حدیث دربارهپدر بشر

عنه عليه السلامـ في صِفَةِ خَلقِ آدَمَ عليه السلام ـ: ثُمَّ جَمَعَ سُبحانَهُ مِن حَزنِ الأَرضِ وسَهلِها، وعَذبِها وسَبَخِها، تُربَةً سَنَّها ۱ (سَنّاها) بِالماءِ حَتّى خَلَصَت، ولاطَها ۲ بِالبَلَّةِ حَتّى لَزَبَت ۳، فَجَبَلَ مِنها صورَةً ذاتَ أحناءٍ ۴ ووُصولٍ، وأعضاءٍ وفُصولٍ، أجمَدَها حَتَّى استَمسَكَت، وأصلَدَها حَتّى صَلصَلَت ۵، لِوَقتٍ مَعدودٍ وأمَدٍ مَعلومٍ. ثُمَّ نَفَخَ فيها مِن رُوحهِ فَمَثُلَت (فَتَمَثَّلَت) إنسانا ذا أذهانٍ يُجيلُها، وفِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِها. مَعجونا بِطينَةِ الأَلوانِ المُختَلِفَةِ، وَالأَشباهِ المُؤتَلِفَةِ، وَالأَضدادِ المُتَعادِيَةِ، وَالأَخلاطِ المُتَبايِنَةِ، مِنَ الحَرِّ وَالبَردِ، وَالبَلَّةِ وَالجُمودِ. ۶
امام على عليه السلامـ در بيان آفرينش آدم عليه السلام ـ: سپس خداوند سبحان، از قسمت هاى سخت و نرم زمين، و شيرين و شور آن، قدرى خاك برداشت و بر آن، آب ريخت تا خالص شد، و آن را با رطوبت بياميخت تا آن كه سفت شد. آن گاه از آن، پيكره اى آفريد داراى دنده ها و مُهره ها و اندام ها و بندها، و مدّتى مشخّص و زمانى معلوم، آن را برداشت تا اين كه خشك شد و به هم جوشيد، و چون سفال، سخت شد. آن گاه از روح خود در آن دميد، پس انسانى شد داراى ذهن هايى كه آنها را به حركت در مى آورد، و انديشه اى كه آن را به كار مى گيرد. آميخته با سرشتى به رنگ هاى گوناگون و چيزهاى همانند يكديگر، و حالاتى متضاد، و اخلاطى ناساز، از قبيل گرمى و سردى، و رطوبت و خشكى.
۱.سَنَنتُ الماء: صَبَبتُه صَبّا سهلاً (المصباح المنير: ص 292 «سنن»).
۲.لاطَها: أي خَلَطَها وَعَجنَها (غريب الحديث: ج 3 ص 384 «لوط»).
۳.لَزَبَت: أي لَصَقَت وَلَزَمَت (النهاية: ج 4 ص 284 «لزب»).
۴.الأحَناءُ: الجَوانِبُ (الصحاح: ج 6 ص 2221 «حنا»).
۵.الصَلصَالُ: الطين اليابس الذي لم يُطبَخ، إذا نُقِرَ به صَوَّتَ كما يُصوِّت الفَخّار (مجمع البحرين: ج 2 ص 1044 «صلصل»).
۶.نهج البلاغة: الخطبة 1، بحارالأنوار: ج 11 ص 122 ح 56.

احادیث دیگر این موضوع

۸