حدیث دربارهسجده شكر

الكافي عن هِشامِ بنِ أحمَرَ:كنتُ أسِيرُ مَع أبي الحَسنِ عليه السلام في بَعضِ أطرافِ المَدينةِ إذ ثَنى رِجلَهُ عن دابَّتِهِ فَخَرَّ ساجِدا، فَأطالَ و أطالَ، ثُمّ رَفَعَ رَأسَهُ و رَكِبَ دابَّتَهُ، فقلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، قد أطَلتَ السُّجودَ؟! فقالَ: إنَّني ذَكَرتُ نِعمَةً أنعَمَ اللّهُ بها عَلَيَّ فَأحبَبتُ أن أشكُرَ رَبّي. ۱
الكافىـ به نقل از هشام بن احمر ـ: با ابو الحسن عليه السلام در يكى از نواحى مدينه مى رفتم كه ناگاه از مركب خود فرود آمد و به سجده افتاد و آن را بسيار طول داد. سپس سر از سجده برداشت و سوار مركبش شد. عرض كردم: فدايت شوم سجده را طول داديد؟! فرمود: به ياد نعمتى افتادم كه خداوند به من عطا كرده است و خواستم از پروردگارم سپاسگزارى كنم.
۱.الكافي: 2/98/26.

احادیث دیگر این موضوع

۲