خانه
کتابها
احادیث
حدیث روز
حدیث مناسبتی
معصومین(ع)
جستجو...
ورود
ثبتنام
خانه
کتابها
حج و عمره در قرآن و حدیث
موضوعات
نام هاى مكّه
4. محلّ خانه خدا «بكّه» است و آبادى «مكّ…
حدیث درباره
نام هاى مكّه
حج و عمره در قرآن و حدیث، ص ۲۷، ح ۴
امام صادق علیهالسلام
نام هاى مكّه
الإمام الصادق عليه السلام:
مَوضِعُ البَيتِ بَكَّةُ، والقَريَةُ مَكَّةُ
۱
.
امام صادق عليه السلام:
محلّ خانه خدا «بكّه» است و آبادى «مكّه» است.
۱.
علل الشرائع: 397 / 3 عن سعيد بن عبداللّه الأعرج، الفقيه: 2 / 193 / 2119.
کلیدواژهها
فهرست مطالب
مکه مکرمه
حرم
نام های مکه
احادیث دیگر این موضوع
۸
امام على عليه السلام ـ در پاسخ مردى از شاميان كه پرسيد: «چرا مكّه را «امّ القرى» ناميده اند؟» ـ: زيرا زمين از زير آن گسترده شده است.
امام على عليه السلام ـ در پاسخ كسى كه پرسيد: «جايگاه مكّه نسبت به بكّه چيست؟» ـ: مكّه، اطراف حرم است و بكّه جاى خانه خدا (كعبه) است. پرسيد: چرا «مكّه» ناميده شده است؟ فرمود: چون خداوند متعال، زمين را از زير اين شهر گسترده است. پرسيد: پس چرا «بكّه» ناميده شده است؟ فرمود: چون كه اين شهر، چشم جبّاران وگنهكاران را گريانده است.
امام باقر عليه السلام:بكّه جايگاه خانه خداست و مكّه، حرم است و اين همان سخن خداوند است «هر كس وارد آن شود، ايمن است».
عبداللّه بن سنان:از امام صادق عليه السلام پرسيدم: چرا به كعبه، بكّه گفته اند؟ فرمود: به خاطر گريه مردم در اطراف آن و در خود آن.
امام صادق عليه السلام:مكّه را از اين جهت «بكّه» گفته اند كه مردم در آن (هنگام طواف) به يكديگر فشار مى آورند (و يكديگر را هل مى دهند).
معاوية بن عمّار:به امام صادق عليه السلام عرض كردم: در مكّه به نماز مى ايستم، در حالى كه در برابر من زن نشسته است يا عبور مى كند. حضرت فرمود: اشكالى ندارد. مكّه را به اين جهت بكّه گفته اند كه در آن زنان و مردان به هم مى خورند (و ازدحام پديد مى آيد).
امام كاظم عليه السلام ـ در پاسخ سؤال على بن جعفر كه پرسيد: چرا مكّه را بكّه مى گويند؟ ـ: چون مردم يكديگر را با دست هايشان هُل مى دهند و اين جز در مسجد الحرام پيرامون كعبه نيست.
امام رضا عليه السلام:مكّه را از اين رو مكّه گفته اند كه مردم در آن جا (در جاهليّت) سوت مى كشيدند. كسى را هم كه آهنگ اين شهر مى كرد، مى گفتند قَد مَكا (سوت كشيد) و اين همان سخن خداوند است كه فرمود: «و نمازشان كنار خانه خدا، جز سوت كشيدن و دست زدن نبود» مُكاء، سوت كشيدن است و تصديه، كف زدن.
حدیث 3
موضوع
حدیث 5