حدیث دربارهكورى و گنگى و كرى

الإمام الصادق عليه ‏السلام: فَاتَّقُوا اللّه‏َ وكُفُّوا ألسِنَتَكُم إلّا مِن خَيرٍ، وإيّاكُم أن تُزلِقُوا ألسِنَتَكُم بِقَولِ الزُّورِ والبُهتانِ والإثمِ والعُدوانِ، فَإنَّكُم إن كَفَفتُم ألسِنَتَكُم عَمّا يَكرَهُهُ اللّه‏ُ مِمّا نَهاكُم عَنهُ، كانَ خَيرا لَكُم عِندَ رَبِّكُم مِن أن تُزلِقُوا ألسِنَتَكُم بِهِ، فَإنَّ زَلَقَ اللِّسانِ فيما يَكرَهُ اللّه‏ُ وما يَنهى عَنهُ مَرداةٌ لِلعَبدِ عِندَ اللّه‏ِ، ومَقتٌ مِنَ اللّه‏ِ وصَمٌّ وعَميٌ وبَكَمٌ يُورِثُهُ اللّه‏ُ إيّاهُ يَومَ القِيامَةِ، فَتَصيروا كَما قالَ اللّه‏ُ: «صُمُّ بُكْمٌ عُمْىٌ فَهُمْ لَا يَرْجِعُونَ» ۱ يعني لا يَنطِقونَ «وَ لَا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ» ۲. ۳
امام صادق عليه ‏السلام: از خدا بترسيد و زبان‏هايتان را جز از خير، نگه داريد. مبادا زبان‏هايتان را به سخن دروغ و بهتان و گناه و تجاوز بلغزانيد؛ زيرا اگر زبان‏هايتان را از آنچه خدا ناخوش مى‏دارد و شما را از آن نهى كرده است، نگه داريد، اين از نظر پروردگارتان براى شما بهتر است از اين كه زبان‏هايتان را به آن چيز بلغزانيد؛ چرا كه حركت دادن زبان به آنچه خداوند آن را ناخوش مى‏دارد و شما را از آن نهى مى‏كند، از نظر خداوند، موجب هلاكت بنده و مايه خشم خداست، و خداوند در روز قيامت، آن بنده را كر و كور و لال مى‏گرداند و چنان مى‏شويد كه خداوند فرموده است: «كرند، لال‏اند، كورند. پس نمى‏فهمند» يعنى سخن نمى‏گويند «و رخصت نمى‏يابند تا پوزش بخواهند» .
۱.. البقرة: 18.
۲.. المرسلات: 36.
۳.الكافي: ج 8 ص 3 ح 1 عن إسماعيل بن مخلّد السرّاج، بحار الأنوار: ج 78 ص 211 ح 93.

احادیث دیگر این موضوع

۲
پيامبر خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله: اى پسر مسعود! زمانى بر مردم مى‏آيد كه شكيبا بر دين خود، مانند كسى است كه اخگرى را در كف خويش گرفته باشد. به آن زمان مى‏گويد: در آن زمان ايشان بايد گرگ باشد، و گرنه گرگ‏ها او را مى‏خورند. اى پسر مسعود! عالمان و فقيهان آنان، خيانتكار و نابكارند. آنان بدترين خلق خدا هستند. همچنين پيروان آنها و كسانى كه نزد آنها مى‏روند و از ايشان چيز مى‏گيرند و دوستشان مى‏دارند و با آنان همنشينى و مشورت مى‏كنند، بدترين خلق خدايند. خداوند، همه آنان را به آتش جهنّم مى‏برد: «كرند، لال‏اند، كورند. پس باز نمى‏گردند» ، «و روز قيامت، آنان را كور و لال و كر، به روى چهره‏شان در افتاده، محشور مى‏كنيم. جايگاهشان دوزخ است. هر بار كه آتشِ آن فرو نشيند، شراره‏اى [تازه]بر ايشان مى‏افزاييم» «هر چه پوستشان بسوزد، پوست‏هاى ديگرى بر جايش مى‏نهيم تا عذاب را بچشند» «چون در آن جا افكنده شوند، از آن خروشى مى‏شنوند، در حالى كه مى‏جوشد. نزديك است كه از خشم، شكافته شود» «هر بار بخواهند از شدّت غم، از آن بيرون آيند، در آن باز گردانيده مى‏شوند و [به آنان گفته مى‏شود:]بچشيد عذاب آتش سوزان را» . «براى آنها در آن جا ناله‏اى زار است و در آن جا چيزى نمى‏شنوند» . ادّعا مى‏كنند كه بر دين و سنّت و روش و احكام من هستند، در حالى كه آنان از من بيزارند و من از آنها بيزارم.
امام باقر عليه ‏السلام ـ به عمرو بن ثابت ـ : اهل آتش، از درد عذابى كه مى‏كشند، در دوزخ مانند سگ‏ها و گرگ‏ها زوزه مى‏كشند. چه مى‏پندارى ـ اى عمرو ـ در باره گروهى كه «نه فرمان مرگشان مى‏رسد تا بميرند و نه از عذابشان در آتش كاسته مى‏شود» ؟! در آن، تشنه و گرسنه‏اند. چشمانشان ناتوان گشته است. كر و لال و كورند. سيه‏رويند. در آن جا مطرود و زبون و پشيمان اند. مورد خشم‏اند و هيچ رحمى به آنان نمى‏شود. در عذابشان دمى تخفيف داده نمى‏شود؛ [بلكه] آتش آنان، بى وقفه شعله مى‏كشد. از آب جوشان مى‏نوشند و از زقّوم مى‏خورند. با چنگك‏هاى آتشين مهار مى‏شوند و با گرز كوفته مى‏شوند. فرشتگان دژخيم درشت‏خوى، به آنان رحم نمى‏كنند و در آتش، آنان را به رو در افتاده، مى‏كشند. با شيطان‏ها به يك بند كشيده مى‏شوند و آنان را به كُند و زنجير مى‏بندند. اگر دعا كنند، دعايشان پذيرفته نمى‏شود و اگر چيزى بخواهند، درخواستشان برآورده نمى‏گردد. اين است حال و روز كسى كه وارد آتش دوزخ گردد.