خانه
کتابها
احادیث
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۹
موضوعات
حرام بودنِ آدمكشى
6900. اگر همه دنيا نابود شوند، نزد خدا ا…
حدیث درباره
حرام بودنِ آدمكشى
حکمتنامه پیامبر اعظم(ص) ج ۹، ص ۱۵۳، ح ۶۹۰۰
پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله
حرام بودنِ آدمكشى
عنه صلى الله عليه و آله:
لَزَوالُ الدنيا جَميعا أهوَنُ علَى اللّهِ مِن دَمٍ سُفِكَ بغيرِ حَقٍّ.
۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:
اگر همه دنيا نابود شوند، نزد خدا اهمّيتش كمتر از خونى است كه به ناحق ريخته شود.
۱.
الترغيب والترهيب: ج 3 ص 293 ح 6.
کلیدواژهها
حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاه
حکمت های تربیتی
کشتن
آفات خودسازی
+1 مورد دیگر
احادیث دیگر این موضوع
۸
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سركش ترينِ مردم، كسى است كه بى گناهى را كه قصد كشتن او را نداشته است، بكُشد يا غير زننده خود را بزند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سركش ترينِ مردم بر خداوند متعال، كسى است كه آن را كه قصد كشتن او را نداشته است، بكُشد و آن را كه او را نزده، بزند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنده، تا زمانى كه خون به ناحقى را نريزد، از گشايش دينى برخوردار است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دل بنده، هميشه پذيراى بيم و اميد است، تا آن گاه كه خونى را به ناحق بريزد. پس چون خون ريخت، دلش واژگون مى شود و بر اثر گناه، مانند كوره آهنگرى تفتيده و سياه مى شود و ديگر، نه كار خوب را خوب مى داند و نه كار بد را زشت مى شمارد.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت، نخستين چيزى كه درباره آن ميان مردم داورى مى شود، خون است.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين چيزى كه خداوند در روز قيامت درباره آن به داورى مى پردازد، [ريختن]خون است. خدا، دو فرزند آدم عليه السلام (هابيل و قابيل) را نگه مى دارد و ميان آنها داورى مى كند. سپس، ميان كسانى كه بعد از آنها آمده اند و دعواى خونى دارند، حكم مى شود، تا جايى كه از آنها كسى باقى نمى مانَد و حساب ديگر مردمان، پس از آنهاست، تا جايى كه مقتول با چهره اى خون آلود، قاتل خود را مى آورد و مى گويد: اين، مرا كُشت. خداوند مى فرمايد: «تو او را كشتى؟» و او نمى تواند سخنى را از خدا كتمان كند.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[روز قيامت] مقتول، در حالى كه از شاه رگ هاى گردنش خون فوران مى كند، قاتل خود را مى گيرد و به پيشگاه خداوند قدرتمند مى آورد ومى گويد: پروردگارا! از اين بپرس كه به چه جرمى مرا كُشت؟ خداوند مى فرمايد: «به چه گناهى او را كشتى؟». مى گويد: او را كشتم تا فلانى به عزّت و قدرت برسد. به او گفته شود: «عزّت و اقتدار، از آنِ خداست».
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[روز قيامت] مردى، در حالى كه دست مردى را گرفته است، مى آيد و مى گويد: اى پروردگار من! اين، مرا كُشت. خداوند به او مى فرمايد: «چرا او را كشتى؟». پاسخ مى دهد: او را كشتم، تا عزّت و اقتدار، از آنِ تو باشد. خداوند مى فرمايد: «آن، از آنِ من است». مرد ديگرى در حالى كه دست مردى را گرفته است، مى آيد و مى گويد: پروردگار من! اين، مرا كُشت. خداوند مى فرمايد: «چرا او را كُشتى؟». پاسخ مى دهد: براى آن كه فلانى به عزّت و اقتدار برسد. خداوند مى فرمايد: «عزّت و اقتدار، از آنِ او نيست». پس به انتقام خون او كشته مى شود.
حدیث 6899
موضوع
حدیث 6901