سجده شكر

3 حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنّ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ في سَفَرٍ يَسِيرُ على ناقَةٍ لَهُ، إذ نَزَلَ فَسَجَدَ خَمسَ سَجَداتٍ، فلَمّا أن رَكِبَ قالوا: يا رسولَ اللّهِ، إنّا رَأيناكَ صَنَعتَ شيئا لَم تَصنَعْهُ! فقالَ: نَعَم، اِستَقبَلَني جَبرَئيلُ عليه السلام فَبَشَّرَني بِبشاراتٍ مِنَ اللّهِ عَزَّ و جلَّ، فَسَجَدتُ للّهِِ شُكرا لِكُلِّ بُشرى سَجدَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله در سفرى بر ناقه خود سوار بود، كه ناگاه فرود آمد و پنج بار سجده كرد و دوباره سوار ناقه شد. همسفران پرسيدند: اى رسول خدا! ما از شما رفتارى ديديم كه قبلاً نديده بوديم؟ حضرت فرمود: آرى؛ جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و مرا از جانب خداوند عزّ و جلّ بشارتهايى داد. از اين رو براى هر بشارتى سجده شكرى براى خدا به جاى آوردم.
۱.الكافي: 2/98/24.
عنه عليه السلام:إذا ذَكَرَ أحَدُكُم نِعمةَ اللّهِ عَزَّ و جلَّ فَليَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرابِ شُكرا للّهِ، فإن كانَ راكِبا فَلْيَنزِلْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ عَلَى التُّرابِ، و إن لَم يَكُن يَقدِرُ عَلَى النُّزولِ للشُّهرَةِ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ على قَرَبُوسِهِ، و إن لَم يَقدِرْ فَلْيَضَعْ خَدَّهُ على كَفِّهِ، ثُمّ لِيَحْمَدِ اللّهَ على ما أنعَمَ اللّهُ علَيهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه فردى از شما به ياد نعمت خداوند عزّ و جلّ افتاد، براى سپاسگزارى از خدا گونه اش را بر خاك گذارد. اگر سواره بود پياده شود و گونه اش را بر خاك نهد، و اگر به خاطر [ترس از]انگشت نما شدن نتوانست پياده شود صورتش را بر كوهه زين بگذارد، و اگر باز هم نتوانست اين كار را بكند گونه اش را بر كف دست خود بگذارد و آن گاه خدا را براى نعمتى كه به او داده است حمد و سپاس گويد.
۱.الكافي: 2/98/25.
الكافي عن هِشامِ بنِ أحمَرَ:كنتُ أسِيرُ مَع أبي الحَسنِ عليه السلام في بَعضِ أطرافِ المَدينةِ إذ ثَنى رِجلَهُ عن دابَّتِهِ فَخَرَّ ساجِدا، فَأطالَ و أطالَ، ثُمّ رَفَعَ رَأسَهُ و رَكِبَ دابَّتَهُ، فقلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، قد أطَلتَ السُّجودَ؟! فقالَ: إنَّني ذَكَرتُ نِعمَةً أنعَمَ اللّهُ بها عَلَيَّ فَأحبَبتُ أن أشكُرَ رَبّي. ۱
الكافىـ به نقل از هشام بن احمر ـ: با ابو الحسن عليه السلام در يكى از نواحى مدينه مى رفتم كه ناگاه از مركب خود فرود آمد و به سجده افتاد و آن را بسيار طول داد. سپس سر از سجده برداشت و سوار مركبش شد. عرض كردم: فدايت شوم سجده را طول داديد؟! فرمود: به ياد نعمتى افتادم كه خداوند به من عطا كرده است و خواستم از پروردگارم سپاسگزارى كنم.
۱.الكافي: 2/98/26.