حدیث دربارهفاطمه
الإرشاد:لَمّا ماتَ الحَسَنُ بنُ الحَسَنِ رَحمَةُ اللّهِ عَلَيهِ، ضَرَبَت زَوجَتُهُ فاطِمَةُ بِنتُ الحُسَينِ عليه السلام عَلى قَبرِهِ فُسطاطا، وكانَت تَقومُ اللَّيلَ وتَصومُ بِالنَّهارِ، وكانَت تُشَبَّهُ بِالحورِ العينِ لِجَمالِها، فَلَمّا كانَ رَأسُ السَّنَةِ، قالَت لِمَواليها: إذا أظلَمَ اللَّيلُ فَقَوِّضوا هذَا الفُسطاطَ.
فَلَمّا أظلَمَ اللَّيلُ، سَمِعَت قائِلاً: يَقولُ: هَل وَجَدوا ما فَقَدوا؟ فَأَجابَهُ آخَرُ: بَل يَئِسوا فَانقَلَبوا. ۱
الإرشاد:هنگامى كه حسن بن حسن ـ كه رحمت خدا بر او باد ـ، در گذشت، همسرش فاطمه، دختر امام حسين عليه السلام، بر سرِ مزارش خيمه اى بر پا كرد و شب ها به شب زنده دارى و روزها را به روزه گرفتن مى پرداخت و از فرط زيبايى، به حورالعين مى مانست. در پايان سال، به وابستگانش گفت: چون شب تاريك شد، اين خيمه را بر كَنيد.
شب كه تاريك شد، شنيد كه كسى مى گويد: آيا آنچه را از دست دادند، يافتند؟ و كسى ديگر، پاسخ داد: نه؛ بلكه نااميد شدند و باز گشتند.
۱.الإرشاد: ج 2 ص 26، العدد القويّة: ص 355 الرقم 19، روضة الواعظين: ص 542، كشف الغمّة: ج 2 ص 206، بحار الأنوار: ج 44 ص 167.