گوناگون
9 حدیث
الإمام الصادق عليهالسلام: مَن أحَبَّ اللّهَ أحَبَّهُ اللّهُ، ومَن أحَبَّهُ اللّهُ عز و جل كانَ مِن الآمِنينَ. ۱
امام صادق عليهالسلام: هركس خدا را دوست بدارد، خدا دوستش مىدارد و هركس خدا دوستش بدارد، از ايمنان خواهد بود.
۱.الخصال: 188 / 259، علل الشرايع: 13 / 8، الأمالي للصدوق: 92 / 65 كلّها عن يونس بن ظبيان، روضة الواعظين: 456 وفيه «وكان» بدل «ومن أحبّه اللّه عز و جل كان»، بحار الأنوار: 70 / 18 / 9.
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله: مَن آثَرَ مَحَبَّةَ اللّهِ عَلى مَحَبَّةِ نَفسِهِ كَفاهُ اللّهُ مُؤنَةَ النّاسِ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: هركه خدادوستى را بر خودْدوستى مقدّم بدارد، در برابر سختى و دشوارى مردم، خداوند، او را بسنده است.
۱.كنز العمّال: 15 / 790 / 43127 نقلاً عن أبي عبد الرحمن السلمي و ح 43128 نقلاً عن الديلمي وكلاهما عن عائشة وفيه «الناس» بدل «نفسه».
الأمالي للطوسي عن وهب بن منبّه: قَرَأتُ في زَبورِ داودَ عليهالسلام:. يا داودُ، اِسمَع مِنّي ما أقولُ وَالحَقَّ أقولُ: مَن أتاني وهُوَ يُحِبُّني أدخَلتُهُ الجَنَّةَ. ۱
الأمالى طوسى ـ به نقل از وَهْب بن مُنَبّه ـ : در زبور داوود عليهالسلامخواندم: «اى داوود! آنچه را مىگويم، از من بشنو كه حق مىگويم. هركه در حالى كه دوستم دارد، نزدم بيايد، او را به بهشت درمىآورم».
۱.الأمالي للطوسي: 107 / 162، بحار الأنوار: 6 / 4 / 4.
مستدرك الوسائل: سَأَلَ أعرابِيٌّ عَلِيّا عليهالسلام عَن دَرَجاتِ المُحِبّينَ ما هِيَ؟
قالَ: أدنى دَرَجاتِهِم مَنِ استَصغَرَ طاعَتَهُ وَاستَعظَمَ ذَنبَهُ وهُوَ يَظُنُّ أن لَيسَ فِي الدّارَينِ مَأخوذٌ غَيرُهُ.
فَغُشِيَ عَلَى الأَعرابِيِّ، فَلَمّا أفاقَ، قالَ: هَل دَرَجَةٌ أعلى مِنها؟
قالَ: نَعَم، سَبعونَ دَرَجَةً. ۱
مستدرك الوسائل: عربى باديهنشين، از على عليهالسلام درباره درجات دوستداران پرسيد كه چيست.
حضرت فرمود: «پايينترين درجهشان، كسى است كه طاعت خود را كوچك و گناهش را بزرگ مىشمارد و مىپندارد در اين جهان و آن جهان، جز او را به كيفر نمىگيرند».
باديهنشين، بيهوش شد. چون به هوش آمد، پرسيد: آيا درجهاى بالاتر از آن نيز هست؟
حضرت فرمود: «آرى، هفتاد درجه».
۱.مستدرك الوسائل: 1 / 133 / 188 نقلاً عن لبّ اللباب للراوندي.
الإمام عليّ عليهالسلام: حُبُّ اللّهِ نارٌ لا يَمُرُّ عَلى شَيءٍ إلاَّ احتَرَقَ، ونورُ اللّهِ لا يَطلُعُ عَلى شَيءٍ إلاّ أضاءَ. ۱
امام على عليهالسلام: دوستىِ خدا، آتشى است كه بر هرچه بگذرد، مىسوزد و نور خدا بر هر چه بتابد، درخشيدن مىگيرد.
۱.مصباح الشريعة: 523، بحار الأنوار: 70 / 23 / 23.
رسول اللّه صلىاللهعليهوآله ـ في دُعائِهِ ـ : يا خَيرَ مَقصودٍ ومَطلوبٍ، يا خَيرَ حَبيبٍ ومَحبوبٍ، يا مَن هُوَ لِمَن دَعاهُ مُجيبٌ، يا مَن هُوَ لِمَن أطاعَهُ حَبيبٌ، يا مَن هُوَ إلى مَن أحَبَّهُ قَريبٌ. ۱
رسول خدا صلىاللهعليهوآله: اى بهترين مقصود و خواسته! اى بهترين دوست و محبوب! اى آن كه به خواهانش پاسخ مىدهد! اى آن كه دوستِ كسى است كه از او فرمان مىبرد! و اى آن كه به دوستدارش نزديك است!
۱.البلد الأمين: 410، بحار الأنوار: 94 / 396.
امام باقر عليهالسلام ـ در تفسير گفته خداوند متعال: «و پروردگارشان به آنان شرابى پاك نوشاند» ـ : از هر چيزى جز خدا پاكشان مىكند؛ زيرا جز خدا چيزى نيست كه از آلودگىهاى هستى (ممكن) پاك باشد.
الإمام الصادق عليهالسلام ـ فيما نُسِبَ إلَيه في مِصباحِ الشَّريعَة ـ : نَجوَى العارِفينَ تَدورُ عَلى ثَلاثَةِ اُصولٍ: الخَوفِ، وَالرَّجاءِ، وَالحُبِّ. فَالخَوفُ فَرعُ العِلمِ، وَالرَّجاءُ فَرعُ اليَقينِ، وَالحُبُّ فَرعُ المَعرِفَةِ. فَدَليلُ الخَوفِ الهَرَبُ، ودَليلُ الرَّجاءِ الطَّلَبُ، ودَليلُ الحُبِّ إيثارُ المَحبوبِ عَلى ما سِواهُ.
فَإِذا تَحَقَّقَ العِلمُ فِي الصَّدرِ خافَ. وإذا صَحَّ الخَوفُ هَرَبَ. وإذا هَرَبَ نَجا. وإذا تَمَكَّنَ مِنهُ رَجا. وإذا وَجَدَ حَلاوَةَ الرَّجاءِ طَلَبَ. وإذا وُفِّقَ لِلطَّلَبِ وَجَدَ. وإذا تَجَلّى ضِياءُ المَعرِفَةِ فِي الفُؤادِ هاجَ ريحُ المَحَبَّةِ، وإذا هاجَ ريحُ المَحَبَّةِ استَأنَسَ (في) ظِلالِ المَحبوبِ، وآثَرَ المَحبوبَ عَلى ما سِواهُ، وباشَرَ
مصباح الشريعة ـ در سخنى كه به امام صادق عليهالسلام نسبت داده شده است ـ : مناجات عارفان، بر سه اصل مىچرخد: بيم، اميد و دوستى.
بيم، خود، زاده دانش است و اميد، زاده يقين و دوستى، زاده شناخت.
نشانِ بيم، گريز است و نشانِ اميد، جستجوست و نشانِ دوستى، مقدّم داشتن محبوب بر جز اوست.
پس چون دانش در سينه پديدار شد، شخصْ بيمناك مىشود و چون بيم درست گردد، شخصْ گريزان مىگردد و چون بگريزد، نجات مىيابد. و چون دلش استوار گردد، اميد مىبندد و چون شيرينى اميد را دريابد، به جستجو برمىآيد و چون توفيق جستجويش دهند، مىيابد. هرگاه روشنى شناخت بر دل بتابد، نسيم دوستى مىوزد و چون نسيم دوستى بوزد، شخص در سايهسار محبوب، انس مىگيرد و محبوب را بر جز او رجحان مىنهد و با فرمانهايش همگام مىشود و از
۱.مصباح الشريعة: 12، بحار الأنوار: 70 / 22 / 22.
عنه عليهالسلام ـ أيضا ـ : حُبُّ اللّهِ إذا أضاءَ عَلى سِرِّ عَبدٍ أخلاهُ عَن كُلِّ شاغِلٍ. وكُل ذِكرٍ سِوَى اللّهِ تَعالى ظُلمَةٌ. وَالمُحِبُّ أخلَصُ النّاسِ سِرّا للّهِِ تَعالى، وأصدَقُهُم قَولاً، وأوفاهُم عَهدا، وأزكاهُم عَمَلاً، وأصفاهُم ذِكرا، وأعبَدُهُم نَفسا، يَتَباهَى المَلائِكَةُ بِهِ عِندَ مُناجاتِهِ، ويَفخَرُ بِرُؤيَتِهِ، وبِهِ يَعمُرُ اللّهُ بِلادَهُ، وبِكَرامَتِهِ يُكرِمُ عِبادَهُ، يُعطيهِم إذا سَأَلوا بِحَقِّهِ، ويَدفَعُ عَنهُمُ البَلايا بِرَحمَتِهِ. فَلَو عَلِمَ الخَلقُ ما مَحَلُّهُ عِندَ اللّهِ ومَنزِلَتُهُ لَدَيهِ ما تَقَرَّبوا إلَى اللّهِ تَعالى إلاّ بِتُرابِ قَدَمَيهِ. ۱
مصباح الشريعة ـ در سخنى كه به امام صادق عليهالسلام نسبت داده شده است ـ : دوستى خدا چون بر ضمير بندهاى بتابد، او را از هر مشغوليتى مىپردازد (خالى مىكند). هر يادى جز ياد خداوند متعال، تاريكى است. شخص دوستدار، ضميرش از همه مردم براى خدا خالصتر، سخنش راستتر، عهدش وفادارانهتر، كردارش پاكتر، يادش پاكيزهتر و جانش بندهتر است. چون مناجات كند، فرشتگان به او مباهات مىورزند و به ديدارش افتخار مىكنند. خداوند به سبب او، سرزمينها را آباد مىكند، و به سبب گراميداشت او، بندگانش را گرامى مىدارد و به سبب حقّ او، چون بندگان از او درخواستى كنند، به آنان مىبخشد، و به سبب رحمت بر او، بلاها را از آنان برطرف مىكند. اگر خلق مىدانستند كه وى در نزد خداوند، چه جايگاه و منزلتى دارد، جز با خاكِ پاى
۱.مصباح الشريعة: 521، بحار الأنوار: 70 / 23 / 23.