارالأنوار: ج 78 ص 139 ح 25.
الإقبال:مِنَ الدَّعَواتِ المُشَرَّفَةِ في يَومِ عَرَفَةَ، دُعاءُ مَولانَا الحُسَينِ بنِ عَلِيٍّ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِ ۱:
الحَمدُ للّهِِ الَّذي لَيسَ لِقَضائِهِ دافِعٌ، ولا لِعَطائِهِ مانِعٌ، ولا كَصُنعِهِ صُنعُ صانِعٍ، وهُوَ الجَوادُ الواسِعُ، فَطَرَ ۲ أجناسَ البَدائِعِ، وأتقَنَ بِحِكمَتِهِ الصَّنائِعَ، لا يَخفى عَلَيهِ الطَّلائِعُ، ولا تَضيعُ عِندَهُ الوَدائِعُ، أتى بِالكِتابِ الجامِعِ، وبِشَرعِ الإِسلامِ النّورِ السّاطِعِ، وهُوَ لِلخَليقَةِ صانِعٌ، وهُوَ المُستَعانُ عَلَى الفَجائِعِ، جازي كُلِّ صانِعٍ، ورائِشُ ۳ كُلِّ قانِعٍ ۴، وراحِمُ كُلِّ ضارِعٍ ۵، ومُنزِلُ المَنافِعِ وَالكِتابِ الجامِعِ بِالنّورِ السّاطِعِ، وهُوَ لِلدَّعَواتِ سامِعٌ، ولِلدَّرَجاتِ رافِعٌ، ولِلكُرُباتِ دافِعٌ،
الإقبال:از دعاهاى وارد شده در روز عرفه، دعاى مولايمان امام حسين ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ است ۵۴: «ستايش، خداوندى را سِزَد كه نه از قضاى او مى توان جلوگيرى كرد، نه مى توان كسى را از عطاى او محروم ساخت. ساخته هيچ سازنده اى همچون ساخته او نيست. او بخشنده فراگير است. انواع پديده هاى بديع را آفريد و با حكمت خويش، ساخته ها را استوار كرد. طلايه ها [ى عالم وجود]بر او پنهان نيستند و امانت ها در نزد او تلف نمى شوند. كتاب جامع و شريعت اسلام را به مثابه نورى درخشان آورد. آفريدگان را ساخت و فريادرس در گرفتارى هاست. هرسازنده اى را پاداش مى دهد و زندگى هر قناعت پيشه اى را تأمين كند و بر هر نالانى، مهربان است. منفعت ها و كتاب جامع را با نورى درخشان، فرو فرستاد. اوست كه شنواى دعاهاست و بالا برنده درجه
۱.قال الكفعمي في حاشية البلد الأمين: ذكر السيّد الحسيب النسيب رضيّ الدين عليّ بن طاووس ـ قدّس اللّه روحه ـ في كتاب مصباح الزائر قال: روى بشر و بشير الأسديّان أنّ الحسين بن عليّ بن أبي طالب عليه السلام، خرج عشيّة عرفة يومئذٍ من فسطاطه، متذلِّلاً خاشعا، فجعل عليه السلام يمشي هونا هونا، حتّى وقف هو وجماعة من أهل بيته وولده ومواليه في مَيسَرَةِ الجبل، مستقبلَ البيت، ثُمّ رفع يديه تلقاء وجهه كاستطعام المسكين، ثُمَّ قال: الحمد للّه الذي ليس لقضائه دافع. إلى آخره (البلد الأمين: ص 251، بحار الأنوار: ج 98 ص 214 ح 2).
۲.فَطَرَ: خلق (المصباح المنير: ص 476 «فطر»).
۳.يقال: راشَهُ يَريشُه؛ إذا أحسن حاله. وكلُّ من أوليته خيرا فقد رِشتَه (لسان العرب: ج 6 ص 310 «ريش»).
۴.القانِعُ: السائل، من القنوع: الرضا باليسير من العطاء (النهاية: ج 4 ص 114 «قنع»).
۵.الضَّارعُ: النحيف الضاوي الجسم (النهاية: ج 3 ص 84 «ضرع»).
۶.المنون: الدَّهرُ. والموتُ (القاموس المحيط: ج 4 ص 272 «منّ»).
۷.ظَعَنَ: سارَ (الصحاح: ج 4 ص 2159 «ظعن»).
۸.قال العلاّمة المجلسي: لم تشهّرني بخلقي؛ أي لم تجعل تلك الحالات الخسيسة ظاهرة للخلق في ابتداء خلقي لأصير محقّرا مهينا عندهم، بل سترت تلك الأحوال عنهم، وأخرجتني بعد اعتدال صورتي وخروجي عن تلك الاُصول الدّنية (بحار الأنوار: ج 60 ص 373). هذا وفي البلد الأمين: «لَم تُشهِدني خلقي».
۹.كَلأهُ: حرسه (القاموس المحيط: ج 1 ص 26 «كلأ»).
۱۰.الحُرّ من الطين والرَّمل: الطيّب. وحرّ كلّ أرضٍ: وسطها وأطيبها (تاج العروس: ج 6 ص 261 «حرر»).
۱۱.الدَّرأُ: الدَّفع (الصحاح: ج 1 ص 48 «درأ»).
۱۲.الخُذروف: عُوَيد، أو قصَبَة مشقوقة، يفرضُ في وسطه. (تاج العروس: ج 12 ص 157 «خذرف»). وقد استعاره عليه السلام لمجاري الأنف هنا.
۱۳.المارِن: ما لان من الأنفِ وفَضَل عن القصَبَة (الصحاح: ج 6 ص 2202 «مرن»).
۱۴.العِرنِينُ: الأنف (النهاية: ج 3 ص 223 «عرن»).
۱۵.الصِّماخ: قناة الاُذن التي تُفضي إلى طبلته (المعجم الوسيط: ج 1 ص 522 «صمخ»).
۱۶.مَحامِلُ الشيء وحَمائِله: العروق التي في أصله وجلده (لسان العرب: ج 11 ص 180 «حمل»).
۱۷.الوَتِينُ: عِرْقٌ في القلب إذا انقطع مات صاحبه (الصحاح: ج 6 ص 2210 «وتن»).
۱۸.التامور: علقة القلب ودمه (النهاية: ج 1 ص 196 «تمر»).
۱۹.نياط القلب: هو العرق الذي القلب معلّق به (النهاية: ج 5 ص 141 «نيط»).
۲۰.الشراسيف: وهي أطراف الأضلاع المشرفة على البطن (النهاية: ج 2 ص 459 «شرسف»).
۲۱.القُصْبُ: اسم للأمعاء كلّها (النهاية: ج 4 ص 67 «قصب»).
۲۲.الطارف: المستحدث، خلاف التالد والتليد (الصحاح: ج 4 ص 1394 «طرف»).
۲۳.إبراهيم: 34، النحل: 18.
۲۴.الرِفْدُ: العَطَاءُ والصلة (الصحاح: ج 2 ص 475 «رفد»).
۲۵.وَكَفَ الدَّمعُ: إذا تَقَاطَر (النهاية: ج 5 ص 220 «وكف»).
۲۶.ما بين المعقوفين أثبتناه من البلد الأمين: ص 253. وراجع: بحار الأنوار: ج 98 ص 213 ح 2 و مستدرك الوسائل: ج 10 ص 25 ح 11370.
۲۷.أغْناهُ اللّه ُ وأقْناهُ: أي أعطاه اللّه ما يسكن إليه (الصحاح: ج 6 ص 2468 «قنا»).
۲۸.البائقة: الداهية (الصحاح: ج 4 ص 1452 «بوق»).
۲۹.أبسَلَهُ: أسلَمَهُ للهَلَكَة. وأبسَلَهُ لِعَمَلِهِ وبِعَمَلِهِ: وَكَلَهُ إليهِ (اُنظر: القاموس المحيط: ج 3 ص 335 «بسل»). وفي البلد الأمين وبحار الأنوار: «فلا تَبتَلِني».
۳۰.هَجَمَ الرّجلَ وغَيرَهُ. ساقه وطرده ويقال: هجم الفحلُ آتُنَهُ أي طَرَدَها (لسان العرب: ج 12 ص 602 «هجم»). وفي البلد الأمين: «يَتَجهَّمُني»، قال ابن الأثير في معناها: أي يلقاني بالغلظة والوجه الكريه (النهاية: ج 1 ص 323 «جهم»).
۳۱.الرُّحب: السَّعَة (الصحاح: ج 1 ص 134 «رحب»).
۳۲.ما بين المعقوفين أثبتناه من البلد الأمين: ص 254.
۳۳.نيرُ الفدّان: الخشبة المعترضة في عنق الثورين، وقد يستعار للإذلال (مجمع البحرين: ج 3 ص 1853 «نير»).
۳۴.قَيَّضَ اللّه ُ فلانا لفلانٍ: أي جاء به وأتاحهُ له (الصحاح: ج 3 ص 1104 «قيض»).
۳۵.المحادّة: المعاداة والمخالفة والمنازعة (النهاية: ج 1 ص 353 «حدد»).
۳۶.وَصَبَ الشيء: دامَ وثَبَتَ (تاج العروس: ج 2 ص 468 «وصب»).
۳۷.أبوءُ بذنبي: أي ألتَزِمُ واُقِرُّ وأرجِعُ (النهاية: ج 1 ص 159 «بوء»).
۳۸.في بحار الأنوار والبلد الأمين: «أستقبلك».
۳۹.جَرَحَ واجتَرَحَ: اكتسبَ (الصحاح: ج 1 ص 358 «جرح»).
۴۰.أسبغ عليه النعمة: أي أتمّها (الصحاح: ج 4 ص 1320 «سبغ»).
۴۱.تقول: رَفَدتُه؛ إذا أعَنتَه (الصحاح: ج 2 ص 475 «رفد»).
۴۲.في المصدر: «المستقبلين»، والصواب ما أثبتناه كما في بحار الأنوار والبلد الأمين.
۴۳.تَنَصَّلَ: أي انتفى من ذنبه واعتذر إليه (النهاية: ج 5 ص 67 «نصل»).
۴۴.أثبتنا ما بين المعقوفين من البلد الأمين: ص 258. وراجع: بحار الأنوار: ج 98 ص 213 ح 2 و مستدرك الوسائل: ج 10 ص 25 ح 11370.
۴۵.عند هذه الكلمات تمّ دعاؤه عليه السلام في البلد الأمين، ولم يذكر قوله بعد ذلك: «إلهي أنا الفقير.» إلى آخر الدعاء. ثمّ قال: فلم يكن له عليه السلام جهد إلاّ قوله: يا ربّ، يا ربّ، بعد هذا الدعاء، وشغل من حضر ممّن كان حوله وشهد ذلك المحضر عن الدعاء لأنفسهم، وأقبلوا على الاستماع له عليه السلام، والتأمين على دعائه، قد اقتصروا على ذلك لأنفسهم، ثمّ علت أصواتهم بالبكاء معه، وغربت الشمس، وأفاض عليه السلام وأفاض الناس معه (البلد الأمين: ص 258 وراجع: بحار الأنوار: ج 98 ص 213 ح 2 و مستدرك الوسائل: ج 10 ص 26 ح 11370).
جدير بالذكر أنّنا نقلنا المقطع التالي من الدعاء عن كتاب الإقبال للسيّد ابن طاووس، ولهذا وقع الاختلاف في كون المقطع المذكور من دعاء الإمام الحسين عليه السلام أم من غيره، وسنتعرّض لذلك في البيان الذي نذكره بعد إيراد الدعاء.
۴۶.الضّيْمُ: الظلم (الصحاح: ج 5 ص 1973 «ضيم»).
۴۷.حَفِيَ به: أي بالغ في برّه والسؤال عنه (النهاية: ج 1 ص 409 «حفا»).
۴۸.في المصدر: «لا تَزال»، والتصويب من بحار الأنوار.
۴۹.الرَّمس: الدَّفن، والقَبر (القاموس المحيط: ج 2 ص 220 «رمس»).
۵۰.في المصدر: «الهواء»، والتصويب من بحار الأنوار.
۵۱.السُّرادِقُ: واحد السرادقات التي تمدّ فوق صحن الدار (الصحاح: ج 4 ص 1496 «سردق»).
۵۲.ما بين المعقوفين أثبتناه من بحار الأنوار.
۵۳.الإقبال (طبعة دار الكتب الإسلاميّة): ص 339، البلد الأمين: ص 251 وليس فيه ذيله من: «إلهي، أنا الفقير في غناي.»، بحار الأنوار: ج 98 ص 216 ح 2.
۵۴.كفعمى در البلد الأمين، نوشته است: سيّد اصيل و پاك نژاد، رضى الدين على بن طاووس ـ كه خداوند، روحش را پاك گردانَد ـ در كتاب مصباح الزائر گفته است: بِشر و بشير اسدى روايت كرده اند كه امام حسين عليه السلام شب عرفه از خيمه اش بيرون آمد، در حالى كه آرام و افتاده حال بود و به آرامى گام بر مى داشت، تا اين كه خود وتعدادى از خاندان و فرزندان و دوستانش، در سمت چپ كوه، رو به قبله ايستادند. امام عليه السلام دستانش را تا مقابل صورتش بالا آورد، همانند سائلى كه غذا درخواست مى كند. آن گاه گفت: «ستايش، خداوندى را سِزَد كه نه از قضاى او مى توان جلوگيرى كرد و.».
۵۵.اين عبارت، ترجمه «لم تشهدنى» در متن عربى دعاست كه بر اساس نسخه البلد الأمين ترجمه شده است. علاّمه مجلسى در شرح نسخه بدل «لم تشهّرنى» مى گويد: يعنى آن حالت هاى بدنما در آغاز آفرينش جنينىِ مرا آشكار نساختى تا نزد مردم، پَست و خُرد نشوم؛ بلكه آنها را پوشاندى و پس از اعتدال و اتمامِ هيئتم، مرا بيرون آوردى.
۵۶.در اين جا دعاى نقل شده در كتاب البلد الأمين، به پايان مى رسد و به جاى ادامه دعا چنين آمده است: «امام را پس از اين دعا، سخنى جز تكرار يا رب، يا رب (اى پروردگار من) نبود و اطرافيان و حاضران، از دعاى خود به استماع و آمين گويى دعاى ايشان، مشغول شدند و براى خود به همين دعا بسنده نمودند و سپس، صداى گريه آنان نيز همراه با امام عليه السلام بلند شد و خورشيد، غروب كرد و امام حسين عليه السلام از عرفات به سوى مِنا كوچ كرد و مردم هم با ايشان حركت كردند».
گفتنى است كه از اين جا تا پايان دعا از نقل سيّد بن طاووس در كتاب الإقبال آمده و از اين رو، در اين كه اين بخش از دعا از امام حسين عليه السلام است يا نيست، اختلاف نظر وجود دارد كه در توضيح پايان دعا، بدان مى پردازيم.
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ، قالَ: يا بُنَيَّ. إذا أحدَثتَ ذَنباً فَأَتبِعهُ بِالاِستِغفارِ وَالنَّدَمِ وَالعَزمِ عَلى تَركِ العَودِ لِمِثلِهِ. ۱
إرشاد القلوب:در سفارش لقمان به پسرش است كه گفت: «اى پسرم!. هر گاه مرتكب گناه شدى، بلافاصله به دنبالش آمرزش بخواه و پشيمان بشو و تصميم بگير كه ديگر بازگشت به مثل آن را رها كنى».
۱.إرشاد القلوب: ص 72.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إنَّهُ لَيسَ كُلُّ مَن قالَ: اِغفِر لي غُفِرَ لَهُ، إنَّهُ لا يُغفَرُ إلاّ لِمَن عَمِلَ بِطاعَةِ رَبِّهِ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! چنين نيست كه هر كه گفت: «[خدايا] مرا بيامرز!»، آمرزيده شود؛ زيرا آمرزيده نشود، مگر كسى كه به طاعت پروردگارش عمل كند.
۱.الاختصاص: ص 337، بحار الأنوار: ج 13 ص 428 ح 23.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۵۲