هر كه با على دشمنى كند

14 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:عادَى اللّهُ مَن عادى عَلِيّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، دشمنى كند با آن كس كه با على دشمنى كند.
۱.الإصابة: ج 2 ص 373 الرقم 2560؛ روضة الواعظين: ص 116 وفيه «من عادى عليّا عاديته».
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: قاتَلَ اللّهُ مَن قاتَلَكَ، وعادى مَن عاداكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: خداوند، بجنگد با آن كس كه با تو بجنگد و دشمنى كند با آن كس كه با تو دشمنى كند.
۱.الجمل: ص 81، بحار الأنوار: ج 38 ص 351 ح 3.
الإصابة عن ابن الزبير:قَدِمَ مُعاوِيَةُ حاجّا، فَدَخَلَ المَسجِدَ. فَرَأى شَيخا لَهُ ضَفيرَتانِ، كانَ أحسَنَ الشُّيوخِ سَمتا ۱، وأنظَفَهُم ثَوبا، فَسَأَلَ فَقيلَ لَهُ: إنَّهُ ابنُ عُرَيضٍ، فَأَرسَلَ إلَيهِ فَجاءَ. فَقالَ: ما فَعَلتَ أرضَكَ تيماءَ؟ قالَ: باقِيَةٌ. قالَ: بِعنيها. قالَ: نَعَم، ولَولَا الحاجَةُ ما بِعتُها. وَاستَنشَدَهُ مَرثِيَةَ ابنِهِ لِنَفسِهِ فَأَنشَدَهُ، ودارَ بَينَهُما كَلامٌ فيهِ ذِكرُ عَلِيٍّ، فَغَضَّ ابنُ عُرَيضٍ مِن مُعاوِيَةَ، فَقالَ مُعاوِيَةُ: ما أراهُ إلّا قَد خَرِفَ فَأَقيموهُ. فَقالَ: ما خَرِفتُ، ولكِن أنشُدُكَ اللّهَ يا مُعاوِيَةُ، أما تَذكُرُ يا مُعاوِيَةُ لَمّا كُنّا جُلوسا عِندَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَ عَلِيٌّ فَاستَقبَلَهُ النَّبِيُّ

الإصابةـ به نقل از ابن زبير ـ: معاويه به حج آمد و وارد مسجد شد. پيرمردى را ديد كه دو گيسو داشت و از هر پيرى خوش سيماتر و پاكيزه تر بود. درباره اش پرسيد. گفتند: او ابن عُرَيض است. معاويه، او را طلبيد و گفت: زمينت را در تيماء، چه كردى؟ پيرمرد گفت: دارم. معاويه گفت: آن را به من بفروش. پيرمرد گفت: باشد. اگر نياز نمى داشتم، آن را نمى فروختم. معاويه از او خواست شعرى را كه پسرش در رثاى خودش گفته است، برايش بخواند ۳ و او براى معاويه خواند. ميان آن دو، سخنانى گذشت كه در آن، از على عليه السلام ياد شد. ابن عريض، معاويه را تحقير كرد. معاويه گفت: پيرمرد، خِرَدش را از دست داده است. بلندش كنيد. ابن عريض گفت: من خِرَدم را از دست نداده ام؛ بلكه تو را به خدا سوگند مى دهم ـ اى معاويه! ـ، به ياد

۱.السَّمْت: الهيئة الحسنة (النهاية: ج 2 ص 397 «سمت»).
۲.الإصابة: ج 3 ص 82 الرقم 3254 وراجع: المسترشد: ص 603 ح 273 وبحار الأنوار: ج 32 ص 282 و ص 229.
۳.در الغدير (ج 10 ص 177) و تاريخ مدينة دمشق (ج 21 ص 223): آمده است: «شعرى را كه پدرت در رثاى خود گفته است، برايم بخوان».
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ، اللّهُمَّ عادِ مَن عاداهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره على عليه السلام ـ: بار خدايا! دوستى كن با آن كه با او دوستى كند و دشمنى كن با آن كه با او دشمنى كند.
۱.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 43 ح 116 عن البراء بن عازب.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ وَاخذُل مَن خَذَلَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره على عليه السلام ـ: بار خدايا! دوستى كن با آن كه با او دوستى كند و دشمنى كن با آن كه با او دشمنى كند و يارى كن كسى را كه او را يارى كند و فرو گذار كسى را كه او را فرو گذارَد.
۱.مسند ابن حنبل: ج 1 ص 254 ح 964 عن عبد الرحمن بن أبي ليلى؛ الخصال: ص 66 ح 98 عن حذيفة، بحارالأنوار: ج 32 ص 188 ح 138.
عنه صلى الله عليه و آلهـ يَومَ غَديرِ خُمٍّ ـ: اللّهُمَّ مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ، اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ وعادِ مَن عاداهُ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ، وأعِن مَن أعانَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در روز غدير خم ـ: بار خدايا! هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. بار خدايا! دوستى كن با هر آن كس كه با او دوستى كند و دشمنى كن با هر آن كس كه با او دشمنى كند و يارى كن هر آن كس را كه او را يارى كند و كمك كن به كسى كه او را كمك كند.
۱.المعجم الكبير: ج 4 ص 17 ح 3514 عن حبشي بن جنادة و ج 5 ص 171 ح 4985 و ص 204 ح 5097 كلاهما عن زيد بن أرقم وليس فيهما ذيله من «وعادِ.».
عنه صلى الله عليه و آله:مَن كُنتُ مَولاهُ فَعَلِيٌّ مَولاهُ؛ اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ، وعادِ مَن عاداهُ، وأحِبَّ مَن أحَبَّهُ، وأبغِض مَن أبغَضَهُ، وَانصُر مَن نَصَرَهُ، وَاخذُل مَن خَذَلَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه من مولاى اويم، پس على مولاى اوست. بار خدايا! با دوست على دوست باش و با دشمن او دشمن؛ هر كه او را دوست مى دارد، دوستش بدار و هر كه او را مبغوض مى دارد، مبغوضش بدار و هر كه او را يارى مى كند، يارى اش كن و هر كه او را وامى گذارَد، او را وا گذار!
۱.تاريخ دمشق: ج 42 ص 219 ح 8713 عن زيد بن أرقم.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ذاتَ يَومٍ وهُوَ في مَسجِدِ قُباءَ، وَالأَنصارُ مُجتَمِعونَ: يا عَلِيُّ أنتَ أخي وأنَا أخوكَ، يا عَلِيُّ أنتَ وَصِيّي وخَليفَتي وإمامُ اُمَّتي بَعدي، والَى اللّهُ مَن والاكَ، وعادَى اللّهُ مَن عاداكَ، وأبغَضَ اللّهُ مَن أبغَضَكَ، ونَصَرَ اللّهُ مَن نَصَرَكَ، وخَذَلَ اللّهُ مَن خَذَلَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: روزى پيامبر خدا در مسجد قبا، در حالى كه انصار گِرد آمده بودند، به على بن ابى طالب عليه السلام فرمود: «اى على! تو برادر منى و من، برادر توام. اى على! تو وصى و جانشين و امام امّت من پس از منى. خداوند، دوستى كند با هر آن كس كه با تو دوستى كند و خداوند، دشمنى كند با هر آن كس كه با تو دشمنى نمايد و خداوند، مبغوض بدارد هر آن كس را كه به تو بغض ورزد و خداوند، يارى كند هر آن كس را كه تو را يارى كند و خداوند، فروگذارَد هر آن كس را كه تو را يارى نرسانَد.
۱.الأمالي للصدوق: ص 433 ح 573 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 38 ص 102 ح 23 وراجع: الإصابة: ج 3 ص 82 الرقم 3254.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في حَجَّةِ الوَداعِ وهُوَ عَلى ناقَتِهِ، ويَدُهُ عَلى مَنكِبِ عَلِيٍّ عليه السلام ـ: اللّهُمَّ هَل بَلَّغتُ؟ اللّهُمَّ هَل بَلَّغتُ؟ هذَا ابنُ عَمّي وأبو وُلدي، اللّهُمَّ كُبَّ مَن عاداهُ فِي النّارِ! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حجّة الوداع، در حالى كه بر ناقه خويش سوار و دستش بر شانه على عليه السلام بود ـ: بار خدايا! آيا رساندم؟ بار خدايا! آيا رساندم؟ اين، پسر عموى من و پدرِ فرزندان من است. بار خدايا! هر كه را با او دشمنى كند، در آتش، سرنگون ساز.
۱.المعجم الأوسط: ج 6 ص 300 ح 6468 عن ابن عمر؛ إحقاق الحقّ: ج 7 ص 88 نقلاً عن أرجح المطالب عن ابن عبّاس و ج 20 ص 609 نقلاً عن كتاب آل محمّد عليهم السلام عن اُسامة بن زيد.
الإمام الحسن عليه السلام:دَعا [رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله]وهُوَ عَلَى المِنبَرِ عَلِيّا، فَاجتَذَبَهُ بِيَدهِ فَقالَ: اللّهُمَّ والِ مَن والاهُ، وعادِ مَن عاداهُ، اللّهُمَّ مَن عادى عَلِيّا فَلا تَجعَل لَهُ فِي الأَرضِ مَقعَدا، ولا فِي السَّماءِ مَصعَدا، وَاجعَلهُ في أسفَلِ دَرَكٍ مِنَ النّارِ. ۱
امام حسن عليه السلام:[پيامبر خدا] بر منبر بود. على عليه السلام را صدا زد و دست او را كشيد و گفت: «بار خدايا! با دوست اين، دوستى كن و با دشمنش دشمنى. بار خدايا! هر كه با على دشمنى كند، نه در زمين، نشستنگاهى برايش قرار ده و نه در آسمان، فرازگاهى؛ بلكه در پايين ترين طبقه دوزخ، جايش ده.
۱.الإحتجاج: ج 2 ص 27 ح 150، بحار الأنوار: ج 44 ص 75 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يا عَلِيُّ، مَن أحَبَّكَ ووالاكَ سَبَقَت لَهُ الرَّحمَةُ، ومَن أبغَضَكَ وعاداكَ سَبَقَت لَهُ اللَّعنَةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى على! هر كه تو را دوست بدارد و با تو دوستى ورزد، رحمت، او را فرا گيرد و هر كه را به تو بغض ورزد و با تو دشمنى كند، لعنت فرا گيرد.
۱.الخصال: ص 556 ح 31 عن عامر بن واثلة، بحار الأنوار: ج 31 ص 318 ح 1.
عنه صلى الله عليه و آله:مَعاشِرَ النّاسِ! أحِبّوا عَلِيا؛ فَإِنَّ لَحمَهُ لَحمي ودَمَهُ دَمي، لَعَنَ اللّهُ أقواما مِن اُمَّتي ضَيَّعوا فيهِ عَهدي، ونَسوا فيهِ وَصِيَّتي، ما لَهُم عِندَ اللّهِ مِن خَلاقٍ ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى گروه مردم! على را دوست بداريد؛ زيرا گوشت او، گوشتِ من و خون او، خونِ من است. خدا لعنت كند آن گروه هايى از امّت مرا كه سفارش مرا درباره او زير پا نهند و سفارشم را درباره اش از ياد ببرند! آنان را نزد خداوند، بهره اى نخواهد بود.
۱.الخلاق: الحظّ والنصيب (النهاية: ج 2 ص 70 «خلق»).
۲.الأمالي للمفيد: ص 294 ح 4 عن أبي سعيد الخدري، بحار الأنوار: ج 39 ص 265 ح 38.
عنه صلى الله عليه و آلهـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ: اِعلَموا مَعاشِرَ النّاسِ، أنَّ اللّهَ قَد نَصَبَهُ لَكُم وَلِيّا وإماما، مُفتَرَضا طاعَتُهُ عَلَى المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ، وعَلَى التّابِعينَ لَهُم بِإِحسانٍ، وعَلَى البادي وَالحاضِرِ، وعَلَى الأَعجَمِيِّ وَالعَرَبِيِّ، وَالحُرِّ وَالمَملوكِ، وَالصَّغيرِ وَالكَبيرِ، وعَلَى الأَبيَضِ وَالأَسوَدِ، وعَلى كُلِّ مُوَحِّدٍ، ماضٍ حُكمُهُ، جائِزٌ قَولُهُ، نافِذٌ أمرُهُ، مَلعونٌ مَن خالَفَهُ، مَرحومٌ مَن تَبِعَهُ ومَن صَدَّقَهُ، فَقَد غَفَرَ اللّهُ لَهُ ولِمَن سَمِعَ مِنهُ وأطاعَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره على عليه السلام ـ: بدانيد اى گروه مردمان! كه خداوند، براى شما ولىّ و امامى تعيين كرده است كه فرمان بُردارى از او، بر مهاجران و انصار و پيروان شايسته آنان، بر صحرانشين و شهرنشين، بر عرب و غير عرب، بر آزاد و بنده، بر كوچك و بزرگ، بر سفيد و سياه، و بر هر يكتا پرستى واجب است و حكمش جارى و گفتارش روا و فرمانش نافذ است. ملعون است كسى كه با او مخالفت كند و مشمول رحمت است كسى كه از او پيروى و كسى كه تصديقش كند. خداوند، او را و هر كه را از او حرف شنوى و اطاعت مى كند، بيامُرزد (آمرزيده است).
۱.الإحتجاج: ج 1 ص 143 ح 32 عن علقمة بن محمّد الحضرمي عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 37 ص 207 ح 86 و ص 132.
عنه صلى الله عليه و آله:أمّا عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، فَإِنَّهُ أخي وشَقيقي وصاحِبُ الأَمرِ بَعدي. وبِوِلايَتِهِ صارَت اُمَّتي مَرحومَةً، وبِعَداوَتِهِ صارَتِ المُخالِفَةُ لَهُ مِنها مَلعونَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:امّا على بن ابى طالب؛ او برادر من و دوست من و بعد از من، صاحبِ امر است. و با ولايت او امّتم مورد رحمت قرار مى گيرند و با دشمنى و مخالفت با او، مورد لعنت واقع مى شوند.
۱.الأمالي للصدوق: ص 175 ح 178 عن ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 28 ص 37 ح 1.