حکمت‌نامه لقمان
۴۰۷ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله وسلم: «وَ إِذْ قَالَ لُقْمَـنُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يَـبُنَىَّ لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ» وعَلَيكَ بِتَقوَى اللّهِ، وذِكرِ اللّهِ، وحُبِّ اللّهِ، وخَوفِ اللّهِ، ورَجاءِ بابٍ عِندَ اللّهِ؛ فَإِنَّكَ إذا قَبِلتَ ذلِكَ أعَزَّكَ اللّهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: «و [ياد كن]هنگامى را كه لقمان به پسر خويش ـ در حالى كه وى او را اندرز مى داد ـ گفت: «اى پسرك من! به خدا شرك مياور» . همواره از خدا پروا كن و همواره ياد خدا، دوستىِ خدا، ترس از خدا و اميدِ [گشوده شدنِ]درى نزد خدا را داشته باش؛ چرا كه اگر اينها را بپذيرى، خدا تو را عزيز مى گردانَد».
۱.الفردوس بمأثور الخطاب: ج 4 ص 422 ح 7231.
البداية والنهاية عن هشام بن عُروة عن أبيه:قالَ لُقمانُ عليه السلام: كَما تَزرَعونَ تَحصُدونَ. ۱
البداية و النهايةـ به نقل از هشام بن عُروه، از پدرش ـ: لقمان گفت: «همان را درو مى كنيد كه مى كاريد».
۱.البداية والنهاية: ج 2 ص 128، الدر المنثور: ج 6 ص 517.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إنَّكَ كَما تَزرَعُ تَحصُدُ، وكَما تَعمَلُ تَجِدُ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! همانا تو همان را درو مى كنى كه مى كارى، و همانى را به دست مى آورى كه عمل مى كنى».
۱.الاختصاص: ص 337.
عرائس المجالس عن سُفيان الثوريِّ:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تَحقِرَنَّ مِنَ الاُمورِ صِغارَها، إنَّ الصِّغارَ غَداً تَصيرُ كِباراً. ۱
عرائس المجالسـ به نقل از سفيان ثورى ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! كارهاى كوچك را دست كم نگير؛ زيرا فردا [ى قيامت]آنها بزرگ مى گردند».
۱.عرائس المجالس: ص 314، تهذيب الأسماء واللغات: ج 2 ص 380 الرقم 533.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إنَّ اللّهَ تَعالى رَهَنَ النّاسَ بِأَعمالِهِم، فَوَيلٌ لَهُم مِمّا كَسَبَت أيديهِم وأفئِدَتُهُم. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! خداوند متعال مردم را در گرو عمل هايشان قرار داده است؛ پس واى بر آنان، نسبت به آنچه دست و دلشان به دست مى آورَد!».
۱.الاختصاص: ص 336، بحار الأنوار: ج 13 ص 336 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إنَّكَ مُدرَجٌ في أكفانِكَ، ومُحَلٌّ قَبرَكَ، ومُعايِنٌ عَمَلَكَ كُلَّهُ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى ـ: لقمان عليه السلام به پسرش گفت: «اى پسرم! همانا تو [سرانجام] در كفنت پيچيده مى شوى و در قبرت جا مى گيرى و همه عملت را مى بينى».
۱.الاختصاص: ص 340، بحار الأنوار: ج 13 ص 431 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إنَّهُ ۱ حينَ تَتَفَطَّرُ السَّماءُ وتُطوى، وتَنَزَّلُ المَلائِكَةُ صُفوفاً خائِفينَ حافّينَ مُشفِقينَ، وتُكَلَّفُ أن تُجاوِزَ الصِّراطَ، وتُعايِنَ حينَئِذٍ عَمَلَكَ، وتوضَعُ المَوازينُ، وتُنشَرُ الدَّواوينُ. ۲
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره گفته لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! روز قيامت، زمانى است كه آسمانْ شكافته مى شود و در هم مى پيچد و فرشتگان ـ در صف هايى، بيمناك [از خدا] و در برگيرنده [ى بندگان] و با مهربانى ـ نازل مى گردند و تو موظّف مى شوى كه از صراط، گذر كنى. در اين هنگام، عملت را مشاهده مى كنى و ترازوها [ى سنجش عمل] برپا مى گردند و ديوان ها گشوده مى شوند.
۱.أي يوم القيامة.
۲.الاختصاص: ص 340، بحار الأنوار: ج 13 ص 431 ح 23.
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ لاِبنِهِ، قالَ: يا بُنَيَّ، لا يَكُنِ الدّيكُ أكيَسَ مِنكَ، وأكثَرَ مُحافَظَةً عَلَى الصَّلَواتِ، ألا تَراهُ عِندَ كُلِّ صَلاةٍ يُؤذِنُ ۱ لَها، وبِالأَسحارِ يُعلِنُ بِصَوتِهِ وأنتَ نائِمٌ. ۲
إرشاد القلوب:از سفارش لقمان عليه السلام به پسرش، اين است كه گفت: «اى پسرم! مبادا خروس، زرنگ تر از تو و مراقب تر از تو بر نمازها باشد! مگر آن را نمى بينى كه هنگام هر نمازى، بانگ مى زند و سحرگاهان ـ در حالى كه تو در خوابى ـ با صدايش اعلان وقت مى كند؟».
۱.آذَنَ بِهِ: نادى وأعلَمَ. يُقالُ: آذَنَ المُؤَذِّنُ بالصَّلاةِ (المعجم الوسيط: ج 1 ص 11 «أذن»).
۲.إرشاد القلوب: ص 72.
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ: إذا صَلَّيتَ فَصَلِّ صَلاةَ مُوَدِّعٍ، تَظُنُّ أن لا تَبقى بَعدَها أبَداً، وإيّاكَ [و] ما تَعتَذِرُ مِنهُ؛ فَإِنَّهُ لا يُعتَذَرُ مِن خَيرٍ. ۱
إرشاد القلوب:از سفارش لقمان عليه السلام به پسرش، اين است كه: «هر گاه نماز مى خوانى، آن را نماز وداع قرار ده؛ كه گمان دارى بعد از آن، هرگز زنده نخواهى ماند. و از عذر تراشى براى ترك نماز بپرهيز؛ زيرا عذر آوردن از كار خير، معنا ندارد».
۱.إرشاد القلوب: ص 73 وراجع: أعلام الدين: ص 145.
المواعظ العددية:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: كُن فِي الشِّدَّةِ وَقوراً، وفِي المَكارِهِ صَبوراً، وفِي الرَّخاءِ شَكوراً، وفِي الصَّلاةِ مُتَخَشِّعاً، وإلَى الصَّلاةِ مُتَسَرِّعاً. ۱
المواعظ العددية:لقمان عليه السلام به پسرش گفت: «در سختى، باوقار و در گرفتارى ها، شكيبا و در آسايش، سپاس گزار و در نماز، فروتن و به جانب نماز، شتابان باش».
۱.المواعظ العددية: ص 68.
الإمام الصادق عليه السلامـ فيما وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ ـ: صُم صَوماً يَقطَعُ شَهوَتَكَ، ولا تَصُم صَوماً يَمنَعُكَ مِنَ الصَّلاةِ؛ فَإِنَّ الصَّلاةَ أحَبُّ إلَى اللّهِ مِنَ الصِّيامِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در بيان نصايح لقمان عليه السلام به پسرش ـ: روزه اى بگير كه شهوتت را قطع كند و روزه اى نگير كه از نماز، بازت دارد؛ زيرا نماز، نزد خدا محبوب تر از روزه است.
۱.تفسير القمي: ج 2 ص 164، قصص الانبياء للراوندى: ص 190 ح 238، بحار الأنوار: ج 13 ص 411 ح 2 و ص 417 ح 10.
تفسير السلمي:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، أقِمِ الصَّلاةَ، وَأمُر بِالمَعروفِ، وَانهَ عَنِ المُنكَرِ، وَابدَأ بِنَفسِكَ، وَاصبِر على ما أصابَكَ فيهِ مِنَ المِحَنِ؛ فَإِنَّهُ يورِثُ المِنَحَ ۱. ۲
تفسير السُّلَمىّ:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! نماز را به پا دار، [ديگران را] به كار پسنديده وادار و از كار ناپسند باز دار، و از خودت آغاز كن، و بر سختى هايى كه به تو مى رسد، شكيبا باش؛ زيرا اين كار، پاداش ها را در پى مى آورد».
۱.المِنْحَةُ: العَطِيَّةُ (المعجم الوسيط: ج 2 ص 888 «منح»). ويُجمَعُ عَلى «مِنَح».
۲.تفسير السلمي: ج 2 ص 131.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ «وَ لاَ تَمْشِ فِى الْأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً» ۱. ۲
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! متكبّرانه روى زمين راه نرو؛ زيرا زمين را نمى توانى بشكافى و به بلنداى كوه ها نمى رسى.
۱.الاسراء: 37.
۲.الاختصاص: ص 340، بحار الأنوار: ج 13 ص 431 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، دَع عَنكَ التَّجَبُّرَ وَالكِبرَ، ودَع عَنكَ الفَخرَ، وَاعلَم أنَّكَ ساكِنُ القُبورِ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! زورگويى و تكبّر و تفاخر را از خود دور كن، و بدان كه تو [سرانجام] در قبر ساكن خواهى شد.
۱.الاختصاص: ص 338، بحار الأنوار: ج 13 ص 429 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، إيّاكَ وَالتَّجَبُّرَ وَالتَّكَبُّرَ وَالفَخرَ، فَتُجاوِرَ إبليسَ في دارِهِ. يا بُنَيَّ، اِعلَم أنَّهُ مَن جاوَرَ إبليسَ وَقَعَ في دارِ الهَوانِ، لا يَموتُ فيها ولا يَحيا. ۱
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! از زورگويى و تكبّر و تفاخر بپرهيز، و گرنه، با ابليس در خانه اش همسايگى كن!. اى پسركم! بدان كه هر كس با ابليس همسايگى كند، همانا در سراى خوارى و پستى قرار مى گيرد كه در آن، مرگ و زندگى نيست.
۱.الاختصاص: ص 338، بحار الأنوار: ج 13 ص 429 ح 23.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، وَيلٌ لِمَن تَجَبَّرَ وتَكَبَّرَ، كَيفَ يَتَعَظَّمُ مَن خُلِقَ مِن طينٍ، وإلى طينٍ يَعودُ، ثُمَّ لا يَدري إلى ماذا يَصيرُ إلَى الجَنَّةِ فَقَد فازَ، أو إلَى النّارِ فَقَد خَسِرَ خُسراناً مُبيناً وخابَ. ويُروى: كَيفَ يَتَجَبَّرُ مَن قَد جَرى في مَجرَى البَولِ مَرَّتَينِ. ۱
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى ـ: لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! واى بر كسى كه زور گويد و تكبّر ورزد! چگونه خود را بزرگ مى شمارد كسى كه از گل آفريده شده و به گِل باز مى گردد و نمى داند به كجا خواهد رفت؟! يا به بهشت [مى رود]، كه در اين صورت، رستگار است؛ يا به جهنّم، كه در اين صورت، آشكارا زيان كرده و بدبخت شده است». و نيز روايت شده است: «چگونه زور گويد كسى كه دو بار، در مجراى بول قرار گرفته است؟!».
۱.الاختصاص: ص 338، بحار الأنوار: ج 13 ص 429 ح 23.
تفسير القمي:قَولُهُ: «وَ اقْصِدْ فِى مَشْيِكَ» أي: لا تَعجَل. «وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ» أي: لا تَرفَعهُ «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» . ۱
تفسير القمى:سخن خدا: «و در راه رفتنِ خود، ميانه رو باش» يعنى: شتاب نكن. «و صدايت را آهسته ساز» يعنى: آن را بالا نبر «كه بدترينِ آوازها بانگ خران است» .
۱.تفسير القمي: ج 2 ص 165، بحار الأنوار: ج 13 ص 409 ح 1.
الكافي عن أبيبكر الحضرمي:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّه عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ: «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» قالَ: العَطسَةُ القَبيحَةُ ۱.
الكافىـ به نقل از ابو بكر حَضرَمى ـ: از امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خداوند عز و جل پرسيدم: «و در راه رفتنِ خود، ميانه رو باش» . فرمود: «[منظور،] عطسه زشت است».
۱.الكافي: ج 2 ص 656 ح 21.
مجمع البيان: «وَ اقْصِدْ فِى مَشْيِكَ» أي: اِجعَل في مَشيِكَ قَصداً مُستَوِياً عَلى وَجهِ السُّكونِ وَالوَقارِ، كَقَولِهِ «الَّذِينَ يَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْنًا» ۱. قالَ قَتادَةُ. مَعناهُ: تَواضَع في مَشيِكَ. وقالَ سَعيدُ بنُ جُبَيرٍ: ولا تَختُل في مَشيِكَ. «وَاغْضُضْ مِن صَوْتِكَ» أي: اُنقُص مِن صَوتِكَ إذا دَعَوتَ وناجَيتَ رَبَّكَ، عَن عَطا. وقيلَ: لا تَجهَر كُلَّ الجَهرِ، وَاخفِض صَوتَكَ ولا تَرفَعهُ مُطاوِلاً بِهِ. «إِنَّ أَنكَرَ الْأَصْوَ تِ لَصَوْتُ الْحَمِيرِ» أي: أقبَحُ الأَصواتِ صَوتُ الحَميرِ، أوَّلُهُ زَفيرٌ وآخِرُهُ شَهيقٌ، عَن قَتادَةَ. يُقالُ: وَجهٌ مُنكَرٌ أي: قَبيحٌ. أمَرَ لُقمانُ ابنَهُ بِالاِقتِصادِ فِي المَشيِ وَالنُّطقِ. ورُوِيَ عَن زَيدِ بنِ عَلِيٍّ

مجمع البيان: «و در راه رفتنِ خود، ميانه رو باش» ؛ يعنى: راه رفتنت را ميانه و همچون راه رفتن در حالت آرامش و وقار قرار ده، مانند اين سخن خدا: «كسانى كه روى زمين، به نرمى گام بر مى دارند» . قَتاده مى گويد: معناى آن چنين است: در راه رفتنت، فروتن باش. سعيد بن جُبَير مى گويد: در راه رفتنت، فريبكارى نكن. «و صدايت را آهسته ساز» ؛ يعنى: هر گاه پروردگارت را خواندى و مناجات نمودى، صدايت را كوتاه كن. و گفته شده كه يعنى: فرياد نزن، و صدايت را فرو ببَر و آن را بلند و كشيده نكن. «كه بدترينِ آوازها بانگ خران است» از قَتاده نقل شده كه يعنى: زشت ترينِ صداها آواز درازگوش است كه آغاز آن عرعر، نفس بلند براى عرعر و پايان آن، نفس فرو بردن براى عرعر است. گفته مى شود: وجه منكر؛ يعنى صورت زشت. لقمان

۱.الفرقان: 63.
۲.الأعراف: 179.
۳.تفسير مجمع البيان: ج 8 ص 500.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:حَقّاً لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيّاً، ولكِن كانَ عَبداً صَمصامَةً، كَثيرَ التَّفَكُّرِ، حَسَنَ الظَّنِ، أحَبَّ اللّهَ فَأَحَبَّهُ، وضَمِنَ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ، كانَ نائِماً نِصفَ النَّهارِ إذ جاءَهُ نِداءٌ: يا لُقمانُ، هَل لَكَ أن يَجعَلَكَ اللّهُ خَليفَةً فِي الأَرضِ تَحكُمُ بَينَ النّاسِ بِالحَقِّ؟ فَانتَبَهَ فَأَجابَ الصَّوتَ، فَقالَ: إن يُجبِرني ۱ رَبّي قَبِلتُ، فَإِنّي أعلَمُ إن فَعَلَ ذلِكَ بي أعانَني وعَلَّمَني وعَصَمَني، وإن خَيَّرَني رَبّي قَبِلتُ العافِيَةَ ولمَ أقبَلِ البَلاءَ. فَقالَتِ المَلائِكَةُ بِصَوتٍ لا يَراهُم: لِمَ يا لُقمانُ؟ قالَ: لِأَنَّ الحاكِمَ بِأَشَدِّ المَنازِلِ وأكدَرِها يَغشاهُ الظُّلمُ مِن كُلِّ مَكانٍ يَنجو ويُعانُ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در حقيقت، لقمان، پيامبر نبود؛ ليكن بنده اى بود مصمّم، انديشه مند و با حُسن ظن. خدا را دوست مى داشت. پس خدا نيز او را دوست داشت و حكمت را بر او ضمانت كرد. وسط روز، خوابيده بود كه ناگهان به پذيرش خلافت، فرا خوانده شد كه: «اى لقمان! آيا مى خواهى كه خداوند، تو را خليفه اى در روى زمين قرار دهد تا در ميان مردم، به حق، داورى كنى؟». لقمان، بيدار شد و در پاسخ گفت: «اگر پروردگارم مرا وادار كند، مى پذيرم؛ زيرا مى دانم كه اگر با من چنين كند. يارى ام مى نمايد و دانشم مى آموزد و از خطا نگاهم مى دارد. ولى اگر پروردگارم مرا مخيّر سازد، عافيت را مى پذيرم و بلا را نمى پذيرم». فرشتگانى كه نمى ديدشان، با صدايى به او گفتند: اى لقمان! چرا چنين گفتى؟ گفت: «زيرا حكمران، در سخت

۱.في المصدر «يخبرني» لكن الصحيح ما أثبتناه، وفي مجمع البيان «إن عزم بي قسماً وطاعة، فإني أعلم إن فعل بي ذلك أعانني وعصمني» وفي البحار «إن أمرني اللّه بذلك فالسمع والطاعة.».
۲.في المصدر: «بالحكمة»، وما أثبتناه من مجمع البيان: ج 8 ص 494 وتفسير القرطبي: ج 14 ص 59.
۳.تاريخ مدينة دمشق: ج 17 ص 85، كنز العمّال: ج 14 ص 34 ح 37865؛ مجمع البيان: ج 8 ص 494 نحوه وراجع: نوادر الاصول: ج 1 ص 247 وتفسير القمي: ج 2 ص 162.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۰۷