تشويق به كسب درآمد از دسترنج
15 حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:ما أكَلَ أحَدٌ طَعاما قطُّ خَيرا مِن أن يَأكُلَ مِن عَمَلِ يَدِهِ، و إنّ نَبيَّ اللّهِ داوودَ كانَ يَأكُلُ مِن عَمَلِ يَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگز كسى غذايى بهتر از دسترنج خود نخورده است. پيامبر خدا، داوود، از دسترنج خود امرار معاش مى كرد.
۱.كنز العمّال: 9223.
عنه صلى الله عليه و آله:ما أكَلَ العَبدُ طَعاما أحَبَّ إلَى اللّهِ تعالى مِن كَدِّ يَدِهِ، و مَن باتَ كالاًّ مِن عَمَلِهِ باتَ مَغفورا لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنده، هيچ غذايى نخورْد كه نزد خداوند متعال محبوبتر از دسترنج خودش باشد، هر كه شب را با تنى خسته از كار بخوابد، آمرزيده شود.
۱.كنز العمّال: 9228.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ داوودَ النَّبيَّ كانَ لا يَأكُلُ إلاّ مِن كَسبِ يَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:داوود پيامبر، جز از دسترنج خود نمى خورْد.
۱.كنز العمّال: 9222.
عنه صلى الله عليه و آله:أزكى الأعمالِ كَسبُ المَرءِ بيَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پاكيزه ترين كارها، درآمدى است كه انسان با دسترنج خود كسب كند.
۱.كنز العمّال: 9220.
عنه صلى الله عليه و آله:أطيَبُ الكَسبِ عَمَلُ الرجُلِ بيَدِهِ و كُلُّ بَيعٍ مَبرورٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پاكترين كسب و درآمد، دسترنج آدمى است و هر معامله اى كه با درستكارى همراه باشد.
۱.كنز العمّال: 9196.
عنه صلى الله عليه و آله:أفضَلُ الكَسبِ بَيعٌ مَبرورٌ و عَمَلُ الرجُلِ بيَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:برترين كسب و درآمد، معامله درستكارانه است و كار كردن انسان با دست خودش.
۱.كنز العمّال: 9195.
عنه صلى الله عليه و آله:خَيرُ الكَسبِ كَسبُ يَدَيِ العامِلِ إذا نَصَحَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بهترين درآمد، درآمد كارگرى است كه در كارش صداقت داشته باشد.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: 76.
كتاب من لا يحضره الفقيه:كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام يَخرُجُ في الهاجِرَةِ في الحاجَةِ قد كُفِيَها يُريدُ أن يَراهُ اللّهُ تعالى يُتعِبُ نفسَهُ في طَلَبِ الحَلالِ. ۱
كتاب من لا يحضره الفقيه:امام على عليه السلام، در هواى داغ نيمروز براى كار كردن بيرون مى رفت، در حالى كه نيازى نداشت [خودش برود]. علّتش اين بود كه مى خواست خداوند متعال ببيند، او براى كسب روزى حلال زحمت مى كشد.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/163/3596.
بحار الأنوار:رُويَ أنَّ حَوارِيِّي عيسى عليه السلام كانوا إذا جاعُوا قالوا: يا رُوحَ اللّهِ جُعْنا، فَيَضرِبُ بيَدِهِ علَى الأرضِ ـ سَهلاً كان أو جَبَلاً ـ فَيُخرِجُ لِكُلِّ إنسانٍ مِنهُم رَغِيفَينِ يَأكُلُهُما، فإذا عَطِشُوا قالوا: يا رُوحَ اللّهِ عَطِشْنا، فَيَضرِبُ بيَدِهِ على الأرضِ ـ سَهلاً كان أو جَبَلاً ـ فَيُخرِجُ ماءً فَيَشرَبُونَ، قالوا: يا رُوحَ اللّهِ، مَن أفضَلُ مِنّا؟ إذا شِئنا أطعَمتَنا، و إذا شِئنا سَقَيتَنا، و قد آمَنّا بكَ و اتَّبَعناكَ! قالَ: أفضَلُ مِنكُم مَن يَعَملُ بيَدِهِ، و يَأكُلُ مِن كَسبِهِ، فصاروا يَغسِلُونَ الثِّيابَ بالكِراءِ. ۱
بحار الأنوار:روايت شده است كه حواريان عيسى عليه السلام هر گاه گرسنه مى شدند، مى گفتند: يا روح اللّه! گرسنه شده ايم. پس، عيسى عليه السلام با دست خود به زمين، چه دشت بود و چه كوه، مى زد و براى هر يك از حواريان دو گرده نان بيرون مى آورد، كه آنها را مى خوردند. و هر گاه تشنه مى شدند، مى گفتند: يا روح اللّه! تشنه شده ايم و آن حضرت با دستش به زمين، خواه دشت بود يا كوه، مى زد و آب بيرون مى آورد و حواريان مى نوشيدند. آنها گفتند: يا روح اللّه! چه كسى از ما برتر است كه هر گاه مى خواهيم غذايمان مى دهى و هر گاه مى خواهيم آبمان مى نوشانى در حالى كه همه ما به تو ايمان آورده ايم و پيرويت مى كنيم؟ عيسى عليه السلام فرمود: برتر از شما، كسى است كه با دست خود كار كند و از كسب خودش بخورد. از آن پس حواريان رخت مى
۱.بحار الأنوار: 14/276/7.
داوود عليه السلامـ لَمّا مَرَّ بِإسكافٍ ـ: يا هذا اِعمَلْ و كُل، فَإنَّ اللّهَ يُحِبُّ مَن يَعمَلُ و يَأكُلُ، و لا يُحِبُّ مَن يَأكُلُ و لا يَعمَلُ. ۱
داوود عليه السلامـ چون بر كفشگرى گذشت ـفرمود: اى مرد! كار كن و بخور؛ زيرا خداوند، كسى را كه كار كند و بخورد، دوست دارد و كسى را كه بخورد و كار نكند، دوست نمى دارد.
۱.تنبيه الخواطر: 1/42.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ أميرَ المؤمنينَ عليه السلام أعتَقَ ألفَ مَملوكٍ مِن كَدِّ يَدِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:امير المؤمنين عليه السلام، از دسترنج خود هزار بنده خريد و آزاد كرد.
۱.تهذيب الأحكام: 6/326/895.
عنه عليه السلام:أوحَى اللّهُ عَزَّ و جلَّ إلى داوودَ عليه السلام: إنّكَ نِعمَ العَبدُ لولا أنّكَ تَأكُلُ مِن بَيتِ المالِ و لا تَعمَلُ بِيَدِكَ شيئا! قالَ: فبكى داوودُ عليه السلام أربَعينَ صَباحا، فأوحَى اللّهُ عَزَّ و جلَّ إلَى الحَديدِ: أنْ لِنْ لِعَبدي داوودَ، فَألانَ اللّهُ تعالى لَهُ الحَديدَ، فكانَ يَعمَلُ كلَّ يَومٍ دِرعا فَيَبيعُها بألفِ دِرهَمٍ، فَعَمِلَ ثلاثَمِائةٍ و سِتِّينَ دِرعا، فباعَها بثلاثِمِائةٍ و سِتِّينَ ألفا، و استَغنى عن بَيتِ المالِ. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند عزّ و جلّ به داوود عليه السلام وحى فرمود: «اگر نبود كه از بيت المال مى خورى و با دستت كارى نمى كنى، چه نيكو بنده اى بودى»، پس داوود عليه السلام چهل بامداد گريست. آن گاه خداوند عزّ و جلّ به آهن وحى كرد: براى بنده ام داوود نرم شو. و چون خداوند متعال آهن را در دست داوود نرم گردانيد، او روزى يك زره مى بافت و آن را به هزار درهم مى فروخت. پس سيصد و شصت زره بافت و آنها را به سيصد و شصت هزار درهم فروخت و بدين ترتيب از بيت المال بى نياز شد.
۱.تهذيب الأحكام: 6/326/896.
عنه عليه السلام:لا تَكسَلُوا في طَلَبِ مَعايِشِكُم؛ فإنّ آباءَنا كانوا يَركُضُونَ فيها و يَطلُبُونَها. ۱
امام صادق عليه السلام:در طلب معاش خود كاهلى نورزيد؛ زيرا پدران شما در پى آن مى دويدند و آن را مى طلبيدند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/157/3576.
الكافي عَن أبي عبدِ اللّه عليه السلام:إنّ محمّدَ بنَ المُنكَدِرِ كانَ يقولُ: ما كنتُ أرى أنَّ عليَّ بنَ الحسينِ عليهما السلام يَدَعُ خَلَفا أفضَلَ مِنهُ حتّى رأيتُ ابنَهُ محمّدَ بنَ عليٍّ عليهما السلام، فأرَدتُ أن أعِظَهُ فَوَعَظَني! فقالَ لَهُ أصحابُهُ: بأيِّ شيءٍ وَعَظَكَ؟ قالَ: خَرَجتُ إلى بعضِ نَواحي المَدينةِ في ساعَةٍ حارَّةٍ فَلَقِيَنيِ أبو جعفرٍ محمّدُ بنُ عليٍّ و كانَ رجُلاً بادِنا ثَقيلاً و هُو مُتَّكِئٌ على غُلامَينِ أسوَدَينِ أو مَولَيَينِ، فقلتُ في نَفسِي: سبحانَ اللّهِ! شَيخٌ مِن أشياخِ قُرَيشٍ في هذهِ الساعَةِ على هذهِ الحالِ في طَلَبِ الدُّنيا! أما لَأعِظَنَّهُ.
فَدَنَوتُ منه فَسَلَّمْتُ علَيهِ، فَرَدَّ عليَّ السَّلامَ بِنَهَرٍ و هُو يَتَصابُّ عَرَقا، فقلتُ: أصلَحَكَ
الكافى:امام صادق عليه السلام فرمود: محمّد بن منكدر مى گفت: من فكر مى كردم كه على بن الحسين عليهما السلام فرزندى از خود بر جاى نخواهد گذاشت كه برتر از خودِ على بن الحسين باشد، تا آن كه [روزى]فرزند او محمّد بن على عليهما السلام را ديدم و خواستم نصيحتش كنم. اما او مرا نصيحت كرد. ياران محمّد بن منكدر، پرسيدند: چه نصيحتى به تو كرد؟ گفت: روزى هوا بسيار گرم بود و من به يكى از نواحى مدينه مى رفتم. در راه ابو جعفر محمّد بن على را كه بدنى فربه و سنگين داشت، ديدم كه به دو غلام سياه يا دو تن از موالى تكيه داده است.با خودم گفتم: سبحان اللّه! شيخى از شيوخ قريش در يك چنين وقتى و با چنين حالى در پى دنياست! بايد او را نصيحت كنم.
نزديكش رفتم و سلام كردم. در حالى كه عرق مى ريخت با حالت تَشَر، جواب سلام مرا
۱.الكافي: 5/73/1.
كتاب من لا يحضره الفقيه عن الفَضل بن أبي قُرَّةَ:دَخَلنا على أبي عبدِ اللّهِ عليه السلام و هُو يَعمَلُ في حائطٍ لَهُ، فقُلنا: جَعَلَنا اللّهُ فِداكَ، دَعْنا نَعمَلْ لكَ أو تَعمَلْهُ الغِلمانُ، قالَ: لا، دَعُوني فإنّي أشتَهي أن يَرانيَ اللّهُ عَزَّ و جلَّ أعمَلُ بِيَدي و أطلُبُ الحلالَ في أذى نَفسِي. ۱
كتاب من لا يحضره الفقيهـ به نقل از فضل بن ابى قرّه ـ: حضور امام صادق عليه السلام رسيديم، در حالى كه در باغ خود مشغول كار كردن بود. عرض كرديم: خدا ما را فداى شما كند، اجازه دهيد ما براى شما كار كنيم يا غلامان كار را انجام دهند. حضرت فرمود: نه، مرا به حال خود بگذاريد؛ چون دوست دارم خداوند عزّ و جلّ مرا ببيند كه با دست خودم كار مى كنم و با رنج خود، روزى حلال به دست مى آورم.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 3/163/3595.