فیلترها
نتایج جستجو برای «آفرینش انسان»: ۱۱۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى، در گرو تقدير است، حتّى ناتوانى و زيركى.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینقش قضا و قدر در عالم +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:خَلَقَ اللّهُ كُلَّ نَفسٍ وكَتَبَ حَياتَها ورِزقَها ومَصائِبَها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، همه جان ها را آفريد و زندگى و روزى و گرفتارى هاى آنها را مقرّر كرد.
۱.سنن الترمذي: ج 4 ص 451 ح 2143.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینقش قضا و قدر در عالم +1 مورد دیگر
الإمام الباقر عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْـئا مَّذْكُورًا» ـ: كانَ مَذكورا فِي العِلمِ، ولَم يَكُن مَذكورا فِي الخَلقِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند متعال: «آيا انسان را آن هنگام از روزگار [به ياد]آيد كه چيزى در خور يادكرد نبود؟» ـ: در علم [خدا]در خور يادكرد بوده و در آفرينش، در خور يادكرد نبود. ۲
الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْـئا مَّذْكُورًا» ـ: كانَ شَيئا مَقدورا، ولَم يَكُن مُكَوَّنا. ۱
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند متعال: «آيا انسان را آن هنگام از روزگار [به ياد] آيد كه چيزى در خور يادكرد نبود؟» ـ: وجود تقديرى داشته؛ امّا وجود تكوينى نداشته است.
۱.مجمع البيان: ج 10 ص 614 عن حمران بن أعين، بحارالأنوار: ج 60 ص 328.
المحاسن عن حمران:سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ: «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْـئا مَّذْكُورًا» فَقالَ: كانَ شَيئا ولَم يَكُن مَذكورا. ۱
المحاسنـ به نقل از حمران ـ: از امام باقر عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جلپرسيدم كه: «آيا انسان را آن هنگام از روزگار [به ياد] آيد كه چيزى درخور يادكرد نبود؟». فرمود: «چيزى بوده؛ امّا در خور يادكرد نبوده است».
۱.المحاسن: ج 1 ص 379 ح 836، مجمع البيان: ج 10 ص 614 عن زرارة، بحارالأنوار: ج5 ص120 ح63؛ تفسير الطبري: ج 14 الجزء 29 ص202 من دون اسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام.
الكافي عن مالك الجهني:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ تَعالى: «أو لَم يَرَ الإِنسانُ أنّا خَلَقناهُ مِن قَبلُ ولَم يَكُ شَيئا» ۱، قالَ: فَقالَ: لا مُقَدَّرا ولا مُكَوَّنا.
قالَ: وسَأَلتُهُ عَن قَولِهِ: «هَلْ أَتَى عَلَى الْاءِنسَـنِ حِينٌ مِّنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُن شَيْـئا مَّذْكُورًا» ، فَقالَ: كانَ مُقَدَّرا غَيرَ مَذكورٍ. ۲
الكافىـ به نقل از مالك جُهَنى ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند متعال پرسيدم كه: «آيا انسان به ياد نمى آورد كه ما پيش تر او را آفريديم، حال آن كه چيزى نبود؟» . فرمود: «نه مقدّر شده بود و نه آفريده». از ايشان، در باره اين سخن خداوند: «آيا انسان را آن هنگام از روزگار [به ياد]آيد كه چيزى در خور يادكرد نبود؟» : نيز پرسيدم. فرمود: «مقدّر شده بود، ولى در خور يادكرد (آفريده شده) نبود».
الإمام عليّ عليه السلامـ في بَيانِ تَأويلِ أفعالِ الصَّلاةِ ـ: ثُمَّ تَأويلُ رَفعِ رَأسِكَ مِنَ الرُّكوعِ إذا قُلتَ: «سَمِعَ اللّهُ لِمَن حَمِدَهُ، الحَمدُ للّهِِ رَبِّ العالَمينَ» تَأويلُهُ: الَّذي أخرَجَني مِنَ العَدَمِ إلَى الوُجودِ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان معناى باطنى افعال نماز ـ: ديگر، تأويل سر برداشتنت از ركوع و گفتنِ جمله «سمع اللّه لمن حمده، الحمد للّه ربّ العالمين» است. تأويلش، يعنى كسى كه مرا از نيستى به هستى آورد.
۱.بحار الأنوار: ج 84 ص 254 ح 52 نقلاً عن خط الشهيد عن جابر بن عبداللّه الأنصاري.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي المُناجاةِ ـ: سَيِّدي خَلَقتَني فَأَكمَلتَ تَقديري، وصَوَّرتَني فَأَحسَنتَ تَصويري، فَصِرتُ بَعدَ العَدَمِ مَوجودا، وبَعدَ المَغيبِ شَهيدا. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در راز و نياز با خدا ـ: آقاى من! تو مرا آفريدى و در كمالِ اندازه آفريدى، و مرا صورت [و شكل] بخشيدى و نيكو صورتگرى كردى، و در نتيجه، از آن پس كه نبودم، هست شدم، و از ناپيدايى به پيدايى آمدم.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 170 ح 22 نقلاً عن كتاب أنيس العابدين.
تفسير القمي: «وَ بَدَأَ خَلْقَ الْاءِنسَـنِ مِن طِينٍ» قالَ: هُوَ آدَمُ عليه السلام، «ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ» أي وَلَدَهُ «مِن سُلَــلَةٍ» وهُوَ الصَّفوُ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ «مِّن مَّاءٍ مَّهِينٍ» قالَ: النُّطفَةُ المَنِيُّ «ثُمَّ سَوَّاهُ» أيِ استَحالَهُ مِن نُطفَةٍ إلى عَلَقَةٍ، ومِن عَلَقَةٍ إلى مُضغَةٍ، حَتّى نَفَخَ فيهِ الرّوحَ. ۱
تفسير القمّىـ «و آفرينش انسان را از گِلى آغاز كرد» فرمود: «يعنى آدم عليه السلام را. «سپس نسل او را قرار داد» ، يعنى فرزندان او را. «از چكيده اى» ، يعنى عصاره و گزيده غذا و آب، «از آبى پست» » فرمود: «يعنى آب مَنى. «سپس او را بپرداخت» ، يعنى از نطفه به خون بسته، و از خون بسته به پاره گوشت تبديل كرده تا آن كه در او روح دميد.
۱.تفسير القمي: ج 2 ص 168، بحارالأنوار: ج 60 ص 370 ح 76.
تفسير الطبري عن ابن عباسـ في قَولِهِ: «وَلَقَدْ خَلَقْنَـكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَـكُمْ» ـ: قَولُهُ: «خَلَقْنَـكُمْ» يَعني آدَمَ، وأمّا «صَوَّرْنَـكُمْ» فَذُرِّيَّتُهُ. ۱
تفسير الطبرى، به نقل از ابن عبّاسـ در باره اين سخن خداوند: ««و شما را آفريديم، سپس صورتتان بخشيديم» ـ: جمله «شما را آفريديم» ، يعنى آدم را، و جمله «شما را صورت بخشيديم» ، يعنى ذرّيه او را.
۱.تفسير الطبري: ج 5 الجزء 8 ص 126، تفسير الثعلبي: ج 4 ص 218 عن قتادة والربيع والضحاك والسدي؛ بحارالأنوار: ج 60 ص 382 ح 105 نقلاً عن الدر المنثور.
تفسير الثعلبي عن عطاءـ في قَولِهِ تَعالى: «وَلَقَدْ خَلَقْنَـكُمْ ثُمَّ صَوَّرْنَـكُمْ» ـ: خُلِقوا في ظَهرِ آدَمَ، ثُمَّ صُوِّروا فِي الأَرحامِ. ۱
تفسير الثعلبىـ به نقل از عطا، در باره اين سخن خداوند متعال: «و شما را آفريديم، سپس صورتتان بخشيديم» ـ: در پشت آدم آفريده شده، سپس در رحِم ها صورتگرى شدند.
۱.تفسير الثعلبي: ج 4 ص 218، الدرّ المنثور: ج 3 ص 424 نقلاً عن الفريابي عن ابن عباس؛ بحارالأنوار: ج 60 ص 382 ح 103 نقلاً عن الدرّ المنثور.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:النّاسُ وُلدُ آدَمَ، وآدَمُ مِن تُرابٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردمان، فرزند آدم عليه السلام اند، و آدم، از خاك بود.
۱.الطبقات الكبرى: ج 1 ص 25 عن أبي هريره، كنزالعمّال: ج 6 ص 130 ح 15134.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل كبر جاهليت و نازيدن جاهلى به نياكان را از شما بُرد. [پس، از دو حال خارج نيستيد: يا] مؤمن پرهيزگار، يا بى ايمان بدبخت. شما فرزندان آدميد، و آدم، از خاك بود.
عنه صلى الله عليه و آله:يا عَلِيُّ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى قَد أذهَبَ بِالإِسلامِ نَخوَةَ الجاهِلِيَّةِ وتَفاخُرَها بِآبائِها، ألا إنَّ النّاسَ مِن آدَمَ وآدَمَ مِن تُرابٍ، وأكرَمُهُم عِندَ اللّهِ أتقاهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى على! خداوند ـ تبارك و تعالى ـ به بركت اسلام، نخوت جاهليت و نازيدن جاهلى به نياكان را بُرد. بدانيد! همانا مردمان، از آدم اند، و آدم، از خاك بود، و گرامى ترين آنان نزد خدا، كسى است كه پرهيزگارتر باشد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 363 ح 5762 عن حماد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 327 ح 2656 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، مشكاة الأنوار: ص 120 ح 283 نحوه، بحارالأنوار: ج 77 ص 53 ح 3.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، آدم را از مُشتى [خاك] كه از همه جاى زمين برداشت، آفريد. از اين رو، فرزندان آدم، متناسب با خاك زمين، پديد آمدند: برخى از آنها سرخ اند، برخى سفيد، برخى سياه، و برخى آميزه اى از اين رنگ ها، برخى نرم، برخى خشن، برخى پاك، و برخى ناپاك.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ آدَمَ خُلِقَ مِن أديمِ الأَرضِ؛ فيهِ الطَّيِّبُ وَالصّالِحُ وَالرَّديءُ، فَكُلَّ ذلِكَ أنتَ راءٍ في وُلدِهِ؛ الصّالِحَ وَالرَّدِيءَ. ۱
امام على عليه السلام:آدم، از اديم (پوسته) زمين كه در آن [خاك] پاك و خوب و بد وجود دارد، آفريده شد. بنا بر اين، تو همه اين ويژگى ها را در فرزندان او مى بينى: خوب و بد.
۱.تاريخ الطبري: ج 1 ص 91، تفسير الطبري: ج 1 الجزء 1 ص 214 كلاهما عن عمرو بن ثابت عن أبيه عن جدّه، كنزالعمّال: ج 6 ص 162 ح 15227.
عنه عليه السلامـ لَمّا سُئِلَ عَن وَجهِ تَسمِيَةِ آدَمَ وحَوّاءَ ـ: سُمِّيَ آدَمُ آدَمَ لِأَ نَّهُ خُلِقَ مِن أديمِ الأَرضِ، وذلِكَ أنَّ اللّهَ تَعالى بَعَثَ جَبرَئيلَ عليه السلام وأمَرَهُ أن يَأتِيَهُ مِن أديمِ الأَرضِ بِأَربَعِ طيناتٍ: طينَةٍ بَيضاءَ، وطينَةٍ حَمراءَ، وطينَةٍ غَبراءَ، وطينَةٍ سَوداءَ، وذلِكَ مِن سَهلِها وحَزنِها. ثُمَّ أمَرَهُ أن يَأتِيَهُ بِأَربَعِ مِياهٍ: ماءٍ عَذبٍ، وماءٍ مِلحٍ، وماءٍ مُرٍّ، وماءٍ مُنتِنٍ. ثُمَّ أمَرَهُ أن يُفرِغَ الماءَ فِي الطّينِ، وأدَمَهُ اللّهُ بيَدِهِ ۱ فَلَم يَفضُل شَيءٌ مِنَ الطّينِ يَحتاجُ إلَى الماءِ، ولا مِنَ الماءِ شَيءٌ يَحتاجُ إلَى الطّينِ. فَجَعَلَ الماءَ العَذبَ في حَلقِهِ، وجَعَلَ الماءَ المالِحَ في عَينَيهِ، وجَعَلَ الماءَ المُرَّ في
امام على عليه السلامـ در پاسخ به پرسش از علّت نام گذارى آدم و حوّا به اين نام ها ـ: آدم، آدم ناميده شد، چون از اَديم زمين آفريده شد. بدين سان كه خداوند متعال، جبرئيل عليه السلام را فرستاد و به او فرمود كه از پوسته (اديم) زمين، چهار قسمت خاك برايش بياورد. خاكى سفيد، خاكى سرخ، خاكى قهوه اى، و خاكى سياه، و اين خاك ها را از قسمت هاى نرم و درشت زمين بردارد. سپس به او فرمود كه چهار نوع آب برايش بياورد: آب شيرين، آب شور، آب تلخ، و آب گنديده. آن گاه به او فرمود كه آب ها را روى خاك بريزد، و خداوند با دست [قدرت]خويش، آنها را به هم آميخت، به طورى كه از خاك، نه چيزى اضافه آمد كه به آبْ نياز داشته باشد، و نه از آب، چيزى زياد آمد كه به خاكْ نياز داشته باشد، پس آب شيرين را در [قسمت]گلوى او قرار داد، و آب
امام على عليه السلام:چون [خداوند] عز و جل زمينش را آماده ساخت و فرمانش را روان داشت، آدم عليه السلام را به عنوان مخلوق برتر خود برگزيد و او را نخستين آفريده خود [از نوع انسان] قرار داد.
عنه عليه السلامـ في صِفَةِ خَلقِ آدَمَ عليه السلام ـ: ثُمَّ جَمَعَ سُبحانَهُ مِن حَزنِ الأَرضِ وسَهلِها، وعَذبِها وسَبَخِها، تُربَةً سَنَّها ۱ (سَنّاها) بِالماءِ حَتّى خَلَصَت، ولاطَها ۲ بِالبَلَّةِ حَتّى لَزَبَت ۳، فَجَبَلَ مِنها صورَةً ذاتَ أحناءٍ ۴ ووُصولٍ، وأعضاءٍ وفُصولٍ، أجمَدَها حَتَّى استَمسَكَت، وأصلَدَها حَتّى صَلصَلَت ۵، لِوَقتٍ مَعدودٍ وأمَدٍ مَعلومٍ.
ثُمَّ نَفَخَ فيها مِن رُوحهِ فَمَثُلَت (فَتَمَثَّلَت) إنسانا ذا أذهانٍ يُجيلُها، وفِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِها. مَعجونا بِطينَةِ الأَلوانِ المُختَلِفَةِ، وَالأَشباهِ المُؤتَلِفَةِ، وَالأَضدادِ المُتَعادِيَةِ، وَالأَخلاطِ المُتَبايِنَةِ، مِنَ الحَرِّ وَالبَردِ، وَالبَلَّةِ وَالجُمودِ. ۶
امام على عليه السلامـ در بيان آفرينش آدم عليه السلام ـ: سپس خداوند سبحان، از قسمت هاى سخت و نرم زمين، و شيرين و شور آن، قدرى خاك برداشت و بر آن، آب ريخت تا خالص شد، و آن را با رطوبت بياميخت تا آن كه سفت شد. آن گاه از آن، پيكره اى آفريد داراى دنده ها و مُهره ها و اندام ها و بندها، و مدّتى مشخّص و زمانى معلوم، آن را برداشت تا اين كه خشك شد و به هم جوشيد، و چون سفال، سخت شد.
آن گاه از روح خود در آن دميد، پس انسانى شد داراى ذهن هايى كه آنها را به حركت در مى آورد، و انديشه اى كه آن را به كار مى گيرد. آميخته با سرشتى به رنگ هاى گوناگون و چيزهاى همانند يكديگر، و حالاتى متضاد، و اخلاطى ناساز، از قبيل گرمى و سردى، و رطوبت و خشكى.
۱.سَنَنتُ الماء: صَبَبتُه صَبّا سهلاً (المصباح المنير: ص 292 «سنن»).
۲.لاطَها: أي خَلَطَها وَعَجنَها (غريب الحديث: ج 3 ص 384 «لوط»).
۳.لَزَبَت: أي لَصَقَت وَلَزَمَت (النهاية: ج 4 ص 284 «لزب»).
۴.الأحَناءُ: الجَوانِبُ (الصحاح: ج 6 ص 2221 «حنا»).
۵.الصَلصَالُ: الطين اليابس الذي لم يُطبَخ، إذا نُقِرَ به صَوَّتَ كما يُصوِّت الفَخّار (مجمع البحرين: ج 2 ص 1044 «صلصل»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحارالأنوار: ج 11 ص 122 ح 56.
عنه عليه السلام:فَلَمَّا استَكمَلَ خَلقَ ما فِي السَّماواتِ، وَالأَرضُ يَومَئِذٍ خالِيَةٌ لَيسَ فيها أحَدٌ قالَ لِلمَلائِكَةِ: «إِنِّى جَاعِلٌ فِى الْأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِيهَا مَن يُفْسِدُ فِيهَا وَ يَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّى أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ» ۱.
فَبَعَثَ اللّهُ جَبرَئيلَ عليه السلام فَأَخَذَ مِن أديمِ الأَرضِ قَبضَةً فَعَجَنَهُ بِالماءِ العَذبِ وَالمالِحِ، ورَكَّبَ فيهِ الطَّبائِعَ قَبلَ أن يَنفُخَ فيهِ الرّوحَ، فَخَلَقَهُ مِن أديمِ الأَرضِ، فَلِذلِكَ سُمِّيَ آدَمَ لِأَنَّهُ لَمّا عُجِنَ بِالماءِ استَأدَمَ. ۲
امام على عليه السلامـ چون آفرينش آنچه در آسمان هاست، به پايان رسيد ـو در آن هنگام، زمين خالى [از سكنه] بود و هيچ كس در آن نبود ـ، به فرشتگان فرمود: «من در زمين، جانشينى خواهم آفريد. فرشتگان گفتند: آيا در آن، كسى را مى آفرينى كه در آن، تباهى مى كند و خون مى ريزد، در حالى كه ما تو را تسبيح و ستايش مى گوييم و تقديست مى كنيم؟ خدا فرمود: من چيزى مى دانم كه شما نمى دانيد» .
پس، خداوند جبرئيل عليه السلام را فرستاد و او از اديم (لايه رويين) زمين، مُشتى خاك برگرفت و آن را با آب شيرين و شور، خمير كرد، و پيش از آن كه در او جان بدمد، طبايع را در آن، تركيب كرد. بنا بر اين، آدم را از خاك اديم زمين آفريد، از اين رو، آدم نام گرفت؛ زيرا كه چون با آب خمير شد به رنگ اديم [خاك]در آمد.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۱۶