حدیث دربارههر كه با على دشمنى كند

عنه صلى الله عليه و آلهـ في عَلِيٍّ عليه السلام ـ: اِعلَموا مَعاشِرَ النّاسِ، أنَّ اللّهَ قَد نَصَبَهُ لَكُم وَلِيّا وإماما، مُفتَرَضا طاعَتُهُ عَلَى المُهاجِرينَ وَالأَنصارِ، وعَلَى التّابِعينَ لَهُم بِإِحسانٍ، وعَلَى البادي وَالحاضِرِ، وعَلَى الأَعجَمِيِّ وَالعَرَبِيِّ، وَالحُرِّ وَالمَملوكِ، وَالصَّغيرِ وَالكَبيرِ، وعَلَى الأَبيَضِ وَالأَسوَدِ، وعَلى كُلِّ مُوَحِّدٍ، ماضٍ حُكمُهُ، جائِزٌ قَولُهُ، نافِذٌ أمرُهُ، مَلعونٌ مَن خالَفَهُ، مَرحومٌ مَن تَبِعَهُ ومَن صَدَّقَهُ، فَقَد غَفَرَ اللّهُ لَهُ ولِمَن سَمِعَ مِنهُ وأطاعَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در باره على عليه السلام ـ: بدانيد اى گروه مردمان! كه خداوند، براى شما ولىّ و امامى تعيين كرده است كه فرمان بُردارى از او، بر مهاجران و انصار و پيروان شايسته آنان، بر صحرانشين و شهرنشين، بر عرب و غير عرب، بر آزاد و بنده، بر كوچك و بزرگ، بر سفيد و سياه، و بر هر يكتا پرستى واجب است و حكمش جارى و گفتارش روا و فرمانش نافذ است. ملعون است كسى كه با او مخالفت كند و مشمول رحمت است كسى كه از او پيروى و كسى كه تصديقش كند. خداوند، او را و هر كه را از او حرف شنوى و اطاعت مى كند، بيامُرزد (آمرزيده است).
۱.الإحتجاج: ج 1 ص 143 ح 32 عن علقمة بن محمّد الحضرمي عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 37 ص 207 ح 86 و ص 132.

احادیث دیگر این موضوع

۸
الإصابةـ به نقل از ابن زبير ـ: معاويه به حج آمد و وارد مسجد شد. پيرمردى را ديد كه دو گيسو داشت و از هر پيرى خوش سيماتر و پاكيزه تر بود. درباره اش پرسيد. گفتند: او ابن عُرَيض است. معاويه، او را طلبيد و گفت: زمينت را در تيماء، چه كردى؟ پيرمرد گفت: دارم. معاويه گفت: آن را به من بفروش. پيرمرد گفت: باشد. اگر نياز نمى داشتم، آن را نمى فروختم. معاويه از او خواست شعرى را كه پسرش در رثاى خودش گفته است، برايش بخواند در الغدير (ج 10 ص 177) و تاريخ مدينة دمشق (ج 21 ص 223): آمده است: «شعرى را كه پدرت در رثاى خود گفته است، برايم بخوان». و او براى معاويه خواند. ميان آن دو، سخنانى گذشت كه در آن، از على عليه السلام ياد شد. ابن عريض، معاويه را تحقير كرد. معاويه گفت: پيرمرد، خِرَدش را از دست داده است. بلندش كنيد. ابن عريض گفت: من خِرَدم را از دست نداده ام؛ بلكه تو را به خدا سوگند مى دهم ـ اى معاويه! ـ، به ياد دارى ـ اى معاويه! ـ كه نزد پيامبر خدا نشسته بوديم و على آمد و پيامبر صلى الله عليه و آله رو به او كرد و فرمود: «خدا بجنگد با آن كس كه با تو بجنگد و دشمنى كند با هر آن كس كه با تو دشمنى كند!»؟