ثواب هدايت كردن

9 حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ لَمّا سُئل عَنِ الآيَةِ ـ: مَن أخرَجَها مِن ضَلالٍ إلى هُدى فكأنّما أحياها، و مَن أخرَجَها مِن هُدىً إلى ضَلالٍ فَقد قَتَلَها. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از همين آيه ـفرمود: يعنى كسى كه ديگرى را از گمراهى به راه راست درآورد، مانند اين است كه او را زنده كرده است و كسى كه ديگرى را از راه راست به گمراهى كشاند، او را كشته است.
۱.الكافي: 2 / 210 / 1.
الكافي عن حمران:قلتُ لأبي عبدِ اللّه عليه السلام: أخبرني عَن قَولِ اللّهِ عزَّ و جلَّ: «و مَنْ أَحياها فَكَأنَّما أحيا النّاسَ جَميعا» ، قالَ: مِن حَرْقٍ أو غَرَقٍ، ثُمّ سَكتَ، ثُمّ قالَ: تأوِيلُها الأعظَمُ أن دَعاها فاستَجابَت لَهُ. ۱
الكافىـ به نقل از حمران ـ: از امام صادق عليه السلام درباره آيه «و هر كس، كسى را زنده كند، چنان است كه همه مردم را زنده كرده است» سؤال كردم حضرت فرمود: يعنى او را از سوختن يا غرق شدن نجات دهد. حضرت سپس سكوت كرد و بعد فرمود: تأويل بزرگترِ آن، اين است كه كسى را [به راه راست] دعوت كند و او دعوتش را بپذيرد.
۱.الكافي: 2 / 211 / 3.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لعليٍّ عليه السلام لَمّا بَعَثَهُ إلَى اليَمَنِ ـ: يا عليُّ، لا تُقاتِلَنَّ أحَدا حتّى تَدعُوَهُ، و ايمُ اللّهِ لَأن يَهدي اللّهُ على يَدَيكَ رجُلاً خَيرٌ لَكَ مِمّا طَلَعَت علَيهِ الشَّمسُ و غَرَبَت، و لَكَ وَلاؤهُ يا عليُّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ هنگامى كه على عليه السلام را به يمن فرستاد ـفرمود: اى على! هرگز با كسى جنگ مكن مگر اينكه قبلاً او را [به اسلام] دعوت كرده باشى كه به خدا سوگند، اگر خداوند كسى را به دست تو هدايت كند برايت بهتر است از آنچه آفتاب بر آن طلوع و غروب مى كند؛ و تو بر شخص هدايت شده ولايت دارى، اى على.
۱.الكافي: 5 / 28 / 4.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِمُعاذٍ ـ: يا مُعاذُ، لَأن يَهدي اللّه على يَدِكَ رجُلاً مِن أهلِ الشِّركِ خَيرٌ لكَ مِن أن تَكونَ لَكَ حُمرُ النَّعَمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به معاذ ـفرمود: اى معاذ! اگر خداوند مردى از مشركان را به دست تو هدايت كند، برايت بهتر از آن است كه اشتران سرخ مو داشته باشى.
۱.كنز العمّال: 362.
عنه صلى الله عليه و آله:و اللّهِ، لَأن يُهدى بِهُداكَ رجُلٌ واحِدٌ خَيرٌ لكَ مِن حُمرِ النَّعَمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خدا قسم، اگر حتى يك مرد به واسطه راهنمايى تو هدايت شود، برايت بهتر از اشتران سرخ موست.
۱.كنز العمّال: 28713.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لرجُلٍ سألَهُ أن يُوصِيَهُ ـ: اُوصِيكَ أن لا تُشرِكَ باللّهِ شَيئا. و ادْعُ النّاسَ إلَى الإسلامِ، و اعلَمْ أنّ لكَ بكُلِّ مَن أجابَكَ عِتقَ رَقَبَةٍ مِن وُلدِ يَعقوبَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به مردى كه خواهش كرد او را سفارشى كند ـفرمود: به تو سفارش مى كنم كه چيزى را شريك خدا نگردانى. و مردم را به اسلام فراخوان و بدان كه به ازاى هر كس كه دعوت تو را پاسخ دهد، ثواب آزاد كردن بنده اى از فرزندان يعقوب خواهى داشت.
۱.وسائل الشيعة: 11 / 448 / 5.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن يَشفَعْ شَفاعَةً حَسَنَةً، أو أمَرَ بمَعروفٍ، أو نَهى عَن مُنكَرٍ، أو دَلَّ على خَيرٍ، أو أشارَ بهِ، فهُو شَريكٌ. و مَن أمَرَ بسُوءٍ، أو دَلَّ علَيهِ، أو أشارَ بهِ، فهُو شَريكٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس براى كارى نيك وساطت كند يا به كارى نيك فرمان دهد يا از كارى زشت باز دارد يا به كارى نيك راهنمايى كند و يا در هنگام مشورت آن را نشان دهد، چنين كسى [در انجام آن كار]شريك است و هر كه به كارى بد و زشت فرا خواند يا به آن راهنمايى كند و يا در هنگام مشورت آن را توصيه كند، او در آن كار شريك است.
۱.بحار الأنوار: 2 / 24 / 76.
بحار الأنوار:رُويَ أنّ داوودَ عليه السلام خَرَجَ مُصحِرا مُنفَرِدا، فأوحَى اللّهُ إلَيهِ: يا داوودُ، مالِي أراكَ وَحدانِيّا؟ فقالَ: إلهي اشتَدَّ الشَّوقُ مِنّي إلى لِقائكَ، و حالَ بَيني و بَينَ خَلقِكَ، فأوحَى اللّهُ إلَيهِ: اِرجِعْ إلَيهِم؛ فإنّكَ إن تَأتِني بِعَبدٍ آبِقٍ اُثْبِتْكَ في اللَّوح حَميدا. ۱
بحار الأنوار:روايت شده است كه داوود عليه السلام تنها به صحرا رفت. پس خداوند به او وحى فرمود: اى داوود! چه شده است كه تو را تنها مى بينم؟ عرض كرد: معبودا! شوق ديدار تو در جانم شدّت گرفته و ميان من و خلق تو حائل گشته است. خداوند به او وحى فرمود: به ميان آنان برگرد؛ زيرا اگر تو يك بنده گريز پا را نزد من بياورى نام تو را در لوح، با صفت ستوده ثبت مى كنم.
۱.بحار الأنوار: 14 / 40 / 26.
شرح نهج البلاغة:لَمّا مَلَكَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام الماءَ بصِفِّينَ، ثُمّ سَمَحَ لأهلِ الشّامِ بالمُشارَكَةِ فيهِ و المُساهَمَةِ ـ رَجاءَ أن يَعطِفوا إلَيهِ، و استِمالَةً لقُلوبِهِم، و إظهارا للمَعدِلَةِ و حُسنِ السِّيرَةِ فيهِم ـ مَكثَ أيّاما لا يُرسِلُ إلى مُعاويَةَ، و لا يَأتيهِ مِن عِندِ مُعاويَةَ أحَدٌ، و استَبطأَ أهلُ العِراقِ إذنَهُ لَهُم في القِتالِ، و قالوا: يا أميرَ المؤمنينَ، خَلَّفْنا ذَرارِينا و نِساءنا بالكوفَةِ و جِئنا إلى أطرافِ الشّامِ لِنَتَّخِذَها وَطَنا؟! ائذَنْ لَنا في القِتالِ، فإنّ النّاسَ قَد قالُوا! قالَ لَهُم عليه السلام: ما قالُوا؟ فقالَ مِنهُم قائلٌ: إنّ النّاسَ يَظُنُّونَ أنّكَ تَكرَهُ الحَربَ كَراهِيَةً لِلمَوتِ، و إنّ مِن النّاسِ مَن يَظُنُّ أنّكَ في

شرح نهج البلاغة:زمانى كه امير المؤمنين عليه السلام در صفين آب را در اختيار گرفت و به اميد متمايل ساختن شاميان به خود و جلب دل هاى آنان و نشان دادن عدالت خود و خوشرفتارى با آنها، به شاميان اجازه داد تا از آب استفاده كنند، براى چند روز فرستاده اى پيش معاويه نفرستاد و از طرف معاويه نيز كسى نزد حضرت نيامد. عراقيان چون درنگ حضرت را در صدور فرمان جنگ مشاهده كردند، گفتند: اى امير مؤمنان! ما زن و فرزند خود را در كوفه گذاشته ايم و به اطراف شام آمده ايم تا در اين جا اقامت كنيم؟! به ما اجازه جنگ بده؛ چون مردم حرف هايى مى زنند! حضرت فرمود: چه مى گويند؟ يكى از آنان گفت: مردم مى گويند كه تو از مرگ مى ترسى و به همين دليل خوش ندارى جنگى واقع شود. بعضى هم مى گويند كه تو در [حقّانيت] جنگ با شاميان دچار شكّ

۱.شرح نهج البلاغة: 4 / 13.