حدیث دربارهايثار شگفت در شب هجرت
مسند ابن حنبل عن ابن عبّاس:شَرى عَلِيٌّ نَفسَهُ؛ لَبِسَ ثَوبَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ثُمَّ نامَ مَكانَهُ، قالَ: وكانَ المُشرِكونَ يَرمونَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ أبو بَكرٍ وعَلِيٌّ نائِمٌ، قالَ: وأبو بَكرٍ يَحسَبُ أنَّهُ نَبِيُّ اللّهِ، فَقالَ: يا نَبِيَّ اللّهِ، قالَ: فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ: إنَّ نَبِيَّ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَد انطَلَقَ نَحوَ بِئرِ مَيمونٍ فَأَدرِكهُ، قالَ: فَانطَلَقَ أبو بَكرٍ فَدَخَلَ مَعَهُ الغارَ، قالَ: وجَعَلَ عَلِيٌّ يُرمى بِالحِجارَةِ ـ كَما كانَ يُرمى نَبِيُّ اللّهِ ـ وهُوَ يَتَضَوَّرُ، قَد لَفَّ رَأسَهُ فِي الثَّوبِ لا يُخرِجُهُ، حَتّى أصبَحَ، ثُمَّ كَشَفَ عَن رَأسِهِ، فَقالوا: إنَّكَ لَلَئيمٌ؛ كانَ صاحِبُكَ نَرميهِ فَلا يَتَضَوَّرُ وأنتَ تَتَضَوَّرُ، وقَدِ استَنكَرنا ذلِكَ. ۱
مسند ابن حنبلـ به نقل از ابن عبّاس ـ: على عليه السلام جانفشانى كرد، لباس پيامبر صلى الله عليه و آله را به تن كرد و سپس در جايش خوابيد.
مشركان، پيش تر نيز به پيامبر صلى الله عليه و آله [سنگ] پرتاب مى كردند. پس ابو بكر آمد و على عليه السلام خواب بود و ابو بكر پنداشت كه او پيامبر خداست. گفت: اى پيامبر خدا!
على عليه السلام فرمود: «پيامبر خدا، آهنگِ چاه ميمون كرده است. به او برس».
ابو بكر رفت و با هم داخل غار شدند.
و به على عليه السلام سنگ پرتاب مى شد، همان گونه كه به پيامبر صلى الله عليه و آله پرتاب مى شد، و او به خود مى پيچيد؛ ولى سرش را از لباس بيرون نمى آورد تا اين كه صبح شد و سرش را باز كرد. پس مشركان به او گفتند: تو ناكَسى. يارت (پيامبر صلى الله عليه و آله) به خود نمى پيچيد و تو به خود مى پيچيدى و اين براى ما عجيب بود.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 709 ح 3062، فضائل الصحابة لابن حنبل: ج2 ص684 ح 1168، المستدرك على الصحيحين: ج3 ص 143 ح 4652 و ص 5 ح 4263 نحوه، خصائص أميرالمؤمنين للنسائي: ص 72 ح 23؛ تفسير العيّاشي: ج 1 ص 101 ح 293.