ايمان و سرگرمى

6 حدیث
عنه عليه السلام:لَم يَعقِلْ مَن وَلِهَ باللَّعِبِ، و استُهتِرَ باللَّهوِ و الطَّرَبِ. ۱
امام على عليه السلام:كسى كه شيفته بازى و دلباخته سرگرمى و خوشى باشد، خردمند نيست.
۱.غرر الحكم: 7568.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:المؤمنُ يَعافُ اللَّهوَ، و يألَفُ الجِدَّ. ۱
امام على عليه السلام:مؤمن از سرگرمى به دور و با كارهاى جدّى دمخور است.
۱.غرر الحكم: 1502.
عنه عليه السلامـ في صفةِ المؤمنِ ـ: مَشغولٌ وَقتُهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف مؤمن ـفرمود: وقتش پُر است.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 333.
عنه عليه السلام:عَجَبا لابنِ النّابِغَةِ! يَزعُمُ لأهلِ الشّامِ أنّ فِيَّ دُعابَةً ۱، و أنّي امرؤٌ تَلعابَةٌ، اُعافِسُ و اُمارِسُ! لَقد قالَ باطِلاً، و نَطَقَ آثِما. أما و اللّهِ إنّهُ لَيَمنَعُني مِن اللّعبِ ذِكرُ المَوتِ، و إنّهُ لَيَمنَعُهُ مِن قَولِ الحَقِّ نِسيانُ الآخِرَةِ. ۲
امام على عليه السلام:شگفتا از [عمر و عاص] پسر آن زن بد كاره! در ميان شاميان شايع كرده كه در من لودگى است و مردى بازيگوش هستم و كارم شوخى و بازى است! او سخن نادرستى گفته و به گفتارى گناه آلود، زبان گشوده است. هان! به خدا سوگند كه ياد مرگ مرا از بازى باز مى دارد و فراموش كردن آخرت، او را از گفتن حق باز مى دارد.
۱.ذكر ابن أبي الحديد أنّ أصل هذا الكلام من عمر. راجع شرح نهج البلاغة: 6/326.
۲.نهج البلاغة: الخطبة 84.
الإمامُ الحسنُ عليه السلام:المؤمنُ لا يَلهو حتّى يَغفُلَ، فإذا تَفَكّرَ حَزِنَ. ۱
امام حسن عليه السلام:مؤمن، سرگرمى نمى كند تا در نتيجه غافل گردد. پس چون [لحظه اى در كار خود]بينديشد اندوهگين شود.
۱.تنبيه الخواطر: 1/52.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ فيمَن طَلبَ الصَّيدَ لاهِيا ـ: و إنّ المؤمنَ لَفي شُغُلٍ عن ذلكَ، شَغَلَهُ طَلَبُ الآخِرَةِ عَنِ المَلاهي. و إنَّ المؤمنَ عَن جَميعِ ذلكَ لَفي شُغُلٍ، ما لَهُ و للمَلاهي؟! فإنَّ المَلاهيَ تُورِثُ قَساوَةَ القَلبِ و تُورِثُ النِّفاقَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره كسى كه براى سرگرمى دنبال شكار مى رود ـفرمود: مؤمن، فرصت چنين كارهايى را ندارد. آخرت جويى او را از سرگرمى باز داشته است. مؤمن به هيچ يك از اين كارها نمى رسد، او را چه به سرگرمى ها؟! كارهاى لهو و سرگرم كننده، سخت دلى مى آورد و نفاق بر جاى مى گذارد.
۱.الاُصول الستّة عشر: 51.