حدیث دربارهاثبات وجود خدا

عنه عليه السلام:أوَّلُ العِبَرِ و الأدِلَّةِ على الباري جَلّ قُدْسُهُ تَهْيئَةُ هذا العالَمِ و تأليفُ أجْزائهِ و نَظْمُها على ما هِي علَيهِ، فإنّكَ إذا تَأمَّلْتَ العالَمَ بفِكْرِكَ و مَيَّزْتَهُ بعَقلِكَ وجَدتَهُ كالبَيتِ المَبْنيِّ المُعَدِّ فيهِ جميعُ ما يَحتاجُ إلَيه عِبادُهُ؛ فالسَّماءُ مَرْفوعَةٌ كالسَّقفِ، و الأرضُ مَمْدودَةٌ كالبِساطِ، و النُّجومُ مَنْضودَةٌ كالمَصابيحِ، و الجَواهِرُ مَخْزونَةٌ كالذَّخائِرِ، و كلُّ شَيْءٍ فيها لِشأنِهِ مُعَدٌّ، و الإنْسانُ كالمُمَلَّكِ ذلكَ البَيتَ، و المُخَوَّلِ جَميعَ ما فيهِ، و ضُروبُ النَّباتِ مُهَيّأةٌ لَمَآرِبهِ، و صُنوفُ الحَيوانِ مَصْروفَةٌ في مَصالِحِه و مَنافِعِه، ففي هذا دِلالةٌ واضِحَةٌ على أنّ العالَمَ مَخْلوقٌ بتَقْديرٍ و حِكمَةٍ، و نِظامٍ و مُلاءمَةٍ، و أنّ الخالِقَ لَهُ واحِدٌ. ۱
امام صادق عليه السلام:نخستين نشان و دليل بر وجود آفريدگار، جلّ قدسه، پديد آوردن اين جهان و تركيب اجزاى آن و نظم بخشيدن آن اجزا به شكل فعلى است. هر گاه درباره اين جهان به انديشه و خرد خويش تأمّل و دقّت كنى آن را همانند خانه اى يابى كه هر آنچه بندگانش بدان نياز دارند در آن فراهم است. آسمان همچون سقف، برافراشته شده و زمين همانند فرش، گسترده است و ستارگان، مانند چراغها كنار هم چيده شده اند و گوهرها همانند گنجينه هايى در دل زمين اندوخته شده اند. هر چيز عالم به جاى خود فراهم گشته است و انسان همچون مالك اين خانه است و صاحب همه اثاث و لوازم آن. انواع گياهان براى اهداف او آماده گشته و حيوانات گوناگون در خدمت مصالح و منافع او مى باشند. اين همه آشكارا نشانگر اين است كه عالم بر اساس يك برنامه و حكمت و نظم و هماهنگى آفريده شده و آفريدگار آن يكى است.
۱.بحار الأنوار: 3/61.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام على عليه السلام:اگر در قدرت شگرف و نعمتهاى عظيم [خداوند] مى انديشيدند بى گمان به راه مى آمدند و از عذاب دوزخ مى هراسيدند امّا دلها بيمار است و انديشه ها آفت زده. آيا به موجود كوچك مخلوق او نمى نگرند كه چگونه آن را استوار آفريد و اجزايش را به دقّت به هم پيوست و برايش سوراخ گوش و چشم گشود و استخوان و پوست برايش پديد آورد؟ به همين مورچه ريز و نازك اندام كه تقريبا به چشم نمى آيد و با انديشه درك نمى گردد، بنگريد كه چگونه روى زمين راه مى رود و براى به دست آوردن روزيش تلاش مى كند. اگر در مجارى خوراك و بالا و پايين مورچه و اطراف و پهلوهاى شكمش و در چشم و گوشش بينديشى، از آفرينش او شگفت زده مى شوى و در وصف آن به زحمت مى افتى. به خورشيد و ماه و گياه و درخت و آب و سنگ و گردش اين شب و روز و جريان اين درياها و فراوانى اين كوهها و بلندى اين قلّه ها و پراكندگى اين لغات و لهجه ها و زبانهاى گوناگون بنگر. واى بر آن كس كه ناظم و مدبّر اين همه را انكار كند. تصوّر مى كنند كه همچون گياهان خودرو هستند و برزگرى ندارند و براى اَشكال گوناگون آنها آفريننده اى نيست. اينان براى ادّعاى خود به دليلى پناه نبردند و در باورهاى خود تحقيق نكردند. آيا ممكن است ساختمانى بدون سازنده و يا [حتى]جنايتى بدون جنايتگر پديد آيد؟!