ادبِ گفتار
12 حدیث
الكافي عن إبراهيم بن أبي البِلاد عمّن ذكره:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ. مَن لا يَملِك لِسانَهُ يَندَم. ۱
الكافىـ به نقل از ابراهيم بن ابى بلاد، از كسى ديگر كه اين مطلب را نقل كرده است ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم!. هر كس مالك زبانش نباشد، پشيمان مى شود».
۱.الكافي: ج 2 ص 641 ح 9، بحار الأنوار: ج 13 ص 417 ح 11.
الاختصاص عن الأوزاعيّـ فيما قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ ـ: يا بُنَيَّ، مَن لا يَكُفَّ لِسانَهُ يَندَم. ۱
الاختصاصـ به نقل از اوزاعى، درباره آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: اى پسرم! هر كس زبانش را باز ندارد، پشيمان مى شود.
۱.الاختصاص: ص 337، بحار الأنوار: ج 13 ص 428 ح 23.
كتاب العقل وفضله عن وهب بن مُنَبِّه:في حِكمَةِ لُقمانَ عليه السلام مَكتوبٌ أنَّهُ قالَ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ اللِّسانَ هُوَ بابُ الحَسَدِ فَاحذَر أن يَخرُجَ مِن لِسانِكَ ما يُهلِكُ جَسَدَكَ، ويُسخِطُ عَلَيكَ رَبَّكَ عَزَّ وجَلَّ. ۱
كتاب العقل و فضله، ابن ابى الدنياـ به نقل از وهب بن منبّه ـ: در حكمت لقمان، مكتوب است كه به پسرش گفت: «اى پسرم! زبان در حسد است. مراقب باش تا از زبانت چيزى در نيايد كه تن را نابود و پروردگار عز و جل را بر تو خشمگين كند».
۱.العقل وفضله لابن أبي الدنيا: ص 36 ح 99، الحلم لابن أبي الدنيا: ص 65 ح 95.
إرشاد القلوب:رُوِيَ أنَّ لُقمانَ رَأى داوُدَ عليه السلام يَعمَلُ الزَّرَدَ، فَأَرادَ أن يَسأَلَهُ ثُمَّ سَكَتَ، فَلَمّا لَبِسَها داوُدُ عليه السلام عَرَفَ لُقمانُ حالَها بِغَير سُؤالٍ.
وقالَ: مَن كَثُرَ كَلامُهُ كَثُرَ سَقَطُهُ، ومَن كَثُرَ سَقَطُهُ كَثُرَ لَغوُهُ، ومَن كَثُرَ لَغوُهُ كَثُرَ كَذِبُهُ، ومَن كَثُرَ كَذِبُهُ كَثُرَت ذُنوبُهُ، ومَن كَثُرَت ذُنوبُهُ فَالنّارُ أولى بِهِ، وقَد حَجَبَ اللّهُ اللِّسانَ بِأَربَعِ مَصاريعَ لِكَثرَةِ ضَرَرِهِ؛ الشَّفَتانِ مِصراعانِ ۱، وَالأَسنانِ مِصراعانِ. ۲
إرشاد القلوب:روايت شده كه: لقمان، داوود عليه السلام را ديد كه زره مى سازد. خواست از او سؤال كند [كه چيست]؛ ولى خاموش ماند تا وقتى كه داوود عليه السلام زره را پوشيد. لقمان، وضعيت زره را بدون پرسش فهميد.
و لقمان عليه السلام گفت: «هر كس بسيار بگويد، بسيار اشتباه مى كند و هر كس اشتباهش بسيار شود، بيهوده گويى اش بسيار مى گردد و هر كس بسيار بيهوده گو باشد، دروغش زياد مى شود و هر كس زياد دروغ گويد، گناهانش بسيار مى گردد و هر كس گناهانش بسيار باشد، سزاوار آتش جهنّم است. خداوند زبان را به خاطر زيانِ بسيارش، با چهار لنگه در، باز داشته است: دو لب انسان، دو لنگه و دندان هاى [بالا و پايين]انسان نيز دو لنگه اند».
إرشاد القلوب:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ، قالَ:. ولا تَقُل ما لَم تَعلَم. ۱
إرشاد القلوب:از سفارش لقمان عليه السلام به پسرش است كه گفت: «. چيزى را كه نمى دانى، نگو».
۱.إرشاد القلوب: ص 73.
حلية الأولياء عن كعب:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، كَن أخرَسَ عاقِلاً، ولا تَكُن نَطوقا جاهِلاً، ولَأَن يَسيلَ لُعابُكَ عَلى صَدرِكَ وأنتَ كافُّ اللِّسانِ عَمّا لا يَعنيكَ أجمَلُ بِكَ وأحسَنُ مِن أن تَجلِسَ إلى قَومٍ فَتَنطِقَ بِما لا يَعنيكَ. ۱
حلية الاولياءـ به نقل از كعب ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! كم سخن باش تا عاقل باشى و پُر سخن نباش كه جاهل مى شوى. اگر آب دهانت بر سينه ات جارى شود (حرفت را بخورى) و زبان را از چيزى كه به تو مربوط نيست، بازدارى، براى تو زيباتر و بهتر است از اين كه در ميان گروهى بنشينى و درباره چيزى كه به تو مربوط نيست، سخن بگويى».
۱.حلية الاولياء: ج 6 ص 6.
امام صادق عليه السلام:لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر گمان كردى كه سخن، نقره است، پس [بدان كه]سكوت، طلاست». ۳
۱.قال العلاّمة المجلسي قدس سره فى تبيين الحديث: «يدل على أن السكوت أفضل من الكلام، وكأنه مَبنيّ على الغالب وإلاّ فظاهر أنّ الكلام خير من السكوت في كثير من الموارد، بل يجب الكلام ويحرم السكوت عند إظهار اصول الدين وفروعه، والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر، ويستحب في المواعظ والنصايح، وإرشاد الناس إلى مصالحهم وترويج العلوم الدينية، والشفاعة للمؤمنين، وقضاء حوائجهم وأمثال ذلك، فتلك الأخبار مخصوصة بغير تلك الموارد أو بأحوال عامّة الخلق، فإنّ غالب كلامهم إنما هو فيما لا يعنيهم، أو هو مقصور على المباحات وقد مرّ في كتاب العقل في حديث هشام أنّ أمير المؤمنين عليه السلام كان يقول: «إنّ من علامة العاقل أن يكون فيه ثلاث خصال يجيب إذا سئل، وينطق إذا عجز القوم عن الكلام، ويشير بالرأي فيه» (بحار الأنوار: ج 71 ص 297).
۲.الكافي: ج 2 ص 114 ح 6، بحار الأنوار: ج 71 ص 297 ح 70.
۳.علاّمه مجلسى در شرح اين حديث گفته است: حديث دلالت مى كند بر اين كه خاموشى، به زِ سخن گفتن است. گويا منظور اين است كه غالبا چنين است، و گرنه، ظاهرا سخن گفتن در خيلى جاها از خاموشى بهتر است. حتى در جايى كه اظهار اصول و فروع دين و امر به معروف و نهى از منكر لازم است، سكوت حرام و سخن گفتن واجب است. سخن گفتن در پند و اندرز، راه نمايىِ مردم به مصالحشان، نشر علوم دينى، شفاعت براى انجام كار مؤمنان، برآوردن نياز آنان و امثال اين امور، مستحب است. بنابر اين، اين قبيل احاديث، مربوط به غير موارد ياد شده است يا مربوط به احوال عموم مردم مى شود كه سخن آنان، غالبا نامربوط است، يا اين كه اين احاديث، مخصوص امور مباح است. در «كتاب العقل» گذشت كه هشام از اميرمؤمنان نقل كرده كه ايشان همواره مى فرموده: «از نشانه هاى عاقل، داشتن سه چيز است: پاسخ دادن به سؤال، سخن گفتن در هنگام ناتوانىِ ديگران از گفتار، و راه نمايى به رأى و نظرى كه صلاح خانواده اش در آن است». (بحارالأنوار: ج 71 ص 297).
الزهد لابن حنبل عن سُفيان:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، ما نَدِمتُ عَلَى الصَّمتِ قَطُّ، وإن كانَ الكَلامُ مِن فِضَّةٍ فَإِنَّ السُّكوتَ مِن ذَهَبٍ. ۱
الزهد، ابن حنبلـ به نقل از سفيان ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! هرگز بر سكوتم پشيمان نمى گردم. اگر سخن از نقره باشد، هر آينه، سكوت از طلاست».
۱.الزهد لابن حنبل: ص 65، الدر المنثور: ج 6 ص 516.
حلية الأولياء عن إبراهيم بن أدهَمَ:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ الرَّجُلَ لَيَتَكَلَّمُ حَتّى يُقالَ: أحمَقُ وما هُوَ بِأَحمَقَ، وإنَّ الرَّجُلَ لَيَسكُتُ حَتّى يُقالَ لَهُ: حَليمٌ وما هُوَ بِحَليمٍ. ۱
حلية الأولياءـ به نقل از ابراهيم بن ادهم ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! گاهى مرد چنان سخن مى گويد كه مى گويند احمق است؛ ولى در واقع، احمق نيست. و گاهى مرد چنان سكوت اختيار مى كند كه مى گويند بردبار است؛ ولى در واقع، بردبار نيست».
۱.حلية الأولياء: ج 8 ص 20.
مجمع البيان:قالَ لُقمانُ عليه السلام: الصَّمتُ حِكمَةٌ وقَليلٌ فاعِلُهُ. ۱
مجمع البيان:لقمان گفت: «سكوت از حكمت است؛ ولى رعايت كننده آن اندك است».
۱.مجمع البيان: ج 7 ص 92، بحار الأنوار: ج 13 ص 425 ذيل ح 18.
الزهد لهنّاد عن قيس:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، اِمتَنِع مِمّا يَخرُجُ مِن فيكَ؛ فَإِنَّكَ ما سَكَتَّ سالِمٌ وإنَّما يَنبَغي لَكَ مِنَ القَولِ ما يَنفَعُكَ. ۱
الزهد، هنّادـ به نقل از قيس ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! از آنچه از دهانت خارج مى شود، جلوگيرى كن؛ زيرا تو مادامى كه ساكتى، سالمى. همانا سخنى سزاوار توست كه سودت دهد».
۱.الزهد لهنّاد: ج 2 ص 533 ح 1100، الدرّ المنثور: ج 6 ص 519.
أعلام الدين:رُوِيَ عَن لُقمانَ عليه السلام أنَّهُ قالَ:
العِلمُ زَينٌ وَالسُّكوتُ سَلامَةٌفَإِذا نَطَقتَ فَلا تَكُن مِكثارا
ما إن نَدِمتُ عَلى سُكوتٍ مَرَّةًولَقَد نَدِمتُ عَلَى الكَلامِ مِرارا ۱
أعلام الدين:از لقمان، روايت شده كه [به صورت شعر]گفت:
دانش زينت است و سكوت سلامت،هر گاه سخن گفتى، پرگو نباش.
اگر بر سكوت يك بار پشيمان شدم،هر آينه بر سخن بارها پشيمان گشتم.
۱.أعلام الدين: ص 88 و ص 429.