تبعيد
4 حدیث
الإمامُ الصّادقُ عليه السلامـ في قولِ اللّهِ عزّ و جلّ: «إنَّما جَزاءُ الّذينَ يُحارِبونَ اللّهَ و رسولَه و يَسْعَونَ في الأرضِ فَسادا أنْ يُقتَّلوا.» ـ: هذا نَفْيُ المُحارَبةِ غيرُ هذا النَّفْيِ، يَحْكُمُ علَيهِ الحاكِمُ بقَدْرِ ما عَمِلَ و يُنفَى و يُحْمَلُ في البَحرِ، ثُمَّ يُقذَفُ بهِ لَو كانَ النَّفْيُ مِن بَلدٍ إلى بَلدٍ، كأنْ يَكونَ إخْراجُهُ من بَلدٍ إلى بَلدٍ آخرَ عِدْلَ القَتْلِ و الصَّلْبِ و القَطْعِ، و لكنْ يكونُ حَدّا يُوافِقُ القَطْعَ و الصَّلْبَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه «همانا سزاى كسانى كه با خدا و پيامبر او مى جنگند و در زمين به فساد مى كوشند، جز اين نيست كه كشته شوند.» ـفرمود: تبعيد محاربه غير از تبعيد معمولى است. قاضى، به نسبت جرمى كه او مرتكب شده است، درباره اش حكم صادر مى كند. و تبعيد مى شود و او را به دريا مى برند و در دريا مى اندازند. اگر صرفا تبعيد از شهرى به شهر ديگر باشد چگونه معادل كشته شدن يا به دار آويختن است؟ بلكه بايد تبعيد او به گونه اى باشد كه با قتل و دار زدن و قطع دست و پا برابرى كند.
۱.الكافي: 7/247/10.
عنه عليه السلامـ و قد سُئلَ عن نَفْيِ المُحارِبِ ـ: يُنْفى مِن مِصْرٍ إلى مِصْرٍ، إنّ عَليّا عليه السلام نَفى رجُلَينِ مِن الكُوفةِ إلى غَيرِها. ۱
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از تبعيد محارب ـفرمود: از شهر تبعيد مى شود. امير المؤمنين عليه السلام دو مرد را از كوفه به جاى ديگر تبعيد كرد.
۱.دعائم الإسلام: 2 / 477 / 1714، انظر وسائل الشيعة: 18/533/3.
امام صادق عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از آيه «يا از زمين تبعيد شوند» و اين كه كيفيّت تبعيد و حدّ و مرز آن چيست؟ ـفرمود: نبايد با او معامله شود، يا به او پناه داد و يا صدقه داد (كمك مالى نمود).
الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ أيضا ـ: يُنْفى مِن المِصْرِ الّذي فَعَلَ فيهِ ما فَعلَ إلى مِصْرٍ غَيرِهِ، و يُكْتَبُ إلى أهلِ ذلكَ المِصْرِ أنَّهُ مَنْفِيٌّ فلا تُجالِسوهُ، و لا تُبايِعوهُ، و لا تُناكِحوهُ، و لا تُؤاكِلوهُ، و لا تُشارِبوهُ، فَيُفْعَلُ ذلكَ بهِ سَنَةً، فإنْ خَرجَ مِن ذلكَ المِصْرِ إلى غَيرِهِ كُتِبَ إلَيهِم بمِثْلِ ذلكَ حتّى تَتِمَّ السَّنَةُ. ۱
امام رضا عليه السلامـ نيز در همين باره ـفرمود: از شهرى كه در آن جنايت كرده به شهر ديگرى تبعيد شود و به مردم آن شهر اطلاع داده شود كه آن شخص تبعيدى است و نبايد با وى مراوده و معامله كنند و به او زن دهند و با او همسفره شوند. يك سال با او چنين رفتار مى شود. اگر در اين مدت از آن شهر به شهرى ديگر رفت، به مردم آن شهر نيز بايد چنين دستورهايى داده شود، تا يك سال به سر آيد.
۱.الكافي: 7/247/8.