حدیث دربارهادبِ گفتار

الزهد لهنّاد عن قيس:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، اِمتَنِع مِمّا يَخرُجُ مِن فيكَ؛ فَإِنَّكَ ما سَكَتَّ سالِمٌ وإنَّما يَنبَغي لَكَ مِنَ القَولِ ما يَنفَعُكَ. ۱
الزهد، هنّادـ به نقل از قيس ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! از آنچه از دهانت خارج مى شود، جلوگيرى كن؛ زيرا تو مادامى كه ساكتى، سالمى. همانا سخنى سزاوار توست كه سودت دهد».
۱.الزهد لهنّاد: ج 2 ص 533 ح 1100، الدرّ المنثور: ج 6 ص 519.

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلام:لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر گمان كردى كه سخن، نقره است، پس [بدان كه]سكوت، طلاست». علاّمه مجلسى در شرح اين حديث گفته است: حديث دلالت مى كند بر اين كه خاموشى، به زِ سخن گفتن است. گويا منظور اين است كه غالبا چنين است، و گرنه، ظاهرا سخن گفتن در خيلى جاها از خاموشى بهتر است. حتى در جايى كه اظهار اصول و فروع دين و امر به معروف و نهى از منكر لازم است، سكوت حرام و سخن گفتن واجب است. سخن گفتن در پند و اندرز، راه نمايىِ مردم به مصالحشان، نشر علوم دينى، شفاعت براى انجام كار مؤمنان، برآوردن نياز آنان و امثال اين امور، مستحب است. بنابر اين، اين قبيل احاديث، مربوط به غير موارد ياد شده است يا مربوط به احوال عموم مردم مى شود كه سخن آنان، غالبا نامربوط است، يا اين كه اين احاديث، مخصوص امور مباح است. در «كتاب العقل» گذشت كه هشام از اميرمؤمنان نقل كرده كه ايشان همواره مى فرموده: «از نشانه هاى عاقل، داشتن سه چيز است: پاسخ دادن به سؤال، سخن گفتن در هنگام ناتوانىِ ديگران از گفتار، و راه نمايى به رأى و نظرى كه صلاح خانواده اش در آن است». (بحارالأنوار: ج 71 ص 297).