شهود قلبى در دعاها
13 حدیث
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ تَبارَكَ و تَعالى أرى رَسولَهُ بِقَلبِهِ مِن نورِ عَظَمَتِهِ ما أحَبَّ. ۱
امام عسكرى عليه السلام:خداوند تبارك و تعالى از نور عظمت خويش، چندان كه دوست داشت، به قلب رسول خود نماياند.
۱.الكافي: 1/95/1.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ مِن دُعاءٍ عَلَّمَهُ نَوفا ـ: إلهي تَناهَتْ أبصارُ النّاظِرينَ إلَيكَ بِسَرائرِ القُلوبِ، و طالَعْتَ أصْغى السّامِعينَ لَكَ نَجِيّاتِ الصُّدورِ، فلَم يَلْقَ أبصارَهُم رَدٌّ دونَ ما يُريدونَ، هَتَكتَ بَينَكَ و بَينَهُم حُجُبَ الغَفلَةِ، فسَكَنوا في نورِكَ، و تَنَفَّسوا بِروحِكَ. ۱
امام على عليه السلامـ در بخشى از دعايى كه به نوف آموخت ـگفت: الهى! ديدگانِ نگرندگانِ سوى تو از طريق رازهاى دلها به تو رسيدند، و گوشهاى گوش سپارندگانِ به تو، نجواهاى سينه ها را دريافتند، و هيچ چيز مانع ديدگانِ آنها در رسيدن به آنچه مى خواستند نشد، پرده هاى غفلت ميان تو و آنها از هم دريد؛ پس در نور تو سكنا گزيدند، و با روح تو دم زدند.
۱.بحار الأنوار: 94/95/12.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: فأسألُكَ بِاسمِكَ الّذي ظَهَرتَ بِهِ لِخاصَّةِ أولِيائكَ، فوَحَّدوكَ و عَرَفوكَ، فعَبَدوكَ بِحَقيقَتِكَ، أن تُعَرِّفَني نَفسَكَ لاُِقِرَّ لَكَ بِرُبوبِيَّتِكَ عَلى حَقيقَةِ الإيمانِ بِكَ، و لا تَجعَلْني يا إلهي مِمَّن يَعبُدُ الاسمَ دونَ المَعنى، و الحَظْني بِلَحظَةٍ مِن لَحَظاتِكَ تُنَوِّرُ بِها قَلبي بِمَعرِفَتِكَ خاصَّةً و مَعرِفَةِ أولِيائكَ، إنَّكَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ. ۱
امام على عليه السلامـ نيز در همان دعا ـگفت: به آن نامى كه با آن بر دوستان ويژه ات آشكار شدى و در نتيجه، به يگانگى تو پى بردند و شناختندت و پس، تو را چنان كه سزد پرستش و بندگى كردند، از تو مسألت دارم كه خودت را به من بشناسانى تا به ربوبيّت تو، از روى ايمان حقيقى به تو، اعتراف كنم. الهى! مرا از آنان قرار مده كه نام بى معنا را مى پرستند. گوشه چشمى به من كن تا بدان سبب دلم را به شناخت خاص خودت و شناخت دوستانت روشن گردانى. همانا تو بر هر چيز توانايى.
۱.بحار الأنوار: 94/96/12، انظر تمام الكلام.
عنه عليه السلامـ مِنَ المُناجاةِ الشَّعبانِيَّةِ ـ: إلهي هَبْ لي كَمالَ الانقِطاعِ إلَيكَ، و أنِرْ أبصارَ قُلوبِنا بِضياءِ نَظَرِها إلَيكَ، حتّى تَخرِقَ أبصارُ القُلوبِ حُجُبَ النُّورِ فتَصِلَ إلى مَعدِنِ العَظَمَةِ، و تَصيرَ أرواحُنا مُعلَّقَةً بِعِزِّ قُدسِكَ. إلهي و أتحِفْني بِنورِ عِزِّكَ الأبهَجِ؛ فأكونَ لَكَ عارِفا، و عَن سِواكَ مُنحَرِفا، و مِنكَ خائفا مُتَرَقِّبا، يا ذا الجَلالِ و الإكرامِ. ۱
امام على عليه السلامـ در مناجات شعبانيه ـگفت: الهى! اين نعمت را ارزانيم دار كه از جز تو ببُرم و بتمامى رو به تو آرم، و ديدگان دلهاى ما را به نور نگاهشان به سوى خودت روشن فرما تا ديده دلها پرده هاى نور را از هم درند و به معدن عظمت و بزرگى [تو] رسند و جانهاى ما به عزّت قدس و پاكى تو بياويزند. الهى! پرتو درخشان عزّتت را به من پيشكش فرما تا شناسا و عارف [مقام]تو شوم و از هر چه جز تو روى برتابم و تنها از تو ترسان و نگران باشم، اى خداوندگار شُكوه و بزرگوارى!
۱.بحار الأنوار: 94/99/13.
الإمامُ الحسينُ عليه السلامـ في الدُّعاءِ ـ: أنتَ الّذي أشرَقْتَ الأنوارَ في قُلوبِ أولِيائكَ حتّى عَرَفوكَ و وَحَّدوكَ. ۱
امام حسين عليه السلامـ در دعا ـگفت: تويى آن كه نورها را در دلهاى دوستانت تاباندى تا آن كه تو را شناختند و به يگانگيت ره يافتند.
۱.بحار الأنوار: 98/226.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: أنتَ الّذي تَعَرَّفتَ إلَيَّ في كُلِّ شَيءٍ فرَأيتُكَ ظاهِرا في كُلِّ شَيءٍ، و أنتَ الظاهِرُ لِكُلِّ شَيءٍ. ۱
امام حسين عليه السلامـ در دعا ـگفت: تويى آن كه خود را در هر چيز به من شناساندى و من، تو را در همه چيز هويدا ديدم و تويى كه آشكار كننده هر چيزى.
۱.بحار الأنوار: 98/227.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: إلهي تَرَدُّدي في الآثارِ يُوجِبُ بُعدَ المَزارِ، فاجمَعْني عَلَيكَ بِخِدمَةٍ تُوصِلُني إلَيكَ، كَيفَ يُستَدَلُّ عَلَيكَ بِما هُوَ في وُجودِهِ مُفتَقِرٌ إلَيكَ؟! أ يَكونُ لِغَيرِكَ مِنَ الظُّهورِ ما لَيسَ لَكَ حتّى يَكونَ هُوَ المُظهِرَ لَكَ؟! متى غِبتَ حتّى تَحتاجَ إلى دَليلٍ يَدُلُّ عَلَيكَ؟!. بِكَ أستَدِلُّ عَلَيكَ فَاهْدِني بِنورِكَ إلَيكَ. ۱
امام حسين عليه السلامـ در دعا ـگفت: بار خدايا! سر گرم شدنم به آثار و نشانه ها، موجب دورى زيارتگاه (ديدار خدا) مى شود، پس تمام قواى مرا متوجه كارى كن كه من را به تو برساند. چيزى كه خود در هستى اش نيازمند توست، چگونه تواند دليل و رهنماى بر تو باشد؟! آيا جز تو را ظهورى است كه تو را نيست تا اين كه آنان آشكار كننده تو باشند؟! كى غايب بوده اى تا نياز داشته باشى (راهنمايى) به جايگاه تو راهنمايى كند؟!. به واسطه توست كه ره به تو مى برم؛ پس، با نور خود مرا به سويت رهنمون شو.
۱.بحار الأنوار: 98/225.
الإمامُ زينَ العابدينُ عليه السلامـ أيضا ـ: و أعلَمُ. أنَّ الرّاحِلَ إلَيكَ قَريبُ المَسافَةِ، و أنَّكَ لا تَحتَجِبُ عَن خَلقِكَ، إلاّ أن تَحجُبَهُمُ الأعمالُ (الآمالُ) السَّيِّئَةُ دونَكَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـگفت: و مى دانم. كه مسافر كوى تو راهش نزديك است و اين تو نيستى كه از آفريدگانت در پرده اى، بلكه اعمال زشت خود آنان است كه حجاب ميان آنها و تو شده است.
۱.الإقبال: 1/158.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ، وَ اجعَلْنا مِنَ الّذينَ فَتَقْتَ لَهُم رِتْقَ عَظيمِ غَواشِي جُفونِ حَدَقِ عُيُونِ القُلُوبِ حتّى نَظَروا إلى تَدبيرِ حِكمَتِكَ و شَواهِدِ حُجَجِ بَيِّناتِكَ، فعَرَفوكَ بِمَحصولِ فِطَنِ القُلوبِ و أنتَ في غَوامِضِ سَتَراتِ حُجُبِ القُلوبِ فسُبحانَكَ! أيُّ عَينٍ تَقومُ بِها نَصبَ نورِكَ! أم تَرقَأُ إلى نورِ ضِياءِ قُدسِكَ؟! أو أيُّ فَهمٍ يَفهَمُ ما دونَ ذلكَ إلاّ الأبصارُ الّتي كَشَفتَ عَنها حُجُبَ العَمِيَّةِ، فَرَقَتْ أرواحُهُم عَلى أجنِحَةِ المَلائكَةِ، فسَمّاهُم أهلُ المَلَكوتِ زُوّارا؟!. و ناجَوا رَبَّهُم عِندَ كُلِّ شَهوَةٍ، فحَرَّقَتْ قُلوبُهُم حُجُبَ النُّورِ، حتّى نَظَروا بِعَينِ القُلوبِ إلى عِزِّ الجَلالِ في
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـگفت: بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و ما را از كسانى قرار ده كه بسته بودن بزرگ پرده هاى پلك گونه چشمانِ دلشان را گشودى تا آن كه به تدبير حكمت تو و گواههاى حجّتهاى روشنگر تو نگريستند و بر اثر هوشمندىِ دلهايشان، تو را كه در لا به لاى پرده دلها مستور هستى، شناختند. پاك و منزهى تو! كدامين چشم است كه ديدن نور تو را تاب آورد، يا به سوى روشنايى پرتو قدس تو فراز آيد؟ يا كدامين فهم است كه كمتر از آن را دريابد، بجز ديدگانى كه تو خود پرده هاى نابينايى را از برابرشان كنار زدى و جانهايشان سوار بر بالهاى فرشتگان بالا رفتند و ملكوتيان زوّارشان ناميدند؟. و به گاه هر ميل و خواهشى با پروردگارشان به راز و نياز پرداختند؛ پس، دلهايشان پرده هاى نور را سوزاند و
۱.بحار الأنوار: 94/128.
عنه عليه السلامـ في المناجاةِ ـ: أسألُكَ بِسُبُحاتِ وَجهِكَ و بِأنوارِ قُدسِكَ، و أبتَهِلُ إلَيكَ بِعَواطِفِ رَحمَتِكَ و لَطائفِ بِرِّكَ، أن تُحَقِّقَ ظَنّي بِما اُؤَمِّلُهُ مِن جَزيلِ إكرامِكَ و جَميلِ إنعامِكَ، في القُربى مِنكَ و الزُّلفى لَدَيكَ و التَّمَتُّعِ بِالنَّظَرِ إلَيكَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات ـگفت: به حقّ پرتوهاى خيره كننده ذاتت و انوار قُدست از تو مى خواهم و به حقّ رحمت پياپى و احسان و نيكى لطف آميزت از تو مسألت مى كنم كه اميدم را به كرم فراوان و نعمتْ دهى زيبايت در نزديك شدن به تو و مقرّب گشتن به درگاهت و بهره مند شدن از نگريستن به تو، برآورى.
۱.بحار الأنوار: 94/145.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: لِقاؤكَ قُرَّةُ عَيني، و وَصلُكَ مُنى نَفسي، و إلَيكَ شَوقي، و في مَحَبَّتِكَ وَلَهي، و إلى هَواكَ صَبابَتي، و رِضاكَ بُغيَتي، و رُؤيَتُكَ حاجَتي. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات ـگفت: ديدار تو، روشنايى ديدگان من است و وصالت آرزوى جانم، شوق تو دارم و شيفته محبّت تو هستم، سوداى تو در سر دارم، خشنودى تو خواهش من است و ديدنت نياز من.
۱.بحار الأنوار: 94/148.
عنه عليه السلامـ أيضا ـ: إلهي فَاجعَلْنا مِمَّنِ اصطَفَيتَهُ لِقُربِكَ و وَلايَتِكَ، و أخلَصتَهُ لِوُدِّكَ و مَحَبَّتِكَ، و شَوَّقتَهُ إلى لِقائكَ، و رَضَّيتَهُ بِقَضائكَ، و مَنَحتَهُ بِالنَّظَرِ إلى وَجهِكَ. وَ امنُنْ بِالنَّظَرِ إلَيكَ عَلَيَّ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات ـگفت: الهى! ما را از كسانى قرار ده كه براى نزديك شدن به تو و دوستداريت برگزيدى و براى دوستى و محبّتت ويژه ساختى و شوق ديدارت را در جانش افكندى و او را به قضايت خشنود گردانيدى و ديدن رويت را ارزانيش داشتى. نعمت ديدنت را عطايم فرما.
۱.بحار الأنوار: 94/148.