حدیث دربارهاز هيچ زنى شير نخورد

علل الشرائع عن عبد الرحمن بن كثير الهاشمي عن أبي عبد اللّه [الصادق] عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَأتيهِ في كُلِّ يَومٍ، فَيَضَعُ لِسانَهُ في فَمِ الحُسَينِ عليه السلام فَيَمُصُّهُ حَتّى يَروِىَ، فَأَنبَتَ اللّهُ تَعالى لَحمَهُ مِن لَحمِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، ولَم يَرضَع مِن فاطِمَةَ عليهاالسلام، ولا مِن غَيرِها لَبَنا قَطُّ. ۱
علل الشرائعـ به نقل از عبد الرحمان بن كثير هاشمى، از امام صادق عليه السلام ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هر روز نزد حسين عليه السلام مى آمد و زبانش را در دهان او مى نهاد و حسين عليه السلام آن را مى مكيد تا سير مى شد. خداى متعال، گوشت حسين عليه السلام را از گوشت پيامبر صلى الله عليه و آله رويانْد و او هيچ گاه، نه از فاطمه عليهاالسلام و نه از غير او، شير نخورد.
۱.علل الشرائع: ص 206 ح 3، الإمامة والتبصرة: ص 182 ح 37، بحار الأنوار: ج 43 ص 245 ح 20.

احادیث دیگر این موضوع

۶
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از بُرّه دختر اُميّه خُزاعى ـ: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به حسين عليه السلام باردار شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى فاطمه! تو به زودى، پسرى به دنيا مى آورى كه جبرئيل عليه السلام، مرا به او تهنيت داده است. او را شير نده تا من نزد تو بيايم، حتّى اگر يك ماه، منتظر بمانى». فاطمه عليهاالسلام گفت: همين كار را مى كنم. و پيامبر صلى الله عليه و آله در پى برخى كارهايش رفت و فاطمه عليهاالسلام، حسين عليه السلام را به دنيا آورد؛ امّا به او شير نداد تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد. به او فرمود: «چه كردى؟». فاطمه عليهاالسلام گفت: به او شير ندادم. پيامبر صلى الله عليه و آله، حسين عليه السلام را گرفت و زبانش را در دهانش گذاشت و حسين عليه السلام آن را مكيد، تا هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بس است، حسين! بس است، حسين!». سپس فرمود: «هر چه خدا بخواهد، همان مى شود. امامت، در تو و فرزندان توست».