حدیث دربارهايثار شگفت در شب هجرت
المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس:شَرى عَلِيٌّ نَفسَهُ ولَبِسَ ثَوبَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ثُمَّ نامَ مَكانَهُ. قالَ: وكانَ المُشرِكونَ يَرمونَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله وقَد كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ألبَسَهُ بُردَةً، وكانَت قُرَيشٌ تُريدُ أن تَقتُلَ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، فَجَعَلوا يَرمونَ عَلِيّا ويَرَونَهُ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله وقَد لَبِسَ بُردَةً، وجَعَلَ عَلِيٌّ رضى الله عنهيَتَضَوَّرُ ۱، فَإِذا هُوَ عَلِيٌّ فَقالوا: إنَّكَ لَلَئيمٌ؛ إنَّكَ لَتَتَضَوَّرُ وكانَ صاحِبُكَ لا يَتَضَوَّرُ، ولَقَدِ استَنكرناهُ مِنكَ. ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابن عبّاس ـ: على عليه السلام جانفشانى كرد و لباس پيامبر صلى الله عليه و آله را به تن نمود و سپس در جايش خوابيد.
و مشركان، پيش تر نيز به پيامبر صلى الله عليه و آله كه بُرد مى پوشيد، سنگ پرتاب مى كردند. آنان مى خواستند پيامبر صلى الله عليه و آله را بكشند و چون پيامبر صلى الله عليه و آله بُرد خود را بر تن على عليه السلام كرده بود، آنان به على عليه السلام، به خيال اين كه پيامبر است، سنگ پرتاب مى كردند و على عليه السلام هم از درد به خود مى پيچيد.
و آن گاه كه متوجّه شدند على عليه السلام است، به وى گفتند: تو لئيمى. تو به خود مى پيچيدى و محمّد به خود نمى پيچيد و اين براى ما عادى نبود.