حدیث دربارهاز هيچ زنى شير نخورد

الكافي:وفي رِوايَةٍ اُخرى عَن أبِي الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام: إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله كانَ يُؤتى بِهِ الحُسَينُ عليه السلام ۱ فَيُلقِمُهُ لِسانَهُ، فَيَمُصُّهُ فَيَجتَزِئُ ۲ بِهِ، ولَم يَرتَضِع مِن اُنثى. ۳
الكافى:در نقل ديگرى از امام رضا عليه السلام آمده است: «حسين عليه السلام را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله مى آوردند و ايشان، زبانش را در دهان حسين عليه السلام مى نهاد و او، آن را مى مكيد و به همان، اكتفا مى كرد و از هيچ زنى شير نخورد».
۱.كذا في المصدر، والظاهر أنّ الصواب هو: «كان يؤتى بالحسين عليه السلام».
۲.جَزَأَ بالشيء: قنع واكتفى به (لسان العرب: ج 1 ص 46 «جزأ»).
۳.الكافي: ج 1 ص 465 ذيل ح 4، بحار الأنوار: ج 44 ص 198 ح 14.

احادیث دیگر این موضوع

۶
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از بُرّه دختر اُميّه خُزاعى ـ: هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام به حسين عليه السلام باردار شد، پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «اى فاطمه! تو به زودى، پسرى به دنيا مى آورى كه جبرئيل عليه السلام، مرا به او تهنيت داده است. او را شير نده تا من نزد تو بيايم، حتّى اگر يك ماه، منتظر بمانى». فاطمه عليهاالسلام گفت: همين كار را مى كنم. و پيامبر صلى الله عليه و آله در پى برخى كارهايش رفت و فاطمه عليهاالسلام، حسين عليه السلام را به دنيا آورد؛ امّا به او شير نداد تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد. به او فرمود: «چه كردى؟». فاطمه عليهاالسلام گفت: به او شير ندادم. پيامبر صلى الله عليه و آله، حسين عليه السلام را گرفت و زبانش را در دهانش گذاشت و حسين عليه السلام آن را مكيد، تا هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود: «بس است، حسين! بس است، حسين!». سپس فرمود: «هر چه خدا بخواهد، همان مى شود. امامت، در تو و فرزندان توست».