حدیث دربارهحرام بودنِ آدمكشى
عنه صلى الله عليه و آله:يَجيءُ الرجلُ آخِذا بِيَدِ الرَّجُلِ فيَقولُ: يا رَبِّ هذا قَتَلَني، فيقولُ اللّهُ لَهُ: لِمَ قَتَلتَهُ؟ فيقولُ: قَتَلتُهُ لِتَكونَ العِزّةُ لكَ، فيقولُ: فإنّها لي. ويَجيءُ الرجُلُ آخِذا بيدِ الرجُلِ فيقولُ: أي رَبِّ إنَّ هذا قَتَلَني، فيقولُ اللّهُ: لِمَ قَتَلتَهُ؟ فيقولُ: لِتَكونَ العِزّةُ لفلانٍ، فيقولُ: فإنّها لَيسَت لفلانٍ، فَيَبُوءُ بِإثمِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[روز قيامت] مردى، در حالى كه دست مردى را گرفته است، مى آيد و مى گويد: اى پروردگار من! اين، مرا كُشت.
خداوند به او مى فرمايد: «چرا او را كشتى؟».
پاسخ مى دهد: او را كشتم، تا عزّت و اقتدار، از آنِ تو باشد.
خداوند مى فرمايد: «آن، از آنِ من است».
مرد ديگرى در حالى كه دست مردى را گرفته است، مى آيد و مى گويد: پروردگار من! اين، مرا كُشت.
خداوند مى فرمايد: «چرا او را كُشتى؟».
پاسخ مى دهد: براى آن كه فلانى به عزّت و اقتدار برسد.
خداوند مى فرمايد: «عزّت و اقتدار، از آنِ او نيست». پس به انتقام خون او كشته مى شود.
۱.كنز العمّال: ج 15 ص 25 ح 39909 عن ابن مسعود.