كورى و گنگى و كرى
3 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: يَا بنَ مَسعودٍ، يَأتي عَلَى النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ فيهِ عَلى دينِهِ مِثلُ القابِضِ عَلى الجَمرَةِ بِكَفِّهِ. يَقولُ لِذلِكَ الزَّمانِ: إن كانَ ذلكَ الزَّمانُ ذِئبا وإلّا أكَلَتهُ الذِّئابُ. ۱
يا بنَ مَسعودٍ، عُلَماؤُهُم وفُقَهاؤُهُم خَونَةٌ فَجَرَةٌ، ألا إنَّهُم أشرارُ خَلقِ اللّهِ، وكذلكَ أتباعُهُم ومَن يَأتِيهِم ويَأخُذُ مِنهُم ويُحِبُّهُم ويُجالِسُهُم ويُشاوِرُهُم أشرارُ خَلقِ اللّهِ، يُدخِلُهُم نارَ جَهَنَّمَ: «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» ، «وَنَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيَـمَةِ عَلَى وُجُوهِهِمْ عُمْيًا وَ بُكْمًا وَ صُمًّا مَّأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّمَا خَبَتْ زِدْنَـهُمْ سَعِيرًا» ، «كُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اى پسر مسعود! زمانى بر مردم مىآيد كه شكيبا بر دين خود، مانند كسى است كه اخگرى را در كف خويش گرفته باشد. به آن زمان مىگويد: در آن زمان ايشان بايد گرگ باشد، و گرنه گرگها او را مىخورند.
اى پسر مسعود! عالمان و فقيهان آنان، خيانتكار و نابكارند. آنان بدترين خلق خدا هستند. همچنين پيروان آنها و كسانى كه نزد آنها مىروند و از ايشان چيز مىگيرند و دوستشان مىدارند و با آنان همنشينى و مشورت مىكنند، بدترين خلق خدايند. خداوند، همه آنان را به آتش جهنّم مىبرد: «كرند، لالاند، كورند. پس باز نمىگردند» ، «و روز قيامت، آنان را كور و لال و كر، به روى چهرهشان در افتاده، محشور مىكنيم. جايگاهشان دوزخ است. هر بار كه آتشِ آن فرو نشيند، شرارهاى [تازه]بر ايشان
الإمام الباقر عليه السلام ـ لِعَمرِو بنِ ثابِتٍ ـ : إنَّ أهلَ النّارِ يَتَعاوَونَ فيها كَما يَتَعاوَى الكِلابُ وَالذِّئابُ مِمّا يَلقَونَ مِن ألَمِ العَذابِ، ما ظَنُّكَ يا عَمرُو بِقَومٍ «لَا يُقْضَى عَلَيْهِمْ فَيَمُوتُواْ وَلَا يُخَفَّفُ عَنْهُم مِّنْ عَذَابِهَا» ، عِطاشٍ فيها جِياعٍ، كَليلَةٍ أبصارُهُم، صُمٍّ بُكمٍ عُميٍ، مُسوَدَّةٍ وُجوهُهُم، خاسِئينَ فيها نادِمينَ، مَغضوبٍ عَلَيهِم فَلا يُرحَمونَ، ومِنَ العَذابِ لا يُخَفَّفُ عَنهُم، وفِي النّارِ يُسجَرونَ ۱، ومِنَ الحَميمِ يَشرَبونَ، ومِنَ الزَّقّومِ يَأكُلونَ، وبِكَلاليبِ النّارِ يُخطَمونَ ۲، وبِالمَقامِعِ يُضرَبونَ، وَالمَلائِكَةُ الغِلاظُ الشِّدادُ لايَرحَمونَ، فَهُم فِي النّارِ يُسحَبونَ عَلى وُجوهِهِم، ومَعَ الشَّياطينِ
امام باقر عليه السلام ـ به عمرو بن ثابت ـ : اهل آتش، از درد عذابى كه مىكشند، در دوزخ مانند سگها و گرگها زوزه مىكشند. چه مىپندارى ـ اى عمرو ـ در باره گروهى كه «نه فرمان مرگشان مىرسد تا بميرند و نه از عذابشان در آتش كاسته مىشود» ؟! در آن، تشنه و گرسنهاند. چشمانشان ناتوان گشته است. كر و لال و كورند. سيهرويند. در آن جا مطرود و زبون و پشيمان اند. مورد خشماند و هيچ رحمى به آنان نمىشود. در عذابشان دمى تخفيف داده نمىشود؛ [بلكه] آتش آنان، بى وقفه شعله مىكشد. از آب جوشان مىنوشند و از زقّوم مىخورند. با چنگكهاى آتشين مهار مىشوند و با گرز كوفته مىشوند. فرشتگان دژخيم درشتخوى، به آنان رحم نمىكنند و در آتش، آنان را به رو در افتاده، مىكشند. با شيطانها به يك بند كشيده مىشوند و آنان
الإمام الصادق عليه السلام: فَاتَّقُوا اللّهَ وكُفُّوا ألسِنَتَكُم إلّا مِن خَيرٍ، وإيّاكُم أن تُزلِقُوا ألسِنَتَكُم بِقَولِ الزُّورِ والبُهتانِ والإثمِ والعُدوانِ، فَإنَّكُم إن كَفَفتُم ألسِنَتَكُم عَمّا يَكرَهُهُ اللّهُ مِمّا نَهاكُم عَنهُ، كانَ خَيرا لَكُم عِندَ رَبِّكُم مِن أن تُزلِقُوا ألسِنَتَكُم بِهِ، فَإنَّ زَلَقَ اللِّسانِ فيما يَكرَهُ اللّهُ وما يَنهى عَنهُ مَرداةٌ لِلعَبدِ عِندَ اللّهِ، ومَقتٌ مِنَ اللّهِ وصَمٌّ وعَميٌ وبَكَمٌ يُورِثُهُ اللّهُ إيّاهُ يَومَ القِيامَةِ، فَتَصيروا كَما قالَ اللّهُ: «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» ۱ يعني لا يَنطِقونَ «وَ لَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ» ۲. ۳
امام صادق عليه السلام: از خدا بترسيد و زبانهايتان را جز از خير، نگه داريد. مبادا زبانهايتان را به سخن دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بلغزانيد؛ زيرا اگر زبانهايتان را از آنچه خدا ناخوش مىدارد و شما را از آن نهى كرده است، نگه داريد، اين از نظر پروردگارتان براى شما بهتر است از اين كه زبانهايتان را به آن چيز بلغزانيد؛ چرا كه حركت دادن زبان به آنچه خداوند آن را ناخوش مىدارد و
شما را از آن نهى مىكند، از نظر خداوند، موجب هلاكت بنده و مايه خشم خداست، و خداوند در روز قيامت، آن بنده را كر و كور و لال مىگرداند و چنان مىشويد كه خداوند فرموده است: «كرند، لالاند، كورند. پس نمىفهمند» يعنى سخن نمىگويند «و رخصت نمىيابند تا پوزش بخواهند» .