حدیث دربارهاز هيچ زنى شير نخورد

الكافي عن محمّد بن عمرو الزيّات عن رجل من أصحابنا عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:لَم يَرضَعِ الحُسَينُ عليه السلام مِن فاطِمَةَ عليهاالسلام ولا مِن اُنثى، كانَ يُؤتى بِهِ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله فَيَضَعُ إبهامَهُ في فيهِ، فَيَمُصُّ مِنها ما يَكفيهِ ۱ اليَومَينِ وَالثَّلاثَ، فَنَبَتَ لَحمُ الحُسَينِ عليه السلام مِن لَحمِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ودَمِهِ. ۲
الكافىـ به نقل از محمّد بن عمرو زيّات، از يكى از راويان شيعه، از امام صادق عليه السلام ـ: حسين عليه السلام، نه از فاطمه عليهاالسلام و نه از هيچ زن ديگرى شير نخورد؛ بلكه او را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آوردند و ايشان انگشت شست خود را در دهان او مى گذارد و حسين عليه السلام به اندازه اى مى مكيد كه دو سه روزش را كفايت مى كرد. از اين رو، گوشت حسين عليه السلام از گوشت و خون پيامبر صلى الله عليه و آله روييد.
۱.في المصدر: «يكفيها»، والتصويب من بحار الأنوار.
۲.الكافي: ج 1 ص 465 ح 4، كامل الزيارات: ص 124 ح 137، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 580 ح 5، بحار الأنوار: ج 44 ص 198 ح 14.

احادیث دیگر این موضوع

۶
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از بُرّه دختر اُميّه خُزاعى ـ: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به حسين عليه السلام باردار شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى فاطمه! تو به زودى، پسرى به دنيا مى آورى كه جبرئيل عليه السلام، مرا به او تهنيت داده است. او را شير نده تا من نزد تو بيايم، حتّى اگر يك ماه، منتظر بمانى». فاطمه عليهاالسلام گفت: همين كار را مى كنم. و پيامبر صلى الله عليه و آله در پى برخى كارهايش رفت و فاطمه عليهاالسلام، حسين عليه السلام را به دنيا آورد؛ امّا به او شير نداد تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد. به او فرمود: «چه كردى؟». فاطمه عليهاالسلام گفت: به او شير ندادم. پيامبر صلى الله عليه و آله، حسين عليه السلام را گرفت و زبانش را در دهانش گذاشت و حسين عليه السلام آن را مكيد، تا هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بس است، حسين! بس است، حسين!». سپس فرمود: «هر چه خدا بخواهد، همان مى شود. امامت، در تو و فرزندان توست».