ديدار خدا
9 حدیث
إرشاد القلوب ـ في حديث المعراج ـ : [قالَ اللّهُ تعالى:] يا أحمَدُ، هَل تَدري أيُّ عَيشٍ أهنى، وأيُّ حَياةٍ أبقى؟
قالَ: اللّهُمَّ لا.
قالَ: أمَّا العَيشُ الهَنيءُ فَهُوَ الَّذي لا يَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِكري، ولا يَنسى نِعمَتي، ولا يَجهَلُ حَقّي، يَطلُبُ رِضايَ لَيلَهُ ونَهارَهُ.
وأمَّا الحَياةُ الباقِيَةُ فَهِيَ الَّتي يَعمَلُ لِنَفسِهِ حَتّى تَهونَ عَلَيهِ الدُّنيا وتَصغُرَ في عَينَيهِ، وتَعظُمَ الآخِرَةُ عِندَهُ، ويُؤثِرَ هَوايَ عَلى هَواهُ، ويَبتَغيَ مَرضاتي، ويُعَظِّمَ حَقَّ عَظَمَتي، ويَذكُرَ عِلمي بِهِ، ويُراقِبَني بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ عِندَ كُلِّ سَيِّئَةٍ ومَعصِيَةٍ، ويَنفيَ قَلبَهُ عَن كُلِّ ما أكرَهُ، ويُبغِضَ الشَّيطانَ ووَساوِسَهُ، لا يَجعَلَ لاِءِبليسَ عَلى قَلبِهِ
إرشاد القلوب ـ در ضمن حديث «معراج» ـ : [خداوند متعال فرمود:] «اى احمد! مىدانى كدام زندگى، گواراتر و كدام حيات، پايدارتر است؟».
گفت: بارالها! نه.
فرمود: «اما زندگى گوارا آن است كه دارندهاش، از يادم خسته نمىشود، نعمتم را فراموش نمىكند، حقّم را ناديده نمىگيرد و در شب و روزش، جوياى خشنودى من است.
امّا حيات پايدار، آن است كه دارندهاش چنان براى خود عمل مىكند كه دنيا بر او خوار شود و در چشمانش كوچك گردد و آخرت، نزدش بزرگ شود. خواستهام را بر خواستهاش مقدّم مىدارد و جوياى خشنودى من است. حقّ بزرگىِ مرا به جاى مىآورد، آگاهى مرا نسبت به خودش به ياد دارد و در شب و روز و در كنار هر زشتى و گناهى، مرا مراقب خود مىبيند و قلبش را از هر آنچه ناخوش مىدارم، مىزدايد. شيطان و وسوسههايش را
۱.إرشاد القلوب: 204، بحار الأنوار: 77 / 28 / 6.
الإمام عليّ عليهالسلام: إنَّ اللّهَ أوحى إلى موسى عليهالسلام: مَن أحَبَّ حَبيبا أنِسَ بِهِ، ومَن أنِسَ بِحَبيبٍ صَدَّقَ قَولَهُ ورَضِيَ فِعلَهُ، ومَن وَثَقَ بِحَبيبٍ اِعتَمَدَ عَلَيهِ، ومَنِ اشتاقَ إلى حَبيبٍ جَدَّ فِي السَّيرِ إلَيهِ. يا موسى، ذِكري لِلذّاكِرينَ، وزِيارَتي لِلمُشتاقينَ، وجَنَّتي لِلمُطيعينَ، وأنَا خاصَّةً لِلمُحِبّينَ. ۱
امام على عليهالسلام: خداوند به موسى عليهالسلام وحى كرد: «هركه محبوبى را دوست بدارد، با او همدم مىشود و هركه با محبوبى همدم گشت، سخنش را تصديق مىكند و از كردارش خشنود مىشود، و هركه به محبوبى اطمينان كند، به او اعتماد مىورزد و هركه مشتاق محبوبى شود، در رفتن به سويش مىكوشد.
اى موسى! يادم از آنِ يادآوران، ديدارم از آنِ شيفتگان، و بهشتم از آنِ فرمانبران است و من خود، ويژه دوستدارانم هستم».
۱.إرشاد القلوب: 100، عدّة الداعي: 237، أعلام الدين: 279 كلاهما عن وهب بن منبّه نحوه وفيهما «أوحى اللّه إلى داود عليهالسلام»، بحار الأنوار: 77 / 42 / 10، راجع: الترغيب / فضل محبّة اللّه.
حلية الأولياء عن إبراهيم بن أدهم: إنَّ اللّهَ تَعالى أوحى إلى يَحيَى بنِ زَكَرِيّا عليهماالسلام: يا يَحيى، إنّي قَضَيتُ عَلى نَفسي أن لا يُحِبَّني عَبدٌ مِن عِبادي أعلَمُ ذلِكَ مِنهُ إلاّ كُنتُ سَمعَهُ الَّذي يَسمَعُ بِهِ، وبَصَرَهُ الَّذي يُبصِرُ بِهِ، ولِسانَهُ الَّذي يَتَكَلَّمُ بِهِ، وقَلبَهُ الَّذي يَفهَمُ بِهِ. فَإِذا كانَ ذلِكَ كَذلِكَ بَغَّضتُ إلَيهِ الاِشتِغالَ بِغَيري، وأدَمتُ فِكرَتَهُ، وأسهَرتُ لَيلَهُ، وأظمَأتُ نَهارَهُ.
يا يَحيى، أنَا جَليسُ قَلبِهِ، وغايَةُ اُمنِيَّتِهِ وأمَلِهِ، أهَبُ لَهُ كُلَّ يَومٍ وساعَةٍ فَيَتَقَرَّبُ مِنّي وأتَقَرَّبُ مِنهُ، أسمَعُ كَلامَهُ، واُجيبُ تَضَرُّعَهُ. فَوَعِزَّتي وجَلالي لَأَبعَثَنَّهُ مَبعَثا يَغبِطُهُ بِهِ النَّبِيّونَ وَالمُرسَلونَ،
حلية الأولياء ـ به نقل از ابراهيم بن ادهم ـ : خداوند متعال به يحيى بن زكريا عليهماالسلام وحى كرد: «اى يحيى! با خود عهد بستهام كه هرگاه بندهاى از بندگانممرا دوست بدارد و اين حالترا از او بدانمو ببينم، گوش شنوايش، چشم بينايش، زبان گويايش و قلب دريابندهاش شوم. پس چون چنين شود، پرداختن به جز مرا منفورِ او مىگردانم، فكرش را دوام مىبخشم و شبش را به شبزندهدارى و روزش را به روزهدارى خواهم گذرانْد.
اى يحيى! من همنشين قلبش و نهايت اميد و آرزويش هستم و هر روز و هر ساعت به او مىبخشم. پس به من نزديك مىشود و من به او نزديك مىشوم، سخنش را مىشنوم و زارىاش را پاسخ مىدهم. به عزّت و جلالم سوگند كه او را منزلتى خواهم داد كه پيامبران و رسولان، به سبب آن بر او رشك خواهند برد. سپس به
۱.حلية الأولياء: 10 / 82.
المحجّة البيضاء: في أخبارِ داودَ عليهالسلام: إنَّ اللّهَ عز و جل أوحى إلَيهِ: يا داودُ، إلى كَم تَذكُرُ الجَنَّةَ ولا تَسأَلُنِي الشَّوقَ إلَيَّ؟!
قالَ: يا رَبِّ، مَنِ المُشتاقونَ إلَيكَ؟
قالَ: إنَّ الُمشتاقينَ إلَيَّ الَّذينَ صَفَّيتُهُم مِن كُلِّ كَدَرٍ، وأنبَهتُهُم بِالحَذَرِ، وخَرَقتُ مِن قُلوبِهِم إلَيَّ خَرقا يَنظُرونَ إلَيَّ.
يا داودُ، إنّي خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقينَ مِن رِضواني، ونَعَّمتُها بِنورِ وَجهي، وَاتَّخَذتُهُم لِنَفسي مُحَدَّثينَ، وجَعَلتُ أبدانَهُم مَوضِعَ نَظَري إلَى الأَرضِ، وقَطَعتُ مِن قلُوبِهِم طَريقا يَنظُرونَ بِهِ إلَيَّ، يَزدادونَ في كُلِّ يَومٍ شَوقا. ۱
المحجّة البيضاء: در اخبار داوود عليهالسلام آمده است كه خداوند عز و جل به او وحى كرد: «اىداوود! تاكىازبهشت ياد مىكنىوشوقديدارمرادرخواستنمىكنى؟».
گفت: پروردگارا! مشتاقانت كياناند؟
فرمود: «مشتاقانم، كسانى هستند كه آنان را از هر غبار كدورتى پيراستهام و با پرهيز، هشيارشان ساختهام و حجاب را از برابر دلهايشان چنان برداشتهام كه به من مىنگرند.
اى داوود! من دلهاى مشتاقان را از رضوان (خشنودى) خود آفريدهام و با نور رخسارم پروريدهام و آنان را چونان سخنگويانى براى خود برگزيدهام و پيكرهايشان را جايگاه نگاهم به زمين ساختهام و از دلهايشان راهى به سوى خود گشودهام كه از آن به من مىنگرند و هر روز، بر شوقشان افزوده مىشود».
۱.المحجّة البيضاء: 8 / 59.
الإمام عليٌّ عليهالسلام: قالَ رَسولُ اللّهِ صلىاللهعليهوآله: يَزورُ أهلُ الجَنَّةِ الرَّبَّ تَبارَكَ وتَعالى في كُلِّ يَومِ جُمُعَةٍ، وذَكَرَ ما يُعطَونَ، قالَ: ثُمَّ يَقولُ اللّهُ تَعالى: اِكشِفُوا الحُجُبَ. فَيَكشِفوا حِجابا ثُمَّ حِجابا حَتّى يَتَجَلّى لَهُم تَبارَكَ وتَعالى عَن وَجهِهِ فَكَأَنَّهُم لَم يَرَوا نِعمَةً قَبلَ ذلِكَ، وهُوَ قَوله تَعالى: «وَ لَدَيْنَا مَزِيدٌ». ۱
امام على عليهالسلام: پيامبر خدا صلىاللهعليهوآله فرمود: «بهشتيان هر روز جمعه با پروردگار متعال ديدار مىكنند». سپس حضرت، آنچه را كه به آنان عطا مىشود ياد كرد و افزود: «آنگاه خداوند متعال مىفرمايد: "پردهها را برداريد". پس از آن پردهها يكىيكى برداشته مىشوند، تا آن كه خداوند متعال با رخسار بزرگوارش چنان بر آنان تجلّى مىكند كه گويى پيش از آن، هيچ نعمتى نديدهاند؛ و اين است معناى گفته خداوند متعال: «و بيش از آن نزد ماست» ».
۱.كنز العمّال: 2 / 509 / 4614 نقلاً عن أبي القاسم اللالكائي.
المحجّة البيضاء: في أخبارِ داودَ:. قُل لِعِبادِيَ المُتَوَجِّهينَ إلَيَّ بَمَحَبَّتي: ما ضَرَّكُم إذَا احتَجَبتُم عَن خَلقي؛ إذ رَفَعتُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَكُم حَتّى تَنظُروا إلَيَّ بِعُيونِ قُلوبِكُم؟! ما ضَرَّكُم ما زَوَيتُ عَنكُم مِنَ الدُّنيا؛ إذ بَسَطتُ ديني لَكُم؟! وما ضَرَّكُم مَسخَطَةُ الخَلقِ إذَا التَمَستُم رِضايَ؟! ۱
المحجّة البيضاء: در اخبار داوود عليهالسلام آمده است: «به بندگانم كه با محبّتم به من روى آوردهاند، بگو كه: در پرده شدنتان از خلقم، زيانى به شما زيانى نمىزند؛ زيرا پرده ميان خود و شما را برداشتهام، تا با چشم دلتان به من بنگريد. اينكه بساط دنيا را از برابر شما در هم پيچيدهام، زيانى به شما نمىزند؛ زيرا دين خود را برايتان گستردهام و چون خشنودى مرا مىجوييد، ناخشنودى خلق به شما زيانى نمىرساند».
۱.المحجّة البيضاء: 8 / 61.
الإمام زين العابدين عليهالسلام ـ في مُناجاةِ العارِفين ـ : إلهي، فَاجعَلنا مِنَ الَّذينَ تَوَشَّحَت أشجارُ الشَّوقِ إلَيكَ في حَدائِقِ صُدورِهِم، وأخَذَت لَوعَةُ مَحَبَّتِكَ بِمَجامِعِ قُلوبِهِم. وقَرَّت بِالنَّظَرِ إلى مَحبوبِهِم أعيُنُهُم. ۱
امام سجّاد عليهالسلام ـ در «مناجاةُ العارفين» ـ : بارالها! ما را از كسانى قرار ده كه درختان شوق تو در باغ سينههاشان، شاخه گسترده و آتش محبّتت، دلهايشان را فرا گرفته است. و چشمانشان با نگريستن به تو روشن گشته است.
۱.بحار الأنوار: 94 / 150.
عنه عليهالسلام ـ فِي مُناجاةِ المُحبّينَ ـ : إلهي، مَن ذَا الَّذي ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنكَ بَدَلاً! ومَن ذَا الَّذي أنِسَ بِقُربِكَ فَابتَغى عَنكَ حِوَلاً! إلهي، فَاجعَلنا مِمَّنِ اصطَفَيتَهُ لِقُربِكَ ووِلايَتِكَ، وأخلَصتَهُ لِوُدِّكَ ومَحَبَّتِكَ، وشَوَّقتَهُ إلى لِقائِكَ، ورَضَّيتَهُ بِقَضائِكَ، ومَنَحتَهُ بِالنَّظَرِ إلى وَجهِكَ، وحَبَوتَهُ بِرِضاكَ، وأعَذتَهُ مِن هَجرِكَ وقَلاكَ، وبَوَّأتَهُ مَقعَدَ الصِّدقِ في جِوارِكَ، وخَصَصتَهُ بِمَعرِفَتِكَ، وأهَّلتَهُ لِعِبادَتِكَ، وهَيَّمتَهُ لاِءِرادَتِكَ، وَاجتَبَيتَهُ لِمُشاهَدَتِكَ، وأخلَيتَ وَجهَهُ لَكَ، وفَرَّغتَ فُؤادَهُ لِحُبِّكَ، ورَغَّبتَهُ فيما عِندَكَ، وألهَمتَهُ ذِكرَكَ، وأوزَعتَهُ شُكرَكَ، وشَغَلتَهُ بِطاعَتِكَ،
امام سجاد عليهالسلام ـ در «مناجاةُ المحبّين» ـ : بارالها! چه كسى شيرينى محبّت تو را چشيد و پس از آن، در پىِ جايگزينى برايت برآمد؟ چه كسى به نزديكى با تو اُنس گرفت و پس از آن، خواستار جابهجايى از كنارت شد؟
بارالها! ما را از كسانى قرار ده كه براى نزديكى و دوستىات برگزيدى، و براى محبّت و دوستىات خالصشان ساختى، و به ديدارت مشتاقشان كردى، و به قضايت خشنودشان نمودى، و نگريستن به رخسارت را به آنان بخشيدى، و خشنودىات را به آنان عطا كردى، و از دورى و هجرانت ايمنشان ساختى، و در كنارت در جايگاهى راستينْ جايشان دادى، و شناختت را ويژه ايشان ساختى، و آنان را اهليّت عبادتت دادى و شيفته ارادهات كردى، و براى مشاهده خودت برگزيدى و چهرهات را برايشان بىپرده ساختى و دلشان را به دوستى خودت پرداختى و
۱.بحار الأنوار: 94 / 148.
الإمام الصادق عليهالسلام: إنَّما اُولُو الأَلبابِ الَّذينَ عَمِلوا بِالفِكرَةِ حَتّى وَرِثوا مِنهُ حُبَّ اللّهِ؛ فَإِنَّ حُبَّ اللّهِ إذا وَرِثَهُ القَلبُ استَضاءَ، وأسرَعَ إلَيهِ اللُّطفُ، فَإِذا نَزَلَ مَنزِلَةَ اللُّطفِ صارَ مِن أهلِ الفَوائِدِ؛ تَكَلَّمَ بِالحِكمَةِ، فَإِذا تَكَلَّمَ بِالحِكمَةِ صارَ صاحِبَ فِطنَةٍ، فَإِذا نَزَلَ مَنزِلَةَ الفِطنَةِ عَمِلَ بِها فِي القُدرَةِ، فَإِذا عَمِلَ بِها فِي القُدرَةِ عَرَفَ الأَطباقَ السَّبعَةَ، فَإِذا بَلَغَ إلى هذِهِ المَنزِلَةِ صارَ يَتَقَلَّبُ فِكرُهُ بِلُطفٍ وحِكمَةٍ وبَيانٍ، فَإِذا بَلَغَ هذِهِ المَنزِلَةَ جَعَلَ شَهوَتَهُ ومَحَبَّته ۱ في خالِقِهِ، فَإِذا فَعَلَ ذلِكَ نَزَلَ المَنزِلَةَ الكُبرى؛ فَعايَنَ رَبَّهُ في قَلبِهِ، ووَرِثَ
امام صادق عليهالسلام: خردمندان، در حقيقت، كسانى هستند كه انديشهشان را به كار بستند، تا آن كه از آن، خدا دوستى را به ميراث بردند؛ زيرا چون قلبْ خدا دوستى را به ميراث بَرَد، روشنى مىگيرد و لطف و توجّه به سويش مىشتابد. پسچون به منزلت لطف و توجّه برسد، از فايدهمندان مىگردد؛ يعنى حكيمانه سخنى مىگويد. پس چون حكيمانه سخن بگويد، داراى هشيارى و زيركى مىشود. پس چون به منزلتِ زيركى برسد، آن را در راه قدرت به كار مىبرد و چون آن را در راه قدرت به كار بَرَد، طبقات هفتگانه را مىشناسد و چون به اين منزلت برسد، انديشهاش با لطف، حكمت و بيان، همراه مىشود و آنها را به كار مىبندد و چون به اين منزلت برسد، خواسته و دوستىاش را در راه خالق خود قرار مىدهد. پس چون چنين كرد، به منزلتِ بزرگتر مىرسد و