فیلترها
بهشت و دوزخ ج ۱
۱۱۲۰ حدیث
فیلترها1
فیلترها 1
کتاب1
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:خَيرُ يَومٍ طَلَعَت عَلَيهِ الشَّمسُ يَومُ الجُمُعَةِ؛ فيهِ خُلِقَ آدَمُ، و فيهِ اُدخِلَ الجَنَّةَ، و فيه اُخرِجَ مِنها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترين روزى كه خورشيد در آن طلوع كرده، روز جمعه است. در چنين روزى، آدم آفريده شد، در چنين روزى به بهشت در آورده شد و نيز در چنين روزى، از آن بيرون رانده شد.
۱.صحيح مسلم: ج 2 ص 585 ح 17 و 18، سنن الترمذي: ج 2 ص 359 ح 488، سنن النسائي: ج 3 ص 90، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 364 ح 9218، السنن الكبرى: ج 3 ص 356 ح 6004 كلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 7 ص 710 ح 21050.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّما كانَ لَبثُ آدَمَ و حَوّاءَ فِيالجَنَّةِ حَتّى اُخرِجا مِنها سَبعَ ساعاتٍ مِن أيّامِ الدُّنيا، حَتّى أهبَطَهُمَا اللّهُ مِن يَومِهِما ذلِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مدّت درنگ آدم و حوّا در بهشت، تا زمانى كه از آن، بيرون رانده شدند، هفت ساعت از روزهاى دنيا بود و در همان روز، خداوند، آن دو را [به زمين]فرستاد.
۱.الخصال: ص 397 ح 103 عن محمد بن إسحاق عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام، تفسير العيّاشي: ج 1 ص 35 ح 21 عن عطاء عن الإمام الباقر عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحارالأنوار: ج 11 ص 142 ح 10.
امام على عليه السلام ـ در سخنانى كه در آن، پيدايش زمين و گسترش يافتن آن بر روى آب را توصيف نمود ـ:[خداوند]چون زمينش را آماده ساخت و فرمانش را اجرا كرد، آدم عليه السلام را از ميان آفريدگانش برگزيد و او را نخستين آفريده خود [از نوع انسان]قرار داد و او را در بهشتش اسكان داد و در آن براى او، [ميوه ها و] خوراكى هاى فراوان و گوارا قرار داد.
عنه عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ يَذكُرُ فيها ابتِداءَ خَلقِ السَّماءِ والأرضِ ـ: ثُمَّ أسكَنَ سُبحانَهُ آدَمَ دارا أرغَدَ فيها عَيشَهُ، و آمَنَ فيها مَحَلَّتَهُ، و حَذَّرَهُ إبليسَ و عَداوَتَهُ، فَاغتَرَّهُ عَدُوُّهُ نَفاسَةً عَلَيهِ بِدارِ المُقامِ و مُرافَقَةِ الأَب رارِ، فَباعَ اليَقينَ بِشَكِّهِ، وَالعَزيمَةَ بِوَهنِهِ، وَاستَبدَلَ بِالجَذَلِ ۱ وَجَلاً ۲، وَ بِالاِغتِرارِ نَدَما. ثُمَّ بَسَطَ اللّهُ سُبحانَهُ لَهُ في تَوبَتِهِ، و لَقّاهُ كَلِمَةَ رَحمَتِهِ، و وَعَدَهُ المَرَدَّ إلى جَنَّتِهِ. ۳
امام على عليه السلامـ در سخنانى كه در آن، آغاز آفرينش آسمان و زمين را توصيف نمود ـ: سپس خداوندِ پاك، آدم را در سرايى جاى داد كه زندگى اش را در آن، پُر ناز و نعمت قرار داده بود، و جاىِ باشِ او را امن گردانيد و او را از ابليس و دشمنى اش [با آدم] بر حذر داشت؛ امّا دشمن او ـ كه به زندگى آدم در سراى جاويدان و همنشينى اش با نيكان، رشك مى بُرد ـ او را فريفت و در نتيجه، آدم عليه السلام يقين را به شكّش، و عزم [و نيرومندى] را به سستى اش فروخت و دل شادى [اش] را به دلهره بدل كرد و از فريب خوردن، پشيمان شد. سپس خداوندِ پاك، راه توبه را براى او گشود و كلمه رحمتش را به وى آموخت و بازگشت به بهشتش را به او وعده داد.
الإمام الصادق عليه السلام:رَنَّ ۱ إبليسُ أربَعَ رَنّاتٍ: أوَّلُهُنَّ يَومَ لُعِنَ، و حينَ اُهبِطَ إلَى الأَرضِ، وحينَ بُعِثَ مُحَمَّدٌ صلى الله عليه و آله عَلى حينِ فَترَةٍ مِنَ الرُّسُلِ، وحينَ اُنزِلَت اُمُّ الكِتابِ.
ونَخَرَ ۲ نَخرَتَينِ: حينَ أكَلَ آدَمُ مِنَ الشَّجَرَةِ، وحينَ اُهبِطَ مِنَ الجَنَّةِ. ۳
امام صادق عليه السلام:ابليس، چهار بار فغان بر آورْد: اوّلين بار، روزى كه لعنت شد؛ دوم، زمانى كه به زمين فرو فرستاده شد؛ سوم، زمانى كه محمّد صلى الله عليه و آله پس از وقفه اى در ارسال پيامبران، به پيامبرى مبعوث شد؛ و چهارم، زمانى كه اُمّ الكتاب (سوره فاتحه) فرو فرستاده شد.
نيز دو بار، خُرّه كشيد: يك بار، زمانى كه آدم از درخت خورد، و بار دوم، زمانى كه از بهشت فرود آمد.
الكافي عن الحسين بن ميسر:سَأَلتُ أبا عَبدِاللّهِ عليه السلام عَن جَنَّةِ آدَمَ عليه السلام؟ فَقالَ:
جَنَّةٌ مِن جِنانِ الدُّنيا، تَطلع فيهَا الشَّمسُ وَالقَمَرُ، و لَو كانَت مِن جِنانِ الآخِرَةِ ما خَرَجَ مِنها أبَدا. ۱
الكافى ـ به نقل از حسين بن ميسر ـ: از امام صادق عليه السلام در باره بهشتِ آدم عليه السلام پرسيدم. فرمود:«بهشتى از بهشت هاى دنياست كه در آن، خورشيد و ماه طلوع مى كنند. اگر از بهشت هاى آخرت بود، هرگز از آن بيرون نمى رفت».
۱.الكافي: ج 3 ص 247 ح 2، الاعتقادات للصدوق: ص 79 من دون إسناد إلى أحدِ أهل البيت عليهم السلام، تفسير القمّي: ج 1 ص 43 كلاهما نحوه، بحارالأنوار: ج 6 ص 284 ح 2.
تفسير القمّى:سخن او: «و اوست كسى كه بهشت هايى با داربست و بدون داربست، پديد آورد» ، يعنى بوستان هايى [پديد آورد].
تفسير القمّىـ به نقل از ابو جارود، از امام باقر عليه السلام ـ: «تا آن كه ينبوعى از زمين براى ما بجوشانى» ، [ينبوعى]يعنى چشمه اى. «يا براى تو بهشتى است» ، يعنى بوستانى از خرمابن و انگور است. «و از آنها جويبارها روان مى سازى» ، يعنى از آن چشمه ها.
الإمام الصادق عليه السلامـ في قَولِهِ تَعالى: «مَّثَلُ الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُمُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ.» ۱ ـ: مَثَلُهُم «كَمَثَلِ جَنَّةٍ» أي بُستانٍ في مَوضِعٍ مُرتَفِعٍ «أَصَابَهَا وَابِلٌ» أي مَطَرٌ «فَئَاتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَيْنِ» أي يَتَضاعَفُ ثَمَرُها كَما يَتَضاعَفُ أجرُ مَن أنفَقَ مالَهُ «ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ» . ۲
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «مَثَل كسانى كه اموال خود را براى طلب خشنودى خدا انفاق مى كنند.» ـ: مَثَل آنان، «مَثَل بهشتى است» ، يعنى بوستانى قرار گرفته بر مكانى بلند كه «رگبارى بر آن مى رسد» ، يعنى بارانى تند. «پس، دو چندان محصول بر مى آورد» ، يعنى ميوه هايش دو چندان مى شود، همچنان كه مزد كسى كه دارايى اش را كه «براى طلب خشنودى خدا» انفاق مى كند، دو چندان مى شود.
تفسير القمّي عن الإمام الصادق عليه السلام: «وَاللَّهُ يُضَـعِفُ لِمَن يَشَاءُ» ۱ لِمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ. قالَ: فَمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ ثُمَّ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ، كانَ كَما قالَ اللّهُ: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ» ۲ قالَ: الإِعصارُ: الرِّياحُ، فَمَنِ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ، كَمَن كانَ لَهُ جَنَّةٌ كَثيرَةُ الثِّمارِ، وهُوَ شَيخٌ ضَعيفٌ لَهُ أولادٌ صِغارٌ ضُعَفاءُ، فَتَجيءُ ريحٌ أو نارٌ فَتُحرِقُ ما لَهُ كُلَّهُ. ۳
تفسير القمّىـ به نقل از امام صادق عليه السلام ـ: [آيه] «خدا براى هر كه بخواهد، دو چندان مى كند» ، براى كسى است كه دارايى خود را به خاطر جلب خشنودى خدا انفاق كند. هر كس دارايى خود را در راه جلب خشنودى خدا انفاق كند و سپس بر كسى كه به او كمك كرده است، منّت گذارد، چنان است كه خداوند فرموده است: «آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درخت خرما و انگور داشته باشد كه در آن، جوى ها روان اند و براى او در آن باغ، هر گونه ميوه اى هست و در حالى كه به او، پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان] اِعصارى آتشين بر آن بيفتد و [باغ، يكسر] بسوزد؟» . اِعصار، به معناى گردباد است.
پس، هر كه بر كسى كه به او صدقه داده است، منّت بگذارد، همانند كسى است كه باغى پُر ميوه دارد و خود، پيرى ناتوان است و فرزندانى
تفسير القمّي:قوله: «وَ اضْرِبْ لَهُم مَّثَلاً رَّجُلَيْنِ جَعَلْنَا لِأَحَدِهِمَا جَنَّتَيْنِ مِنْ أَعْنَـبٍ وَ حَفَفْنَـهُمَا بِنَخْلٍ وَ جَعَلْنَا بَيْنَهُمَا زَرْعًا» ۱ قالَ: نَزَلَت في رَجُلٍ كانَ لَهُ بُستانانِ كَبيرانِ عَظيمانِ كَثيرَا الثِّمارِ، كَما حَكَى اللّهُ عز و جل، وفيهِما نَخلٌ و زَرعٌ، و كانَ لَهُ جارٌ فَقيرٌ، فَافتَخَرَ الغَنِيُ عَلى ذلِكَ الفَقيرِ، وقالَ لَهُ: «أَنَا أَكْثَرُ مِنكَ مَالًا وَ أَعَزُّ نَفَرًا * وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ» ۲ أي بُستانَهُ، وقالَ «مَا أَظُنُّ أَن تَبِيدَ هَـذِهِ أَبَدًا * وَ مَا أَظُنُّ السَّـاعَةَ قَائِمَةً وَ لَـئِن رُّدِدتُّ إِلَى رَبِّى لَأَجِدَنَّ خَيْرًا مِّنْهَا مُنقَلَبًا» ۳، فَقالَ لَهُ الفَقيرُ: «أَكَفَرْتَ بِالَّذِى خَلَقَكَ مِن تُرَابٍ
تفسير القمّى:در باره آيه: «و براى آنان، آن دو مرد را مَثَل بزن كه به يكى از آنها، دو باغ انگور داديم و پيرامون آن دو باغ را با درختان خرما پوشانديم و ميان آن دو را كشتزارى قرار داديم» ، فرمود: «اين آيه در باره مردى نازل شد كه به فرموده خداوند، دو باغ بزرگ پهناورِ پُر ميوه داشت كه در آنها درختان خرما و كاشتنى هايى بود و آن مرد، همسايه اى فقير داشت. آن توانگر بر آن تهى دست، فخر فروخت و گفت: «من از تو مالدارتر و از جهت نفرات، از تو نيرومندترم. و به بهشتش وارد شد» ، يعنى به باغش. و گفت: «گمان نمى كنم كه اين نعمت، هرگز زوال پذيرد و گمان نمى كنم كه رستاخيز، برپا شود و اگر هم به سوى پروردگارم باز گردانده شوم، قطعا بهتر از اين را در بازگشت، خواهم يافت» .
مرد تهى دست گفت: «آيا به آن كسى كه تو
المعجم الأوسط عن أبي هريرة:خَرَجنا مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في جَنازَةٍ، فَجَلَسَ إلى قَبرٍ مِنها فَقالَ: ما يَأتي عَلى هذَا القَبرِ مِن يَومٍ إلّا وهُوَ يُنادي بِصَوتٍ طَلقٍ زَلقٍ ۱: يَابنَ آدَمَ، كَيفَ نَسيتَني؟ ألَم تَعلَم أنّي بَيتُ الوَحدَةِ، وبَيتُ الغُربَةِ، وبَيتُ الوَحشَةِ، وبَيتُ الدّودِ، وبَيتُ الضّيقِ؟ إلّا مَن وَسَّعَنِي اللّهُ عَلَيهِ.
ثُمَّ قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: القَبرُ رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ، أو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّارِ. ۲
المعجم الأوسطـ به نقل از ابو هريره ـ: با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در تشييع جنازه اى شركت كرديم. ايشان [در قبرستان]كنار قبر نشست و فرمود: «هيچ روزى بر اين قبر نمى آيد، مگر آن كه با صدايى گويا و رسا بانگ مى زند: اى پسر آدم! چگونه مرا فراموش كرده اى؟! آيا نمى دانى كه من خانه تنهايى و خانه غربت و خانه وحشت و خانه كِرم ها و خانه [فشار و] تنگى هستم، مگر براى آن كسى كه خداوند، مرا بر او فراخ گرداند؟!».
پيامبر صلى الله عليه و آله سپس فرمود: «قبر، باغى از باغ هاى بهشت، يا گودالى از گودال هاى آتش است».
امام باقر عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند: «و آنان كه پيشى مى گيرند، پيشى گرفتنى» ـ: يعنى: جان هاى مؤمنان، به سوى بهشت پيشى مى گيرند، چنان كه در دنيا پيشى مى گرفتند، و جان هاى كافران، به سوى آتش پيشى مى گيرند، چنان كه در دنيا پيشى مى گرفتند.
الكافي عن أبي ولّاد الحنّاط عن الإمام الصادق عليه السلام، قال:قُلتُ لَهُ: جُعِلتُ فِداكَ، يَروونَ أنَّ أرواحَ المُؤمِنينَ في حَواصِلِ طُيورٍ خُضرٍ حَولَ العَرشِ؟
فَقالَ: لا، المُؤمِنُ أكرَمُ عَلَى اللّهِ مِن أن يَجعَلَ روحَهُ في حَوصَلَةِ طَيرٍ، ولكِن في أبدانٍ كَأَبدانِهِم. ۱
الكافىـ به نقل از ابو ولّاد حنّاط ـ: به امام صادق عليه السلام گفتم: فدايت شوم! روايت مى كنند كه ارواح مؤمنان [پس از مرگ]، در چينه دان هاى پرندگان سبزرنگِ پيرامون عرش، قرار مى گيرند؟
فرمود: «خير. مؤمن در نزد خدا، گرامى تر از آن است كه روحش در چينه دان پرنده اى قرار داده شود؛ بلكه در كالبدهايى همانند كالبدهاى خودِ آنان قرار مى گيرد».
۱.الكافي: ج 3 ص 244 ح 1، بحار الأنوار: ج 6 ص 268 ح 119.
الإمام الصادق عليه السلام:نَزَلَت هاتانِ الآيَتانِ في أهلِ وَلايَتِنا وأهلِ عَداوَتِنا: «فَأَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ * فَرَوْحٌ وَ رَيْحَانٌ» يَعني في قَبرِهِ «وَ جَنَّتُ نَعِيمٍ» ۱ يَعني فِي الآخِرَةِ «وَ أَمَّا إِن كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ * فَنُزُلٌ مِّنْ حَمِيمٍ» يَعني في قَبرِهِ «وَ تَصْلِيَةُ جَحِيمٍ» ۲ يَعني فِي الآخِرَةِ. ۳
امام صادق عليه السلام:اين دو آيه در باره دوستان ما و دشمنان ما، نازل شده است: «و امّا اگر از مقرّبان باشد، در آسايش و راحت خواهد بود» ، يعنى در قبرش، و «در بهشت پُر ناز و نعمت» ، يعنى در آخرت. «و امّا اگر از دروغ زنانِ گم راه باشد، پس با آبى جوشان پذيرايى خواهد شد» ، يعنى در قبرش، «و فرجامش، افتادن در جهنّم است» ، يعنى در آخرت.
عنه عليه السلام:إنَّ أرواحَ المُؤمِنينَ لَفي شَجَرَةٍ مِنَ الجَنَّةِ، يَأكُلونَ مِن طَعامِها ويَشرَبونَ مِن شَرابِها، ويَقولونَ: رَبَّنا أقِمِ السّاعَةَ لَنا، وأنجِز لَنا ما وَعَدتَنا، وألحِق آخِرَنا بِأَوَّلِنا. ۱
امام صادق عليه السلام:ارواح مؤمنان [پس از مرگ]، در درختى بهشتى جاى مى گيرند و از غذاى آن مى خورند و از نوشيدنىِ آن مى نوشند و مى گويند: «پروردگارا! قيامت را براى ما بر پاى دار و آنچه را به ما وعده داده اى، تحقّق بخش و آخرين كسانِ ما را به اوّلين كسانِ ما [در بهشت] ملحق گردان».
۱.الكافي: ج 3 ص 244 ح 2 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 6 ص 268 ح 120.
عنه عليه السلام:إنَّ لِلقَبرِ كَلاما في كُلِّ يَومٍ، يَقولُ: أنا بَيتُ الغُربَةِ، أنا بَيتُ الوَحشَةِ، أنا بَيتُ الدّودِ، أنَا القَبرُ، أنا رَوضَةٌ مِن رِياضِ الجَنَّةِ، أو حُفرَةٌ مِن حُفَرِ النّارِ. ۱
امام صادق عليه السلام:قبر، هر روز، اين سخنان را مى گويد: من، خانه غربتم. من، خانه تنهايى ام. من، خانه كِرم هايم. من، گورم. من، باغى از باغ هاى بهشت و يا گودالى از گودال هاى آتشم.
۱.الكافي: ج 3 ص 242 ح 2 عن بشير الدهّان، الأمالي للمفيد: ص 265 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 28 ح 31 كلاهما عن أبي اسحاق الهمداني عن الإمام علي عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 6 ص 267 ح 115.
تفسير القمّي:قوله: «وَ لَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَ عَشِيًّا» ۱ يَعني في جِنانِ الدُّنيا الَّتي تَنتَقِلُ إلَيها أرواحُ المُؤمِنينَ. فَأَمّا في جَنّاتِ الخُلدِ فَلا يَكونُ غُدُوّا ولا عَشِيّا. وقَولُهُ: «وَ مِن وَرَائِهِم بَرْزَخٌ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ» ۲
فَقالَ الصّادِقُ عليه السلام: البَرزَخُ: القَبرُ، وهُوَ الثَّوابُ وَالعِقابُ بَينَ الدنُّيا وَالآخِرَةِ، وَالدَّليلُ عَلى ذلِكَ أيضا قَولُ العالِمِ عليه السلام: وَاللّهِ! ما يُخافُ عَلَيكُم إلَا البَرزَخُ.
وقَولُهُ عز و جل: «وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَ تا بَلْ أَحْيَاءٌ عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ * فَرِحِينَ بِمَا ءَاتَـاهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ
تفسير القمّى:سخن خدا كه: «و در آن جا هر صبح و شام، روزى شان آماده است» ، يعنى در بهشت هاى دنيا كه ارواح مؤمنان به آن جا منتقل مى شوند. در بهشت هاى جاويدان، صبح و شامى نيست. [در باره] سخن خدا كه: «فراپيش آنان، برزخى است، تا روزى كه برانگيخته شوند» ، امام صادق عليه السلام فرمود: «برزخ، همان قبر است و آن، پاداش و كيفرى است در فاصله ميان دنيا و آخرت». دليل ديگر آن نيز اين سخن امام كاظم عليه السلام است كه: «به خدا سوگند، تنها ترس و نگرانى براى شما، از برزخ است».
[در باره] سخن خداى عز و جل كه: «هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شده اند، مرده مپندار؛ بلكه زنده اند و نزد پروردگارشان روزى داده مى شوند. به آنچه خدا از فضل خود به ايشان عطا كرده است، شادمان اند و به كسانى كه پىِ ايشان اند و هنوز به
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:جِنانُ الفِردَوسِ أربَعٌ: ثِنتانِ مِن ذَهَبٍ حِليَتُها وآنِيَتُها وما فيهِما، وثِنتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُهُما وَحِليَتُهُما وما فيهِما، ولَيسَ بَينَ القَومِ وبَينَ أن يَنظُروا إِلى رَبِّهِم عز و جلإلّا رِداءُ الكِبرِياءِ عَلى وَجهِهِ في جَنَّةِ عَدنٍ، وهذِهِ الأَنهارُ تَشخَبُ ۱ مِن جَنَّةِ عَدنٍ، ثُمَّ تَصَدَّعُ ۲ بَعدَ ذلِكَ أنهارا. ۳
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهشت هاى فردوس، چهار تا هستند: دو تا كه زيورها و ظرف ها و آنچه در آنهاست، از طلاست، و دو تا كه ظرف ها و زيورها و آنچه در آنهاست، از نقره است. تنها مانع ميان بهشتيان و ديدن پروردگارشان، رداى كبرياست كه بر چهره او در بهشتِ عدن، كشيده شده است، و اين جويبارها از بهشتِ عَدْن (دست نخورده)، سرچشمه مى گيرند و سپس به جوى هايى منشعب مى شوند.
۱.الشَخْبِ: السَيَلان (لسان العرب: ج 1 ص 485 «شخب»).
۲.تَصَدَّعَ: تَقَطّعَ وتَفَرّقَ (النهاية: ج 3 ص 16 «صدع»).
۳.مسند ابن حنبل: ج 7 ص 172 ح 19752، سنن الدارمي: ج 2 ص 790 ح 2718، مسند الطيالسي: ص 72 ح 529 كلاهما نحوه وكلّها عن عبد اللّه بن قيس، المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 90 ح 156 عن أبي بكر بن عبد اللّه بن قيس وليس فيه ذيله من «في جنّة عدن.»، كنز العمّال: ج 14 ص 454 ح 39234.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ مِن دُونِهِمَا جَنَّتَانِ» ـ: جَنَّتانِ مِن فِضَّةٍ آنِيَتُها وما فيهِما، وجَنَّتانِ مِن ذَهَبٍ آنِيَتُهُما وما فيهِما، وما بَينَ القَومِ وبَينَ أن يَنظُروا إِلى رَبِّهِم إلّا رِداءُ الكِبرِ عَلى وَجهِهِ في جَنَّةِ عَدنٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره اين سخن خداى بلندمرتبه: «و پايين تر از آن دو [بهشت]، دو بهشت [ديگر] است» ـ: دو بهشت كه ظرف هايشان و هر آنچه در آنهاست، از نقره است، و دو بهشت ديگر، كه ظرف هايشان و آنچه در آنهاست، از طلاست، و تنها مانع ميان اين بهشتيان و ديدن پروردگارشان، رداى كبرياست كه بر چهره او در بهشتِ عَدْن (دست نخورده) افكنده شده است.
۱.صحيح البخاري: ج 4 ص 1848 ح 4597، صحيح مسلم: ج 1 ص 163 ح 296، سنن الترمذي: ج 4 ص 674 ح 2528، مسند ابن حنبل: ج 7 ص 162 ح 19702، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 394 ح 7386 كلّها عن عبد اللّه بن قيس، كنز العمّال: ج 14 ص 453 ح 39228.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱٬۱۲۰