معناى سبكسرى
7 حدیث
عنه عليه السلام:سَفَهُكَ عَلى مَن فَوقَكَ جَهلٌ مُرْدٍ، سَفَهُكَ على مَن دُونَكَ جَهلٌ مُزْرٍ، سَفَهُكَ على مَن في دَرَجَتِكَ نِقارٌ كَنِقارِ الدِّيكَينِ، و هِراشٌ كَهِراشِ الكَلبَينِ، و لَن يَفتَرِقا إلاّ مَجرُوحَينِ أو مَفضُوحَينِ، و ليسَ ذلكَ فِعلَ الحُكَماءِ، و لا سُنَّةَ العُقَلاءِ، و لَعلّهُ أن يَحلُمَ عَنكَ، فَيَكونَ أوزَنَ مِنكَ و أكرَمَ، و أنتَ أنقَصُ مِنهُ و ألأْمُ. ۱
امام على عليه السلام:رفتار نابخردانه تو با فرا دستت، حماقتى مُهلك است. رفتار سفاهت آميز تو با فرو دستت، جهالتى ننگ آور است. برخورد سفاهت آميز تو با كسى كه هم مرتبه توست، همچون منقار زدن دو خروس و افتادن دو سگ به جان يكديگر است، كه از هم جدا نشوند، مگر هر دو زخمى يا شكست خورده و رسوا شده و اين نه كار حكيمان است و نه روش خردمندان. چه بسا كه طرف مقابلت هم در برابر تو بُردبارى نشان دهد و بدين سان از تو وزينتر و محترم تر شود و تو از او سبكتر و نكوهيده تر.
۱.. غرر الحكم: (5645ـ5647).
الإمامُ الهاديُّ عليه السلام:إنّ الظالِمَ الحاكِمَ يَكادُ أن يُعفى على ظُلمِهِ بِحِلمِهِ، و إنَّ المُحِقَّ السَّفِيهَ يَكادُ أن يُطفِئَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ. ۱
امام هادى عليه السلام:نزديك است كه ستم ستمگرِ بردبار با بردباريش بخشيده شود و مُحِقّ نا بردبار، با نا شكيبى خود نور حقانيّتش را خاموش كند.
۱.بحار الأنوار: 78/365/3.
لقمانُ عليه السلامـ لاِبنِهِ و هُو يَعِظُهُ ـ: يا بُنَيَّ، إنّ المَوعِظَةَ تَشُقُّ على السَّفِيهِ كما يَشُقُّ الصُّعُودُ على الشَّيخِ الكبيرِ. ۱
لقمان عليه السلامـ در اندرز به فرزند خود ـفرمود: فرزندم! موعظه براى آدم سبك سر همان اندازه سخت است كه بالا رفتن از بلندى براى پير مرد سالخورده.
۱.. تنبيه الخواطر: 2/231.
الإمامُ الحسنُ عليه السلامـ لَمّا سُئلَ عَنِ السَّفَهِ ـ: اِتِّباعُ الدُّناةِ و مُصاحَبَةُ الغُواةِ. ۱
امام حسن عليه السلامـ در پاسخ به سؤال: سبكسرى چيست؟ ـفرمود: دنباله روى از فرومايگان و همنشينى با گمراهان.
۱.بحار الأنوار: 78/104/2.
امام باقر عليه السلامـ درباره آيه: «و داراييهاى خود را به سفيهان ندهيد» ـفرمود: هر كسى كه مست كننده مى خورد، سفيه است.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ السَّفَهَ خُلقٌ لَئيمٌ، يَستَطِيلُ على مَن هو دُونَهُ، و يَخضَعُ لِمَن هو فَوقَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:سبكسرى، خوى پستى است. آدم سفيه به زير دست خود زور مى گويد و در برابر بالا دست خود زبون است.
۱.الكافي: 2/322/1.
تهذيب الأحكام عن عبدِ اللّهِ بن سِنانٍ عن أبي عبدِ اللّهِ عليه السلام:سَألَهُ أبي و أنا حاضِرٌ عن قَولِ اللّهِ عزّ و جلّ: «حتّى إذا بَلَغَ أشُدَّهُ» ۱ قالَ: الاحتِلامُ. إلاّ أن يَكونَ سَفيها أو ضَعيفا، فقالَ: و ما السَّفيهُ؟ فقالَ: الذي يَشتَرِي الدِّرهَمَ بأضعافِهِ، فقالَ: و ما الضَّعيفُ؟ قالَ: الأبلَهُ. ۲
تهذيب الأحكام به نقل از عبد اللّه بن سنان:پدرم در حضور من از امام صادق عليه السلام راجع به آيه «و چون به [سنّ رشد و]قوّت خويش رسيد» سؤال كرد، حضرت فرمود: منظور احتلام است. مگر آن كه سفيه يا ناتوان باشد. پدرم پرسيد: سفيه كيست؟ فرمود: كسى كه كالاى يك درهمى را به چند درهم مى خرد. پرسيد: ناتوان كيست؟ فرمود: ابله.