حدیث دربارهاثبات وجود خدا
عنه عليه السلام:و لَو فَكّروا في عَظيمِ القُدرَةِ و جَسيمِ النِّعمَةِ لرَجَعوا إلى الطَّريقِ و خافوا عذابَ الحَريقِ، و لكنّ القُلوبَ عَليلَةٌ و الأبْصارَ مَدْخولَةٌ.
أ فَلا يَنْظُرون إلى صَغيرِ ما خَلقَ: كيفَ أحكَمَ خَلْقَهُ، و أتْقَنَ تَرْكيبَهُ، و فَلقَ لَهُ السَّمعَ و البَصرَ، و سَوّى لَهُ العَظْمَ و البَشَرَ؟
انْظُروا إلى النَّملَةِ في صِغَرِ جُثَّتِها و لَطافَةِ هَيْئَتِها لا تَكادُ تُنالُ بلَحْظِ البَصَرِ و لا بمُسْتَدرَكِ الفِكَرِ، كيفَ دَبَّتْ على أرْضِها و ضَنَّتْ على رِزْقِها.
لو فَكّرْتَ في مَجاري أكْلِها، في عُلُوِّها و سُفْلِها، و ما في الجَوفِ مِن شَراسِيفِ بَطْنِها، و ما في الرّأسِ مِن عَيْنِها و اُذُنِها، لَقَضَيتَ مِن خَلْقِها عَجَبا و لَقِيتَ مِن وَصْفِها تَعَبا.
فانْظُـرْ إلى الشّمسِ و القَمـرِ، و النَّباتِ و الشَّجَرِ، و الماءِ و الحَجَرِ، و اخْتِلافِ اللّيلِ و النّهارِ، و تَفَجُّرِ هذهِ بحار، و كَثْرَةِ هذهِ الجِبالِ، و طُولِ هذهِ القِلالِ، و تَفَرُّقِ هذهِ اللُّغاتِ و الألْسُنِ المُخْتَلِفاتِ.
فالوَيْلُ لِمَن أنْكَرَ المُقَدِّرَ، و جَحَدَ المُدَبِّرَ! زَعَموا أ نّهم كالنَّباتِ ما لَهُم زارِعٌ، و لا لاخْتِلافِ صُوَرِهِم صانِعٌ! لَم يَلْجَأوا إلى حُجَّةٍ فيما ادَّعَوا، و لا تَحْقيقٍ لِما وَعَوا، و هَل يَكونُ بِناءٌ مِن غَيرِ بانٍ أو جِنايَةٌ مِن غَيرِ جانٍ؟! ۱
امام على عليه السلام:اگر در قدرت شگرف و نعمتهاى عظيم [خداوند] مى انديشيدند بى گمان به راه مى آمدند و از عذاب دوزخ مى هراسيدند امّا دلها بيمار است و انديشه ها آفت زده.
آيا به موجود كوچك مخلوق او نمى نگرند كه چگونه آن را استوار آفريد و اجزايش را به دقّت به هم پيوست و برايش سوراخ گوش و چشم گشود و استخوان و پوست برايش پديد آورد؟
به همين مورچه ريز و نازك اندام كه تقريبا به چشم نمى آيد و با انديشه درك نمى گردد، بنگريد كه چگونه روى زمين راه مى رود و براى به دست آوردن روزيش تلاش مى كند.
اگر در مجارى خوراك و بالا و پايين مورچه و اطراف و پهلوهاى شكمش و در چشم و گوشش بينديشى، از آفرينش او شگفت زده مى شوى و در وصف آن به زحمت مى افتى.
به خورشيد و ماه و گياه و درخت و آب و سنگ و گردش اين شب و روز و جريان اين درياها و فراوانى اين كوهها و بلندى اين قلّه ها و پراكندگى اين لغات و لهجه ها و زبانهاى گوناگون بنگر.
واى بر آن كس كه ناظم و مدبّر اين همه را انكار كند. تصوّر مى كنند كه همچون گياهان خودرو هستند و برزگرى ندارند و براى اَشكال گوناگون آنها آفريننده اى نيست. اينان براى ادّعاى خود به دليلى پناه نبردند و در باورهاى خود تحقيق نكردند. آيا ممكن است ساختمانى بدون سازنده و يا [حتى]جنايتى بدون جنايتگر پديد آيد؟!
۱.بحار الأنوار: 3/26/1.