تفسير حكمت
14 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أوّلُ الحِكمَةِ تَرْكُ اللَّذّاتِ، و آخِرُها مَقْتُ الفانِياتِ. ۱
امام على عليه السلام:نخستين گام حكمت، وا نهادن لذتهاست و آخرين گام آن، دشمن داشتن هر آنچه فانى مى شود.
۱.غرر الحكم: 3052.
عنه عليه السلام:حَدُّ الحِكمَةِ الإعْراضُ عَن دارِ الفَناءِ، و التَّوَلُّهُ بدارِ البَقاءِ. ۱
امام على عليه السلام:مرز حكمت، روي گرداندن از سراى فانى و دل بستن به سراى جاويد است.
۱.غرر الحكم: 4900.
عنه عليه السلام:مِن الحِكمَةِ أنْ لا تُنازِعَ مَن فَوقَكَ، و لا تَسْتـذِلَّ مَـن دُونَـكَ، و لا تَتَعاطـى ما ليسَ في قُدْرَتِكَ، و لا يُخالِفَ لِسانُكَ قَلبَكَ، و لا قَولُكَ فِعلَكَ، و لا تَتَكلّمَ فيما لا تَعلَمُ، و لا تَتْرُكَ الأمرَ عِندَ الإقْبالِ و تَطْلُبَهُ عِندَ الإدْبارِ. ۱
امام على عليه السلام:از حكمت است كه با فرا دست خود نستيزى و در برابر فرو دست، خود را خوار نشمارى و به كارى كه در توان تو نيست نپردازى و زبانت با دلت و گفتارت با كردارت ناسازگار نباشد و درباره آنچه نمى دانى سخن نگويى و وقتى كارى به تو رو مى آورد رهايش نكنى و چون از تو روى گرداند دنبالش نروى.
۱.غرر الحكم: 9450.
عنه عليه السلام:و مِن حِكمَتِهِ ـ يَعني المَرءَ ـ عِلمُهُ بنَفْسِهِ. ۱
امام على عليه السلام:و از حكمت آدمى، خود شناسى اوست.
۱.بحار الأنوار: 78 / 81 / 66.
عنه عليه السلام:و أيُّ كَلِمَةِ حُكْمٍ جامِعَةٍ: أنْ تُحِبَّ للنّاسِ ما تُحِبُّ لنَفْسِكَ، و تَكْرَهَ لَهُم ما تَكْرَهُ لَها؟! ۱
امام على عليه السلام:چه سخن حكيمانه جامعى است اين سخن كه: آنچه بر خود مى پسندى براى مردم نيز بپسند و آنچه براى خود نمى پسندى براى آنها نيز نپسند!
۱.تحف العقول: 81.
عنه عليه السلام:كانتِ الفُقَهاءُ و الحُكَماءُ إذا كاتَبَ بَعضُهُم بَعْضا كَتَبوا بثَلاثٍ ليسَ مَعَهُنَّ رابِعَةٌ: مَن كانتِ الآخِرَةُ هَمَّهُ كَفاهُ اللّهُ هَمَّهُ مِن الدُّنيا، و مَن أصْلَحَ سَريرَتَهُ أصْلَحَ اللّهُ عَلانِيَتَهُ، و مَن أصْلَحَ فيما بَيْنَهُ و بَينَ اللّهِ أصْلَحَ اللّهُ فيما بَينَهُ و بينَ النّاسِ. ۱
امام على عليه السلام:فقيهان و حكيمان هرگاه با يكديگر مكاتبه مى كردند سه نكته مى نوشتند كه چهارمى نداشت: هركه همه فكرش آخرت باشد، خداوند دنياى او را كفايت كند، هر كس درون خود را درست گرداند، خداوند برونش را اصلاح كند و هركه رابطه ميان خود و خدايش را درست كند، خداوند رابطه ميان او و مردم را سامان دهد.
۱.ثواب الأعمال: 216/1.
الإمامُ الباقرُ عليه السلامـ في تفسيرِ قول اللّه: «و مَن يُؤْتَ الحِكْمَةَ فَقَد اُوتِيَ خَيرا كَثيرا» ـ: المَعرِفَةُ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در تفسير قول خداوند كه فرمود: «و به هر كس حكمت عطا شود خوبى فراوان داده شده است» ـفرمود: [مراد از حكمت]معرفت است.
۱.. بحار الأنوار: 1/215/23.
عنه عليه السلامـ و قد سألَهُ أبو بصيرٍ عن قولِ اللّهِ: «و مَن يُؤْتَ الحِكْمَةَ فَقَد اُوتيَ خَيرا كَثيرا» ـ: هِي طاعَةُ اللّهِ و مَعرِفَةُ الإمامِ. ۱
امام باقر عليه السلامـ در پاسخ به سؤال ابو بصير از آيه «و به هر كس حكمت عطا شود خوبى فراوان داده شده است» ـ: مراد از حكمت، فرمانبرى از خدا و شناخت امام است.
۱.بحار الأنوار: 1/215/22.
عنه عليه السلامـ أيضا في تفسير الآية ـ: مَعرِفَةُ الإمامِ و اجْتِنابُ الكَبائرِ الّتي أوْجَبَ اللّهُ علَيها النّارَ. ۱
امام باقر عليه السلامـ نيز در تفسير همان آيه ـفرمود: مراد از حكمت، شناخت امام و دورى كردن از گناهان كبيره است، گناهانى كه خداوند كيفر آتش را براى آنها مقرّر داشته است.
۱.. بحار الأنوار: 1/215/24.
عنه عليه السلام:قيلَ لِلُقمانَ: ما الّذي أجْمَعْتَ علَيهِ مِن حِكمَتِكَ؟ قالَ: لا أتَكلَّفُ ما قَد كُفِيتُهُ، و لا اُضيِّعُ ما وُلِّيتُهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:به لقمان گفته شد: خلاصه حكمت تو چيست؟ گفت: براى تحصيل آنچه مرا كفايت شده است خود را به زحمت نمى اندازم و آنچه را عهده دارش شده ام تباه نمى گردانم.
۱.قرب الإسناد: 72/232.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ أيضا ـ: إنّ الحِكمَةَ المَعرِفَةُ و التَّفَقّهُ في الدِّينِ، فمَن فَقِهَ مِنكُم فهُو حَكيمٌ. ۱
امام صادق عليه السلامـ نيز در تفسير همان آيه ـفرمود: همانا حكمت عبارت است از شناخت و فهم دين؛ پس هر يك از شما كه در دين فقيه و فهيم باشد، حكيم است.
۱.بحار الأنوار: 1/215/25.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ فِي وَصِيَّتِهِ لِهشَام ـ: ثُمّ ذَكرَ اُولي الألبابِ بأحْسَنِ الذِّكرِ و حَلاّهُم بأحْسَنِ الحِلْيةِ، فقالَ: «يُؤتي الحِكمةَ مَن يَشاءُ وَ مَن يُؤتَ الحِكمَةَ فَقَد اُوتِيَ خَيرا كَثيرا» . يا هِشامُ! إنّ اللّهَ يقولُ: «إنّ في ذلكَ لَذِكرى لِمَنْ كانَ لَهُ قَلْبٌ» ۱ يعني العَقلَ، و قالَ: «و لَقد آتَيْنا لُقْمانَ الحِكْمَةَ» ۲ قالَ: الفَهْمَ و العَقلَ. ۳
امام كاظم عليه السلامـ در سفارش خود به هشام ـفرمود: آن گاه [خداوند] از خردمندان با بهترين نام ياد كرد و زيباترين زيور را بر قامت آنان پوشانيد؛ و فرمود: «به هر كه خواهد حكمت عطا كند و به هر كس حكمت عطا شود خوبى فراوان داده شده است». اى هشام! خداوند مى فرمايد: «هر آينه در آن پند و ياد آورى است براى كسى كه دل دارد» يعنى خِرَد. و فرمود: «همانا لقمان را حكمت داديم» [يعنى]فهم و خِرَد.
عنه عليه السلام:قيلَ لِلُقمانَ: ما يَجْمَعُ مِن حِكْمتِكَ؟ قالَ: لا أسْألُ عَمّا كُفِيتُهُ، و لا أتَكَلّفُ ما لا يَعْنيني. ۱
امام كاظم عليه السلام:به لقمان گفته شد: چكيده حكمت تو چيست؟ گفت: از آنچه مى دانم نمى پرسم و براى آنچه به من مربوط نمى شود خود را به زحمت نمى اندازم.
۱.بحار الأنوار: 13/417/10.
بحار الأنوار:دخلَ لُقمانُ على داوودَ و هو يَسْرِدُ الدِّرْعَ. فأرادَ أنْ يَسألَهُ فأدْرَكَتْهُ الحِكمَةُ فسَكَتَ، فلَمّا أتَمَّها لَبِسَها و قالَ: نِعْمَ لَبوسُ الحَربِ أنتِ، فقالَ: الصَّمتُ حِكمَةٌ و قَليلٌ فاعِلُهُ، فقالَ لَه داوودُ عليه السلام: بحقٍّ ما سُمّيتَ حكيما. ۱
بحار الأنوار:لقمان بر داوود وارد شد. ديد زره مى بافد. خواست از او بپرسد، اما حكمت به سراغش آمد و خاموش ماند. وقتى داوود كار بافتن زره را تمام كرد، آن را پوشيد و گفت: تو جامه خوبى براى جنگ هستى. لقمان گفت: سكوت، حكمت است و كسانى كه آن را رعايت كنند اندكند. داوود عليه السلام به او گفت: تو را، به حقّ حكيم ناميده اند.
۱.بحار الأنوار: 13/425/18.